توپخانه دوربرد-65
آخرین وضعیت یگانهای دشمن قبل از عملیات طریقالقدس الف– نیروهای درگیر در شمال رودخانه کرخه تا بستان دو گردان تانک، یک گردان مکانیزه، سه گردان پیاده جمعاً شش گردان بودند.

ب- نیروهای درگیر در جنوب رودخانه کرخه هم دو گردان تانک، یک گردان مکانیزه، دو گردان پیاده، جمعاً پنج گردان بودند.

ج- نیروهای تقویتی شناخته شده در منطقه هم یک گروه رزمی تیپی تانک سنگین از لشکر 5 مکانیزه به استعداد دو گردان تانک و یک گردان مکانیزه حوالی جنوب هویزه مستقر و گروه رزمی تیپ14مکانیزه شامل دو گردان تانک، دو گردان مکانیزه، یک گردان پیاده حوالی جنوب سابله و تیپ12 زرهی لشکر3 زرهی در جنوب هویزه و یک گروه رزمی گردانی متعادل (تانک و مکانیزه) در حوالی شهر بستان و قرارگاه تیپ96 پیاده به انضمام کلیه آتش‌های پشتیبانی موجود در منطقه قرار داشت. ضمن اینکه دشمن توانایی وارد عمل کردن تیپ‌های 12 زرهی و مکانیزه گارد جمهوری از منطقه جفیر و احتمالاً یکی از تیپ‌های نیروی مخصوص را از جبهه جنوبی داشت.

توان رزمی نیروهای خودی در عملیات طریق‌القدس

1- جمع گردان‌های مانوری نیروی زمینی ارتش در عملیات شامل 22 گردان بود. 9 گردان تانک، هفت گردان مکانیزه، یک گردان سوار زرهی و پنج گردان پیاده.

2- جمع گردان‌های مانوری سپاه پاسداران در عملیات حدود 30 گردان پیاده مجهز به جنگ‌افزارهای انفرادی و اجتماعی سبک بود. استعداد هر گردان، 200 نفر رزمنده از نیروهای بسیج مردمی برآورد می‌شد.

3- دو گردان پیاده از گروه جنگ‌های نامنظم شهید دکتر چمران.

4- یگان‌های توپخانه صحرایی نیروی زمینی ارتش که در پشتیبانی آتش عملیات قرار گرفتند، جمعاً 32 آتشبار از انواع کالیبر یعنی 105، 130، 155، 175 و 203م‌م و کاتیوشا بالغ می‌شد که 10 آتشبار به پشتیبانی از نیروهای شمال کرخه و 19 آتشبار به نیروهای جنوب کرخه و سه آتشبار به پشتیبانی از تیپ1 لشکر77 ثامن‌الائمه (ع) که در مرحله دوم عملیات وارد منطقه گردید، اختصاص یافته بودند.

5- پشتیبانی‌های مهندسی و سایر پشتیبانی‌های مورد نیاز برای فرماندهی قرارگاه کربلا در تقدم یکم برای سپاه پاسداران لحاظ شده بود.

6- هوانیروز نیروی زمینی ارتش پشتیبانی آتش، حمل آماد، نیرو و تخلیه مجروح و دیدبانی هوایی را بر عهده داشت.

7- نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران (پشتیبانی هوایی) را انجام ‌می‌داد.

قبل از عملیات، تلاش گسترده‌ای در دل رمل‌ها و در فاصله پنج الی شش کیلومتری جناح شمالی نیروهای عراقی در جریان بود. نیروهای متجاوز کاملاً آگاه از حمله قریب‌الوقوع نیروهای ایرانی بودند، اما بی‌خبر از چگونگی آن در انتظار بودند. خوشبختانه عراقی‌ها از نحوه عمل نیروهای خودی از سمت زمین‌های رملی آگاه نبودند. هرچند که جناح خود را با استفاده از خاکریز و ایجاد موانع و میادین مین برای جلوگیری از حمله یا نفوذهای احتمالی کاملاً مستحکم کرده بودند.

روابط فرماندهی یگان‌های ارتش و سپاه و نحوه فرماندهی آنها در حین عملیات

یکی از مشکلات اساسی در عملیات طریق‌القدس، روابط فرماندهی یگان‌های سپاه و ارتش بود که نه حالت تحت امر و نه در کنترل عملیاتی داشت. در صورتی که یکی از اصول مهم جنگ، اصل وحدت فرماندهی است که در صورت نادیده گرفتن، آسیب‌های جبران‌ناپذیری را سبب می‌گردد. رعایت و توجه به این اصل حکم می‌کرد که یگان‌های سپاه در کنترل عملیاتی یگان‌های ارتش باشند که در ابتدا چنین به نظر می‌رسید و فرماندهان و مسئولان عملیاتی سپاه هم ادعای دیگری نداشتند، ولی اینچنین نشد و عملاً یگان‌های سپاه در کنترل عملیاتی ارتش قرار نگرفتند. قرار شده بود که اگر فرماندهی نظامی برای یگان‌های سپاه پاسداران دستوری صادر می‌کند، آن دستور از طریق فرمانده سپاه به آنها ابلاغ شود. تعدادی از نظامیان چه در سطح قرارگاه و چه در سطح یگان‌های عمل‌کننده، اعتقاد بر ضرورت اصل وحدت فرماندهی داشتند و معتقد بودند که یگان‌های سپاه می‌بایست در کنترل عملیاتی فرماندهان ارتشی قرار گرفته تا هدایت نبرد تسهیل و عملیات قابل کنترل و اداره باشد. به ‌هر حال آن مشکل به صورت مبهم تا روز قبل از عملیات به قوت خود باقی ماند. تا اینکه در روز 7/9/60 طی امریه‌ای که فرمانده نیروی زمینی ارتش از طریق قرارگاه عملیاتی کربلای1 به کلیه یگان‌ها ابلاغ نمود، تکلیف این مسئله را مشخص کرد. قسمت‌هایی از آن امریه عیناً به شرح زیر بود:

نکاتی که بر مبنای تصمیم‌گیری‌های جلسه‌ای مرکب از فرماندهان نظامی و سپاه پاسداران در حضور من و فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برادر محسن رضایی به عمل آمد به این شرح ابلاغ می‌گردد:

نحوه فرماندهی یگان‌ها:

الف- فرماندهی نیروهای هجوم کننده که اکثراً برادران سپاه پاسداران بوده و یا ترکیبی از پیاده ارتش و سپاه بوده، به عهده برادران سپاه می‌باشد.

ب- فرماندهی نیروهای زرهی و مکانیزه به عهده فرماندهی نظامی خود بوده، ولی بایستی طبق تدبیر عملیاتی به موازات پیشروی نیروهای هجومی در نگهداری زمین‌های پاکسازی شده و پشتیبانی یگان‌های در خط کوشش نماید.

ج- فرماندهی عمومی یگان‌های عمل‌کننده در محدوده تیپ‌های 1 و 2 زرهی لشکر16 و تیپ3 زرهی لشکر92 به عهده فرمانده تیپ‌های مربوطه می‌باشد.[1]

 

بدین ترتیب ترکیب مقدس سپاه و ارتش شکل گرفت تا دو نیروی مسلح با خصوصیاتی متفاوت بتوانند جنگ را با شرایطی به پایان برسانند که سربلندی کشورمان را به در پی داشته باشد. اما در عملیات بستان به رغم اینکه فرماندهان سپاه در آن زمان کاملاً واقف بودند که از نظر دانش و تجربه فرماندهی و اداره قرارگاه‌ها در سطح فرماندهان مورد قبول نظام جمهوری اسلامی در ارتش نیستند، مع‌الوصف برخلاف اصول وحدت فرماندهی، فرماندهی را بین فرماندهان ارتش و سپاه تقسیم کردند. شاید در آن زمان پاسخگو بود، اما بسیاری از فرماندهان ارتش مطمئن بودند که اینگونه عملکرد در درازمدت مشکل‌آفرین بوده و به نفع هیچ‌کدام از دو نیرو نمی‌باشد. زیرا داشتن اختیارات لازم و به کار بردن حداکثر تلاش تمام نیروها برای رسیدن به هدف نهایی را اصل وحدت فرماندهی می‌گویند، ولی اصل هدف، کلیه تلاش‌ها را متوجه یک هدف عمومی می‌نماید و برای تکمیل این اصل باید وحدت فرماندهی برای تمرکز کلیه تلاش‌ها وجود داشته باشد که مؤثرترین اقدام جهت وحدت تلاش، وحدت فرماندهی است، یعنی باید اختیارات لازم به فرماندهی تفویض گردد. ناپلئون می‌گوید:

 " هدایت و اداره کردن جنگ توسط یک فرمانده بی‌لیاقت بهتر از فرماندهی دو فرمانده لایق در جنگ است."

فرماندهان باتجربه و بادانش ارتش بویژه افسران ستاد و طراحان عملیات که از زبده‌ترین و با دانش‌ترین افسران ارتش بودند، با توجه به اینکه فرصتی نبود تا مشکلات هدایت جنگ را به طور مشترک با دو فرماندهی که در هیچ جنگی دیده نشده بود، مورد بررسی قرار دهند. اما با توجه به تجربیات جنگ‌های تمامی جوامع بشری و اصول جنگ، برای نظامیان بادانش کاملاً مشهود بود که فقدان وحدت فرماندهی مشکلات بسیاری را همراه با حرکات موازی باعث خواهد شد. اما افسران و فرماندهان ارتش با توجه به شرایط کشور و ملاحظات سیاسی، به رغم اشکالات موجود در خصوص عدم وحدت فرماندهی در هدایت عملیات، بهانه‌تراشی نکردند و سعی کردند با تفاهم، رسالتشان را انجام دهند و تلاش کردند تا به جای بحث‌های بی‌مورد که منتج به نتیجه هم نمی‌شد، سطح دانش نظامی آن عزیزان را در سطوح مختلف ارتقا داده که بتوانند در عملیات‌های بعدی با درک مسائل نظامی و پایبندی به اصول جنگ در شرایطی قرار بگیرند تا بتوانند با زبان مشترک نظامی در خصوص تاکتیک‌های نظامی، با فرماندهان و طراحان نظامی در موضوعات مختلف جنگ بحث و تبادل‌نظر کرده تا با نتیجه‌گیری‌های منطقی و اصولی بر اساس اصول نُه‌گانه جنگ، پیشرفت قابل توجهی را نصیب کشورمان نمایند. با نگرش به این مطلب مهم توسط نظامیان و احساس مسئولیتی که در دفاع از حریم کشور داشتند و همچنین حس وطن‌پرستی آنان باعث شد تا فرماندهان رده‌های بالای ارتش، افسران، درجه‌داران و کارمندان در سایه هدایت و رهنمودهای حضرت امام خمینی(ره) با گذشت، صداقت، تلاش و دلسوزی در کوتاه‌ترین زمان ممکن تجربه، دانش نظامی و مهارت‌های فنی را به نیروهای علاقمند سپاه پاسداران به گونه‌ای انتقال دهند که حتی در مناطقی بتوانند به تنهایی مشکلات و مسائل مربوط به هدایت عملیات‌ها را برطرف و عملیات را اداره و هدایت نمایند.

 

منبع: توپخانه دوربرد  در سال 1360 ؛ اصلاني، علی اکبر،1398 ، ایران سبز، تهران

 


[1]. بختیاری، مسعود، سرتیپ2 (1387)؛ عملیات طریق‌القدس، تهران، انتشارات ایران سبز، ص 76.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده