سکوت مجامع بین‌المللی در قبال جنایات شیمیایی صدام علیه ایران
حملات شیمیایی رژیم بعث عراق علیه ایران، از سال 1362 تا اوایل 1363 در ابتدا با استفاده از گاز خردل و سپس گاز تابون صورت گرفت.

حملات شیمیایی رژیم بعث عراق علیه ایران، از سال 1362 تا اوایل 1363 در ابتدا با استفاده از گاز خردل و سپس گاز تابون صورت گرفت. اولین حمله شیمیایی کاملاً ثبت‌شده در عملیات والفجر 2 در خلال ماه‌های تیر و مرداد 1362 هنگام درگیری شدید بین نیروهای ایران و عراق در نواحی کوهستانی مشرف‌به شهر مرزی حاج عمران در کردستان عراق صورت گرفت. حاج عمران ازنظر حملات شیمیایی عراق یک نقطه عطف محسوب می‌شد اما به علت گزارش‌های نامناسب عراقی‌ها هیچ اعتراض بین‌المللی را متوجه رژیم بعث نکرد. درواقع سکوت دولت‌ها و مجامع بین‌المللی در قبال جنایات شیمیایی عراق، صدام را مصمم‌تر کرد تا بدون هیچ‌گونه مجازاتی از گازهای شیمیایی علیه ایران و کُردها استفاده کند.
پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ حملات شیمیایی رژیم بعث عراق علیه ایران، از سال 1362 تا اوایل 1363 در ابتدا با استفاده از گاز خردل و سپس گاز تابون صورت گرفت. حملات شیمیایی در این دوره به دلیل مشکلاتی که در پخش گازهای شیمیایی وجود داشت به‌صورت محدود انجام می‌شد و تعداد مصدومان و شهدای آن نیز کم بود. در این مرحله مصدومان غالباً دچار ضایعات خفیف و متوسط شده و آسیب کمتری نیز به نیروهای ایرانی وارد شد. رژیم بعث عراق در طول سال 1362 به‌منظور جلوگیری از حملات مکرر «موج انسانی ایران» به حملات شیمیایی مبادرت ورزید. این رژیم با اعتمادبه‌نفس بیشتری گاز خردل و سپس عامل اعصاب را در حملات خود بکار برد.
اولین حمله شیمیایی کاملاً ثبت‌شده در عملیات والفجر 2 در خلال ماه‌های تیر و مرداد 1362 هنگام درگیری شدید بین نیروهای ایران و عراق در نواحی کوهستانی مشرف‌به شهر مرزی حاج عمران در کردستان عراق صورت گرفت.

ارتش عراق در طول عملیات والفجر 2، هفت بار منطقه حاج عمران را بمباران شیمیایی کرد. نیروهای بعثی در این عملیات در مرداد 1362 ، در مناطق عملیاتی شمال غرب کشور مانند پیرانشهر، روستاهای مجاور و حاج عمران هفت حمله مهم شیمیایی انجام دادند که درنتیجه آن افراد غیرنظامی نیز آسیب دیدند ازجمله در دو مورد یعنی در ساعت 30 : 6 بعدازظهر 17 مرداد و 7 صبح 18 مرداد 62 در حاج عمران بمباران شدیدتری انجام شد. به‌طوری‌که تعدادی از بیماران بدحال این حملات جهت مداوا به تهران منتقل شدند.
متعاقب انفجار بمب‌ها دود سیاه‌رنگی در منطقه پخش شد و ذرات ریزی شبیه نفت سیاه روی زمین، تجهیزات و نیروها را فرا گرفت. ضمن اینکه بوی تند خاصی مشابه بوی سیر به مشام می‌رسید و از عوارض آن نیروهای ایران دچار قرمزی چشم، سوزش و خارش پوستی شدند.
این رژیم دو توجیه به‌منظور استعمال گازهای شیمیایی به‌خصوص خردل را متذکر می‌شد: اولاً اینکه به‌منظور مقابله با حملات امواج انسانی ایران و دوم به دلیل مجازات چریک‌های کرد به خاطر همکاری با ایران.
حاج عمران ازنظر حملات شیمیایی عراق یک نقطه عطف محسوب می‌شد اما به علت گزارش‌های نامناسب عراقی‌ها هیچ اعتراض بین‌المللی را متوجه رژیم بعث نکرد. درواقع سکوت دولت‌ها و مجامع بین‌المللی در قبال جنایات شیمیایی عراق، صدام را مصمم‌تر کرد تا بدون هیچ‌گونه مجازاتی از گازهای شیمیایی علیه ایران و کُردها استفاده کند. هواپیماهای عراق روستای باینجان از توابع بانه را در ساعت 5 بامداد 3 آبان 62 موردحمله شیمیایی قرار دادند و تعدادی از روستائیان دچار سوختگی شدید و 9 نفر از آنان نیز شهید شدند.

ارتش بعثی چند روز پس از عملیات والفجر 4 در آبان 1362 منطقه وسیعی از غرب کشور را با گاز خردل بمباران شیمیایی کرد که هم مناطق نظامی و هم شهرهایی مانند مریوان، سردشت (3 آبان)، بانه (8 آبان) و روستاهای مجاور را نیز در بر می‌گرفت. درنتیجه این حملات تعدادی از نیروهای ایران، زنان و کودکان مصدوم شدند. متعاقب این حمله 9 نفر از مردم روستایی و تعدادی از رزمندگان پس از 72 ساعت براثر نارسایی قلبی به شهادت رسیدند. همچنین هنگامی‌که ارتش عراق در 16 آبان 62 در منطقه والفجر 4 متحمل شکست دیگری شده بود با 4 فروند هواپیما منطقه بین رودخانه شیلر و ارتفاعات لری را موردحمله شیمیایی قرار داد که درنتیجه آن 70 نفر مصدوم شدند.
این رژیم در اواخر آبان 1362 نیروهای ایران را که مشغول عملیات والفجر 4 در تپه‌های پنجوین بودند، موردحمله شیمیایی قرار داد و طی آن چندین هزار نفر مصدوم شدند. به‌طورکلی حملات شیمیایی در پنجوین محدود بود. همچنین در ماه های آذر، دی و بهمن سال 1362 حملات شیمیایی به‌طور پراکنده و بسیار محدود صورت گرفت. دولت ایران طی نامه‌های متعددی گزارش جزئیات حوادث مذکور را به شورای امنیت سازمان ملل ارائه داد و تقاضا کرد تا اسرع وقت هیئتی به‌منظور بررسی شواهد برجای‌مانده از حادثه و معاینه مصدومان به ایران اعزام شود اما متأسفانه هیچ اقدامی صورت نگرفت.

ارتش بعث در 24 بهمن 62 پیرانشهر را با بمب‌های شیمیایی گلوله‌باران کرد که موجب آسیب‌های شدید چشمی تعداد زیادی از مردم گردید. دولت ایران با اینکه بیش از 40 ماه از جنگ تحمیلی می‌گذشت و گزارش‌های متعددی از نقض قوانین بین‌المللی توسط عراق به شورای امنیت ارائه داده بود اما شورای امنیت با بی‌تفاوتی، صدام را در استفاده ازاین‌گونه سلاح‌های مرگبار تشویق می‌کرد. بنا به گزارش سعید رجائی خراسانی رژیم عراق در ساعت‌های اولیه سه‌شنبه 9 اسفند 62 منطقه وسیعی را بمباران شیمیایی کرد. در همین راستا ارتش عراق منطقه عملیاتی خیبر را بمباران شیمیایی نمود که براثر آن بیش از 700 نفر از نیروهای ایران دچار سوختگی‌های صورت، تهوع شدید، تاول و آبریزش چشم، سرگیجه، عدم تعادل و سرفه‌های شدید شدند. براساس اظهارات مجروحین در اثر انفجار ناشی از بمب‌ها، گازهای زردرنگی متصاعد شد و به‌سرعت در منطقه پخش گردید و سربازان تا شعاع یک کیلومتری تحت تأثیر قرار گرفته و دچار سوختگی‌های پوستی شدند.
بنا به گفته و تصدیق پزشکان حاضر در منطقه علائم شیمیایی به‌وضوح نشان‌دهنده آن است که از گاز نیتروژن و خردل استفاده شده است. متخصصان اظهار می‌داشتند به احتمال فراوان عراقی‌ها از گازهای شیمیایی سمی مانند کلرید، آرسنیک و ترکیبات فُسژن نیز استفاده کُرده‌اند. ارتش عراق در طول دو روز گذشته در منطقه هویزه با استفاده از بمب‌های شیمیایی در حدود 400 نفر از نیروهای ایران را شهید کرد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده