- خطری تهدیدمون نمیکنه. «ناو زال» میچسبه سوختگیری می کنه و جدا میشه. اینجوری امن تره. «آگه دل» پاسخ میدهد. - جناب ناخدا، اجازه بدین در حال حرکت سوخت بدیم. - نه. ولش کن.

– قربان! تا برسیم لاوان، من و اسفندیاری به بچه‌ها آموزش میدیم، هماهنگ میشیم، انجامش میدیم.

– من سراغ ندارم که توی دو سال گذشته عملیات «رز» (RAS) انجام شده باشه.

– ما شروع می‌کنیم فرمانده! باید برای شرایط سخت آماده بشیم.

– مطمئنی که درست انجام میشه؟

– بله قربان.

– با اسفندیاری هماهنگین؟

– بله فرمانده

– اقدام کنین.

– اطاعت میشه.

برمی‌خیزد. احترام می‌گذارد و از دفتر خارج می‌شود.

 

*****

«آگه دل» و «اسفندیاری» به سمت عرشه می‌دوند، باید هر چه زودتر کارکنان را برای عملیات «رز» آماده کنند.

– اسفندیاری! اولین باره، باید خیلی دقت کنیم.

– بعضی وقتا آدم یه کارایی می کنه که خودش‌ام پشیمون میشه. می‌چسبیدیم، سوخت می‌دادیم دیگه، مثل ناو «بندرعباس».

– اون که هنری نیست، همه انجامش میدن. اصل اینه که ما کاری رو انجام بدیم که دیگران نتونستن.

– با چراغ و پرچم کار کنیم!؟

– مگه راه دیگه ای هم هست؟

– نه.

– به بچه‌ها آموزش میدیم که چطور از چراغ و پرچم استفاده کنن.

– کار سختی‌یه ها..!

– کار باید سخت باشه. از پسش برمیایم.

– خدا کمکمون کنه.

– خدا با ماست. بریم.

۱۲۰ نفر در ناو لجستیکی «بوشهر»، در رسته‌های مختلف خدمت می‌کنند. هر رسته چند نفر زیرمجموعه دارد و توسط یک افسر، سرپرستی می‌شود. با مشورت «فرمانده دوم» تعدادی از ملوانان را انتخاب می‌کنند و مراحل مختلف «سوخت‌رسانی در حرکت» را به آنها آموزش می‌دهند.

ناو بوشهر و ناو زال به آرامی نزدیک می‌شوند. باید در فاصله‌ای قرار بگیرند که انتقال سوخت امکان‌پذیر باشد. به موازات یکدیگر و با سرعت مساوی پیش می‌روند «آگه دل» و «اسفندیاری» پرچم به دست در دو سوی ناو ایستاده‌اند و فاصله‌ی بین ناوها را با تکان دادن پرچم تنظیم می‌کنند. «ناخدا تاجداران» روی پل فرماندهی ایستاده و عملیات را به دقت زیر نظر دارد. همه‌چیز برای شروع مرحله اصلی سوخت‌رسانی در حرکت، آماده است. «آگه دل» هماهنگ کرده است که در این مرحله «سرود ای ایران» از بلندگوها پخش شود. با اشاره او، پخش سرود آغاز می‌شود و نوای خاطره‌انگیز آن همه را به وجد می‌آورد.

از این لحظه به بعد کار کردن، شوق دیگری دارد. «آگه دل» پرچم میزند و «تفنگ نخ پران» شلیک می‌شود. گلوله سنگینی که به سمت «ناو زال» می‌آید، طنابی را به دنبال دارد. طناب را می‌کشند و «لوله‌ی سوخت» را به آن می‌بندند.

دوباره علامت‌ها رد و بدل می‌شود و این بار خدمه‌ی «زال» طناب را می‌کشند ولوله‌های سوخت به آرامی به سمت آنها کشیده می‌شود. دو ناو، پهلو به پهلو پیش می‌روند و «سرود ای ایران» همچنان در فضا طنین افکنده است.

 

منبع : اسکورت؛ اخلاقی، علیرضا، 1393، سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده