دکتر بُدو  (39)
خاطرات سرتیپ دوم غلامحسین دربندی

نماز اول وقت
یکی از مهمترین رموز موفقیت شهید صیاد توجه او به نماز بود. ایشان می¬گوید:
«همه موفقیت هایی که در زندگی به دست آورده¬ام از نماز اول وقت بود».
شاید فکر کنیم خواندن نماز اول وقت، کاری ندارد اما شما تصور کنید فردی مانند شهید صیاد شیرازی که فرمانده¬ی نظامی بود بتواند در همه حال نمازش را اول وقت بخواند.
به یاد دارم در یکی از سفرها همراه ایشان در قطار بودیم که وقت نماز شد. شهید صیاد شیرازی به من گفتند به رئیس قطار بگو تنظیم نماید تا بتوانیم نماز اول وقت را در یک ایستگاه بخوانیم. وقتی این موضوع را به رئیس قطار گفتم او پاسخ داد نمی¬شود قطار را در هر جایی متوقف کرد. نزدیک ایستگاه، وقت اذان شد. شهید صیاد را دیدم جلوی کوپه¬اش برافروخته بود تا مرا دید گفت: چه شد؟ گفتم: پنج دقیقه دیگر می¬رسیم. گفت: فضیلت نماز اول وقت را از دست می¬دهیم. گفتم اجازه می¬دهید در قطار اعلام کنم همه اذان بگویند؟ گفت این خوب است به ثواب اذان می¬رسیم و خودش بلافاصله در راهرو قطار شروع به گفتن اذان نمود. با تمام شدن اذان به ایستگاه رسیدیم و نماز را همه به جماعت خواندیم.
اصولا ایشان به هر منطقه¬ای که می¬رفت ابتدا زمان اذان و اوقات شرعی را تهیه می¬کرد تا نماز اول وقت را از دست ندهد. در واقع بهترین خاطره¬ای که همکاران ایشان از این شهید بزرگوار به یاد دارند، نماز اول وقت است. نمازهای شهید صیاد، نماز به معنای واقعی کلمه بود. او واقعا غرق در نمازی بود که اقامه می-کرد. یعنی هم از نظر شکلی نماز را اول وقت می¬خواند و هم از نظر محتوایی به مفهوم واقعی نماز توجه داشت و ذوب در حضرت حق می¬شد.
حجت الاسلام عیوضی می گفت:
« من هنوز طلبه بودم که در یکی از مناطق عملیاتی کردستان، وقت نماز، شهید صیاد بلافاصله به نماز ایستاد. همراه تعدادی از بچه¬ها به ایشان اقتدا کردیم. هنوز رکعت اول بود که دیدیم چند عقرب به سمت ما آمدند. با دیدن عقرب ها نماز ها را رها کردیم اما شهید صیاد همچنان به نماز خود ادامه داد. وقتی سلام نماز را داد، به عقب چرخید تا با ما مصافحه کند ولی دید هیچ کدام از بچه ها پشت سرش نیستند. وقتی ماجرا را تعریف کردیم، ایشان گفت: من اصلا عقربی ندیدم! در حالی که یکی دو عقرب هم جلوی ایشان حرکت می¬کرد ».
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
ولایت پذیری
شهید صیاد به شدت تحت امر ولایت بود، معتقد بود که در روز قیامت همان سوالی را از او خواهند پرسید که امام خمینی (ره) از او می¬پرسد. همیشه و در همه جا مطیع دستورات ایشان بود و به نظر من بعد از رحلت امام هم مطیع ترین فرد به رهبر انقلاب بود. این رفتار او ظاهری نبود بلکه اطاعت را در عمل نشان داده بود. همان گونه که در دوران جنگ تحمیلی بارها و بارها به سبب انجام عملیات ها و طراحی های موفق نظامی لبخند را بر لب امام خمینی(ره) نشانده بود، پس از جنگ تحمیلی هم با فعالیت هایی که انجام می داد، دل رهبر انقلاب را شاد می کرد. شهید صیاد به هیچ حزب و گروهی وابسته نبود. او تا لحظه ی شهادت به جز خط ولایت فقیه پیرو خط دیگری نبود. نوعی رابطه ی مرید و مراد بین ایشان و رهبر انقلاب وجود داشت به همین دلیل وقتی شهید شد بیشترین اندوه را در چهره ی مقام معظم رهبری دیدیم.

تقید به شروع کلام با نام خدا و دعای فرج
یکی از همکارانش تعریف کرد از آن جا که می دانستیم همیشه سخنش را با بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز می کند، تصمیم گرفتیم در یکی از جلسات او را کمی اذیت کنیم، به همین سبب در شروع ارائه ی گزارش، بسم الله نگفتم و انتظار داشتم ناراحت یا عصبانی شود اما دیدم که با همان آرامش خاص خود به جای من زیر لب گفت:
«بسم الله الرحمن الرحیم «و سپس یادداشت برداری از گزارش را آغاز کرد. شهید صیاد در یکی از دست نوشته های خود گفته است:
در جلسه ای با بنی صدر، که شروع آن جلسه بدون نام خدا و قرآن و دعا بود، وقتی صحبت های بنی صدر تمام شد، با گفتن بسم الله الرحمن الرحيم دعای امام زمان (عج) را خواندم. بعد سخن قلبی ام را بر زبان آوردم که در میان مسئولان سر و صدا کرد. گفتم آقای رئیس جمهور، عذر می خواهم که این نکته را می گویم. من جلسه ای با این اهمیت را که برای امنیت جمهوری اسلامی تشکیل شده و در آن یک بسم الله گفته نشده و یک آیه قرآن تلاوت نشده است، آن قدر آلوده و ناپاک می بینم که فکر می کنم تمام وجودم آلوده شده است و چاره ای ندارم جز این که از اینجا بروم قم، زیارتی کنم تا احساس کنم تزکیه شده ام. سکوت در جلسه حاکم شد. وقتی انسان بخواهد خالصانه و با فطرت خود حرف بزند، خداوند هم به او شهامت میدهد و جملاتی را بر زبان می آورد که شاید بعدا نتواند آنها را بگوید«
شهید صیاد شیرازی در حقیقت در این جلسه بر مبنای اصول و تکلیف دینی خود و البته در نهایت ادب، علیه رئیس جمهور آن زمان خروشید و جلسه¬ای را که با نام خدا شروع نشده بود ترک کرد. گاهی ما نباید فقط دین¬دار باشیم بلکه لازم است دین یار هم باشیم.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده