دکتر بُدو  (37)
خاطرات سرتیپ دوم غلامحسین دربندی

اولین اقدام ها بعد از فرماندهی
شهید سپهبد علی صیاد شیرازی درباره این برهه از زندگی پر برکتش اینگونه می گوید:
«وقتی به جنوب رفتم دیدم قرارگاه مقدم نیروی زمینی در عمق 40 متری زمین در شهر دزفول قرار دارد. به عنوان اولین اقدام به شهید بزرگوار سید مسعود منفرد نیاکی فرمانده وقت لشکر 92 اهواز گفتم این قرارگاه باید ظرف مدت 48 ساعت به اهواز یعنی نزدیک ترین نقطه به جبهه منتقل شود. گفتند این کار امکان ندارد اما اصرار کردم و 48 ساعت بعد سرلشکر شهید منفرد نیاکی اعلام کرد قرارگاه به اهواز منقل شده است و منتظر بازدید شما هستیم …. دومین کارم این بود که قرارگاه مشترکی با برادران سپاه ایجاد کنیم، این قرارگاه به نام قرارگاه کربلا ایجاد شد و آغاز به کار کرد». به این ترتیب شهید صیاد شیرازی، پایه گذار وحدت میان نیرو های ارتش و سپاه شد. ایشان در نماز جمه اعلام کرد، شعار “ارتشی سپاهی دو لشکر الهی” درست نیست و از این به بعد بگویید: “ارتشی سپاهی یک لشکر الهی” در اولین عملیاتی که پس از فرماندهی او انجام شد (طریق القدس)، وحدت نیرو ها به خوبی جواب داد و این عملیات با موفقیت به آزاد سازی شهر بستان و 70 روستای کشورمان در دشت آزادگان منجر شد. طراحی و اجرای این عملیات بسیار مهم، که با هوش سرشار شهید صیاد شیرازی انجام شد، کمر ارتش بعث را شکست و موجب شد در نیرو های بعثی رخنه ای بزرگ ایجاد شود.
مشورت و کمک گرفتن از نظرهای دیگران
مشورت کردن یکی از بارزترین ویژگی های این شهید بزرگوار بود. شهید صیاد شیرازی وقتی قرارگاه کربلا را ایجاد کرد، مشاوران بسیار خوبی برگزید. مشاورانی که متخصص و به مسائل نظامی کاملا آگاه بودند و با ایشان همکاری خوبی داشتند. البته به این نکته اشاره کنم که برخی افراد به دلیل نظامی بودن، درجه برایشان اهمیت داشت. شهید صیاد جوان ترین فرمانده ارتش بود و به همین دلیل برخی افراد در ابتدا در همکاری با وی تردید داشتند اما این شهید بزرگوار با چنان تواضعی با آنان مواجه می شد که جذب شخصیت کم نظیر او می شدند. یکی از این افراد می گفت: «وقتی شهید صیاد با واسطه ای از من برای مشورت و همکاری دعوت کرد، با خودم گفتم من او را نمی شناسم و سابقه ی کاری ام نیز حداقل 20 سال از او بیشتر است به همین دلیل نمی توانم با وی همکاری کنم با وجود این به قرارگاه مراجعه کردم. قبل از جلسه خواستم با آب یکی از تانکرهای محوطه قرارگاه وضو بگیرم که دیدم افسر جوانی در حال وضو گرفتن است. به من سلام کرد. من بدون اینکه دقت چندانی به او داشته باشم به جواب سلام بسنده کردم. وقتی به نمازخانه می رفتیم دیدم با فاصله اندکی پشت سر من حرکت می کند تا برایم احترام قائل شود. نماز که تمام شد از سرهنگ صیاد شیرازی خواستند تا برای سخنرانی پشت تریبون برود. ناگهان دیدم همان افسر با ادب از پشت سر من بلند شد و شانه ام را با محبت فشار داد و لبخندی زد و پشت تریبون رفت. از همان لحظه چنان علاقه ای به او پیدا کردم که نه تنها تا پایان جنگ بلکه تا پایان عمر با برکتش همه جا با او بودم زیرا فهمیدم محبتی که در وجود این افسر است فراتر از مسائل مادی و نظامی است».
نمونه دیگر شهید سرلشکر سید مسعود منفرد نیاکی بود که از با تجربه ترین و پر سابقه ترین فرمانده هان ارتش به شمار می رفت. وی با وجود موی سپید، به سبب اطاعت از صیاد شیرازی الگوی دیگران شده بود. شهید صیاد شیرازی از همه نیرو های نظامی اعم از سپاه، بسیج، ارتش، روحانیت، و…. مشورت می گرفت. حتی کسانی که ما فکر نمی کردیم بتوانند در مسائل مختلف کمکی کنند، اما شهید صیاد نظر آنها را هم می شنید و در تصمیم گیری هایش لحاظ می کرد. او حتی به جوان های جبهه میدان می داد تا نبوغ خود را نشان دهد. در تصمیم گیری های خود حتی از نظر مراجع عظام تقلید و روحانیون هم بهره می برد. به نظر دیگران حتی اگر آن فرد راننده او بود، احترام می گذاشت و بارها دیدم که می ایستاد و نظراتشان را می شنید. نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد و مغفول مانده است، آن است که در آن روزگار در نیروی زمینی ارتش تمامی درجات سرگردی به بالا از ایشان قدیمی تر و مسن تر و برابر قواعد نظامی ارشد تر بودند اما به سبب جنگ این جایگاه نفسانی خود را نادیده گرفتند و افسری جوان تر از خود را به فرماندهی قبول کردند و او نیز با رفتار و اخلاق و دانش و عملکرد شایسته، خود را به آنان و دیگران باوراند. بنابرین ارزش کاری آن افسران را در آن روزگار باید قدر دانست. در روزگار کنونی یک کارمند اداری حاضر نیست یک کارمند با رتبه پائین تر بالاتر از وی قرار بگیرد.

انتهای مطلب

منبع: دکتر بُدو، منتظر رضا، 1401، چوگان، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده