خوشحالی دشمن از زدن «یک ناو تجاری سفیدرنگ» چندان به درازا نمیکشد. در آغاز به عنوان یک خبر مهم اعلام میکنند که ناو لجستیکی بوشهر، مورد اصابت قرار گرفته اما خیلی زود درمییابند که یک کشتی بیمارستانی ساکن را به جای ناو بوشهر، هدف گرفتهاند.

نابودی ناو بوشهر، حالا یک هدف مهم برای عراق و یک عقده گلوگیر برای فرماندهی نیروی هوایی عراق است.

این خطر را کارکنان ناو بوشهر نیز به خوبی درمی‌یابند، اما در شرایط جنگی، حفظ روحیه بسیار مهم است و افسران خوش‌ذوق از هر بهانه‌ای برای ایجاد شوق و بالا بردن روحیه استفاده می‌کنند. «فنر شکسته» را با نخ، روی کشتی می‌بندند و سلام کردن به فنری که جان همه را نجات داده است، تبدیل به سرگرمی تازه‌ی کارکنان می‌شود.

«ناو بوشهر» از نیمه راه سفر بندر امام بازمی‌گردد و در اسکله‌ی بوشهر، پهلو می‌گیرد. منطقه امن است و هیچ نشانه‌ای از حمله‌ی دشمن به چشم نمی‌خورد، اما دو فروند «میگ» عراقی کمی بالاتر از سطح دریا به آرامی پیش می‌آیند تا کار ناتمام پیشین را تمام کنند. ناو بوشهر باید نابود شود، اما هواپیماهای دشمن پیش از رسیدن به هدف، باید از فراز ناوچه‌های ۶۵ پایی مستقر در دهانه بگذرند.

روی «ناوچه ۶۵ پایی» مردی روی زانو نشسته و آستین‌هایش را به قصد وضو بالا زده است. آفتابه را کج می‌کند و مشتش پر از آب می‌شود، آب را روی پیشانی می‌ریزد و دست به صورتش می‌کشد. چشم می‌گشاید و میگ‌های عراقی را در آسمان می‌بیند. کار را رها می‌کند. به سرعت می‌دود و پشت تیربار مستقر می‌شود. صدای غرش ضدهوایی در فضا می‌پیچد و چند ثانیه بعد، همه‌ی سلاح‌ها آتش می‌کنند. خط ممتد گلوله‌ها به سوی هواپیماهای دشمن امتداد دارد و میگ‌های عراقی اوج می‌گیرند. دور می‌زنند اما نمی‌توانند نزدیک شوند. سقف آتش به گونه‌ای است که به آسانی نمی‌توانند از آن بگذرند. بمب‌هایی که برای نابودی ناو بوشهر آورده‌اند، حالا بلای جان خودشان شده است. بمب‌ها را بی‌هدف رها می‌کنند و از آسمان بوشهر می‌گریزند.

ناو لجستیکی استتار شده، حالا دیگر برای دشمن هدفی شناخته‌شده است. هر کشتی سفیدی که با «دک» سبز در دریا بچرخد، می‌تواند «ناو بوشهر» باشد، اما این موضوع چندان مهم نیست. فرماندهی و کارکنان این ناو ارزشمند، از اهمیت کار خود باخبرند و ترسی از هجوم دشمن ندارند و هواپیماهای دشمن به دنبال کشتی سفیدرنگی هستند که پشتیبان نگهبانان دلاور خلیج‌فارس است.

 

*****

 

ناو بوشهر، پس از تحویل سوخت به شناورها در لنگرگاه خارک، باید برای سوخت‌گیری دوباره، عازم دریا شود. مسیر «بندر امام» امن نیست و «شناور سفید»، مسیر «لاوان» را پیش می‌گیرد.

هواپیماهای دشمن، گاه و بیگاه در ارتفاع بالا پرواز می‌کنند، اما خطری متوجه «ناو بوشهر» نیست. در منطقه‌ای امن، کارکنان نفسی به راحتی می‌کشند و در باشگاه استراحت می‌کنند.

«ناخدا تاجداران» به پشتی صندلی تکیه داده و با لبخند به افسران و درجه‌داران نگاه می‌کند که بی‌هراس از هجوم دشمن گفتگو می‌کنند. صحبت بر سر مهارت آشپزی «آگه دل» است و فرصتی برای شام دلپذیری که با میگوی سوخاری و سس ویژه‌ی او تدارک می‌شود. ناخدا تاجداران می‌پرسد و دو نفر از افسران به نوبت جواب می‌دهند.

 

 

منبع : اسکورت؛ اخلاقی، علیرضا، 1393، سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده