ردای فتح-30
آخرالامر اجرای یک عملیات کماندویی درایران و ترور و یا ربودن رهبران سطوح بالای انقلاب را طراحی نمودند. تا هم تذکری کوبنده به ملتهای انقلابی دنیا داده شده باشد و هم جهانیان به میزان توانایی و تدبرعملیاتی ابرقدرت جهان پی برده و هم در ایران انقلابی، رژیم مورد نظر خود را روی کار آورند

لذا عملیات نظامی‌خود را در صحرای شنزار طبس آغاز کردند." عملیات نجات گروگان‌ها قراربود در شب پنجم اردیبهشت 59 انجام گیرد. تیم نجات متشکل از افراد تعلیم یافته نیروی زمینی و چتربازان نیروی دریایی بودند که از بین اعضاء نخبه یک گروه داوطلب، انتخاب شدند."[1]

 «مایلز کاپلند» از مأموران سابقه دار و دست اندرکار سابق دستگاه اطلاعاتی آمریکا و یکی از طراحان کودتای 28 مرداد 1332، گفت: " هدف از تهاجم طبس، تنها آزادی گروگان‌ها نبوده، بلکه کودتا برای سرنگونی رژیم ایران، هدف اصلی این عملیات بوده است."[2]

اسنادی که بعدها فاش شد، نقش بنی‌صدر (رئیس جمهور وقت ایران) درامورمربوط به این عملیات و همکاری با آمریکایی‌ها را برملا ساخت. زیرا چند روز قبل از آغاز عملیات طبس، بنی‌صدر به فرماندهان نیروی هوایی دستور داده بود سریعاً نسبت به برچیدن توپ‌های ضدهوایی 23 میلی متری که برای حفاظت از حریم فرودگاه‌ها مستقر نموده بودند اقدام نمایند. چون یکی از اهداف آمریکایی‌ها بعد از نجات گروکان‌ها، بمباران کلیه پایگاه‌های هوایی ایران بود!

ولی از آنجا که " اِنَّ کَیدَ الشَیطانِ کانَ ضَعیفاً "[3] تاریخ سرنوشت ابرهه یک بار دیگر تکرار گردید. در هنگامی‌که تمام مردم ارجمند ایران در منازل خود به سر می‌بردند، طوفان شن بیدار صحرای تفدیده طبس، کید آنان را با شکست مفتضحانه‌ای روبه‌رو ساخت. در 5 اردیبهشت 59 آمریکایی، با همکاری عوامل خودفروخته داخلی تحت عنوان «عملیات طبس» یا «پنجه عقاب» توسط حدود 180 نفر از نیروهای زبده دلتا، اقدام به حمله نظامی نمود. با وجود پیش بینی وضعیت مناسب جوی منطقه، در صحرای شنزار طبس براثر ایجاد طوفان شن با برخورد هواپیماها و بالگردهای آمریکایی باهمدیگر، ادوات مذکور دچار حریق شده و تعداد 12 نفر از تفنگداران آمریکا کشته شدند. دو بالگرد آنان به دلیل نقص فنی از کار افتادند، سایر نیروهای آمریکایی با 5 فروند هواپیمای C-130 از مهلکه گریختند. درنتیجه حمله نظامی‌آنان با شکست روبه‌رو گردید.

 در زمان‌های بعد مشخص شد که " کشورهای مصر، عربستان سعودی، ترکیه، عمان و پاکستان در این عملیات، امکانات خود را در اختیار نظامیان آمریکایی قرار داده بودند."[4]

بعد از شکست فضاحت بار نظامیان آمریکایی در طبس، که در واقع شکست دیپلماتیک آن کشور در حل مسئله گروگان‌ها قلمداد شد، سیاست کارتر زیر سؤال نمایندگان کنگره رفت " گلد واتر یکی از سناتورهای آمریکا، وقتی که نمایندگان به رئیس جمهور آمریکا زیاد حمله کردند، گفت: همکارها، این قدر به رئیس جمهور حمله نکنید، او اشتباه نکرد و نقشه عالی بود. اگر پیاده میشد، انقلاب [اسلامی ایران] تمام بود. تمام شرایط درست بود. فقط خدا با ما نبود."[5] امام خمینی(ره) گفتند: «کارتر برای دور بعدی ریاست جمهوری، رأی نمی‌آورد.» جیمی‌کارتر بعد از شکست در انتخابات دور بعدی ریاست جمهوری، صراحتاً گفت: "عجیب است که سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری این کشور بزرگ، نه در شیکاگو یا نیویورک، بلکه در تهران تعیین می‌شود."[6]

کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا، بعد از شکست در عملیات طبس، به منظور براندازی رژیم جدید ایران، با انتخاب «دکترین نیکسون» رئیس جمهور اسبق آمریکا، نقشه کودتایی موسوم به «نقاب»[7] و تهاجم نظامی‌ارتش بعث عراق به ایران را ترسیم نمود. "یکی از هدف‌های نیکسون در ارائه دکترین خود این بود که پس از جنگ ویتنام، آمریکا هرگز خود را درگیر جنگ مستقیم با کشورهای جهان سوم به خصوص آسیائی‌ها نخواهد کرد، بلکه این آسیائی‌ها هستند که باید با آسیائی‌ها بجنگند."[8]

مدتی در اندیشه اولویت بندی طرح مذکور بودند. سرانجام نمایندگان سازمان «سیا»، «موساد» و «استخبارات عراق»[9] اولویت اول را به کودتا در پایگاه هوایی «شهید نوژه» همدان اختصاص دادند. علت انتخاب این پایگاه هوایی، دارا بودن هواپیماهای کافی، نزدیکی به تهران، استقرار این پایگاه در خارج از شهر و وجود تعدادی ازافراد مستعد و قابل جذب بود. برای اقناع تعداد دیگری ازخلبانان که از نظر شرعی دچار تردید بودند، گفته شد: بسیاری از علماء از جمله آقای شریعتمداری با این طرح موافقت خود را اعلام نموده‌اند. و اجرای این کودتا باعث نجات ایران و اسلام می‌گردد. تعدادی از نظامیان و خلبانان به بیت آقای شریعتمداری برای کسب مجوز شرعی رجوع نمودند.

نحوه انجام عملیات کودتا بر این منوال مقرر شده بود که ضمن همکاری بعضی از فرماندهان متواری، آمریکا نیز همزمان با اعزام تعدادی کشتی جنگی به سواحل خلیج‌فارس، همدیگر را تناصر و یاری دهند.

جهت توجیه بارگیری مهمات و آماده به رزم بودن هواپیماهای مأمور کودتا، از مدتی قبل به ارتش عراق دستور داده شده بود که گهگاهی از طریق هوایی یا توپخانه به مناطقی از ایران تعرضاتی انجام دهد، تا با متشنج ساختن افکار عمومی‌به مناطق مرزی، کودتای «نقاب» با موفقیت کامل اجراء شود.

چند ساعت قبل از اجراء، یکی از خلبانان کودتاچی با مراجعه به بیت آیت‌الله خامنه‌ای که در آن زمان نماینده امام در شورای عالی دفاع بودند، موضوع کودتا را فاش نمود. همزمان یکی از درجه‌داران تیپ «نوهد»[10] نیز بدون اطلاع از لو دادن کودتا توسط خلبان مذکور، عمل وی را تکرار نمود.

 

 

منبع: ردای فتح؛ کاظمی، محمد، 1398، ایران سبز، تهران

 


[1]. غضنفری کامران/ آمریکا و براندازی جمهوری اسلامی‌ایران؛ ناشر: سازمان عقیدتی سیاسی ارتش ج.ا.ا (دفترسیاسی)، چاپخانه: شادرنگ، تهران-1384 ص 86

[2]. همان ص 89

[3]. سوره نساء آیه 76

[4]. عسکری شاداب/ مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی (از مساعدت تا مشارکت آشکار)؛ ناشر: انتشارت: ایران سبز، چاپ: هیئت معارف جنگ شهید صیادشیرازی تهران 1393 پاورقی ص 80

[5]. صادقی گویا نجاتعلی/ چگونه می جنگیدیم؛ ناشر: انتشارات ایران سبز، تهران 1394 ص 106

[6]. عسکری شاداب/ مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی (از مساعدت تا مشارکت آشکار)؛ ص 80

[7]. سرواژه‌های : نجات قیام ایران بزرگ.

[8]. عسکری شاداب/ مواضع آمریکا در جنگ تحمیلی (از مساعدت تا مشارکت آشکار)؛ ص 77

[9]. استخبارت یا سازمان حفاظت اطلاعات عراق از سه اداره مجزاء از هم تشکیل گردیده بود: اداره سیاسی، اداره ویژه و اداره اجرائیات. سازمان‌های اطلاعاتی در اداره سیاسی مشغول به فعالیت بودند. استخبارات ارتش یا اداره ضد اطلاعات ارتش سازمانی بود که بر عملکرد نظامیان و خانواده‌های آنان را در خارج و یا در داخل کشور تحت نظر داشت.

[10]. نیروهای ویژه هوابرد (با نام مستعار کلاه سبزها)، زبده ترین نیروی ویژه ارتش جمهوری اسلامی‌ایران. درسال1371 به تیپ 65 تغییر نام یافت. مأموریت اصلی این تیپ، برای آمادگی در جنگ‌های نامتقارن تعریف شده است.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده