توپخانه دوربرد-64
سازمان برای رزم یگانها در عملیات طریقالقدس (کربلای 1) گردان293 تانک تیپ3 زرهی لشکر92 به فرماندهی سرگرد زرهی ستاد سید علی صفوی پس از احداث جاده پیروزی و قابلیت حرکت بر روی آن، مأموریت یافت که از این جاده عملیاتی به عقبه دشمن تک و تنگ چزابه را تصرف و تحکیم کند.

مقرر گردید که گردان مذکور به تدریج از محل استقرار فعلی با استفاده از تاریکی شب 7/9/60 خود را به حوالی دیدگاه شماره3 برساند که به هنگام تهاجم علیه دشمن ضمن کوتاه شدن مسیر، مشکل تردد و جابجایی عمده‌ای وجود نداشته باشد. ضمناً در همین زمان به تدریج گردان‌های عملیاتی تیپ امام سجاد(ع) سپاه پاسداران در حوالی دیدگاه‌های1 و 2 و 3 استقرار یابند، به گونه‌ای که برش تاکتیکی هر دیدگاه دو گردان تهاجمی سپاهی می‌باشد. بدین ترتیب حمله به جناح شمالی دشمن که غیرقابل نفوذ بوده با تیپی از سپاه و گردان تانک 293 لشکر92 زرهی نفوذپذیر شود. البته تخصیص نیروی رزمنده به محور دیدگاه شماره 3 به دلیل دسترسی به یگان‌های احتیاط دشمن نسبت به دو محور دیگر بیشتر در نظر گرفته شد. در بررسی وضعیت موجود، زمین منطقه عملیات به علت وجود شنزارهای روان به چگونگی معابر سه‌گانه فوق‌الذکر اشاره‌ای نشده بود. اما مسیرهای دسترسی به شمال و شرق خط پدافندی دشمن معروف به عصا، مورد بررسی قرار گرفته و چهار معبر عملیاتی در آن منطقه پیش‌بینی شده بود که دو معبر آن محدود به جاده‌های موجود در حاشیه شمالی رودخانه کرخه و دو معبر دیگر در شرق ارتفاعات الله‌اکبر و شمال تپه‌سبز به سمت خاکریز عصایی بود که در ابتدای آن معابر گردان‌های زرهی و مکانیزه تیپ3 زرهی به صورت ادغامی با گردان‌های مانوری تیپ امام حسین(ع) گسترش یافته بودند. ترتیب استقرار یگان‌ها عبارت بودند از:

– گردان221 سوار زرهی لشکر92 زرهی با یک گردان از تیپ امام حسین(ع) در محور شمالی ساحل کرخه (حد جنوبی تیپ).

– گروه رزمی261 تانک به همراه یک گردان از تیپ امام حسین(ع) در محور جنوبی ارتفاعات الله‌اکبر.

– گروه رزمی100 مکانیزه سنگین به همراه یک گردان پاسدار در مسیر محور الله‌اکبر.

– گروه رزمی105 مکانیزه سنگین به همراه یک گردان تقویت شده سپاه پاسداران از تیپ امام حسین(ع) در جنوب ارتفاعات تپه‌سبز به سمت خاکریزهای عصایی گسترش و یگان‌ها مشغول جابه‌جایی و حمل آمادها به مناطق یادشده بودند.

در قسمت جنوب رودخانه کرخه در غرب سوسنگرد نیز لشکر16 زرهی منهای تیپ3 زرهی (تیپ3 زرهی در جنوب حمیدیه و شمال کرخه‌کور در خط پدافندی گسترش داشت) با کلیه پشتیبانی‌های رزمی و خدمات رزمی در خط پدافندی منطقه جنوبی رودخانه کرخه در برابر گسترش دشمن در امتداد جاده دهلاویه-دغاغله-هویزه گسترش یافته بود که جهت اجرای عملیات کربلا 1 تیپ‌های پیاده سپاه پاسداران به نام عاشورا و کربلا نیز در یگان‌های لشکر16 زرهی ادغام شده بودند. به گونه‌ای که تیپ عاشورا در تیپ1 زرهی لشکر16، تیپ کربلا در تیپ2 زرهی لشکر16 ادغام و همچنین تیپ1 در منطقه زرهی از شط آل‌عباس تا رودخانه نیسان و جاده هویزه- یزدنو و تیپ2 زرهی در ساحل جنوبی رودخانه کرخه تا رودخانه خشک آل‌عباس و در برابر مواضع و خاکریزهای دو ردیفه دشمن که با سامانه موانع مصنوعی توأم گردیده، گسترش یافته بودند. یگان‌های عملیاتی به شدت مشغول شناسایی و بررسی معابر بودند و هر لحظه بر عزم آنها برای اجرای عملیات افزوده می‌شد، زیرا برابر برنامه قبلی پایان روز 6/09/1360 و آغاز 7/09/1360 بایستی عملیات طریق‌القدس شروع می‌گردید.

روز 6/09/1360، برای یگان‌های حاضر در منطقه الله‌اکبر واقعاً روزی فراموش‌نشدنی بود. همه یگان‌ها در تلاطم و جنب‌وجوش بودند، تحرکات، شناسایی‌ها، تغییر مکان‌ها و… همه تلاش‌ها را شاهد و ناظر بودم. من ضمن اینکه به تغییر موضع یگانم ‌می‌پرداختم و روز بسیار پرکاری داشتم، شاهد اتفاقات بسیاری بودم. چهره‌های جدیدی را در منطقه می‌دیدم. فرماندهان بلندپایه ارتش، سپاه و دیگر مسئولان که در جاده منتهی به ارتفاعات الله‌اکبر در حال تردد بودند. هواپیماهای دشمن هم مرتب در منطقه در حال گشت‌زنی و بمباران بودند. در این میان می‌بایست صبر می‌کردیم و می‌دیدیم که قرعه به نام کدام یگان می‌افتاد که بمباران شود. یگان من از بمباران‌ها هیچ‌وقت بی‌بهره نمانده بود. جهت مقابله با حملات هوایی دشمن، پدافند آتشبار را در نقاطی مستقر کردم تا کارایی بالایی داشته باشند و تذکرات بسیاری به خدمه آنها دادم، زیرا فرماندهان و طراحان جنگ و نیروهای زیادی در منطقه حضور داشتند و می‌بایست آنها برای عملیات حفظ می‌شدند. ضمناً موشک‌های سهند3 ضدهوایی را هم فعال کرده بودیم.

در آن روز برای اجرای عملیات طریق‌القدس، یک قرارگاه تاکتیکی جنب قرارگاه عملیاتی لشکر92 زرهی در ارتفاعات الله‌اکبر ایجاد شد و فرماندهی این قرارگاه به عهده جناب سرهنگ نیاکی فرمانده لشکر92 زرهی و جانشین فرمانده نیرو در منطقه خوزستان بود. جناب سرهنگ محمدزاده، جناب سرهنگ نوابی و جناب سرهنگ بختیاری از اساتید مجرب دافوس (دانشکده فرماندهی و ستاد ارتش) به عنوان تیم عملیات و جناب سرگرد ذاکری فرمانده گردان اطلاعات منطقه به عنوان رئیس رکن دوم قرارگاه بعدازظهر روز 6/09/1360 در قرارگاه جدید مستقر شدند. قرار بود ساعت 20:00 روز جاری در قرارگاه تاکتیکی نزاجا واقع در ارتفاعات الله‌اکبر، توجیه عملیات کربلای1 با حضور فرماندهان یگان‌های عمده تا رده تیپ داخل اجرا شود. قرارگاه در ضدشیب ارتفاعات الله‌اکبر احداث شده بود که محل مناسبی بود. ساعت 16:00 به بعد قرارگاه فعال گردید. جناب سرهنگ لطفی فرمانده لشکر16 زرهی، سرهنگ دوم سیاوش مدیر رئیس رکن سوم لشکر16، فرماندهان تیپ‌های1 و 2 و 3 زرهی لشکر16 به همراه فرماندهان تیپ‌های عاشورا و کربلا از سپاه پاسداران، سرهنگ بهرامی فرمانده تیپ3 زرهی لشکر92 با فرماندهان تیپ‌های امام حسین(ع) و امام سجاد(ع) وارد اتاق عملیات شدند. حوالی ساعت 18:30 فرمانده نیروی زمینی ارتش، شهید سپهبد صیادشیرازی به همراه ریاست ستاد قرارگاه که فرمانده گروه22 توپخانه نیز بود، به اتفاق افسر آماد و افسر تطبیق آتش‌های توپخانه و افسر نیروی انسانی در قرارگاه حضور یافتند و بدین ترتیب قرارگاه رسمیت پیدا کرد. لازم به یادآوری است که در یک عملیات، افراد زبده و کارآمدی باید با طرح‌ریزی و هدایت یگان‌ها چه زحماتی را متحمل شوند تا آن عملیات به پیروزی ختم شود. اگر به جمع افسران ارتش در قرارگاه تاکتیکی نزاجا در آن زمان نظری بیندازیم، متوجه خواهیم شد که ستاد برای یک فرمانده برای پیروزی چقدر مهم است. قطعاً طراحی‌های دقیق و مناسب آنها بود که عملیات به پیروزی ختم شد. هرچند تخصص و زبدگی و روحیه بالای رزمندگان را هم می‌بایست به آن افزود، ولی در هر صورت ستاد قوی، عملیات موفق را هدایت و کنترل می‌نماید. این پاسخی است به عزیزانی که عمداً یا سهواً وجود ستاد را برای فرمانده مناسب ندانسته و منکر نقش ستادها در پیروزی‌های قاطعانه می‌گردند. البته زمانی این ستادها نقش خود را به خوبی ایفا می‌کنند که طراحان آن کسانی باشند که در مسیر خدمت بسیار منطقی حرکت کرده باشند. یعنی از پایین‌ترین سطح یگان‌های رزمی؛ از فرمانده دسته و گروهان تا فرمانده تیپ و لشکر مسئولیت‌هایی داشته و در آن یگان‌ها خدمت کرده باشند. آن وقت می‌توانند به عنوان یک افسر ستاد و یا یک عنصر فعال ستادی به خاطر علم و تجربه کافی به فرمانده کمک کنند. نه اینکه بدون هیچ‌گونه تجربه‌ای ابتدا به ساکن وارد ستاد شده و شروع بکار نمایند. قطعاً اینگونه انتصابات از نظر آگاهان و متخصصان نظامی مقبول نبوده و به ماحصل طراحی‌های انجام شده توسط آنان باید به دیده شک و تردید نگریست.

به هر جهت در اطراف قرارگاه‌ها (قرارگاه مقدم نزاجا و لشکر92 زرهی) جنب‌وجوش زیادی وجود داشت تعدادی از فرماندهان و مسئولان و دیگر افراد حاضر بر بلندای الله‌اکبر مشغول نظاره بر دشت آزادگان بودند. فرماندهان ارتش و سپاه با امیدواری با یکدیگر صحبت می‌کردند. جهادگرانی که در احداث جاده پیروزی نقش داشتند با خوشحالی از چگونگی احداث جاده و پیشرفت کار در ایامی که گذشت صحبت می‌کردند. همه گفتگوها بنا بر اظهارات شاهدین جلسه در جهت پیروزی عنقریب ارتش اسلام بود.

 

منبع: توپخانه دوربرد  در سال 1360 ؛ اصلاني، علی اکبر،1398 ، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده