سیری در رفتارشناسی شهید سپهبد علی صیاد شیرازی (24)
فصل سوم

دوراندیشی و جامع نگری

با افزایش سطح مدیریت و حیطۀ مسئولیت، لازمۀ موفقیت دوراندیشی و جامع‌نگری است که امروزه از آن به «مدیریت راهبردی» تعبیر می‌شود و آن علم و هنر تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیمات وظیفه‌ای چندگانه است که سازمان را قادر می‌سازد به هدفهای بلندمدت خود دست یابد. به‌عبارتی در مدیریت استراتژیک برای کسب موفقیت بر چندین عامل تأکید می‌شود که عبارتند از:

  1. هماهنگ کردن مدیریت
  2. عملیات
  3. تأمین بودجه و امکانات
  4. حوزه مانور و فعالیت
  5. تحقیق و توسعه
  6. برنامه ریزی همه نگر

با توجه به موارد ذکر شده عملاً فرآیند مدیریت استراتژیک در برگیرندۀ سه مرحله: تدوین استراتژیها، اجرای استراتژیها و ارزیابی استراتژیها است و مدیری موفق خواهد بود که با مطالعه همه جوانب و به کارگیری همۀ اطلاعات و امکانات، دوراندیشی و جامع‌نگری نماید.

یادداشتهای باقی‌مانده از شهید مشخص می‌نماید وی کاملاً راهبردی و جامع‌نگر بوده است. چنانچه نویسنده خود به خاطر دارد در تمام موارد با روشهای متعارف و علمی مدیریت همواره به تصمیم گیری می‌رسید و یکی از سختی‌های همکاری با وی ضرورت مطالعه و دقت در امور بود، زیرا همکاران و دوستان او در سلسله مراتب تصمیم‌گیریها باید خود را به سطح اطلاعات کافی می‌رساندند تا بتوانند ارائه نظر و کمک نمایند. ضمن اینکه گاهی موظف می‌شدند در حیطۀ مسئولیت خود برآورد یا بررسی و اظهار نظری نمایند و اگر بدون بررسی و مطالعه اقدام می‌نمودند، مشخص می‌شد که زحمتی نکشیده‌اند و دقت لازم را در مسائل نکرده و نظرشان فاقد صلاحیت لازم است. از این رو این نحوۀ مدیریت شهید همۀ همکاران را به مطالعۀ محیط داخلی و خارجی، فرصتها و تهدیدات و نقاط قوت و ضعف وادار می‌نمود.

 

اندیشۀ سیاسی

به نظر می‌رسد هرچه مسئولیت بیشتر شود، قاعدتاً فرصت فراغت و یا کارهای دیگر کمتر می‌شود، ولی ظاهراً مسئولان و مدیران متعهد هرچه حیطۀ وظیفه خود را سنگین‌تر احساس نمایند، بیشتر از فکر و مطالعات بهره‌برداری می‌کنند و فرصت خاص و قابل اهمیتی را برای بررسی، تحقیق و مطالعه قرار می‌دهند. از این رو شاید بتوان گفت رمز موفقیت مدیران و مسئولیت در کار به میزان مطالعه و دقت و دوراندیشی و جامع‌نگری آنهاست که شهید بزرگوار از این نعمت برخوردار بوده و همواره برای سایرین الگویی ستودنی بود.

اگرچه صیاد یک نظامی بود و عموماً نظامیان حق فعالیت یا دخالت در امور سیاسی را ندارند، ولی او سیاستمدار بود، چرا؟ قاعدتاً برای قبول این معنا حتی از منظر علم سیاست باید باور کنیم که او شاخص‌های مقبول یک سیاستمدار را دارا بوده است تا بتوانیم او را سیاستمدار بخوانیم.

سیاستمداران آشنا به محیط بین‌الملل و درک مفاهیم ملی و فراملی هستند و به‌خوبی می‌توانند منافع ملی را تشخیص بدهند و در راستای آن هدایتگری نمایند و مشخصات بسیاری دیگر از سیاستمداران از جمله مقبولیت اجتماعی و تأثیرگذاری بر مردم همراه با مشروعیت است، باید اذعان نمود که شهید ما دارای چنین ویژگیهایی بود.

او اهل مطالعه بود و با توجه به آشنایی وی به زبان انگلیسی و حتی مقداری عربی، روزانه از رویدادهای محیطی و بین‌المللی با اصرار و ولعی خاص آشنا می‌شد، حتی یادداشت برداری می‌کرد و اجزا و روابط مانورهای سیاسی داخلی و خارجی را پیدا می‌کرد و تحلیل می‌نمود و همواره تحلیل‌هایی پویا و کارکرد گرایانه در عین واقع بینی ارائه می‌کرد.

او به‌خوبی در شرایط محیطی و اوضاع بین‌المللی درک منافع ملی و نیازمندیهای اجتماعی را از بعد سیاسی می‌شناخت و علی‌رغم دریافت اطلاعات قابل ملاحظه مثلاً از مشکلاتی که بنی صدر در طول رفتارش در جنگ نشان می‌داد، هرگز مانوری به نفع خود و یا باور خود در رسانه‌ها نداد، علی‌رغم اینکه همواره مورد پرسشگری مردم و مطبوعات قرار می‌گرفت.

او پذیرفته بود نظام سیاسی که با خون جوانان و مردم دیندار شکل گرفته و وی از نزدیک فشارهای خفقان را بر پیکر مردم حس نموده است، اکنون به هر قیمتی و به هر وسیله‌ای می‌بایست از آن پاسداری و حمایت کرد و در این راستا گامهای جدی بر می‌داشت. واقعاً راست قامتی در تاریخ جاودانه ماند.

اما در پاسخ به اینکه واقعاً با این‌همه مشغله به ویژه گرفتاریهای جنگی و رزمی به او فرصت حضور و بروز در صحنۀ سیاسی را می‌داد؟

باید گفت او با توجه به اینکه یک نظامی بود، بروز سیاسی نمی‌داد، ولی یادتان هست شهید از هر فرصتی برای آگاه سازی مردم استفاده می‌کرد و سخنرانیهای بسیاری را برای اقشار مردم انجام می‌داد و او توانست با دلایل و مدارک نظری و عقلی و عینی به عموم مردم و مخاطبین خود رابطۀ اجتناب ناپذیر دینداری و سیاستمداری را نشان دهد. به مردم می‌فهماند که ضریب موفقیت در عرصه‌های سیاسی بر مبنای تقوا و دین مداری است و همه باور کرده بودند که او شاهدی مخلص و صادق است.

یکی دیگر از رفتارهای سیاسی وی بیان اعتقاد و اعتماد به دستاورد و وفاق عمومی مردم یعنی قانون اساسی بود. چنان مقید و قانونمند و قانون‌پذیر بود که گویی وحی مُنزل را می‌پذیرد. کدام سیاستمداری را در عرصۀ سیاست می‌شناسید که قبول کند از خود و منافعش بگذرد تا بتواند منفعت بالاتری را به نتیجه برساند و یا حداقل نشان دهد؟ هنگامی که باورش شده بود مشکلات قابل ملاحظه‌ای در ادارۀ کشور در حین جنگ وجود دارد و حتی در این ارتباط او با سایر تصمیم‌گیران در سطح خود ناهماهنگی دارد و این ناهماهنگی چون خنجری بر گلویش فشار می‌آورد. معتقد بود می‌بایست به مرجع تصمیم‌گیری ارائه نظر گله یا شکایت نماید و اتفاقاً وقتی به ولی امر مسلمین مراجعه کرد و شنید که مصلحت بر اغماض بسیاری از مطالب است و باید مسئله را کسان دیگری در شورایی تصمیم‌گیری نمایند، کاملاً تسلیم بود و خود مدعی این نظریه شد و موجب گردید این فرمان عملی شود و شد، کما اینکه منجر به تغییر مسئولیت وی گردید.

انتهای مطلب

منبع: سیری در رفتارشناسی شهید سپهبد علی صیاد شیرازی، امینی، محمودرضا، 1391، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده