ردای فتح-16
در مورد کودتا، ژنرال هایزر در خاطرات خود اعتراف میکند که:"فرماندهان ارتش را ترغیب کرده بودم که طرحهای لازم را برای کودتا تهیه کنند. آن طرحها تهیه شده بود... وظیفه اصلی من در این مأموریت، بکار بردن همه تلاشهایم در جهت امکان حیات دادن به دولت بختیار یا هر دولت غیرنظامی دیگری که با غرب سرسازگاری داشته باشد."

"به نظر من از میان 400هزار نفر پرسنل ارتش، تنها با 20 هزار نفر می‌شد به عنوان نیروی ضربتی، کارهای لازم را انجام داد… این تعداد سرباز در گارد شاهنشاهی حضور داشتند و من می‌دانستم که همه آنها از نظر آموزش در طراز اول هستند."[1]… "نیروی زمینی، ستون فقرات کودتا بود و باید مراکز نظامی را کنترل می‌کرد… نیروی هوایی، اولین عامل مهم در کودتا بود."[2]"…تأکید کردم که تنها امید ما بختیار است. اگر او شکست بخورد، آن وقت ارتش باید کودتا کند. یک نفر باید اعتصاب‌ها را بشکند و بار دیگر کنترل کشور را در دست گیرد."[3]… "آنها می‌بایست ظرف چند ساعت پس از رفتن شاه، کودتای نظامی می‌کردند."[4]"نیروهای مسلح قدرتمندترین عامل در کشور بودند و می‌توانستند عامل تعیین‌کننده باشند."[5]

برژینسکی مشاور امنیت دولت کارتر نیز معتقد بود "ارتش 400،000 نفری ایران، به راحتی می‌تواند هرگونه شورشی را سرکوب کند."[6]

در پایگاه هوانیروز کرمانشاه بعد از خاتمه مراسم صبحگاه 22 دی‌ماه، یکی از درجه‌داران با اسلحه به طرف فرمانده و تعدادی از افسران دیگر تیراندازی نمود. در شهر تبریز بسیاری از ارتشیان با مردم اعلام همبستگی نمودند. در 22 دی‌ماه حدود 10،000 نفر تظاهرکننده اهوازی خطاب به مأمورین حکومت نظامی گفتند: «ارتش تبریز به ما درس برادری داد. شما هم به ما بپیوندید.»

در همان روز طی اعلامیه‌ای که تحت عنوان کارکنان پایگاه هشتم شکاری اصفهان توزیع شد، همبستگی خود را به طرفداری از نهضت و امام خمینی(ره) اعلام نمودند. و خطاب به ملت ایران یادآور شدند که به دستور رهبر انقلاب و به حکم غیرت و مردانگی، در مورد دستورات و تقاضاهای خلاف دین و شرافت، اطاعت کورکورانه را زیر پا گذاشته و دهان هر مقام و شخصیتی را که خلاف دین و شرافت باشد، با سرب داغ پر کرده و لوله مسلسل و توپ را به طرف کسانی که قصرهای لرزانشان بر پایه ظلم و ستم بنا شده برمی‌گردانیم و انتقام ملت بیچاره را از آنها باز می‌ستانیم. ضمناً اضافه نمودند که در ارتش جزء عده معدودی مزدور و وطن‌فروش که متأسفانه در رأس امور قرار دارند، سایر کارکنان، مخالف رژیم سرسپرده استعمار هستند.

برابر گزارش ارسالی به ستاد بزرگ ارتشتاران در 24 دی‌ماه در شهر تهران: "حوالی ظهر در تقاطع [خیابان] شهرضا، کالج، روی پل در حدود 100 نفر مشغول تظاهرات بودند که مأمورین فرمانداری نظامی هم به دنبال آنها در حرکت بودند. تظاهرکنندگان به مأمورین گل و عکس [امام] خمینی داده و مأمورین نیز عکس [امام] خمینی را بوسیدند… در میدان فردوسی، یک دستگاه ریو ارتشی در میان مردم بوده و عکس‌های [امام] خمینی را در تمام اطراف خودرو چسبانده در حالیکه مأمورین نظامی ‌در ریو بودند، مردم هم سوار ریو شده و شعار می‌دادند. ضمناً یک نفر پلیس راهنمایی را سوار کرده که او نیز با صدای رسا علیه شاه شعار می‌داد… [در همین روز]، در مسجد جامع شیراز اعلامیه‌هایی مبنی بر همبستگی تیپ55 هوابرد شیراز پخش گردیده و در اکثر نقاط شهر به درب و دیوار، شعارهایی دال بر همبستگی یگان مزبور نوشته شده بود."[7]

در 25 دی ماه کارکنان دژبان مرکز در تهران، در حالی‌که عکس‌های رهبر انقلاب را از جیب در می‌آوردند، علیه نظام شعار می‌دادند. در بعدازظهر همان روز مأمورین مستقر در کلانتری 6 تهران با شعار تظاهرکنندگان همصدا شدند.

 شاه تداوم سلطنت و حاکمیت بر کشور را، منحصراً به پشتیبانی ارتش قلمداد می‌نمود، اما ارتش به جای اینکه برابر قانون اساسی مصوبه آن زمان، همچون قیام ملی 1332 دکتر محمد مصدق، از سقوط رژیم ممانعت نماید، نه تنها باعث اضمحلال بیشتر نظام گردید، بلکه خود نیز از درون متلاشی شد. لذا با این اوضاع، دیگر برای شاه جایی در ایران باقی نمانده بود. با روند رو به رشد تظاهرات مردمی و پیوستن تدریجی بدنه ارتش به انقلاب، سایروس ونس وزیر خارجه وقت آمریکا در جمع خبرنگاران در واشنگتن اعلام نمود: آمریکا احساس می‌کند که شاه، دیگر در آینده ایران نقشی ندارد. بنابراین، با اولین پیشنهاد «ویلیام سولیوان» سفیر آمریکا، از کشور خارج گردید. در ساعت 13 و 8 دقیقه روز 26 دی ماه «شاه رفت.» "بنا به گفته اشرف پهلوی، برنامه خروج شاه از کشور، تصمیمی بوده است که سران آمریکا، آلمان، فرانسه، و انگلیس در اجلاسیه گوادولوپ گرفته و او ملزم به اجرای آن بوده است."[8]

وی که قبلاً با اطمینان از حمایت اربابان آمریکایی خود گفته بود: "آمریکایی‌ها هرگز مرا رها نخواهند کرد."[9] بعد از سپری شدن تاریخ مصرف وی در بازار سیاست، اجباراً به سوی انورسادات مصری پرگشود. زیرا سفیر آمریکا در مصر اعلام نمود که: ایالات متحده بسیار متأسف است که نمی‌تواند اجازه اقامت شاه را در خاک آن کشور بدهد!!

لذا "ابرقدرت‌ها در جهت حفظ منافع خود «رهبر در حال باخت» را رها کردند و در پی معامله با مرد قوی و برنده برآمدند."[10]

در غرب جهان، اوضاع سیاسی به سود رهبر انقلاب ارزیابی گردید. حزب سوسیال فرانسه، حمایت خود را از انقلاب ایران اعلام کرد. در آمریکا، پروفسور «ریچارد فالک»[11] انقلاب ایران را نمونه تمام عیار یک انقلاب آرام و بدون خونریزی و درخشان‌ترین واقعه تاریخ اسلام و بنیانگذار حکومتی اسلامی معرفی نمود. پروفسور «جیمس. د. کوکرافت»[12] رهبر انقلاب اسلامی ایران را معجزه‌ای تشبیه نمود که در سراسر تاریخ بشریت رهبری نظیر وی وجود نداشته و در آینده هم چنین رهبری ظهور نخواهد کرد. حتی سفیر آمریکا در سازمان ملل، رهبر انقلابی ایران را یک «قدیس سوسیال دمکرات» نامید.

 

 

منبع: ردای فتح؛ کاظمی، محمد، 1398، ایران سبز، تهران

 


[1]. همان/ ص 198

[2]. همان/ ص 308

[3]. هایزر رابرت/ مأموریت به تهران؛ مترجم: نعمت الله عاملی، ناشر: انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ: چاپخانه مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران 1390 ص 132

[4]. همان / ص 133

[5]. همان/ ص 316

[6]. فولت کن/ فرار از ایران؛ مترجم: منوچهر طاهرنیا، ناشر: انتشارات آشتیانی، چاپ: اطاق چاپ 1363 ص 79

[7]. به کوشش: جباری جلیل/گزارش زمستان 57؛ ناشر: سازمان عقیدتی سیاسی ارتش ج.ا.ا، تهران 1372 صص161-160

[8]. زیرنظرکرباسچی غلامرضا/ هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی‌؛ ناشر: بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی‌ایران، جلد 2، 1371 ص 1063

[9]. نهاوندی هوشنگ- ایوبوماتی/ محمدرضا پهلوی، آخرین شاهنشاه؛ 1980-1919؛ ترجمه: دادمهر، ناشر: شرکت کتاب، 1392 ص 638

[10]. مازندی یوسف/ ایران، ابرقدرت قرن؟؛ نشر: البرز، چاپخانه آسمان، 1373 ص 657

[11]. Richard Falk

[12]. James.D.Cokraft

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده