ردای فتح-19
کارکنان فرودگاه تهران اعلام کردند که: "تا پرواز حضرت امام خمینی به ایران انجام نگیرد، به اعتصاب ادامه خواهیم داد... کارکنان هلیکوپترسازی ایران ضمن اخراج کارکنان آمریکایی، تهدید کردند که در صورت عدم خروج این کارکنان از آنجا، دست به اعتصاب خواهند زد...

[در مورخه 5 بهمن]، تظاهرت و راهپیمایی افسران، همافران و درجه‌داران نیروی هوایی به حمایت از امام خمینی برپا شد."[1]

در 8 بهمن ماه، رادیو مسکو و رادیو بغداد اعلام نمودند که: "افسران ارشد و نظامیان پادگان اصفهان تحصن کردند. همچنین، پنجاه افسر و کارمند نیروی هوایی در تهران دست به تظاهرات زدند."[2] … "بعد از همافران نیروها، کارکنان و کارگران مسلسل‌سازی و صنایع نظامی در روز 9 بهمن 57 از میدان ژاله به طرف دانشگاه راهپیمایی ترتیب دادند. که عده‌ای از مخالفین هم به آنها ملحق گردیدند."[3]

ایران در آستانه انفجار قرار گرفته بود، در روزنامه اطلاعات دوشنبه 9 بهمن 57 شماره 15771 عناوین زیر به چشم می‌خورد:

تهدید به آتش کشیدن هواپیماهای اف-4 از طرف همافران اصفهان.

پنج دستگاه تانک توسط مدافعان کارکنان آموزشگاه هوایی از کار افتادند. سه دستگاه تانک به دست مردم افتاد.

مردان مسلح که اکثراً از کارکنان هوایی بودند، دیوارهای انبار اسلحه اداره تسلیحات را شکستند.

کلانتری‌ها توسط کارکنان شهربانی بدون کوچکترین مقاومتی تخلیه شدند.

تظاهرات و راهپیمایی کارکنان و کارگران مسلسل‌سازی و صنایع نظامی از میدان ژاله به طرف دانشگاه.

در تاریخ 10 بهمن ماه گزارش‌های زیر به ستاد بزرگ ارتشتاران ارسال گردید:

 " ساعت10/17 تعداد 11 دستگاه تانک در حالی که عکس آیت‌الله خمینی [ره] را روی لوله‌های توپ تانک نصب کرده بودند، وارد شهر شدند.

با وجودی که به وسیله رادیو اعلامیه فرمانداری نظامی‌اصفهان مبنی بر عدم اجتماع به دفعات آگهی گردید، معهذا حدود 650 نفر پرسنل هوانیروز مبادرت به راهپیمایی و اعلام همبستگی با مردم نمودند. ضمناً قطعنامه 10 ماده‌ای خود را اعلام داشتند.

 …یکی از پرسنل هوانیروز کرمانشاه با بلندگوی مسجد، اشعار زیر را قرائت و در پایان چندین بار شعاری علیه کد 66 [شاه]، داد:

خدا، قرآن، خمینی، شعار من است.

ستیز راه دین، افتخار من است.

بلند آسمان جایگاه من است.

خدا پشت و پناه من است."[4]

در تاریخ 10 بهمن ماه، "در پی گرایش روزافزون ارتشی‌ها به نهضت اسلام و روحانیت مبارز، لشکر77 خراسان، ضمن آغاز یک اعتصاب، با مردم و روحانیت اعلام همبستگی کرد."[5]

" ساعت 30/10 تعدادی از تظاهر کنندگان ضمن دادن شعار «ما پرسنل نظامی هستیم، ما منتظر خمینی [ره] هستیم»، از خیابان شاهرضا به طرف پل چوبی حرکت [کردند]. رژه بیست خودرو حامل پرسنل نیروی هوایی در مورخه 11 بهمن، در حالیکه حامل عکس‌هایی از امام خمینی بودند."[6]

به ستاد بزرگ ارتشتاران، گزارش گردید که سولیوان، "معتقد بود، لحظه‌ای که [امام] خمینی، وارد ایران شود، اکثر نیروهای ارتش به او خواهند پیوست."[7]

بالأخره انتظار همگان به سر آمد، چشم آفتاب در پهنه آسمان نیلگون ایران که شاهد پرواز تاریخی سرنوشت‌ساز خورشید انقلاب به سوی شیفتگان و دلباختگان خود بود، خیره شد. سرانجام بعد از سال‌ها دوری از وطن، در ساعت 30/9 دقیقه 12 بهمن ماه، «امام آمد».

امام در حلقه محافظین افسران و درجه‌داران نیروی هوایی، که به انواع سلاح‌های سازمانی تسلیح گردیده بودند، بر خاک پایگاه شکاری مهرآباد گام نهاد. ارتشیان هم چون نگین انگشتری وی را از هر گزند احتمالی در بر گرفتند. و بدین سان پیوند ناگسستنی ارتش را با رهبر و انقلاب، به جهانیان نمایاندند. پرسنل نیروی هوایی با لباس‌های رنگ آسمانی خود، به عنوان گارد محافظ، تمام محیط کاروان امام را احاطه کرده بودند.[8]

 طنین «الله‌اکبر» نظامیان انقلابی فرودگاه تهران را به لرزه درآورد. ورود رهبر انقلاب نوید بخش پایان سلطه جابرانه 2500 ساله شاهنشاهی بود.

"با ورود حضرت امام(ره) به ایران، دیگر ارتش و انقلاب کاملاً در یک مسیر قرار گرفته بودند."[9]

رهبر انقلاب در اولین روز ورود خود، با حضور در بهشت زهرا در مورد ارتش گفتند: " …اما تشکر می‌کنم از این قشرهایی که متصل شده‌اند به ملت. و اینها آبروی خودشان را آبروی ملتشان را حفظ کرده‌اند. این درجه‌داران، همافران و افسران نیروی هوایی، همه، مورد تشکر و تمجید ما هستند و همان‌طور آنهایی که در اصفهان، همدان و سایر جاها تکلیف شرعی و ملی خود را دانستند، و به ملت ملحق شدند و از نهضت اسلامی پشتیبانی کردند. از آنها تشکر می‌کنم. و به آنها که متصل نشده‌اند می‌گویم که متصل شوند، که اسلام بهتر از کفر است."[10] در مورد بختیار نخست‌وزیر گفتند: " این آقا…ارتش هم قبولش ندارند."[11]

 

 

منبع: ردای فتح؛ کاظمی، محمد، 1398، ایران سبز، تهران

 


[1]. زیرنظر کرباسجی غلامرضا/ هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی؛ ناشر: بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی‌ایران، جلد 2 ص 1102

[2]. همان ص 1107

[3]. اعترافات ژنرال (خاطرات ارتشبد عباس قره‌باغی)؛ ص 273

[4]. جباری جلیل/گزارش زمستان 57؛ ناشر: سازمان عقیدتی سیاسی ارتش ج.ا.ا، تهران 1372 صص197-195-194-191

[5]. زیر نظر کرباسچی غلامرضا/ هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی؛ ناشر: بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی‌ایران، جلد2 ص 1113

[6]. جباری جلیل/ گزارش زمستان 57 ص 197

[7]. مأموریت در تهران (خاطرات ژنرال هایزر)؛ ترجمه: ع. رشیدی، انتشارات اطلاعات، تهران، 1365 ص 237

[8] . تهرانی اکبر، ارتش پایدار(ازصفویه تا جمهوری اسلامی)؛ ناشر: انتشارات سفید اردهال، چاپ: زمزم، جلد2،سال 1394 ص596

[9]. سپهبد شهید علی صیادشیرازی (مصاحبه حضوری)/ مرداد ماه 1375

[10]. روزنامه اطلاعات/ شنبه 14 بهمن 57 شماره 15775

[11]. نجاتی غلامرضا/ تاریخ سیاسی 25 ساله ایران (از کودتا تا انقلاب)؛ انتشارات: مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، جلد 2 ص 356

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده