ردای فتح-26
قبل از پیروزی انقلاب، در 14 صفر1399 ق (23 دی ماه 1357ش)، رهبر انقلاب(ره) در مورد توطئههای جدید به ملت ایران پیامی بدین شرح صادر نمودند:" بسمالله الرحمنالرحیم. برادران و دوستان من، ملت عزیز ایران، خبری موثق دریافت نمودم که لازم است شما را مطلع کنم.

. توطئه‌ای از خارج کشور و به دست نفع جویان، در دست اجراء است که باید ملت ایران با کمال هوشیاری و شجاعت آن را خنثی کنند. می‌خواهند به مجرد رفتن شاه، دسته‌هایی از مزدوران و اشرار را وادار کنند که به اسم ملت مسلمان، حمله به ارتش و سربازخانه‌ها و شهربانی‌ها و دیگر مؤسسات دولتی و نظامی‌کنند. و با تبلیغاتی که برای نیروهای نظامی و انتظامی‌کرده‌اند، به عنوان دفاع، آنان را به قتل عام مردم بی‌دفاع وادار نمایند. بدخواهان که می‌خواهند برای چپاول بیشتر مال ملت مظلوم، شاه را حفظ و یا برگردانند، از یک سو در بین سربازان و نظامیان و سایر قوای انتظامی‌دست به اشاعه دروغ می‌زنند که ملت می‌خواهد همه شما را از بین ببرد. و از سوی دیگر، اشرار و اجیرانی را به اسم ملت وادار به هجوم به دستگاه‌های نظامی و انتظامی‌می‌کنند تا ملت را در مقابل نیروی ارتشی و انتظامی‌قرار داده و نتیجه مطلوب را بگیرند.

من به ملت شریف و جمیع جناح‌های قوای نظامی و انتظامی‌به حکم تکلیف الهی و ملی هشدار می‌دهم که با بیداری و شجاعت اخلاقی، یکی دیگر از آخرین توطئه‌ها را خنثی کنند. مردم موظفند به نیروهای انتظامی‌و ارتش با برادری و مهربانی رفتار کنند. و اگر اشراری قصد حمله به آنان را داشتند، از برادران خود دفاع کنند. ارتش و سایر نیروهای انتظامی‌موظفند که با ملت به طور برادری رفتار کنند. و اگر اشرار به آنها حمله کردند بدانند که این ملت نیست. بلکه عمل عمال اجانب و نفع طلبان است که می‌خواهند فساد کنند. برادران عزیز و شجاع من، بدانند که بارفتن شاه، پیروزی نهایی حاصل نشده است. متانت را از دست ندهید. و با هوشیاری به مسائل روز و توطئه‌ها بنگرند. از خداوند تعالی پیروزی ملت مسلمان و انهدام اساس ستمکاری را خواهانم. والسلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته. روح‌الله الموسوی الخمینی."

ژنرال ‌هایزر آمریکایی، در خاطرات خود می‌نویسد که: " مردم، ساواک را متهم می‌کردند که مأموران مسلح خود را با لباس شخصی به میان تظاهرات می‌فرستد، تا از درون جمعیت، مردم را بکشند."[1]

با وصف تکاپوی مداوم عناصر اخلاگر ساواک، حربه آنان در مورد ایجاد تفرقه بین مردم و نیروهای مسلح کارساز واقع نشد.

  1. حزب توده و سایر جناح‌های منحرف دیگر، نیز بعد از سنواتی انزوا و کنج‌نشینی، موقعیت را مناسب دیده، تحت مشی اربابان خارجی خود، قد علم نمودند و فعالیت‌های بیراهه رونده خود را آغاز کردند. درجریان بحبوحه بحران، حزب توده، همچنان که ژنرال هایزر معترف است حزب توده " نقش فعال، منسجم و مخربی در میان نیروهای اپوزیسیون برعهده داشتند. خشونت‌ها را دامن می‌زدند که گسستگی‌ها و نارضایتی‌ها را افزایش دهند و راه رشد آرمان خود را باز کنند."[2] افراد این حزب " هر وقت مورد انتقاد قرار می‌گرفتند، زیر نقاب گروه‌های مذهبی مخفی می‌شدند و تحلیل می‌رفتند. حالا [در بحبوحه انقلاب] به طور ناگهانی آشکار شده بودند."[3]

رهبر انقلاب در مورخه 19 دی ماه، برابر با 10صفر همان سال، پیامی‌به شرح زیر به ملت ایران ارسال داشت: " بسم الله الرحمن الرحیم. سلام و تحیت به عموم ملت ایران ایدهم الله تعالی، مطالبی از ایران می‌رسد که از توطئه خطرناک حکایت می‌کند. گفته می‌شود اعلامیه‌هایی بدون امضاء در تهران و شهرستان‌ها منتشر می‌شود و اشخاص بسیاری را به اسم ساواکی و یا عمال شاه، تهدید به قتل می‌کنند. و خانه‌هایی را با همین بهانه‌ها سوزانده و به زن و فرزندان آنان اهانت نموده و آزار داده‌اند. به طوری که از ایران اطلاع داده‌اند، اعمالی برخلاف اسلام و انصاف، بدون رعایت حقوق شرعی انجام می‌گیرد که شاهد بر آن است که دست‌های ناپاکی در کار است که به هرج و مرج و ایجاد رعب و وحشت، نهضت مقدس اسلامی را متهم نموده و خدای نکرده به شکست بکشند…"[4]

  1. در مذهب پیشرفته شیعه، هر فرد مسلمانی که فاقد قوه تشخیص مصالح و مسائل شرعی است، باید از مرجع واجد شرایطی تقلید نماید. مرجع مزبور به مثابه جانشین اولی الامر قلمداد می‌شود. اندیشه و گفتار وی برای مقلدین قابل اجرا، پارسایی او مورد وثوق عام و اوامرش واجب الاطاعه است.

در میان روحانیون و مراجع برجسته، کسانی بودند که علناً از شاه و قانون اساسی حمایت و پشتیبانی می‌نمودند. و حتی برای حفظ و قوام حکومت پهلوی، نه تنها دعا می‌کردند، بلکه ظهیر و پشتیبان وثیق و استواری محسوب می‌شدند. تعداد کثیری از نظامیان، همچون بسیاری از مردم عادی از «آقای شریعتمداری» در آن زمان که به عنوان بزرگترین مرجع دارای وجاهت عمومی‌شناخته شده بود، تقلید می‌کردند.

وی یکی از مدافعان سرسخت و مصمم رژیم شاهنشاهی بود.

هنگامی‌که بنا به دستور شاه به عنوان یکی از اصول «انقلاب سفیدشاه و مردم» در نظر بود که سربازان وظیفه تحت عنوان «سپاهیان دین» پس از طی آموزش‌های مذهبی به منظور تعلیمات دینی به روستاها اعزام گردند و یا از روحانیون وابسته به رژیم در این زمینه استفاده کنند، آقای شریعتمداری از این طرح استقبال نمود. " گزارش‌های متعدد اطلاعاتی از تاریخ 1345 وجود دارند که اساساً نشان می‌دهند که او [آقای شریعتمداری]، با شاه مناسبات نسبتاً خوبی داشته و همچنین در لیست حقوق بگیران ساواک بوده است. به عنوان نمونه ادعای اخیر، در گزارش مورخ آبان 1350 ازاو به عنوان رئیس مرکز مذهبی قم نام برده شده که از نخست‌وزیری و ساواک وجوه‌هاتی دریافت می‌کند. در مورخ 1350 شریعتمداری به عنوان یکی از برجسته‌ترین رهبران مذهبی که با ساواک برای تشکیل یک سپاه دین مذهبی همکاری می‌کند، گزارش شد. در یک گزارش در سال 1357 گفته شده که او چهره مذهبی برجسته‌ای است که توسط ساواک تأمین می‌شود."[5]

 

 

منبع: ردای فتح؛ کاظمی، محمد، 1398، ایران سبز، تهران

 


[1]. هویدا فریدون/ سقوط شاه؛ ترجمه: ح.ا.مهران، انتشارات اطلاعات، تهران 1370 ص 40

[2]. مأموریت به تهران (خاطرات ژنرال ‌هایزر)؛ ترجمه: ع. رشیدی، انتشارات اطلاعات، تهران 1365 ص 311

[3]. هایزر رابرت/ مأموریت به تهران؛ مترجم: نعمت الله عاملی، ناشر: انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ: چاپخانه مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، 1390 ص 356

[4]. قاجار- م.د/ پیام انقلاب؛ ناشر: پیام آزادی، چاپ: طلوع آزادی، جلد 3، 1361 ص 213

[5]. فرازهایی از تاریخ انقلاب (به روایت اسناد ساواک و آمریکا)؛ 1368 ص 248

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده