ردای فتح-15
تأثیر عمیق و ژرف مذهب و رهبری نهضت در تمامی تار و پود ارتشیان ریشه دوانیده بود. اگر این انقلاب، همچون نهضت 1332 دکتر محمد مصدق، صرفاً جنبه ملیگرایی میداشت، و فاقد رهبری مذهبی نظیر امام خمینی(ره) میبود، برای ارتشی که "پنجمین "[1] قدرت نظامی جهان محسوب میشد، تفاوتی بین قیامهای 1332 و 1357 نداشت.

ناپلئون بناپارت ضمن تقسیم «قدرت»، به دو بخش اساسی می‌نویسد: "در جهان، دو قدرت بیشتر نیست. قدرت شمشیر و قدرت افکار. اما پیروزی نهایی با قدرت افکار است. زیرا قدرت شمشیر هم از قدرت افکار است. از افکار عمومی می‌توان به عنوان یک قدرت خدشه ناپذیر برای ایجاد و تقویت روحیه ملی قوی، روحیه جنگی و دفاعی، حس فداکاری و ایثار و جانفشانی در داخل جامعه، جذب متحدان جدید و حفظ متحدان موجود در خارج، تضعیف دشمنان و نفوذ و تأثیر بر افکار و رفتار آنان استفاده کرد."[2]

"ارتش شاهنشاهی که دژ مستحکم رژیم سلطنتی محسوب می‌شد، و شاه همواره آن را به عنوان الگو می‌شناخت و اقدامات خلاف قانون خود را با اتکاء به آن انجام می‌داد، در داخل متزلزل شد. این بار افراد مذهبی به صورت تکلیف در حد خود اقدامی ضدرژیم می‌کردند."[3]

 حسنین هیکل، روزنامه‌نگار مشهور مصری بعد از مصاحبه با رهبر انقلاب گفت: "آیت‌الله [خمینی(ره)]، معتقد بود که ارتش نقش اساسی در پیروزی انقلاب ایفا می‌کند."[4]

«سولیوان» در دی ماه به واشنگتن گزارش داد که: "اگر رودررویی گسترده‌ای میان افراد آیت‌الله خمینی و نیروی نظامی ایران به وجود آید، ارتش از هم پاشیده خواهد شد."[5]

در جزیره «گوادولوپ» کنفرانسی با حضور جیمی کارتر رئیس جمهور آمریکا، والری ژیسکاردستن رئیس جمهور فرانسه، هلموت اشمیت صدراعظم آلمان غربی و جیمزکالاهان نخست‌وزیر انگلستان تشکیل شد. در این جلسه که اصلی‌ترین محور مورد بحث را اوضاع بحرانی ایران شامل می‌گردید، بر خروج شاه از ایران تصمیم گرفته شد. کارتر اظهار داشت: "اوضاع ایران به کلی تغییر کرده است. شاه دیگر نمی‌تواند بماند. مردم ایران دیگر او را نمی‌خواهند. دولت یا دولتمردی در ایران باقی نمانده است که حاضر به همکاری با او باشد. اما جای نگرانی نیست، نظامی‌ها هستند. آنها قدرت را به دست خواهند گرفت. بیشتر فرماندهان نظامی ایران در مدارس ما تحصیل کرده‌اند و فرماندهان و رؤسای ارتش ما را خوب می‌شناسند. آنها حتی یکدیگر را به اسم کوچک صدا می‌زنند."[6] سولیوان نیز " معتقد بود که دیگر وقت آن رسیده است که آمریکا به زیان‌های ادامه دوستی با شاه خاتمه دهد و به آینده نگاه کند."[7]

رئیس جمهور آمریکا آگاهی نداشت، یا نمی‌خواست باور کند که بدنه ارتش خارج از محیط پندار اوست. زیرا "افسران جوان و تحصیل کردگان غرب، جذب نیروهای مذهبی شدند و به انقلاب پیوستند. ارتش حتی پیش از خارج شدن شاه از کشور، روحیه، انضباط و انسجام خود را از دست داده بود."[8]

در تاریخ 23 دی ماه: "قره‌باغی، گزارشی از بالا بودن تعداد فراریان ارتش، اعتصاب همافران نیروی هوایی، اعلامیه خلبانان پایگاه هوایی وحدتی دزفول مبنی بر اینکه مقلد آیت‌الله خمینی‌اند و… به شاه می‌دهد."[9]

" سپهبد جعفر صانعی معاون لجستیکی فرمانده نیروی زمینی [طی تماس تلفنی با ارتشبد قره‌باغی] اظهار می‌دارد: روی نیروی زمینی حساب نکنید."[10]

در همین اوان ژنرال «رابرت هایزر»، معاون ژنرال «الکساندر هیک» فرمانده کل نیروهای متفقین در اروپا (ناتو)، مأمور تهیه طرح‌هایی برای حفظ انسجام ارتش در حمایت از اجرای قوانین و در نهایت جلوگیری از سقوط و فروپاشی نیروهای مسلح گردید. هایزر با بسیاری از امرای ارشد ارتش آشنا بود. مأموریت دیگر وی امضاء یادداشت تفاهم با دولت ایران در مورد لغو سفارشات و قراردادهای خرید جنگ‌افزار و وسایل نظامی از آمریکا بود که شاه چندی پیش سفارش خرید 7 فروند هواپیمای رادار آواکس، 160 فروند هواپیمای F-16،400 فروند موشک فونیکس[11] برای این هواپیماها، تعدادی زیردریائی، تعدادی ناوچه جنگی و 1000دستگاه تانک چیفتن از انگلیس به نام «شیر ایران» داده بود. لغو برخی از آنها با موفقیت کامل انجام گرفت. دولت آمریکا، به بهانه فلج شدن اقتصاد ایران و ناتوانی دولت در پرداخت مابقی بهای سفارشات، درخواست لغو قراردادها را مطرح نمود. حجم پولی این قراردادها که طی دو، سه سال گذشته منعقد گردیده بود، بالغ بر 12 میلیارد دلار برآورد می‌شد. " لغو بخش قرارداد 12 میلیارد دلاری در بهمن 1357 نیز از هر جهت به زیان ایران بود. و به بهای صدها میلیون دلار خسارت برای ایران تمام شد."[12]

در صورتی که اگر این قراردادها توسط دولت آمریکا لغو می‌گردید، مستلزم پرداخت میلیون‌ها دلار غرامت به ایران محاسبه می‌شد. ولی بختیار برای ابقاء چند روزه بر مسند نخست‌وزیری خیانت بزرگی را در حق مردم ایران در کارنامه خود ثبت نمود! و این‌گونه "قراردادهای عظیم تحویل سلاح‌های فوق مدرن آمریکایی به ایران، با امضاء بختیار و به دستور هایزر و سولیوان لغو گردید."[13]

اوضاع نابسامان مملکت آمریکایی‌ها را به طرح‌ریزی کودتایی موسوم به «ث» واداشت. موضوع کودتا در حضور سران ارتش مطرح گردید. اما اکثریت کارکنان ارتش در انقلاب استحاله گردیده بودند. به طوری‌که "هر روز بین 500 تا 1000 نفر از نظامیان ایرانی به انقلابیون ملحق می‌شدند."[14]

 

 

منبع: ردای فتح؛ کاظمی، محمد، 1398، ایران سبز، تهران

 


[1]. موحد- ه/ دو سال آخر، رفرم تا…انقلاب؛ انتشارات امیر کبیر، چاپخانه: سپهر، تهران 1363 ص 82

[2]. عاصف رضا/ عملیات و جنگ روانی؛ ناشر: معاونت ستاد مشترک سپاه و معاونت فرهنگی و تبلیغات دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح، چاپ: دفتر انتشارات اسلامی‌قم، 1384ص 249

[3]. مدنی سیدجلال الدین / تاریخ سیاسی معاصر ایران؛ ناشر: دفتر اتنشارات اسلامی، جلد 2، پاورقی ص 401

[4]. نجاتی غلامرضا/ تاریخ سیاسی 25 ساله ایران؛ همان مدرک، ص 177

[5]. پیر سالینجر/ آمریکا در بند؛ انتشارات: کتاب سرا، چاپخانه: افق 1362 ص 52

[6]. کدیور جمیله/ رویارویی انقلاب اسلامی‌ایران و آمریکا؛ انتشارات اطلاعات، تهران، 1372 ص 197

[7]. فولت کن/ فرار از ایران؛ مترجم: منوچهر طاهرنیا، ناشر: انتشارات آشتیانی، چاپ: اطاق چاپ 1363 ص 141

[8]. نجاتی غلامرضا/ تاریخ سیاسی 25 ساله ایران (از کودتا تا انقلاب)؛ انتشارات: مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، جلد 2 ص 177

[9]. بهنود مسعود/ از سیدضیاء تا بختیار؛ سازمان انتشارات جاویدان، 1370 ص 867

[10]. اعترافات ژنرال (خاطرات ارتشبد عباس قره‌باغی)؛ مرداد- بهمن 57 نشر نی ص 345

[11]. (AIM – 54 (Air Intercept Missile) (Phoenix ایم – 54 فونیکس، موشک هوا به هوای مجهز به رادار دوربرد با بردی حدود 160 کیلومتر که قادر به هدایت همزمان علیه 6 هدف را دارد.

[12]. نجاتی غلامرضا/ تاریخ سیاسی 25 ساله ایران (از کودتا تا انقلاب)؛ انتشارات: مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، جلد 2 ص 259

[13]. اعترافات ژنرال همان مدرک ص 399

[14]. لطفیان سعیده/ ارتش و انقلاب اسلامی‌ایران؛ ناشر: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1380 ص 213

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده