هشت فروند ناوچه در فواصل مشخص در پهنهی خلیجفارس گسترده شدهاند و آسمان شب پر از ستاره است. «اولادی» به آسمان نگاه میکند. میاندیشد و ستارهها را از نظر میگذراند. برای لحظهای احساس میکند، هواپیمای دشمن است که به سوی او میآید، اما به زودی درمییابد که ستارهها در جای خود ایستادهاند و مثل همیشه، گاهی چشمک میزنند.

صدای خش‌خش بیسیم، با صدای شلیک ضدهوایی‌ها در هم می‌آمیزد. هر نور متحرکی، سزاوار گلوله است، اما بعضی از ناوچه‌ها فقط ستاره‌های آسمان را به گلوله می‌بندند.

هوا که روشن می‌شود، دو فروند ناوچه به دلیل اتمام مهمات، تقاضای بازگشت می‌کنند. برای آنها نخستین روز جنگ به پایان رسیده و برای دریافت مهمات، باید به بوشهر مراجعت کنند.

 

*****

 

درگیری زمینی و هوایی با دشمن در خرمشهر و نقاط مرزی غرب و جنوب شدت گرفته، اما در خلیج‌فارس نیروی دریایی هنوز به طور رسمی درگیر جنگ نشده است. غیرنظامی‌ها، همچنان بوشهر را ترک می‌کنند و نیروهای نظامی به سازمان‌دهی یگان‌ها مشغول‌اند.

هر چند ساعت یک‌بار، «آژیر قرمز» به صدا درمی‌آید و جایی برای پناه گرفتن نیست. حتی در «سبز آباد» هم، به محض اعلام وضعیت قرمز، همه از ساختمان بیرون می‌دوند و در میان درختان پناه می‌گیرند.

در فاصله‌ی ۱۰ کیلومتری از «سبز آباد»، کارخانجات نیز چنین وضعی دارند. کارکنان این واحد، با آن‌که جای مشخصی برای اقامت ندارند، به صورت شبانه‌روزی به کار مشغول‌اند، بعضی از آنها، حتى شب‌ها روی «کارتن» می‌خوابند و پس از استراحتی کوتاه دوباره به محل کار بازمی‌گردند.

خبر هجوم گاه و بیگاه هواپیماهای عراقی دهان‌به‌دهان می‌گردد و «آژیر قرمز» همه را وادار می‌کند که در میان درختان پناه بگیرند، اما تلاش‌ها ادامه دارد و با تکمیل شدن تجهیزات، شور و شوق کارکنان افزایش می‌یابد.

کامیون‌هایی که به «انزلی» فرستاده شده‌اند، بازمی‌گردند و با آوردن قطعات موشکی و موشک «هارپون» فرصت جدیدی را برای تجهیز ناوچه‌ها به وجود می‌آورند. پایگاه هوایی بوشهر، سامانه‌ی موشکی «هاگ» را راه‌اندازی می‌کند و با استقرار افسران رابط هوایی و راداری در فرماندهی نیروی رزمی (فنر) هماهنگی کامل درباره‌ی پروازها به دست می‌آید.

 

*****

 

چهارم مهرماه، ناو لجستیکی بوشهر برای حرکت آماده است. در روزهای گذشته، با آن‌که جنگ در جبهه‌های دیگر به شدت ادامه دارد، اینجا جز پرواز گاه و بیگاه هواپیماهای دشمن در دوردست، حادثه‌ی دیگری به خود ندیده است. مأموریت شناورهای نیروی دریایی، بیشتر گشت‌زنی در محدوده شمال خلیج‌فارس بوده که به خوبی به انجام رسیده است. آرامش نسبی حکم‌فرماست و کارکنان ناو بوشهر برای دریافت فرمان حرکت، لحظه‌شماری می‌کنند.

در نهایت لحظه موعود فرامی‌رسد. چهار روز پس از هجوم همه‌جانبه‌ی دشمن، اولین مأموریت جنگی توسط «رئیس عملیات بندرعباس» ابلاغ می‌شود.

– مأموریت، سوخت‌رسانی به ناو زال. زیر «لاوان» لنگر بندازین. ناو زال می‌چسبه برای سوخت‌گیری. بهش سوخت بدین.

«ناخدا تاجداران» فرمان حرکت را صادر می‌کند و ناو لجستیکی بوشهر از ساحل دور می‌شود. چند تن از افسران، روی عرشه ایستاده‌اند و نحوه‌ی سوخت‌رسانی به «ناو زال» را مرور می‌کنند.

– در حال حرکت چرا؟ لنگر میندازیم. زال میچسبه. در حالت سکون سوخت‌گیری می کنه.

– چرا ساکن؟ میتونیم در حال حرکت سوخت‌رسانی کنیم.

– اونجوری که راحت تره.

«اسفندیاری» و «آگه دل» به هم نگاه می‌کنند و منتظر پاسخ فرمانده می‌مانند.

 

 

منبع : اسکورت؛ اخلاقی، علیرضا، 1393، سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده