ردای فتح-24
چهره واقعیت آن چنان نبود که آنان میاندیشیدند، نحوه انجام مأموریت نظامیان مزبور در کانون بحران (قم)، نشانگر آن بودکه استعصام و تمسک قلبی ارتش به ملت خود، در وهم حکام وقت نمیگنجیده بود.

در سوم بهمن ماه سال اوج بحران، نوشتند:" اگر چه حکومت نظامی هنوز باقی است، لیکن در قم اثری از نظامیان به چشم نمی‌خورد."[1]

مجله «تهران مصور» در 10 فروردین 1358 مطلبی تحت عنوان «پیشواز از امام» نوشت: «امام از هواپیما پائین آمد. و افسران نیروی هوایی او را در بر گرفتند. آن چنان سدی ساختند که در لحظه‌های اول، این فکر پیش آمد که گوئی، تنها او را برای خود می‌خواستند. و از دیگران جدایش می‌کردند. افسران ارشد، افسران جزء، درجه دارها دیگر سلسله مراتب را فراموش کرده بودند. و هر کدام به سهم خود می‌کوشیدند امام را بیشتر محافظت کنند. باید یقین داشت که نه برای گرفتن درجه در سال بعد بود و نه قانون ارتش. بلکه رهبر را از جان می‌خواستند. و مقدمش را گرامی‌داشتند.»

امام خمینی(ره) در مورد پیوستن ارتش به انقلاب گفتند: "افتخار و آفرین برارتشی که در اوج تصمیم جاودانه خود، حصار تعبد طاغوت را شکست. برج و باروی رژیم سلطنت و حکومت 2500 ساله شاهنشاهی را به آتش کشید. و خود را از قیود حاکمیت ستمگران و مستشاران آمریکایی که با هزاران آمال و آرزو منافعشان از ایران «جزیره ثبات» ساخته بودند، رهایی بخشید. …تصمیم شجاعانه پرسنل شریف ارتش اعم از افسران و درجه‌داران و سربازان، آنچنان کوبنده و قاطع بود که مجال تفکر و تصمیم را از دشمنان خدا و خلق گرفت. و پیوستن ارتش اعم از افسران و درجه‌داران لحظه شادی بندگان خدا و یأس و ناامیدی ستمگران گردید. …پیوستن ارتش به مردم، معرف ارزش واقعی ارتش و موجب کینه توزی جهانخواران گردید."

اگر برخوردهای خشونت آمیز برخی از کارکنان ارتش و نیروهای انتظامی را در طول مبارزات مردم تا پیروزی انقلاب که بعضاً منجر به درگیری، زد و خورد و تیراندازی‌هایی که در نهایت به مجروحیت و یا شهادت عده‌ای از هموطنان گردید، مورد کنکاش قرار گیرد، اجمالاً به این نتیجه ختم می‌شود که:

  1. هر کشوری دارای قانونی تحت عنوان «قانون اساسی» است که توسط نمایندگان منتخب مردم به تصویب رسیده و در آن تمامی‌فعالیت‌ها و وظایف قانونی ادارات و مؤسسات دولتی و غیر دولتی را جهت اجراء تعیین می‌نمایند.

در قانون اساسی ایران، وظیفه ارتش «حفظ استقلال و حراست ازحدود و ثغور و تمامیت ارضی کشور و دفاع ازحکومت مشروطه سلطنتی و رژیم شاهنشاهی» بود. در هر رژیمی‌کسوت نظامی‌گری مستلزم پایبندی به سوگند وفاداری به نظام حکومتی است.

رژیم شاه با تبلیغات گسترده به انحاء گوناگون سعی وافری در مشروعیت بخشیدن به حکومت و سلطنت خود می‌کرد. به طوری که کلیه ادارات و مؤسسات، به این مشروعیت اعتقاد راسخ داشتند. اگر اینگونه نبود خاندان شاه قادر نبودند حدود 57 سال بر این مملکت حکم برانند.

 امام خمینی(ره) در مورد اجرای تبلیغات رژیم شاه در دوشنبه 7 اسفند 1357 گفتند: "محمدرضا از قراری که شنیدیم سالی 100 میلیون دلار برای تبلیغات گذاشته بود."[2]

نفوذ تبلیغات رژیم شاه درتار و پود تمامی‌ادارات و مؤسسات عمیقاً ریشه دوانیده بود. هیچ جایی در مملکت خالی از نفوذ و سیطره رژیم نبود. تحت تأثیر همین القائات مستمر بود که ماه‌ها از آغاز نهضت اسلامی‌می‌گذشت، ولی بسیاری از مردم هنوز در حالت مردد بودند. تا جایی که رهبر انقلاب در پیامی، اکثریت مردد را از خواب گران بیدار نمود و گفتند: " من، آنان را که با سکوت مرگبار و احیاناً با اعمال خود، از شاه خیانت کار پشتیبانی می‌کنند، نصیحت می‌کنم که به ملت مظلوم که برای اسلام خون می‌دهد و فداکاری می‌کند، به پیوندند."[3]

از همین زمان شعار «سکوت هر مسلمان، خیانت است به قرآن» به گوش متغافلین رسید. که نتیجه آن خروج از حالت بی‌طرفی بسیاری ازمردم و کشاندن آنان به صحنه مبارزه با رژیم گردید. زیرا پیشی گیرندگان درانقلاب، معتقد بودند که «بی‌طرف‌ها، بی‌شرفند.» و یا خطاب به بی‌طرف‌ها اظهار می‌داشتند: «یا از مائی، یا ساواکی».

نظامیان به خاطر وضعیت خاص شغلی و رسوخ انضباط معنوی در عمق وجودشان، بیش از دیگر اقشار جامعه، ملزم به رعایت قوانین و مقررات و اجرای دستورات سلسله مراتب فرماندهی، می‌باشند. اجرای «دستور» برای این قشر از جامعه در میدان جنگ و دفاع، الزامی است.

به همین دلیل درطول تاریخ معمولاً، " ارتش فرمانبردار قدرت سیاسی بوده…"[4]

یکی از برنامه‌های آموزشی تمرینات معمول آنان، مبارزه با اغتشاشات داخلی است. هنگامی‌که برابر قانون به ارتش «دستور» جلوگیری ازفعالیت و به اصطلاح، شورش و اغتشاش، صادر می‌شود، ارتشیان ملزم به اطاعت و اجرای دستورات رده مافوق خود می‌باشند.

همچنان که تمامی‌طبقات مختلف جامعه همگی به یکباره با روند انقلاب همراه و همصدا نبودند، در ارتش نیز بعضی تندتر و بعضی کندتر، ازخود عکس العمل متفاوتی نشان می‌دادند.

فتوای تاریخی رهبر انقلاب در مورد ابطال سوگند وفاداری به رژیم شاهنشاهی، موجب ایجاد موج عظیمی‌از انفصال روحی نظامیان نسبت به رژیم پهلوی گردید.

به خاطر چهره اسلامی‌بودن انقلاب، ارتش زودتر از آنچه مردم و حتی رهبران انقلاب متربص و منتظر بودند، به انقلاب پیوست. به همین دلیل برخورد‌های ارتش با مردم در جریان تظاهرات‌ها، بسیار اندک بود. زیرا رهبر انقلاب، " برای به شکست کشاندن رژیم حاکم و خلع سلاح او، شیوه بدیعی را به کار بسته بود. که آن همان «تسخیر ارتش» بود. زیرا با این شیوه علمی‌و حساب شده، هیچگاه مردم در مقابل ارتش نایستاده و ارتش را به نام دشمن خود نخوانده‌اند. بلکه در هنگامی‌که رژیم، ارتش را ]ظاهراً[ به جنگ و کشتار مردم به میدان می‌آورد، می‌دیدند که این مردم نه تنها به روی ارتش اسلحه نمی‌کشند، بلکه شعارشان این است که: «ارتش برادر ماست». لذا ارتش تا بن دندان مسلح، به خود آمده «تسخیر» مردم شد. نه تسلیم مردم. و خود را در اختیار مردم قرار داد. و این شیوه با کمترین تلفات، بزرگترین پیروزی را به همراه داشت. و گرنه، اگر مردم با سلاح در مقابل ارتش ظاهر می‌شدند یقیناً با تلفات بی‌شمار هم، نمی‌توانستند به آن سرعت به پیروزی برسند. لذا ما از این حالت به «تسخیر ارتش» یاد کردیم نه «تسلیم و شکست» آن. وقتی که ارتش تسخیر شد، یعنی به مردم پیوست، نه تنها با مردم کاری نداشت، بلکه در شدائد و جنگ‌های پس از پیروزی، به کمک مردم شتافت."[5]

 

 

منبع: ردای فتح؛ کاظمی، محمد، 1398، ایران سبز، تهران

 


[1]. زیرنظر کرباسچی غلامرضا/ هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی؛ ناشر: بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی‌ایران، جلد2، 1371 ص 1098

[2]. دوانی علی/ نهضت روحانیون ایران؛ ناشر: بنیاد فرهنگی امام رضا (ع)، چاپ: شرکت افست (سهامی‌عام)، جلد 10 ص244

[3]. مازندی یوسف/ ایران، ابرقدرت قرن؟؛ نشر البرز، چاپخانه: آسمان، 1373 ص 629

[4]. ابوالحمد عبدالحمید/ مبانی سیاست؛ ناشر: انتشارات: توس، جلد 1 ص 491

[5]. طاهری حبیب الله/ انقلاب و ریشه‌ها؛ ناشر: مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ: شمشاد، 1369 صص 251-250

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده