درسهای هشت سال جنگ تحمیلی-7
مسئله2: نیروی انسانی بسیج تعاریف موضوع: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در آغاز جنگ، تعداد کل آن از 15 هزار نفر تجاوز نمیکرد. هرچند که عدد رسمی در کتابهای منتشره نیامده است، اما در بررسی کتابهای منتشره، میتوان این عدد را استخراج نمود. سازمان بسیج هم در آغاز جنگ، دستگاهی مستقل بود و نیروهای داوطلب در آن زمان، تعدادی در ارتش و تعدادی هم در سپاه و بالاخره نیروهای جنگ نامنظم شهید چمران و چند قسمت جزئی دیگر پراکنده بودند.

در دی‌ماه 59، یعنی سه ماه بعد آغاز جنگ، مجلس شورای اسلامی، در قانونی، سازمان بسیج عمومی را در زیرمجموعه سپاه پاسداران تعریف نمود.

اگر در آن زمان، مجلس شورای اسلامی، سازمان بسیج را زیرمجموعه ارتش تعریف و در اختیار می‌گذارد، مسلماً سرنوشت جنگ و سپاه هم به شکل دیگری رقم می‌خورد. اینکه خوب یا بد می‌شد از بحث این کتاب خارج است. درهرحال، این قانون سبب گردید که سپاه پاسداران نسبت به فراخوانی، پذیرش، آموزش و سازماندهی اقدام و بالاخره با به‌کارگیری بسیجیان از تمام جغرافیای کشور و امکانات کشور، نیازمندی‌های لازم مجموعه‌سازمانی خود را تأمین نماید.

 

شرح و نکات مسئله 2:

در ابتدای جنگ، سرهنگ سید یعقوب حسینی که خود مرد شماره 1 نزاجا در قرارگاه جنوب بود، در کتاب: تاریخ نظامی جنگ تحمیلی ج2 ص332 نوشته است که تعداد افراد سپاه پاسداران در آغاز جنگ که در صحنه‌های عملیات غرب و جنوب شرکت داشتند بسیار محدود بود و احتمالاً از یک هزار نفر تجاوز نمی‌کرد. نویسنده، ضمن آنکه از روحیه و ایمان و شرایط اجتماعی فوق‌العاده افراد سپاه در آن زمان تقدیر نموده، گفته است که بیش‌ازحد استعداد رزمی خود، توانستند درصحنه‌های نبرد مؤثر باشند.

سپاه در آن روزگار که 16 ماه از تأسیس آن می‌گذشت، در تمام شهرها و روستاهای ایران با همکاری نیروهای مردمی محلی از انقلاب پاسداری می‌نمود. علاوه بر آن، تعدادی نیرو هم تا آنجا که می‌توانست، برای مقابله با ضدانقلاب و جلوگیری از تجزیه کشور به کردستان و آذربایجان غربی اعزام می‌نمود، در این مدت، تعدادی از بهترین نیروهای خود را هم در میدان نبرد و مقابله با ضدانقلاب از دست داد. باید قبول نمود که در آن روزگار، اگر انقلاب سقوط می‌کرد و پاسداری نمی‌گردید و مردم نیز به همراه ارتش و سپاه حامی و پشتیبان انقلاب نمی‌شدند، کشور گرفتار تجزیه می‌گردید که الحمدلله چنین نشد.

ما در طول جنگ شاهد بودیم که گردان‌های رزمی سپاه، در عملیات‌ها به‌طور میانگین کمتر از200 نفر بودند. در هر گردان تعداد 5-6 نفر آن از افراد رسمی سپاه بودند و بقیه، افراد بسیج. یعنی بیش از 95درصد هر گردان رزمی سپاه، نفرات بسیجی بودند.

یکی از افتخارات دفاع مقدس ما، وجود نیروهای داوطلب بسیج است که داوطلبی و فداکاری آنان، خواستگاه مردمی میدان نبرد ما را در مقابل دشمن ارائه می‌دهد. تا ابد نیز در تمام گورستان‌های کشور بزرگ ایران، سند این رویکرد را در آن دوران با اطلاعات روی سنگ‌قبر خود حفظ و نمایش می‌دهند.

بحث نیروهای داوطلب، معمولاً در تمام جنگ‌ها و کشورها رایج بوده است. اما کمیت و کیفیت نیروهای داوطلب در جنگ 8 ساله، از ارزش‌های بسیار بالاتری برخوردارند و این برای اهل تحقیق قابل‌اثبات است، اثبات آن از موضوع این کتاب خارج است و فقط لازم بود به آن اشاره گردد.

چون قرار این کتاب، آن است که نگاه دیکته‌ای مدرسه‌ای به کتابی جامع به نام دفاع مقدس در مدت 8 سال داشته باشد، لازم است در مورد بسیج نکته پائین نیز گفته شود.

با توجه به ماهیت معنوی سپاه پاسداران و نوع شکل‌گیری پایه‌ای آن، افراد بسیجی که داوطلب ورود یگان‌های سپاه می‌شدند، از همان جنس معنوی سپاه می‌بودند. برای مفهوم‌سازی بهتر باید گفته شود که از هواداران شعار «کربلا، کربلا ما می‌آییم» بودند. اما اینجا چنین سؤال پیش می‌آید که در مقابله با دشمن در حال جنگ با کشور ایران، اگر افرادی از این کشور داوطلب شرکت در دفاع و نبرد با دشمن بودند و بیشتر هوادار شعار «ایران، ایران، ای مرز پرگهر» بر مبنای حب‌الوطن من‌الایمان بودند، کجا باید می‌رفتند و یا چه سامانه‌ای برای جذب این جمعیت تعریف‌شده بود؟

هرچند بسیاری از آن افراد بسیج موجود در سپاه، هوادار هر دو شعار هم بودند، اما فقط هوادار شعار ایران، ایران… باشند وجود نداشت. که می بایست با شیوه مناسب همه توان ملی در بعد انسانی را می توانستیم بکار بگیریم.

این کتاب می‌گوید، نه‌تنها در آن زمان چنان بستری ساماندهی نشده بود، بلکه تاکنون هم، چنان نقیصه‌ای وجود دارد و سامانه‌ای برای آن تعریف‌نشده است. این نیز با نگاه دیکته‌ای مدرسه‌ای، یکی از ایرادات ما بوده و هست. بیشترین جمعیت ارتش، نیروهای وظیفه هستند. آنان نیز فقط برابر قانون برای خدمت وظیفه وارد ارتش شده و مدت بیش از 20 ماه در تمام مجموعه‌های جغرافیایی، ستادی و صفی حضور مستقیم و فعال دارند. این جمعیت عظیم با هر معیاری ارزش‌گذاری شوند، صفرتا صد هستند. یعنی هوادار رنگ‌های مختلف و شعارهای متفاوت.

 

راه‌حل‌ها و پیشنهادهای مسئله 2:

پیشنهاد این کتاب آن است که برای جذب نیروهای داوطلب در زمان جنگ و در مواردی در زمان صلح، در ارتش نیز سامانه‌ای قانونی تعریف گردد. در آن صورت، نیروهای داوطلب در تمام کشور، اختیار خواهند داشت که بین دو گزینه سپاه و ارتش، هرکدام را خواستند انتخاب و خدمات خود را ارائه دهند. در این روش مزایای قانونی در هرکدام از دو گزینه برای این نیروها مساوی خواهد بود و تفاوتی نخواهد داشت.

ما در شرایط جنگ و بحران‌های سرنوشت‌ساز، در بین دو کلمه هستی و نیستی قرار خواهیم داشت. هنر رهبران و بالادستی‌ها در هر کشور به آن خواهد بود که با توجه به وظایف دستگاه‌های اداره‌کننده کشور، نسبت به مسئولیت خود و دستگاه زیرمجموعه، اقدامات لازم و تکالیف مربوطه را به گونه‌ای هدایت و رهبری کنند که اولاً تمام امکانات بالفعل به‌طور مفید به کار گرفته و مدیریت شوند و ثانیاً امکانات بالقوه نیز شناسائی و با تدابیر مناسب و هوشمندانه به امکانات بالفعل تبدیل و افزون نمایند.

ما وقتی گرفتار تحمیل کلمه نیستی از طرف دشمن می‌شویم، باید تمام توان خود را به کار اندازیم که دشمن را از این تحمیل محروم و آن را تبدیل به کلمه هستی کنیم. این هم فقط با امید و آرزو امکان ندارد، بلکه باید کارها و تدابیر زیادی را به اجرا درآورد تا کلمه نیستی به هستی تبدل شود. توجه داشته باشید که کارها و تدابیر زیاد که گفته شد، باید هوشمندانه و ناشی از مشاوره و اندیشه‌ها و خرد جمعی برتر انتخاب شده باشد.

ما بخش قابل‌توجه از جمعیت کشور خود را که فعلاً عدد آن معلوم نیست، نمی‌توانیم به صرفِ شعار متفاوت و اما مثبت، در بدنه توان دفاعی خود تزریق نکنیم و آن‌هم به علت آنکه از سازماندهی و سامانه سازی جذب چنین نیروهایی غافل بودیم و یا متوجه نبودیم و یا نخواستیم.

در شرایط جنگ، کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی کشور، در برخورد با بحران ملی، باید نوع تدابیر و نگرش آنان، ملی و فرا سازمانی باشد. در این حالت، ممکن است بسیاری از بایدها و نبایدهای لازم برای برخورد و دفع دشمن با منافع و مصالح خاص سازمانی، سازگاری نداشته باشد، اما درصورتی‌که منافع و مصالح ملی را تأمین کند، باید قبول نمود که منافع و مصالح سازمانی و صنفی فدا گردد. مانند آنکه افراد یک ملت در دفاع از کشور جان خود را فدا می‌کنند. در تمام آئین‌ها و فرهنگ‌ها این فداکاری، قانونی، شرعی و پسندیده است.

این کتاب اعتقاد دارد درصورتی‌که سامانه‌ای مناسب با عناصر لازم و کافی برای جذب نیروهای داوطلب در سپاه و ارتش با شرایط و امتیازات مساوی تعریف گردد، توان نیروی انسانی لازم ما در شرایط بحران و بویژه جنگ افزایش زیادی پیدا خواهد نمود و از طرفی فقر نیروی انسانی لازم را نیز به تعداد قابل‌ملاحظه‌ای کاهش خواهد داد.

 

منبع: درس­های هشت سال جنگ تحمیلی ؛ صادقی­گویا، نجاتعلی،1399 ، انتشارات سبز ایران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده