درسهای هشت سال جنگ تحمیلی-16
رسته پیاده برای تمام نظامیان کادر نیروی زمینی و نیروهای دیگر ارتش منبع: کتاب دفاع زمینی در ایران1400 ص560-561 در زمان جنگ و عملیاتهای آفندی و پدافندی گسترده، یگانهای مانوری پیاده و زرهی بیشترین تلفات را متحمل میگردند و از طرفی تداوم عملیات با این یگانها نیز در صورتی ممکن خواهد بود که تلفات یگان بهسرعت جایگزین گردد. امکان جایگزین نیروی وظیفه در چنین حالتی تا حدود زیادی میسر میباشد، اما امکان جایگزین نیروی کادر در همان ساعات و روزهای درگیری داغ وجود ندارد.

یگانی هم که دچار چنین وضعی گردد، تقریباً کارایی خود را از دست می‌دهد، زیرا هر گروهان و گردان مانوری، باوجود افسران و درجه‌داران کادر و نقش کلیدی فرماندهان، رؤسا و مسئولان مختلف، می‌تواند فعال باشد. درصورتی‌که افراد شاغل در مشاغل کلیدی یگان، شهید، مجروح و اسیر شده باشند، دیگر از آن گروهان و گردان که بیشترین مجموعه آن را نیروی وظیفه تشکیل می‌دهند، انتظار اجرای عملیات نباید داشت. تیپ یا لشکری هم که گروهان‌ها و گردان‌های آن چنین شکلی پیدا می‌کنند، درمجموع توان عملیاتی خود را از دست می‌دهد. در آن صورت آنها را با یگان‌های جدید و تازه نفس یا باید تعویض نمود و یا در صورت عدم امکان، به علت از بین رفتن آمادگی رزمی یگان‌های مانوری از جهت نیروی انسانی پایور، شکست را متحمل شد.

این وضع بارها در سال‌های دفاع مقدس در رده‌های مختلف تجربه شد و متأسفانه چاره‌ای هم برای آن پیدا نشد و این در حالی بود که سایر یگان‌های همان لشکر در سایر رسته‌ها، دارای پرسنل کادر به تعداد کافی بودند، اما به علت آنکه این نوع پرسنل دارای رسته پیاده و یا زرهی نبودند، امکان اعزام آنها به یگان پیاده یا زرهی میسر نبود[1].

مشکل دیگری هم که برای نیروهای رسته زرهی در زمان جنگ وجود داشت، امکان انتقال و تعویض آنها با افراد یگان‌های عقب که در شهرها و خارج از مناطق عملیاتی مستقر بودند، وجود نداشت، زیرا غیر از مرکز زرهی، دیگر در هیچ یگان آموزشی، ستادی و لجستیکی امکان تعویض وجود نداشت. درنتیجه جنگ هرچند سال هم طول می‌کشید، این نوع پرسنل باید همچنان به خدمت خود در جبهه، ادامه می‌دادند.

برای آنکه در نیروی زمینی ۱۴۰۰، (در جنگ‌های آینده) چنین مشکلی وجود نداشته باشد و امکان جایگزینی افسران و درجه‌داران کادر گردان‌های رزمی، بخصوص پیاده در گرما گرم عملیات، توسط فرمانده لشکر و حتی تیپ میسر باشد، نگارنده پیشنهاد می‌نماید کلیه افسران و درجه‌داران کادر نیروی زمینی (و همچنین سایر نیروهای ارتش) تا دوره عالی، برای افسران و دوره سرپرستی برای درجه‌داران، دارای دو رسته باشند و بعد از دوره عالی و دوره سرپرستی برابر ضوابطی که تعیین می‌شود، یک رسته‌ای گردند. پرسنل دو رسته، یکی از رسته‌های آنها حتماً پیاده بوده و رسته دوم آنها سایر رسته‌های موردنیاز نیروی زمینی خواهد بود. آموزش‌های هر دو رسته را هم باید طی نمایند و هرکدام نیز موظف‌اند برای ترفیع و انتصاب در مشاغل، بخشی از زمان خدمت خود را در رسته پیاده بگذرانند. ذکر جزئیات آن از حوصله (از ظرفیت کتاب) خارج است و به همین مقدار اشاره اکتفا می‌شود.

درصورتی‌که چنین اقدامی در نیروی زمینی (ارتش) جاری باشد، مشکل جایگزین پرسنل کادر یگان‌های مانوری و حفظ دور عملیات و همچنین تعویض نوبه‌ای پرسنل کادر، برطرف خواهد شد. دیگر وضعی را شاهد نخواهیم بود که در زمان جنگ عده‌ای غیرنظامی داوطلبانه به جبهه بیایند و با دشمن بجنگند، اما عده زیادی از پرسنل کادر (ارتش) در لباس نظامی به علت آنکه دارای رسته رزمی نیستند، امکان به‌کارگیری و حضور آنها در جبهه نباشد و یگان‌های درگیر نیز همچنان از کمبود نیرو در رنج و آسیب باشند.

اضافه بر موارد اشاره‌شده در کتاب یادشده، برای استفاده کامل‌تر از نیروی انسانی ارتش، این طرح دو رسته‌ای، اضافه بر نیروی زمینی، درباره نیروهای پایور نیروهای پدافند هوایی، نیروی هوایی و نیروی دریایی ارتش باید به اجرا درآید.

در زمان جنگ 8 ساله، شاهد بودیم که تعدادی از افسران، همافران و درجه‌داران نیروی هوایی، داوطلبانه به یگان‌های خط مقدم نزاجا اعزام شدند و افتخارات و خدمات برجسته‌ای را ارائه دادند. حتی حضور داوطلبانه آنان را در نیروهای جنگ‌های نامنظم شهید چمران و گردان‌های بسیجی سپاه پاسداران نیز سراغ داریم. تاکنون کتابی مستقل در این باره انتشار نیافته است، اما پراکنده از وجود چنین اقدام در کتاب‌ها یافت می‌شود.

 در طرح دو رسته‌ای، کلیه نیروهای پایور ارتش در ابتدای خدمت، آموزش دو رسته را که یکی از آن دو، رسته پیاده است، طی می‌نمایند و در سال‌های خدمتی میان دوره مقدماتی و عالی، در هر دو رسته، در زمان صلح و جنگ باید خدمت نمایند. این نفرات در سال‌های جنگ، به‌طور نوبه‌ای به نیروی زمینی و خدمت در رسته پیاده و منطقه عملیاتی اعزام می‌گردند.

درصورتی‌که طرح دو رسته‌ای مشترک در رسته پیاده در ارتش معمول گردد، در زمان جنگ هیچ‌وقت گردان‌های پیاده از نیرو‌های پایور خالی نخواهند ماند. با پُربودن این گردان‌ها از نیروی پایور و وظیفه، همراه با تأمین سلاح و مهمات لازم، گردان‌های قوی در برابر دشمن، در عملیات‌های آفندی و پدافندی خواهیم داشت و موفقیت بیشتر را هم می‌توانیم انتظار داشته باشیم. مسلماً با آن روش تک رسته‌ای در جنگ تحمیلی گذشته، نمی‌توان انتظار موفقیت را در تمام عملیات‌های آفندی و پدافندی طولانی مدت داشت، مگر آن‌قدر، تعداد یگان‌های رزمی بیش از تعداد یگان‌های دشمن باشد که آن کسری نیروهای پایور را در گردان‌ها تحت‌الشعاع قرار دهد.

در آموزش دوره مقدماتی دو رسته توجه داشته باشید که زمان آموزش دو برابر نمی‌شود، بلکه مدت دوره دو رسته، 130 تا 150 درصد مدت دوره یک رسته می‌شود. زیرا بسیاری از درس‌های دوره‌ها مشترک هستند و فقط درس‌های خاص هر رسته حتماً باید آموزش داده شوند.

نگارنده این کتاب در سال 66 در مسئولیت مدیر پرسنلی نزاجا، این طرح را دقیقاً درباره رسته‌های نیروی زمینی، همراه با جداول دروس هر دوره محاسبه و به هیئت رئیسه نزاجا ارائه داد، اما با توجه به نظر موافق و مخالف در جلسه و نیز عدم وجود اراده و دستور جدی از رده بالاتر، به نتیجه نرسید. ولی عیب‌های موجود در تک رسته‌ای همچنان در ارتش باقی بوده و باقی می‌باشد.

ما دراین‌باره، در جنگ 8 ساله با آن تجربه سنگین، تاکنون هم درس نگرفته‌ایم و همچنان به آن راه غلط تجربه شده ادامه می‌دهیم و حتماً هم آن مشکلات را تکرار خواهیم کرد. لطفاً دقت شود. یک ایرادی هم که به طرح دو رسته‌ای ممکن است بگیرند، آن است که تخصص در یک رسته کاهش می‌یابد. پاسخ آن است که خدمت در هر دو رسته برای هر نفر فقط تا دوره عالی است و بعد از دوره عالی، رسته هر نفر تبدیل به یک رسته می‌شود. فاصله دوره مقدماتی تا دوره عالی به‌طور متوسط 7 سال است. در این 7 سال چطور می‌توانیم بگوییم که تخصص شکل کامل می‌گیرد و دیگر امکان افزایش و یا تکمیل آن وجود ندارد؟ ضمن آنکه در صورت وجود نفرات پایور دو رسته‌ای در گردان‌های پیاده و یا گردان‌های آموزشی از جنس رسته پیاده، علاوه بر آنکه توان گردان پیاده را از تمام تخصص‌ها افزایش می‌دهد، سبب می‌گردد هر فرد، تا آنجا که ممکن است در گردان پیاده، در مشاغلی که به جنس رسته دوم وی نزدیک است قرار گیرد و به این ترتیب به تجربه خود در هر دو رسته بیفزاید.

اگر طرح دو رسته‌ای در مسیر تصویب قرار گیرد، حتماً شرایط و ضوابط آنهم در بررسی‌های کارشناسی معلوم و تعریف خواهد شد، به شکلی که مصالح و منافع ملی در دفاع از کشور محور خواهد بود و راه ضعیف نمودن و نادیده گرفتن مقررات تعریف شده در آن نیز بر روی کلیه افراد و کلیه دستگاه‌های لشکری بسته خواهد شد. زیرا اگر اجرای آن به‌طور قانونی و عادلانه و حساب شده دیده نشود، در نهایت این طرح محکوم به شکست و افزایش نارضایتی و کاهش تمایل به خدمت در میدان رزم را در پی خواهد داشت و بد گذشته را به بدتر تبدیل خواهد نمود.

درباره سپاه پاسداران و موضوع تک رسته‌ای و یا همه رسته‌ای، نگارنده این کتاب اطلاعاتی ندارد و در منابع آشکار هم چیزی دیده نشده است. در هر حال اگر سپاه هم چنین وضعی، مانند ارتش سامان‌دهی نموده، باید به مشکلات و معایب آنکه ما، در زمان جنگ و در ارتش داشتیم توجه نموده و اقدام لازم نسبت به رفع آن اعمال نماید.

طرح دو رسته‌ای مشترک در رسته پیاده درباره کارمندان استخدامی در ارتش نیز باید نافذ گردد. در ابتدای استخدام نیز باید به وی تفهیم و تعهد گرفته شود. شکل به‌کارگیری آنان در رسته پیاده را نیز آئین‌نامه مربوطه باید تعریف نماید.

این طرح پس از تصویب و تهیه آئین‌نامه‌های آن در مورد افراد استخدامی، پس از تصویب باید به اجرا درآید و در مورد افراد قبلی امکان‌پذیری آن به نظر می‌رسد، میسر نباشد.

نگارنده این کتاب در سال‌های بعد از انقلاب شاهد بوده که کارمندان، درجه‌داران و افسرانی بودند که 30 سال خدمت خود را فقط در یک ساختمان و تقریباً در یک شغل سپری نموده و بالاخره بازنشست شدند. این درحالی بود که هم‌طراز خدمتی وی بویژه در رسته‌های رزمی، در مدت 30 سال خدمت، چندبار نقل‌وانتقال، جابه‌جائی خانواده، اثاث‌کشی از استانی به استان و شهر دیگر و گردش شغلی داشته است. آیا این وضع با قواعد علمی نظامی قابل قبول توافق دارد؟ مسلماً خیر.

در ابتدای این کتاب گفته شد که باید تمام امور خود را در مجموعه نیروهای مسلح با قواعد علمی نظامی منطبق نماییم و امور خارج از قواعد علمی را کنار گذاشته و برای هر کدام، قواعد علمی قابل قبول تعریف، اجرا و یا تبدیل نماییم. موارد فوق نیز از موضوعاتی است که باید هر کدام را به فرمول‌های علمی قابل قبول تبدیل و هر دو طرف معادله را تعریف درست و قابل اجرا و قابل قبول نماییم.

 

منبع: درس‌های هشت سال جنگ تحمیلی ؛ صادقی‌گویا، نجاتعلی،1399 ، انتشارات سبز ایران

 


[1]. نگارنده این کتاب، یکی از گروهان‌های گردان پیاده در لشکر21 حمزه را در زمان عملیات بیت‌المقدس و قبل از آزادسازی خرمشهر دیدم که فرمانده گروهان آن در پشت خاک‌ریز، یک سرباز شده بود. زیرا، فرمانده گروهان و دسته با تلفات رزمی از میدان رزم خارج‌شده بودند. هرچند، آن سرباز را جوانی شجاع، مدیر و لایق دیدم، اما درهرحال نمی‌توانست جای یک سروان پیاده را به‌عنوان فرمانده گروهان پُر کند.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده