یگانهای دریایی در لنگرگاه، منتظر دریافت فرمان حرکتاند، اما پیش از آن باید «آذوقه» و «مهمات» بگیرند. در مورد مهمات، مشکل چندانی نیست، اما «لجستیک منطقه» امکانات لازم برای تأمین آذوقهی یگانهای شناور را ندارد.

افسران ناوتیپ هفتم، برای حل مشکل چاره‌اندیشی می‌کنند. شهر حالت عادی ندارد. تعداد زیادی از اهالی، بوشهر را به مقصد شیراز، کازرون و شهرهای دیگر ترک کرده‌اند و همه‌ی فروشگاه‌های شهر به حالت تعطیل درآمده‌اند.

«ناخدا رزم‌آور» منتظر برقراری ارتباط با فرمانده منطقه، دستش را روی دهانی تلفن گذاشته و با «ناوسروان اولادی» مشورت می‌کند.

– برای غذای یگان‌ها چه کنیم اولادی!؟

– چاره‌ای نیست، جناب ناخدا! به‌به ترتیبی باید از مغازه‌های شهر تهیه کنیم.

– شهر تعطیله. کدوم مغازه!؟

همزمان صدای فرمانده را از طریق گوشی می‌شنود و پاسخ می‌دهد.

– در خدمتم جناب فرمانده!

فرمانده، چنان با صدای بلند حرف می‌زند که «ولادی» هم می‌تواند صدای او را بشنود. با اشاره‌ی «ناخدا رزم‌آور» جلوتر می‌آید و گوش تیز می‌کند تا صدای فرماندهی منطقه را به وضوح بشنود.

– با «نیروی انتظامی» هماهنگ کردیم چند تا مغازه رو باز کنن. اقلام مورد نیاز و تأمین کنین، با فهرست کامل و دقیق. شناورا هر چه زودتر باید برن دریا. مشکل دیگه ای نیست؟

– خیر جناب ناخدا. فقط ناوچه‌ی «کمان» نمیتونه بره دریا، قرار شد به عنوان «یگان مخابراتی ناوتیپ» برای رد و بدل شدن پیام‌های آنی، ازش استفاده بشه.

– بسیار خوب! ناوچه‌ها اعزام بشن و گزارش اجرای طرح ام به من بدین.

– «نیروی رزمی ۴۲۱ » ……….؟

– مستقر شده جناب ناخدا. همه مون تحت امر فرماندهی نیروی رزمی عمل می‌کنیم. امری نیست؟

– نه. موفق باشین.

تماس را قطع می‌کند و به «ولادی» خیره می‌شود.

– دستورو شنیدی؟

– بله قربان!

– اجرا بشه.

– اطاعت میشه.

برمی‌خیزد. احترام می‌گذارد و از دفتر خارج می‌شود.

 

*****

ناوچه‌ها، یکی پس از دیگری، بندرگاه را ترک می‌کنند. «ناو سروان اولادی» به سوی ناوچه «شمشیر» می‌رود که قرار است به عنوان آخرین ناوچه عازم دریا شود. او، پیش از این فرماندهی همین ناوچه بوده و حالا فرصت دارد که بار دیگر با آن به دریا برود. فرماندهی «شمشیر» (ناو سروان ناصر منافی) از او استقبال می‌کند و شناور از اسکله جدا می‌شود.

در چشم‌انداز افسران، تنها «ناوچه‌ی کمان» قرار دارد که هر لحظه از آنها دورتر می‌شود.

نبرد دریایی به طور رسمی آغاز شده، هر چند درگیری مشخصی دیده نمی‌شود. شب فرامی‌رسد و هر روشنایی متحرکی می‌تواند نشانه‌ی هجوم شبانه‌ی هواپیماهای دشمن باشد.

 

 

منبع : اسکورت؛ اخلاقی، علیرضا، 1393، سازمان حفظ آثار و نشر ارزش­های دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده