توپخانه دوربرد-61
عملکرد و فعالیتهای گردان388 توپخانه قبل از عملیات طریقالقدس بعد از عملیاتهای اللهاکبر، طراح و شهید مدنی در منطقه دشت آزادگان و شرکت فعال گردان388 توپخانه در آن عملیاتها، همانطور که قبلاً اشاره شد، همه توجهات برای فتح بستان بود و تحرکات در منطقه کاملاً مشهود بود.

آموزش نفرات، نگهداری وسایل و تجهیزات و… در اولویت قرار گرفته بود تا در عملیات آتی مشکل نداشته باشیم. آنچه که در پیش مطرح گردید مربوط به فرماندهان و طراحان جنگ بود که برای توجیه بیشتر خوانندگان عنوان گردید، اما یگان‌های رزمی اعمال و فعالیت‌هایی را انجام ‌می‌دادند که بعضاً مطرح نگردیده است. من چون خودم در یکی از یگان‌های مجری عملیات فتح بستان شرکت داشته‌ام از دیدگاه خودم و هم‌رزمانم به جنگ به شرح زیر پرداخته و آنچه را که می‌نویسم شاهد و ناظر بوده‌ام. قبل از عملیات بستان، یگان‌های مختلف خصوصاً یگان‌های توپخانه مرتباً در منطقه حضور می‌یافتند و یگان‌ها در منطقه جهت عملیات تقویت می‌شدند. آبان‌1360 بود. رفته‌رفته هوا رو به خنکی می‌رفت. گرما دیگر ما را آزار نمی‌داد ولی باران‌های سیل‌آسا منطقه را فرا می‌گرفت و بعضاً شب‌ها رگبارهای شدید باران همه‌جا را فرا می‌گرفت و سنگرهایمان پر از آب می‌شد و این بارش‌ها به طور متناوب تکرار می‌شد. روزها هم حضور فعال هواپیماهای دشمن در منطقه واقعاً ما و دیگر یگان‌ها را آزار می‌داد. در آن زمان مواضع ما در شرق ارتفاعات الله‌اکبر بود و به علت شرایط زمین، در یک منطقه باز موضع گرفته بودیم و چاره‌ای هم نداشتیم و از نظر بمباران‌های هوایی بسیار آسیب‌پذیر بودیم. تمام تلاش دشمن هم انهدام سامانه پشتیبانی آتش یگان‌های مانوری (یگان‌های توپخانه) بود.

حوادث روز سه‌شنبه سوم الی جمعه ششم آذرماه

فرمانده گردان، یک‌بار دیگر تصمیم گرفت؛ برای اجرای هر چه بهتر عملیات بستان، آتشبارهای گردان را سازماندهی مجدد نماید تا توانایی آتشبارها یکسان باشد. به همین منظور در ساعت 16:30 روز 3/9/1360، افسران گردان در پاسگاه فرماندهی گردان حضور یافتند و فرمانده گردان، فرمانده آتشبار یکم ستوان صالحی را به سمت فرمانده آتشبار دوم ‌منصوب کرد و فرمانده آتشبار دوم؛ ستوان‌یکم جمال کریم را به سمت فرمانده آتشبار یکم، بعد از معرفی فرماندهان جدید، فرمانده گردان آنان را در آن روز به آتشبارها معرفی کرد ضمناً تعدادی از درجه‌داران نیز در سطح آتشبارهای گردان تعدیل شدند. من از آن تاریخ از ستوان‌یکم عباس صالحی که یکی از بهترین هم‌رزمانم بود، جدا شدم. من از او به عنوان فرمانده آتشبار مطالب بسیاری را آموختم که در زندگی نظامی‌ام برایم مفید بود. جدا شدن از او برایم مشکل بود ولی مسائل جنگ مهم‌تر بود و من می‌بایست با آموخته‌هایم برای یگانم و ارتش مفیدتر از قبل عمل می‌کردم زیرا در سطحی قرار گرفته بودم که بتوانم یک آتشبار توپخانه را به خوبی هدایت و کنترل نمایم.

در ساعت2300 روز 3/9/1360، تیراندازی تانک و توپخانه و سلاح‌های سبک در خط مقدم در امتداد روستا‌های صالح‌حسن و دهلاویه و رودخانه کرخه‌کور و جبهه طراح و سوسنگرد به مدت یک ساعت به شدت ادامه داشت، ولی به مرور از شدت آن کاسته شد و تا صبح به صورت تیراندازی‌های پراکنده در منطقه ادامه یافت. خبر ناگوار در آن روز، مربوط به انفجار در ایستگاه راه‌آهن تهران بود که همه ما را نگران کرد. زیرا رزمندگانی که مرخصی آنان پایان یافته و عازم منطقه عملیاتی بودند، ممکن بود آن حادثه به آنان آسیب برساند که خوشبختانه به خیر گذشته بود. من در آن زمان از جناب سروان عباس صالحی جدا شدم، جناب سروان صالحی به آتشبار دوم منتقل شد و معاون ایشان ستوان‌دوم عیسی مختاری‌نسب وی را همراهی می‌کرد. در شروع عملیات بستان، من عملاً فرمانده آتشبار یکم بودم و عملیات آتشبار را هدایت می‌کردم.

روز 4/09/1360، طبق برنامه روزانه به کارهای خود مشغول بودیم. سرگرد داود مشیری و سروان ابوالقاسم کیا از گردان343 توپخانه130م‌م به مواضع ما آمدند. در ساعت 10:30 آن روز هواپیماهای مهاجم سوسنگرد را به شدت بمباران کردند. در ساعت 11:30 پدافندهوایی عراقی‌ها در منطقه چندین موشک به طرف هواپیماهای ما شلیک نمودند که خوشبختانه آسیبی به آنها وارد نشد و موشک‌های آنها از بالای سرمان گذشت و در فاصله چند کیلومتری دورتر از دید ما محو شدند. در این ‌روز، در خصوص تغییر مکان آتشبار و مسائل جاری عملیات آینده با فرمانده گردان صحبت‌هایی داشتیم و تصمیم‌هایی گرفتیم. در ساعت 20:00 درگیری در جبهه الله‌اکبر و سوسنگرد و طراح و دهلاویه به مدت یک ساعت ادامه داشت. عراق با توپخانه، مواضع یگان‌های مستقر در این مناطق را زیر آتش گرفت که پاسخ مناسب و به موقع به آتش آنها توسط توپخانه‌های خودی داده شد.

صبح روز 5/09/1360، من به همراه فرمانده گردان و سروان حسین خواجوی رئیس رکن سوم گردان جهت انتخاب موضع جدید آتشبار یکم تقریباً هفت کیلومتر جلوتر رفتیم. شناسایی دقیق و کاملی انجام دادیم در شمال ارتفاعات الله‌اکبر، بین ارتفاعات الله‌اکبر و شحیطیه، از جنوب به شمال در یک دره عمیق مواضعی را انتخاب کردیم. از تمام جهات موضع جدید مورد بررسی قرار گرفت، خصوصاً در مورد راه‌های ورود و خروج، آسیب‌پذیر نبودن در بمباران‌های هوایی، فاصله توپ‌ها، اختفاء برق دهانه توپ‌ها در حین تیر اندازی در شب، امکان مأموریت و پشتیبانی آتش مداوم یگان‌های تک کننده و… هواپیماهای دشمن در ساعت 8:00 زمانی که ما مشغول شناسایی بودیم، مواضع آتشبار را بمباران کردند که با دفاع توپ‌های پدافند هوایی آتشبار، از منطقه متواری شدند. در ساعت 10:30 مجدداً دو فروند هواپیمای دشمن در بالای سرمان ظاهر شدند و با غرش صدای آنها توپ‌های ضدهوایی مستقر در منطقه‌ای که شناسایی می‌کردیم، شدیداً با هواپیماهای دشمن مقابله نمودند، ولی به علت ارتفاع بالای هواپیماهای دشمن آسیبی به آنها نرسید و با بمباران‌های پراکنده روی مناطقی از ارتفاعات الله‌اکبر منطقه را ترک کردند. جهت عملیات آینده و پوشش هوایی یگان‌های عمل‌کننده در عملیات از طریق لشکر92 زرهی درخواست شده بود تا از سامانه موشکی ضدهوایی با برد 25 کیلومتر در منطقه استفاده شود. عراقی‌ها در آن زمان، سامانه موشکی سام2 را در اختیار داشتند و علیه هواپیماهای ما بکار می‌بردند، متأسفانه ما از نظر دفاع ضدهوایی در منطقه کاملاً ضعیف بودیم و آسمان منطقه در اختیار هواپیماهای دشمن بود و می‌بایست برای آن فکری می‌کردند. بعد از شناسایی و انتخاب موضع جدید به آتشبار بازگشتم و قرار شد بعدازظهر، سنگرهای جدید را در موضع جدید احداث و توپ‌به‌توپ موضع جدید را اشغال نماییم. در ساعت 12:30 شهر حمیدیه بمباران شد که از موضع ما دود ناشی از انفجار بمب‌ها کاملاً مشخص بود. هرچند از صبح، باد در منطقه می‌وزید، ولی هواپیماهای دشمن مرتب یگان‌ها و شهر‌های منطقه را بمباران می‌کردند. بعد از ظهر این روز، من به همراه استوار فریبرز شیخانی یکی از روسای توپ در موضع جدید حضور یافتیم و مشغول آماده کردن سنگر توپ‌های آتشبار با لودری که در اختیارمان قرار داده بودند، شدیم. ساعت 16:30 توپ استوار اصغر اکبری فعال را در موضع جدید مستقر و روانه نمودم. آن روز تعدادی از نفرات آتشبار را تا قبل از تاریکی شب در موضع جدید مستقر کردم.

 

منبع: توپخانه دوربرد  در سال 1360 ؛ اصلاني، علی اکبر،1398 ، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده