جناب فرمانده! «طرح ذوالفقار» خیلی کلی­یه. پیوست­ام نداره. فرمودن که یگانها، دستورالعملها رو تکمیل کنن. - زحمتش گردن خودته اولادی. - جناب ناخدا، «گروه کار» باید تشکیل بدیم. - معلومه که کار یه نفر نیست.

– اگه اجازه بفرمایین، اول از همه باید یکی رو پیدا کنم که بتونه دستورالعمل بنویسه. به پیوست‌های مخابراتی و لجستیکی احتیاج داریم.

-هر کاری که لازمه انجام بده. اسامی نفرات رو مشخص کن، میگم نامه شو ابلاغ کنن.

– اطاعت میشه ناخدا.

– فکر می‌کنی، کی آماده بشه!؟

– خیلی طول نمی­کشه. یعنی نباید طول بکشه. وقت نداریم.

– در مورد موشک‌ها قرار شد چه کنیم؟

– درخواست می‌نویسیم. امریه صادر میشه، برامون می­فرستن.

– خودشون می­فرستن، یا ما باید اقدام کنیم؟

– جناب «ناخدا رزم‌جو، فرمودن که توی طرح ذوالفقار، دیده شده. سیستم پرتاب موشک، توی مرکز آموزش انزلی هست.».

– مدرسه‌ی کمان!؟

– بله قربان. به محض این‌که ستاد نیرو امریه صادر کنه فرماندهی کامیون میفرسته، از انزلی بار میکنن میارن اینجا.

– خوبه. امیدوارم فرصت کافی باشه.

– اگر امری ندارین، من مرخص بشم.

– برو به سلامت.

اولادی برمی‌خیزد و ادای احترام می‌کند. «ناخدا رزم‌آور» با لبخند به او خیره می‌شود و از جا برمی‌خیزد. دست پیش می‌آورد و محکم دست می‌دهد. اولادی دوباره احترام می‌گذارد و از اتاق خارج می‌شود.

«ناخدا رزم‌جو» فرمانده منطقه دوم دریایی بوشهر، پشت میزش نشسته و برگه‌های روی میز را جابجا می‌کند. علاوه بر مسائل مربوط به احتمال درگیری، باید امکان استقرار «نیروی رزمی ۴۲۱ » را در ساختمان ستاد، فراهم کند. فرمان تشکیل قرارگاه مقدم جنگ نیروی دریایی صادر شده و از این پس، همه‌ی یگان‌های نیروی دریایی باید زیر امر «نیروی رزمی ۴۲۱ » به فرماندهی «ناخدا مدنی نژاد» قرار بگیرند.

آرنج خود را به میز تکیه می‌دهد و با نوک انگشتان پیشانی‌اش را لمس می‌کند. به برگه‌ی دست‌نویس خیره می‌شود و همزمان، آجودان خود را فرامی‌خواند. چند لحظه بعد، «عسکری» وارد اتاق می‌شود.

– امر بفرمایین قربان

– برای درخواست موشک، جواب نیومد؟ کسی پیگیرش هست؟

– قربان! دیروز ارسال شده، منتظریم.

– قرارگاه «نیروی رزمی ۴۲۱ » به کجا رسید؟ آماده شد؟

– بچه‌ها مشغول‌اند قربان

از جا برمی‌خیزد، کاغذها را دسته می‌کند و آن‌ها را داخل پوشه می‌گذارد.

بازدید می‌کنم ببینم کار به کجا رسیده؟

– یه تعداد میز و صندلی منتقل شده، ۲۰ تا تخت­ام گذاشته شده برای خوابگاه افسران.

– جا برای ۲۰ تا تخت هست؟

– تخت سربازی دو طبقه­س قربان.

آه می‌کشد و سر تکان می‌دهد. ساختمان قدیمی، جای مناسبی برای استقرار «قرارگاه مقدم جنگ نیروی دریایی» نیست، اما در شرایط حاضر، جای مناسب‌تری هم وجود ندارد. به نقطه­ی…ادامه دارد.

 

منبع : اسکورت؛ اخلاقی، علیرضا، 1393، سازمان حفظ آثار و نشر ارزش­های دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده