زندگی­نامه شهید سرهنگ غلامرضا مخبری
حماسه ساز بستان و تنگه چزابه نگاهی بر زندگینامه شهید سرهنگ غلامرضا مخبری حضرت امام! «اطمینان داشته باشید که تا لحظه ای که نیروی ایمان تا لحظه ای که خون در رگهای این جوانان وطن و سربازان اسلام در جریان است، نه تنها صدام بلکه هیچ یک از مزدورانی که بخواهند چشم خود را به سوی خاک ایران بدوزند، زنده نخواهند ماند.» بخشی از سخنان شهید مخبری در حضور امام خمینی و قسمتی از سخنرانی امام خمینی(ادامه)

امام در پاسخ وی فرمود: «شما به حقید، همان طوری که امام سیدالشهداء به حق بود و یزید و بنی امیه را رسوا کرد. شما هم در این نبردهای بزرگ مثل آبادان، تنگه چزابه، بستان کاری کردید که اعجاز بود.»

آغاز راه

شهرستان قوچان استان خراسان در سال 1324 تولد فرزندی را به نام غلامرضا مخبری به نظاره نشست که حماسه ساز عرصه بستان و تنگ چزابه شد. مخبری دوران تحصیلات خود را در این شهرستان به پایان رساند. در سال 1343 در آزمون ورودی دانشکده افسری پذیرفته شد و به تحصیل علوم و فنون نظامی پرداخت.

بعد از فراغت از تحصیل در سال 1346 با درجه ستوان دومی جهت گذراندن دوره مقدماتی زرهی به شیراز اعزام شد. و پس از پایان دوره به لشکر 16 زرهی قزوین، تیپ زنجان پیوست. او در سال 1357 دوره عالی رسته ای را در شیراز طی نمود و در این ایام انقلاب اسلامی به پیروزی رسید.

دوران دفاع مقدس

با آغاز جنگ تحمیلی در سال 1359، لشکر 16 زرهی به فرماندهی سرهنگ سیروس لطفی به منطقه خوزستان و جبهه دهلاویه حرکت کرد. سرگرد مخبری فرماندهی گردان 125 پیاده مکانیزه تیپ دوم لشکر زنجان لشکر 16 زرهی را بر عهده داشت.

در عملیات طریق القدس که در آبان 1360انجام شد، بستان عرصه ی دیگری برای ظهور و بروز استعداد نظامی مخبری بود. در عملیات طریق القدس، به عنوان فرمانده گردان خط شکن عمل کرد و با ابتکار و شجاعت بی نظیری که از خود نشان داد، توانست خطوط دفاعی دشمن را در هم بشکند و پل سابله که از مناطق راهبردی عملیات بود را فتح کند.

به خاطر رشادت ها و دلاوریهای این افسر رشید ارتش، در حین اجرای عملیات و زیر آتش دشمن، مورد تشویق فرمانده نیروی زمینی سرهنگ صیاد شیرازی قرار گرفت و سرهنگ صیاد شیرازی، به پاس حماسه آفرینی هایش، در زیر باران گلوله و آتش، به او درجه سرهنگ دومی را اعطا کرد.

دیدار حماسه سازان پل سابله و تنگه چزابه با امام خمینی(ره)

این فرمانده رشید و دلاور که داستان رشادتش برای فتح پل سابله در جریان عملیات طریق القدس، آزادی بستان و نجات سوسنگرد از سقوط حتمی، توسط شهید سپهبد علی صیاد شیرازی روایت شده است، بعد از پیروزی در جبهه تنگه چزابه و همچنین حماسه آفرینی در پل سابله در عملیات طریق القدس، در تاریخ 16/12/1360 به همراه جمعی از هم رزمانش به دیدار امام خمینی رحمت الله علیه در حسینیه جماران نائل آمد و سخنرانی کوتاه، اما قاطعی کرد. سخنان این شهید معظم را مرور می‌کنیم:

« بسم الله الرحمن الرحیم

 با عرض تسلیت شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به حضور حضرت امام زمان و حضرت امام خمینی و با عرض تشکر از حضور امام، به خاطر پذیرش رزمندگان به حضورشان، بنده به نمایندگی از رزمندگان قسمت بستان و چزابه که الان در حضور امام هستیم، می‌خواستم چند کلمه به طور خلاصه به حضور امام و ملت شهید پرور ایران عرض کنم.

کشور مزدور عراق و سربازان و جنگنده های پوچ عراق که در 17 ماه قبل، از مسائل داخل کشور ما سوءاستفاده کرده بودند و به داخل کشور ما رسوخ کردند، در حال انحطاط و بدبختی روزبه روز از بین می‌روند. نشانه های این انحطاط از ماه ها قبل کاملا روشن و مشخص گردیده است. شکست حصر آبادان، فتح بزرگ بستان، نشانه های بسیار خوبی بود که صدام و صدامیان و آنهایی که صدام را حمایت می‌کنند، بدانند که دیگر بایستی فرار را برقرار ترجیح دهند.

صدام باز هم نفهمید. پس از فتح بستان که خود من و تعداد بسیار زیادی از این رزمندگان افتخار شرکت در آن را داشتیم، می‌توانست درس بسیار بزرگی برای مزدوران عراقی باشد، زیرا اجسادی که در جلوی پای سربازان ایران، سربازان اسلام افتاده بود، خود نشانه ی بسیار بارزی از انحطاط دشمن دشمن بود.

صدام خواست یک بار دیگر قدرت خود را بیازماید. عملیات چزابه را آزمایش کرد. حضرت امام نگران شده بودند، زیرا صدام با تدارکی که دیده بود و با آن وضعیت آن ادعا را قبل حمله بکند و بگوید: من بستان را گرفته ام! ولی همه شاهد بودند، خدای بزرگ شاهد بود که در آن شب، در شب 17/11/1360 فقط یک گردان رزمنده، فقط یک گردان با تعدادی برادران سپاه و بسیج، جلوی یورش 12 گردان کماندوی دشمن را مردانه گرفتند و اجازه ندادند که صدام به آن ادعای کثیف خودش برسد.

حضرت امام! اطمینان داشته باشید تا لحظه ای که نیروی ایمان و تا لحظه ای که خون در رگ های این جوانان وطن و سربازان اسلام در جریان است، نه تنها صدام بلکه هیچ یک از مزدورانی که بخواهند چشم خود را به سوی خاک ایران بدوزند زنده نخواهند ماند.»

امام راحل نیز در سخنانی فرمودند: «شما به حقید، همانطوری که امام سید الشهدا (ع) به حق بود و یزید و بنی امیه را رسوا کرد، شما هم در این نبردهای بزرگی مثل آبادان، تنگه چزابه، بستان کاری کردید که اعجاز بود.»

انس با نهج البلاغه:

مخبری، پاکباخته‌ی کلام مولا علی علیه السلام بود و جانش سیراب معرفتی بود که نهج البلاغه به او نثار می‌کرد. او در حاشیه نهج البلاغه اش به خطی خوش نوشته است: هرگاه غمگین شدی و دلت از دست زمان گرفت، به نهج البلاغه رجوع کن. باشد که سخنان این مرد بزرگ تسلی خاطرت گردد.

عروج عاشقانه:

پس از پایان موفقیت آمیز عملیات طریق القدس و تثبیت خط پدافندی چزابه، به علت نیاز های عملیاتی، با اعطای یک درجه موقت دیگر توسط شهید سپهبد علی صیاد شیرازی به درجه سرهنگی مفتخر به سمت فرماندهی تیپ 1 لشکر 28 پیاده کردستان منصوب شد و … برای حفظ امنیت به قلل سر به فلک کشیده کردستان که مخفیگاه و پایگاه منافقان و ضد انقلاب شده بود، بازگشت و مشغول ستیز با دشمن زبون گردید. جای جای جبهه، معرکه دلاوری مخبری شده بود. امیر سرلشکر غلامرضا مخبری، سرانجام در یازدهم دی 1361 در ارتفاعات دارساوین در محور بانه سردشت مورد حمله ضد انقلاب قرار گرفت و در 37 سالگی جام شهادت نوشید و پادگان تیپ 2 زرهی زنجان، مزین به نام این فرمانده غیور گردید. روحش شاد و یادش گرامی…

منابع

  1. سخنرانی شهید در حضور حضرت امام خمینی (ره)
  2. خبر گذاری دفاع مقدس
  3. مقاله طریق القدس (برداشت میدانی)
  4. فایل های سخنرانی شهید صیاد در دانشگاه افسری
  5. اسناد و مدارک هیئت معارف جنگ

 


 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده