درسهای هشت سال جنگ تحمیلی-15
مشکلات و معایب تک رستهای در ارتش: 1ـ مشکل مهمتر به جهت محدودیت تک رستهای برای کلیه نفرات پایور در مدت 30 سال خدمت، آن بود که فرمانده نیرو، فرمانده لشکر، فرمانده تیپ مستقل، قادر نبود که در صحنه عملیات آفندی و پدافندی و درگیری شَدید، نسبت به جایگزینی افسران و درجهداران تلفات رزمی، با استفاده از افسران و درجهداران سایر یگانهای تابعه که دارای رستههای غیر رزمی هستند و یا در رسته رزمی موردنظر نیستند اقدام نماید.

در این حالت، زمان‌های سرنوشت‌سازی برای یگان‌های درگیر پیش می‌آمد که گردان پیاده یا زرهی، نیاز به فرمانده گروهان، فرمانده دسته، فرمانده گردان، رئیس یکی از ارکان 1و2و3و4 گردان و یا درجه‌دار موشک‌انداز ضدتانک و یا درجه‌دار خمپاره‌انداز و غیره و حتی فرمانده یا معاون گردان داشت، و از طرفی در گردان‌های دیگر آن لشکر مشابه همین درجات موردنیاز افسر و درجه‌دار، اما در رسته دیگر، به تعداد نزدیک به صد درصد سازمانی موجود بود. امکان برداشت از آن یگان‌ها و جایگزین نمودن در گردان پیاده یا زرهی که موجودی پایور آن در لحظات درگیری و سرنوشت‌ساز به پائین تر از 50درصد رسیده بود، وجود نداشت. زیرا آن افسران و درجه‌داران سایر یگان‌ها مانند بقیه، تک رسته‌ای بودند و رسته آنان سازگاری خدمت در رسته پیاده یا زرهی را نداشت.

2 ـ اِشکال مهم دیگری که بر روش تک رسته‌ای در ارتش وارد است، آن می‌باشد که چطور ارتشی که بیش از 150 تا 200 هزار نفر نیروی پایور دارد، فشار 8 سال جنگ درصحنه نبرد، بر حدود 10 هزار نفر در رسته پیاده، زرهی و توپخانه به گونه‌ای باشد که امکان تعویض آنان با بقیه افراد بالای 150 هزار نفر وجود نداشته باشد. یعنی اگر جنگ بیش از 8 سال هم طول می‌کشید، بازهم امکان تعویض این عده وجود نداشت، مگر آنکه با یکی از حالت‌های تلفات رزمی، به‌ناچار از آمار صحنه نبرد خارج گردند.

این شرایط در حالتی است که ما شاهد بودیم، بسیاری از هم‌وطنان غیرنظامی ما، و خارج از نیروهای پایور ارتش و سپاه، به‌صورت داوطلب و بسیج برای تقویت میدان جنگ خودی وارد صحنه نبرد شده و اثرات سرنوشت‌ساز از فداکاری و زحمات خود بر نتایج عملیات‌ها باقی گذاردند. بسیجیان ذکور، از تمام اقشار جامعه و گروه سنی و تحصیلاتی و شغلی وجود داشتند و بیشترین شهدا را نیز درراه خدا تقدیم نمودند.

آنان چه رسته‌ای داشتند؟ چطور فقط با خواستن، توانستند در میدان جنگ با دشمن بجنگند، اما ارتش به جهت تک رسته‌ای نتوانست آن نیروی پایور بیش از 150 هزارنفری در رسته‌های غیر رزمی را وارد میدان رزم بکند و لااقل سختی جنگ را برای نیروهای پایور تقسیم و متعادل کند.

اینکه تعداد زیادی از نیروهای پایور ارتش، خدمت روزانه عادی، مانند زمان صلح در مدت 8 سال جنگ داشته باشند، اما عده‌ای هم در ارتش در اقلیت باشند که همچنان خدمت خود را در میدان رزم بگذرانند و مدت آن‌هم محدودیت نداشته باشد و تا پایان جنگ و یا پایان توان رزمی فرد درصحنه نبرد، خدمت رزمی انجام دهند، چه توجیهی دارد؟ ما همچنانکه از افراد ذکور غیرنظامی و خارج از نیروهای سازمانی ارتش و سپاه انتظار داریم، برای کمک به برادران هم‌وطن رزمنده خود، وارد جبهه زمینی جنگ شوند و از آن‌هم استقبال می‌کنیم، به‌مراتب بیشتر از آن باید چنین انتظار را از همرزمان خود در ارتش و سپاه داشته باشیم. و بلکه بیش از کلمه داوطلب، برای افراد ارتش و سپاه، کلمه الزام را به کار بریم و شرایط به‌کارگیری مناسب را برای تمام آن جمعیت بیش از 150 هزارنفری نیروهای پایور در ارتش که در خارج از مناطق عملیاتی زمینی خدمت می‌کنند، فراهم نمائیم.

3 ـ به جهت همین مشکل تک رسته‌ای و تلفات زیاد رسته پیاده که بیش از رسته‌های دیگر بود، و بعد رسته‌های رزمی دیگر، در زمان جنگ ما شاهد بودیم که دانشجویان مراکز آموزشی افسری و دانش‌آموزان مراکز آموزشی درجه‌داری از همان ابتدا و پس از طی دوره اولیه عمومی، بیشتر به رسته پیاده اختصاص می‌یافتند و تعداد کمی هم به سایر رسته‌ها. حتی بعضی از رسته‌ها نظیر دارائی، آجودانی، اردنانس، سررشته‌داری، دژبان و مشابه یا اختصاص داده نمی‌شدند و یا بسیار کمتر از عدد موردنیاز سازمانی. این رویه سبب شد که در این رسته‌ها، نزاجا به‌شدت، گرفتار کسری و پی‌آمد‌های ناشی از آن گردد. برای تأمین کسری این رسته‌ها، به‌ناچار از افسران و درجه‌داران رسته‌های رزمی که به‌واسطه درصد جانبازی و عدم امکان خدمت در رسته رزمی، با تغییر رسته استفاده می‌شد. هرچند که تا حدودی مشکل کمبود برطرف می‌شد، اما کارآمدی و دانش شغلی این نفرات، نسبت به آنانی که از ابتدا در این رسته بودند، ضعیف‌تر بود. البته در این حالت، استثناء هم وجود داشت و کارامدی قوی هم مشاهده شد.

4 ـ در حالی که ارتش، نفرات خود را تک رسته‌ای تعریف نموده، ما شاهد هستیم که در مجموعه سپاه و روحانیت چنین تعریفی وجود ندارد و آنان در عمل به شکل همه رسته‌ای در تمام امور کشوری و لشکری وارد و در مناصب مدیریتی آن موضوع قرار می‌گیرند. اما ارتش، نفرات خود را، حتی در امور مربوطه به خود نیز، تعریف همه‌رسته‌ای و لااقل در بعضی از مشاغل تعریف‌شده ندارد.

ما قبل از قانون ارتش و مصوبه سال 67 در جداول سازمانی یگان‌های خود، به‌طور محدود در ردیف جلوی بعضی از مشاغل سازمانی، همه رسته‌ای تعریف نموده بودیم، اما بعد از قانون یادشده، آن تعداد محدود نیز از جداول سازمانی حذف و صد درصد مشاغل در تک رسته‌ای تعریف شدند.

 

پیشنهاد و راه‌حل معایب تک رسته‌ای با اجرای طرح دورسته‌ای مشترک در رسته پیاده:

سؤال این است که ارتش، این همه مشکلاتی که در جنگ آن را تجربه کرد، آیا نمی‌توان ترتیبی را سامان‌دهی نماید که چنان مشکلاتی در جنگ‌های احتمالی بعدی نداشته باشد؟ نگارنده این کتاب، پیشنهادی دارد که اگر آن به اجرا درآید، تمام اشکالات اشاره‌شده برطرف خواهد گردید.

خلاصه کلام آن است که افراد ارتش از شکل یک رسته‌ای به دو رسته‌ای مشترک در پیاده به شرح زیر تعریف گردند. در آن صورت مشکل جایگزینی و جابه‌جائی مناسب و به‌موقع و تأمین نیازهای افسری و درجه‌داری در میدان رزم، در میان‌مدت و کوتاه‌مدت در شرایط سخت درگیری میدان نبرد برطرف خواهد شد.

علت آنکه یکی از دو رسته باید رسته پیاده باشد، آن است که بیشترین تلفات ما در 8 سال جنگ، از رسته پیاده بود. از طرفی ما در مصاف با دشمن و شرایط جغرافیایی کشور و توان نیروی انسانی ملی و کم‌هزینه و کم وابستگیِ گردان‌های پیاده در مقایسه با گردان‌های زرهی، به گردان‌های پیاده زیادی احتیاج داریم که در فصل سوم نیز درباره آن شرح داده‌شده است.

 

منبع: درس­های هشت سال جنگ تحمیلی ؛ صادقی­گویا، نجاتعلی،1399 ، انتشارات سبز ایران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده