ردای فتح-17
"از روزنامه «واشنگتن پست»1 خواسته شد که منتخبی از این ترشحات فکری آیتالله خمینی را در اختیارشان قرار دهد. هنگامیکه جیمیکارتر بر آنها اطلاع یافت، سخت از گرایش ضدغربی و ضد یهودی آیتالله ناراحت شد، متخصصان وزارت امور خارجه آمریکا آنها را مجعول و ساخته و پرداخته ساواک دانستند. رئیس جمهوری دستور به بررسی دقیقتری داد و سرانجام، پس از آن که کار از کار گذشته و انقلاب پیروز شده بود، بر مقامات دولتی آمریکا صحت این نوشتهها و گفتهها ثابت شد. اما دیگر خیلی دیر بود."2

با رفتن شاه، سراسر مملکت در شادی و شعف و جشن فرو رفت. روزنامه‌ها مملو از عکس‌های نظامیانی بود که در شادی و ابتهاج مردم همساز شده بودند.

ارتشبد قره‌باغی در خاطرات خود نوشت:"وضع به جایی رسیده بود که بعد از خروج اعلیحضرت از ایران، در تهران نه تنها پرسنل نظامی شاخه‌های گل مردم را با میل و رغبت قبول کردند، بلکه یکدیگر را در بغل گرفته روبوسی هم نمودند."[1] …"روزنامه‌ها علاوه بر انتشار عکس و خبر شرکت پرسنل ارتش در شادی‌های مخالفین در شهرها، عکس‌های روبوسی نظامیان با معممین را نیز چاپ کرده بودند. در روزنامه اطلاعات [سه شنبه 26 دی ماه شماره 15761]، درج شده بود: مردم با سربازان روبوسی کردند. گل برسرشان ریختند."[2]"با اعلام خبر خروج شاه از کشور، نظامیان در شادی با مردم شرکت کردند."[3]

ارتشبد فردوست، یار دیرینه شاه، درباره تأثیر عزیمت وی از ایران بر ارتش گفت: "با خروج محمدرضا، ارتشی که او فرمانده کل و سمبل آن بود، روحیه خود را از دست داد. و بدنه آن در انقلاب مستحیل شد. و سران آن در سردرگمی کامل غرق شدند. [تنها] پشتیبان محمدرضا که در میان ملت پایگاهی نداشت، ارتش بود. و ارتش هم در کل، در موضع ضعف [قرار گرفته بود] از محمدرضا پشتیبانی نمی‌کرد. ارتش فقط، بدره‌ای و نشاط و ربیعی و خسروداد نبود، سربازان و درجه‌داران و افسران [تا درجه سرهنگی] ارتش واقعی بودند و آنها نیز به هیچ وجه محمدرضای ضعیف و فراری را قبول نداشتند."[4]

به رغم حصارهای اغوایی که رژیم، ارتش را از مردم جدا نموده بود، ارتش از مردم اصلاً جدا نگردیده بود.

در 28 دی ماه: "دو هزار و هشتصد تن از همافران پایگاه شاهرخی همدان، دست به اعتصاب غذا زدند. همچنین عده‌ای از همافران حامی انقلاب و مردم، در دو پایگاه هوایی تهران بازداشت شدند."[5]

در همان روز، تعدادی از افسران و درجه‌داران و سربازان لشکر92 خوزستان، برای شرکت در تظاهرات علیه رژیم به اهواز عزیمت نمودند. مردم در روز بعد درب پادگان مشهد را آذین بستند و در همین روز تعداد کثیری از مأمورین فرمانداری نظامی همراه با مردم در منطقه تهران‌نو در شهر تهران تظاهرات نمودند. از طرف افسران و درجه‌داران پایگاه یکم شکاری اعلامیه‌ای دال بر اعلام حمایت خود از انقلاب منتشر کردند. در این اعلامیه از تیرباران 7 تن از کارکنان فداکار پایگاه هوایی تبریز به دستور رژیم، که موفق به خرابکاری در سیستم تیراندازی یک فروند هواپیما گردیده بودند به اطلاع عموم رسانده شد. افسران، همافران، درجه‌داران و کارمندان پایگاه هوایی همدان، به دنبال اعتصاب غذای خود اعلامیه‌ای به این شرح صادر نمود: "اعلامیه شماره 2 پایگاه هوایی همدان. 29/10/1357، بسم الله القاصم الجبارین، به پیروی از فرمان رهبر عظیم‌الشأن و قائد اعظم، امام خمینی و در تظاهرات گسترده و پرشکوه ملت ایران، در عزای اربعین حسینی، پرسنل پایگاه شاهرخی در تعقیب اعتصاب غذای خود به پشتیبانی نهضت اسلامی و اجرای فرموده امام، دست به یک راهپیمایی با شرکت گروهی از مردان از تمام طبقات پایگاه که از آگاهی اسلامی و اجتماعی برخودار می‌باشند، با دادن شعارهای اسلامی و تأکید به رهبری امام خمینی، زدند. که با دخالت فرماندهان و عوامل آنها متفرق گردیدند. و در ساعت 4 بعدازظهر همان روز در سطحی گسترده‌تر دو مرتبه تظاهرات شروع، تا اینکه با دخالت فرمانده پایگاه و نیروهای مسلح پایگاه، کار به خشونت کشیده شد. و تعدادی از خواهران مجاهد که دوش به دوش برادران دست به راهپیمایی زده بودند، دستگیر و به زندان برده شدند. در این موقع اجتماع مردم با ایجاد یک ناآرامی شدید و اعتراض در سطح پایگاه به بازداشت خواهران مجاهد، فرماندهان را تحت فشار قرار داده و نیمه‌های شب، مجبور به آزاد کردن آنها شدند.

پرسنل پایگاه (افسران، همافران، درجه‌داران و کارمندان)، با تمام اختناق موجود، و فشار فرماندهان، پشتیبانی خود را از مبارزه ملت ایران به رهبری امام خمینی تا برقراری جمهوری اسلامی ادامه خواهند داد. و ضمناً قطعنامه روز اربعین را تأیید می‌نمایند. برقرار باد جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی… افسران، همافران، درجه‌داران و کارمندان پایگاه هوایی."[6]

 روز بعد از این واقعه، "حجج الاسلام آقایان اسدالله مدنی [شهید محراب] و محمدتقی عالمی، از اعضای جامعه روحانیت همدان، از اعتصاب غذا و همبستگی پرسنل پایگاه شاهرخی همدان با مردم، تشکر و قدردانی کردند."[7] در همین روز "هزاران نفر از افسران و همافران پایگاه نیروی هوایی بندرعباس در محوطه پادگان، دست به تظاهرات زدند."[8]

در روزنامه کیهان اول بهمن ماه درج گردیده بود که: "عصر شنبه (دیروز)، حدود یک هزار نفر از افسران، همافران و درجه‌داران پایگاه هوایی بندرعباس در محوطه پایگاه به یک راهپیمایی آرام دست زدند و همبستگی خود را با نهضت و جنبش ملت ایران و همچنین با همافران پایگاه‌های شاهرخی و وحدتی که از یک هفته پیش دست به اعتصاب غذا زده‌اند، اعلام کردند. این عده ضمن راهپیمایی، قطعنامه‌ای در هفت ماده به شرح زیر قرائت کردند:

1- همافران و درجه‌داران پایگاه هوایی بندرعباس با ملت ایران و پایگاه شاهرخی همدان و پرسنل پایگاه وحدتی که در اعتصاب غذا هستند اعلام همبستگی می‌کنند.

2- از دستوراتی که علیه مردم غیور و قهرمان ایران و قرآن و به نفع دستگاه طاغوتی باشد، اطاعت نمی‌کنیم.

3- ما احتیاجی به مستشاران آمریکایی که مأموران سازمان «سیا» هستند، نداریم.

4- زیر بار کودتا که به نفع حکومت غیرقانونی و استبداد است نمی‌رویم.

5- هر فرماندهی که دستور کودتا را صادر کند، ابتدا خودش کشته خواهد شد و بعد عوامل و طرفدارانش.

6- اخراج هرچه زودتر مستشاران خارجی از قسمت‌های مختلف پایگاه بندرعباس.

7- تخلیه هرچه زودتر مأموران ساواک از داخل پایگاه که باعث نگرانی پرسنل و خانواده آنان شده‌اند. [ساواکی‌های سراسر ایران را در پایگاه بندر عباس سکنی داده بودند]"[9]

در همین روزنامه نیز به اطلاع مردم رسانده شده بود که در پایگاه شاهرخی همدان: "عده‌ای از افسران و درجه‌داران نیروی هوایی نیز به جمع 2800 اعتصاب‌کننده پیوستند."

 

 

منبع: ردای فتح؛ کاظمی، محمد، 1398، ایران سبز، تهران

 


[1]. اعترافات ژنرال (خاطرات ارتشبد عباس قره‌باغی)/ مرداد- بهمن 57، نشر نی ص 184

[2]. همان ص 271

[3]. نجاتی غلامرضا/ تاریخ سیاسی 25 ساله ایران (از کودتا تا انقلاب)؛ انتشارات: مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، جلد2، ص 224

[4]. لطفیان سعیده/ ارتش و انقلاب اسلامی؛ ناشر: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1380 ص 219

[5]. زیرنظرکرباسچی غلامرضا/ هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی؛ ناشر: بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی‌ایران، جلد2، 1371 ص 1084

[6]. دوانی علی/ نهضت روحانیون ایران؛ ناشر: بنیادفرهنگی امام رضا (علیه السلام)، چاپ: شرکت افست (سهامی‌عام)، جلد 9 ص 248

[7]. زیرنظرکرباسچی غلامرضا/ هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی؛ ناشر: بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی‌ایران، جلد 2 ص 1087

[8]. همان ص 1088

[9]. روزنامه کیهان/ یکشنبه اول بهمن 1357

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده