درسهای هشت سال جنگ تحمیلی-28
مسئله 18: تشویق و انتقاد بهموقع تعاریف، شرح و نکات مسئله 18: کتاب رکن یکم دافوس، عنوان مسئله 18 را در ردیفهای موارد تقویت روحیه ذکر نموده و شرحی بر آن نداده است. در این کتاب شرح مختصری نسبت به موضوع یاد شده ارائه میشود. فرماندهان و مدیران، هر کدام تعدادی همکار زیر دست دارند که مجموع زحمات آنان در انجام وظایف محوله، سبب موفقیت مجموعه مربوطه در اجرای وظایف سازمانی خواسته شده میگردد.

مسلماً کمیت و کیفیت تلاش و زحمات هر کدام از نیروی انسانی، در مقدار ارزیابی مثبت یا منفی مجموعه، تأثیر‌گذار است.

مرد شماره 1 هر مجموعه تعریف شده، باید به گونه‌ای رفتار کند که همکاران زیردست باور پیدا کنند که این فرمانده یا رئیس، به شکل عادلانه تمام افراد تحت امر را دقیقاً می‌بیند و قدر شناس زحمات آنان است و به همین ترتیب کم کاری، قصور و یا تخلف هر کدام را دور از چشم نگه نمی‌دارد و به موقع تذکرات مشفقانه، کریمانه و بزرگوارانه می‌دهد، به شکلی سبب اثرگذاری مثبت می‌گردد تا اثرگذاری منفی و تکرار و لجبازی. البته این روش در مورد کسانی مصداق دارد که سابقه مثبت دارند و سابقه منفی نداشته و یا کم داشته‌اند. این نوع افراد اصلاح‌پذیر بوده و امید به رشد کیفیت خدمتی آنان وجود دارد. اما اگر پس از چندبار تجربه رفتار مثبت، نتیجه بد و بدتر شد و سبب سوء استفاده بیشتر زیردست گردید، در آن صورت، بالادست از اختیارات قانونی برای تنبیه فرد خاطی استفاده خواهد کرد. در هر حال، اخلاق و جوانمردی و ادب، در روابط ما بین انسان‌ها در تاریخ بشری، حرف اول را می‌زند. در هر نوع رفتار و روابط، باید معیار اخلاق، معرفت، جوانمردی، مورد توجه طرفین رابطه انسانی باشد.

بی‌توجهی در قصور و تخلف همکاران نیز، سبب بدآموزی می‌گردد. از بالادست انتظار است که خوب و بد کیفیت خدمتی افراد زیردست را هوشمندانه، عالمانه، حکیمانه، کریمانه اندازه‌گیری دقیق نموده و هر قضاوتی که می‌کند، نتیجه این نوع اندازه‌گیری صحیح باشد. هر جا که لازم بود و پیامد سوء نداشته باشد و بلکه به پیامد خوب و مثبت بیانجامد، گذشت و چشم‌پوشی نماید.

یادمان باشد که رفتار بالادست، غیرمستقیم، اثر تربیتی و آموزشی بر زیردست باقی می‌گذارد و او نیز نسبت به زیردستان بعدی با الگوگیری از رفتار بالادستان خود + آموزش‌های شخصی + خلاقیت و استعداد شخصی، رفتار مناسبی را در هدایت زیردستان انتخاب و به اجرا در‌می‌آورد.

در زمان جنگ 8 ساله نیز تعاریف فوق توسط فرماندهان به مقدار کم تا زیاد به اجرا درمی‌آمد.

در کتاب «برای سرباز تا ارتشبد» به قلم نگارنده این کتاب، نمونه‌های خوبی از این رفتارها بیان شده است.

 

راه‌حل‌ها و پیشنهادهای مسئله 18:

1 ـ بخشی از راه‌حل‌ها، در نوع اخلاق و استعداد افراد وجود دارند.

2 ـ بخش دیگری از راه‌حل‌ها به آموزش فرماندهی و رهبری عده‌ها برای رده‌های مختلف فرماندهی و مدیریتی بستگی دارد که در این مورد اقدامات جاری کافی نبوده و باید توجه جدی‌تری به عمل آید.

3 ـ بشر بسیاری از امور زندگی خود را از روی دست دیگران می‌بیند و یاد می‌گیرد. درباره موضوع مسئله 18 نیز همین قاعده، مصداق دارد. 

مسئله 19: آشنائی به روحیه، اخلاق و تمایلات زیردستان

 تعاریف، شرح و نکات مسئله 19:

کتاب رکن یکم دافوس، عنوان یاد شده را در ردیف‌های موارد تقویت روحیه ذکر نموده و دیگر توضیحی برای آن نداده است. احتمالاً توسط استاد، در زمان تدریس توضیح مختصری داده می‌شود.

در این کتاب شرح کوتاهی درباره موضوع ارائه می‌گردد. ما در طول چند دهه خدمت خود شاهد روحیه، اخلاق و تمایلات متفاوت همکاران، زیردستان و بالادستان بودیم. در زمان جنگ 8 ساله نیز به ناچار، این تفاوت روحیه و اخلاق در هر یگانی وجود داشت. این تفاوت در نزاجا که بیشترین جمعیت ارتش را داشت و دارد، خیلی بیشتر محسوس بود. همچنان که قبلاً گفته شد، در ارتش، نیروهای وظیفه با هر معیاری که بخواهیم نمره بدهیم از صفر تا صد نمره داده می‌شوند. نیروهای پایور نیز همگی از طبقه متوسط اقتصادی جامعه بودند و هستند. این طبقه بیشترین جمعیت هر کشوری را تشکیل می‌دهند. به‌عنوان مثال، جمعیتی از نیروهای ما هوادار شعار «ایران، ایران ای مرز پر گهر» و جمعیتی هم هوادار شعار «کربلا، کربلا ما می‌آئیم» و عده‌ای هم هوادار هر دو شعار، عده‌ای مسیحی، تعدادی یهودی، تعدادی زرتشتی و تعدادی بدون اعتقادات و انگیزه دینی که البته زیاد بودند. عده‌ای به سبب مشکلات گذشته و روحیات شخصی و یا گرفتاری خانوادگی، غمگین و افسرده و ناامید، و عده‌ای هم متعادل و گروهی هم روحیه شاد، عده‌ای ترسو و عافیت طلب و عده‌ای هم شجاع و غیرتی، عده‌ای با تعصب خاص و همینطور صفات دیگر که می‌توان نام برد. اما در ارتش باید تمام این افراد را با تفاوت‌های روحی، در محور وظیفه شناسی و وظیفه‌مداری مدیریت نمود. خوشا به حال مدیران و فرماندهانی که بتوانند تمام این تفاوت‌های روحی را در محور وظیفه مداری شکل دهند. و باز با توجه به واقعیت تفاوت‌های روحی افراد، آنان را به گونه‌ای مدیریت نمایند که همگی با روحیه قوی و تلاش مستمر در افزایش آن در جهت وظایف سازمانی فردی، جمعی و یگانی فعالیت نمایند.

ما در زمان جنگ، شاهد بودیم که فرماندهان مختلف در تمام رده‌ها به این نکته توجه داشته و بعضی از آنان نیز در رده دسته، گروهان، گردان، تیپ، لشکر، نزاجا در این زمینه بسیار موفق بودند. نگارنده دراین‌باره در بعضی از رده‌ها نمونه‌های برجسته‌ای سراغ دارم که از نام بردن خودداری می‌نمایم. هر کس که در ارتش و سپاه و دیگر مجموعه‌های مرتبط با جنگ خدمت نموده باشد، حتماً فرماندهان و مدیران موفقی را می‌تواند معرفی کند. ما در سال‌های جنگ شاهد بودیم که یک یگان متوسط، با تعویض فرمانده از متوسط به خوب و یا از متوسط به ضعیف تبدیل می‌شد.

در هر حال توجه و آشنائی به روحیه، اخلاق و تمایلات زیردستان، هنر فرماندهی و رهبری عده‌ها است. این هنر نیز در اشخاص متفاوت است.

در اینجا این نکته نیز باید گفته شود که فرماندهی و رهبری رده‌های مختلف یگان‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در زمان جنگ 8 ساله بسیار آسان‌تر از یگان‌های ارتش بود، زیرا جمعیت یگان‌های سپاه، بسیجی داوطلب بودند، وقتی افراد تحت امر یک فرمانده، همه‌ نیروی پرانگیزه و داوطلب جنگیدن بوده باشند، مسلماً عنصر «خواستن» در این نیروها بسیار قوی است، کار فرمانده این نوع نیروها، بیشتر آن است که عنصر «توانستن» را در نیروها ایجاد و مدیریت کند. هر چند که در چنین مجموعه‌هایی هم، فرمانده یگان، همچنان با آشنائی به روحیه، اخلاق و تمایلات افراد تحت امر، در تقویت روحیه آنان باید بکوشد و اندیشه ورزی نماید.

 

راه‌حل‌ها و پیشنهاد‌های مسئله 19:

1 ـ آموزش لازم و کافی رده‌های مختلف فرماندهی: دراین‌باره آموزش رده‌های مختلف فرماندهی تفاوت خواهد داشت. بعضی موضوعات مشترک، و بعضی نیز خاص مورد بحث با ذکر مصادیق تجربه شده.

2 ـ تجربه خدمتی هر چه بیشتر باشد، موفقیت بیشتر هم مشاهده خواهد شد. انتظار است، هر فرد، تجربه خدمتی خود را به دیگران نیز منتقل نماید و دریغ ننماید.

 

منبع: درس‌های هشت سال جنگ تحمیلی ؛ صادقی‌گویا، نجاتعلی،1399 ، انتشارات سبز ایران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده