ارتش در فاو(عملیات والفجر8) (54)

حجم آتش غیر ضروری
واکاوی تخصصی جنگ در بخش توپخانه نشان می دهد که استفاده از آتش توپخانه به عنوان پشتیبانی از عملیات‌های آفندی و پدافندی برابر اصول آمده در آیین نامه‌های رزمی، انجام نگرفته است بلکه فرماندهان یگان‌های پشتیبانی شونده در بیشتر موارد از توپخانه به عنوان یک یگان بازدارنده استفاده کرده‌اند. نباید منکر این واقعیت بود که بهره برداری از حجم آتش از جمله راهکارهای تکنیکی جنگ محسوب می‌شود، اما از طرفی باید پذیرفت که توپخانه به هر حال یک سلاح پشتیبانی رزمی است و جایگزین کردن آن به جای نیروی پیاده یا زرهی تاکتیکی مناسب نیست و بایستی در شرایط ویژه انجام گیرد. باید توجه داشت کاربرد اصلی توپخانه در پدافند برای ایجاد سد آتش و در آفند برای شکستن مقاومت دشمن است و این در حالی است که ما از آتش توپخانه در آفند به طور اصولی کمتر استفاده می‌کردیم.
افسران توپخانه معتقد هستند که در پاره ای اوقات از توپخانه بی رویه و خارج از توان و استانداردهای علمی استفاده شده است و از این رهگذر آسیب هائی وارد شده است و دلیل اصلی استفاده نا مناسب از توپخانه را برقرار نبودن مراکز هماهنگی پشتیبانی آتش و یا استفاده ضعیف از این مراکز عنوان می کنند و این در حالی است که تشکیل این مراکز با توجه به نقش ارزنده ای که دارند از رده گروهان تا سپاه با ترکیب‌های مناسب در سازمان پیش بینی شده است و وظائف هر یک از این مراکز به طور جدی در آموزشهای تکمیلی افسران منظور گردیده است.
برابر اصول، تمام درخواستهای آتش بایستی از طریق این مراکز کنترل و هماهنگ گردد و سپس جهت اجرا به آتشبار تیر ابلاغ گردد. در صورتی که در جنگ تحمیلی حداقل 90% درخواستها از طریق دیدبان و تصمیم فرمانده آتشبار بدون نظارت مراکز هماهنگی پشتیبانی آتش انجام می گرفت و همین ناهماهنگی سبب مصرف بی رویه مهمات و بدست نیامدن نتیجه مناسب از مهمات مصرف شده است.
درست است که قضاوت عمومی درباره کاربرد توپخانه در جنگ تحمیلی در مجموع مثبت ارزیابی شده است اما بهای پرداخت شده در پاره ای اوقات و در بعضی از عملیات‌ها متناسب با نتیجه کسب شده به درستی ارزیابی نمی‌شود.
به عنوان نمونه که مربوط به ماههای اول جنگ در جبهه سومار است چنین از حافظه خود یاری می‌طلبم:
روزی به عنوان معاون رکن سوم توپخانه لشکر به همراه فرماندهی محترم لشکر 81 زرهی برای بازدید از آتشبارهای گردان 396 توپخانه در محور سومار رفته بودم فرمانده آتشبار که ستوانیکم جوانی بود با ظاهری نه چندان مناسب نزد فرمانده لشکر آمد و بی‌مقدمه گفت:
از دیشب تا حالا 2000 گلوله تیراندازی کرده‌ام و تمام لوله‌های توپ سرخ شده است.
فرمانده لشکر در حالی که با وی دست می داد با متانت گفت:
خسته نباشید، آفرین، مگر چه خبر شده است؟
وی بر خلاف معمول گفت:
من چه می دانم ؟! حتماً عراقیها حمله کرده‌اند ! دیدبان درخواست کرده است.
فرمانده لشکر این بار با خونسردی گفت:‌
اما من می‌دانم، گزارش اطلاعاتی را خوانده‌ام، در حد یک دسته تانک تظاهر به تک کرده است، فکر می‌کنید لازم به تیراندازی 2000 گلوله بوده است؟‌چه تلفات و خساراتی به دشمن وارد گردیده است؟
فرمانده آتشبار نتوانست جوابی بدهد و هیچ گزارشی از تلفات و خسارات وارده به دشمن نرسیده بود. با این وصف فرمانده لشکر دستهایش را روی شانه آن افسر گذاشت و گفت:
پسرم، اگر چنین بی حساب و کتاب تیراندازی کنیم و نتیجه ای هم نگیریم، معلوم نیست کار به کجا خواهد کشید.
و پس از خداحافظی براه افتادیم. و من که آن افسر را از نزدیک می شناختم، مشکل او را در ضعف آموزش می‌دانستم، زیرا آموزش، اساسی ترین فرآیند و ارتقاء کارائی در هر یگان و در هر مورد می‌باشد.
گر چه بدون تردید هر کس که از نزدیک دستی بر آتش جنگ داشته است می‌تواند نمونه‌هایی از آنچه بیان شد نقل کند اما در این میان عملیات والفجر8 نمونه شناخته شده‌ای از مصرف پر حجم آتش توپخانه که در هیچ عملیات دیگری در جنگ تحمیلی سابقه نداشته است، به‌حساب می آید در این عملیات که در یک منطقه محدود انجام گرفت در مدت کمتر از یک ماه متجاوز از دو میلیون گلوله توپخانه تیراندازی گردید و به علت همین حجم غیر متعارف آتش بود که 8 گردان توپخانه کارائی خود را از دست دادند و لوله های آنها صفر گردید. در همین راستا و برای حفظ مداومت آتش، نزاجا مجبور گردید، این گردان‌ها را با گردان‌های مشابه تعویض و آنها را برای تعمیرات اساسی و تعویض لوله به پشت جبهه تخلیه نماید، کاری که هرگز در طول جنگ اتفاق نیفتاد. افزون بر این به سایر گردان‌ها آسیب جدی وارد گردید و موجبات نگرانی فرماندهان فراهم شد و در حالی که عمر قانونی لوله‌هابه پایان رسیده بود، اما آنان کماکان مجبور به ادامه مأموریت پشتیبانی آتش بودند. این نگرانی در سخنان فرماندهانی که مورد پرسش قرار گرفته‌اند آشکار است.
سرهنگ حسن محمدی (معاون وقت آتشبار یکم گردان 372 کاتیوشا) می‌گوید:
در این عملیات تدارک مهمات، بسیار مهم بود، زیرا حجم آتش آنقدر بود که پرسنل آتشبار و حتی آتشبار ارکان جوابگو نبودند و حدود 120 نفر سرباز که آموزش مقدماتی خود را رها کرده بودند به ما دادند، خلاصه آتشبار ما در مدت 40 روز اول عملیات تقریباً 20000 موشک تیراندازی کرد.
استوار یکم غلامعلی احمدیان (رئیس توپ گردان 332 توپخانه 130 م‌م) می‌گوید:
با شروع عملیات،کار ما نیز شروع شد، من هیچگاه به اندازه این عملیات گلوله تیراندازی نکرده بودم، خلاصه بگویم، توپ من که به تازگی لوله آن عوض شده بود، به علت تیراندازی بیش از حد، مجبور شدیم دوباره لوله اش را تعویض کنیم. یعنی در مدت یکماه، یک لوله از بین رفت، یادم است که قبل از تعویض لوله، شعله پوش توپ ترکید و من مدتها با توپ بدون شعله پوش تیراندازی می‌کردم من در مدت یک ماه بیش از 1500 گلوله تیراندازی کردم.
سرهنگ سینائی (رئیس رکن چهارم گردان 399 توپخانه 130 م‌م) بدنبال گفته‌های خود اضافه می‌کند:
گردان به علت تیراندازی بیش از حد لوله‌های خود را از دست داده بود، لذا ما مجبور شدیم تمام لوله‌های توپها را عوض کنیم.
سرهنگ سینائی علت تعویض لوله‌ها را چنین بیان می‌کنند:
چون گردان زیر امر سپاه پاسداران عمل می‌کرد، سعی بر این بود، مشکلات را نادیده بگیریم و به درخواست آتش بدون وقفه جواب دهیم.

انتهای مطلب

منبع: عملیات والفجر8(ویراست دوم)، اسدی، هیبت الله، 1400، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده