درسهای هشت سال جنگ تحمیلی-6
ما فقط در مقاطعی از 8 سال جنگ، در عملیاتهای بزرگ، پس از چند ماه تلاش که در جذب و پذیرش و آموزش بسیجیان به کار میبردیم و آن جمعیت را وارد میدان نبرد نموده و به جمعیت موجود میدان نبرد میافزودیم، در این حالتها جمعیت ما، آنهم فقط در همان محدوده منطقه عملیات، نسبت به دشمن برتری کمی مییافت. در همین حالات هم اگر مجموع نیروهای خط مقدم و داخل منطقه عملیات طرفین را در طول مرز 1608 کیلومتری محاسبه میکردیم، بازهم عدد دشمن چند برابر نیروهای ما میشد. این کتاب میخواهد بگوید، این عیب را باید قبول کنیم و آن را به گردن سوم شخص غایب، نظیر تحریمها، و کشورهای حامی دشمن و سایر عوامل نیندازیم. البته این عوامل هم در جای خود اثرگذار بودند و در جای خود گفته خواهد شد. اما این کسری عامل جمعیت را باید، خود به گردن بگیریم و آسیبشناسی نموده و تدابیر جاری را به گونهای شکل دهیم که چنین ایرادی در آینده نامعلوم بر ما وارد نشود.

کتاب «ما و عراق از گذشته دور تا امروز» ص779؛ عراق در پایان جنگ، در برابر هر تانک ایران، 5 تانک، هر واحد توپخانه سنگین ایران، 9 واحد و هر هواپیمای ایران، 6 هواپیمای جنگی داشت که عموماً پیشرفته‌تر از ابزارهای جنگی مشابه آنها در ایران بود. به نوشته یکی از پژوهشگران بیگانه تعداد سربازان عراقی نیز با آنکه جمعیت آن یک سوم ایران بود، بالغ بر 1.000.000 و ایران 644.800 تن بود. ژنرال جرج کریست فرمانده نیروهای آمریکا در خلیج‌فارس در کمتیه نظامی سنای آمریکا ضمن آنکه اظهار داشت، ایران در سال 1988 (1367) قادر به تعرض مهمی نیست، تصریح کرد «نکته شگفت‌آور برای من و بسیاری از ما، این واقعیت است که عراقیان، با وجود جمعیت بیشتر ایران، هم اکنون بیشتر از ایرانیان افراد زیر سلاح دارند.»

در رابطه با حفظ استعداد پرسنلی، گفتنی آن‌قدر زیاد است که ظرفیت این کتاب، اجازه پرداختن به همه آنها نمی‌دهد. بااین‌حال این کتاب به مواردی برجسته اشاره‌ای می‌نماید و آدرس و یا نشانی می‌دهد که اهل‌فن و سایر اهالی که در این کشور دست‌اندرکار این موضوعات و یا مسئولیت این مطلب رادارند، به‌طورجدی به آنها توجه و تیم‌ها یا عناصر فکری سازمان‌های خود را دراین‌باره فعال و نتایج اندیشه شده و تجربه‌شده و علمی نگاه شده جمعی را ارائه و بالاخره در مسیر اجرا و پیاده‌سازی درآورند.

ما در روزگار جنگ با دشمن و در شرایط بحران شدید کشور، فرصت برای تغییر و تحول نخواهیم داشت. تغییر و تحول‌های اساسی زمان‌بَر هستند و امکان پیاده‌سازی آنها در حالت‌های اورژانس، اصلاً امکان‌پذیر نمی‌باشد. درصورتی‌که در زمان مناسب و فرصت کافی نسبت به اصلاح امور و کاهش و به صفر رساندن غلط‌ها برنیاییم، در زمان بحران، در موضع انفعالی قرار خواهیم گرفت. در آن صورت اراده دشمن و آثار شوم بحران است که بر ما تحمیل خواهد شد.

خوشا به حال کشوری که مسئولان لشکری آن، فرصت‌ها و زمان‌های مناسب را از دست نمی‌دهند و برای ساعت «س» روز «ر» نامعلوم، تمام اقدامات لازم را انجام و پیاده می‌نمایند. و بد به حال کشوری که از فرصت‌ها بهره نبرند.

نویسنده این کتاب، از سال 66 تا 68 به مدت دو سال مدیر پرسنلی نزاجا بوده است. ـ بخشی از سال‌های آخر جنگ و سال بعد از جنگ ـ این مدیریت در آن زمان یکی از مدیریت‌های معاونت پرسنلی نزاجا بود و مدیریت پرسنلی در آن‌وقت، چهار دایره را به نام‌های آمار و استعداد، تهیه پرسنل، خدمات و تشریفات و قوانین را مدیریت می‌کرد. در آن زمان که بیش از 6 سال از جنگ گذشته بود، ما عددسازمانی نیروهای وظیفه را برای یگان‌های عملیاتی، به‌جای عدد 100، عدد 136 محاسبه می‌نمودیم. این عددی بود که سماجا قبول کرده بود، در طرح تقسیم سرباز برای نزاجا، از مشمولان سهمیه ارتش از نظام‌وظیفه عمومی که آن زمان‌بر عهده ژاندارمری بود، منظور نماید. البته من در اعتراض به این عدد درخواست داشتم که لازم است برای یگان‌های عملیاتی 146 درصد برای ما محاسبه کنند. دلیل آن 136 یا 146 چنین بود که در هر زمان، یگان‌های عملیاتی، برای آنکه برای اجرای مأموریت عملیاتی برابر جدول سازمان موجودی آن صد درصد یا نزدیک به صد درصد باشند، لازم است که عدد موجودی آنها 146درصد باشد، تا با کسر حدود 10 درصد تلفات رزمی، غیر رزمی و اداری و پس از کسر آنان، باقی‌مانده 25 درصد در مرخصی خواهند بود. با فرض 30 روز در منطقه و 10 روز مرخصی، بالاخره به عدد نزدیک به صد می‌رسد. در فرض عدد 136 باقیمانده می‌شد 88 و در فرض عدد 146 باقی‌مانده می‌شد 97 که اینجانب مدافع عدد 146 درصد بودم. درهرحال سماجا هم دلایل خود را داشت. نماینده سماجا پاسخ می‌داد، اگر ما به این شکل عمل کنیم، سهمیه دیگر نیروها کمتر می‌شود، در حالی که اکنون آنان نیز شکایت دارند که سرباز واگذاری نسبت به نیازمندی ما بسیار کم است.

سپاه پاسداران در سال‌ اول جنگ، تمایل به پذیرش سرباز نداشت. از جهت میانگین اعتقادات دینی و سیاسی، میانگین اعتقادیِ سربازان را با پاسدار و بسیج که نیروی انسانی یگان‌های سپاه پاسداران را تشکیل می‌دادند مناسب نمی‌دانست. اما از سال‌های بعد [به احتمال زیاد از سال 1362] که زمان دقیق آن از نظر این کتاب معلوم نیست و مسلماً سوابق آن در نظام‌وظیفه عمومی کشور وجود دارد، دستور گرفت که در هرماه از مشمولین اعزامی تعدادی که معین‌شده بود، به سپاه پاسداران بدهند. این شکل تقسیم، سبب شد که کسری نیروی وظیفه نزاجا روزبه‌روز بیشتر و از جهت نیروی انسانی موردنیاز ناتوان‌تر گردد.

توجه داشته باشید که آن زمان در هرماه نمایندگان نیروها که مسئولیت جذب، آموزش مشمولان را برابر سهمیه خود داشتند، در اداره نظام‌وظیفه جلسه تشکیل می‌دادند. نگارنده این کتاب نیز در چند جلسه آن شرکت نمود، ولی به‌طور ثابت، نماینده دایره تهیه پرسنل از مدیریت پرسنلی، در این جلسه شرکت می‌کرد.

در آن جلسه نماینده اداره نظام‌وظیفه، تعداد آماده اعزام به خدمت آن ماه را اعلام و برابر مصوبات موجود، آن عده تقسیم به نسبت شده و عدد هر نیرو با سازمان معلوم می‌شد. آن زمان تعداد مشمولین هر دوره به ارتش- شامل: نزاجا، نهاجا، نداجا، ستاد مشترک، دژبان کل، سپاه پاسداران، وزارت دفاع، ژاندارمری، شهربانی و کمیته انقلاب اسلامی تقسیم می‌شد. دژبان ارتش، آن زمان چند اردوگاه نگهداری اسرا در تهران داشت که اضافه بر نیاز یگانی خود، برای اردوگاه‌ها نیز نیازمندی سرباز برای وی که بیشتر، وظیفه نگهبانی و پاسداری پادگانی و اردوگاهی داشتند تعریف‌شده بود. در آن زمان، نهاجا، شامل مجموعه کنونی نهاجا و پدافند هوایی بود. شهربانی، ژاندارمری و کمیته انقلاب نیز ادغام نشده و هرکدام مستقل بودند. وزارت دفاع نیز، نیازمندی را در بخش وزارتی و پاسداری از مجموعه‌های صنایع نظامی به کار می‌گرفت.

از طرفی معلوم می‌شود در آن روزگار، سپاه پاسداران در تأمین نیروی انسانی یگان‌های عملیاتی خود از بسیجیان، که صد درصد آنان، داوطلب و در گروه سنی، شغلی، تحصیلات، پراکندگی جغرافیایی زادگاه مختلف بودند، بهره می‌برد، از این نیروهای بسیج باآنکه در زمان‌های مکرر، نزاجا برای افزایش کمی و کیفی نیروی انسانی یگان‌های رزمی درخواست واگذاری نمود، در اختیار نزاجا قرار نداد.

 

1 : راه‌حل‌ها و پیشنهادهای مسئله

1ـ حفظ استعداد موجودی یگان‌های رزمی نیروی زمینی نسبت به عددسازمانی در زمان صلح کمتر از 100درصد نباشد. در شرایط آغاز جنگ و نیاز به‌سرعت درگیری یگان‌های رزمی خودی بایگان‌های رزمی دشمن، باقدرت برتر؛ تأمین کسری نیروی انسانی در زمان موردنیاز به‌هیچ‌وجه امکان‌پذیر نخواهد بود. عدم توجه جدی به این موضوع، در آن ساعات و روزهای اول جنگ، سبب سقوط یگان‌ها و مواضع خودی و پیشروی دشمن خواهد شد.

در مورد اینکه چه تعداد گردان‌های رزمی باید داشته باشیم و درصد موجودی آنها در زمان صلح چه مقدار باشد، در فصل سوم و در بخش سازمان، مطالبی ارائه‌شده است.

2ـ استعداد نیروهای وظیفه یگان‌های عملیاتی در زمان جنگ، عدد 146درصد سازمانی محاسبه و واگذار گردد.

3ـ جداول سازمانی یگان‌های غیرعملیاتی در مورد نیروهای شاغل پایور به گونه‌ای طراحی گردد که در زمان جنگ، امکان اعزام و یا انتقال آنان به یگان‌های رزمی برای پُر نمودن و پُر نگه‌داشتن و نیز نقل و انتقالات لازم در صورت طولانی شدن جنگ و جایگزینی تلفات نیروهای پایور در یگان‌های رزمی میسر باشد.

در مورد جایگزینی نیروهای پایور در یگان‌های غیرعملیاتی، از نیروهای بازنشسته داوطلب واجد شرایط، تعریف و بهره خدمتی به عمل آید.

درباره دعوت از بازنشستگان در زمان جنگ و چگونگی رابطه خدمتی و اداری و حقوقی آنان، نیاز است قوانین، دستورالعمل و آئین‌نامه‌های لازم در زمان صلح و فرصت کافی، تهیه و تصویب‌شده موجود باشد، تا در هر زمان لازم، اجرا و استفاده از آن‌ها امکان‌پذیر باشد.

ما در منابع کتابخانه‌ای می‌خوانیم که کتاب: تقویم تاریخ دفاع مقدس، ج2، نشر مرکز اسناد انقلاب اسلامی در ص333 نوشته است:

«اطلاعیه شماره 130 ستاد مشترک ارتش به نقل از روزنامه انقلاب اسلامی در تاریخ 13/7/59 خواسته است، کلیه افسران و درجه‌داران که در رسته‌های زرهی، توپخانه و مخابرات بودند و از مهر 56 تاکنون بازنشسته، بازخرید و یا مستعفی شده‌اند در صورت تمایل به ادای دین خود به میهن اسلامی ایران، برای پیوستن به برادران سرباز خود به ستاد نزاجا در لویزان خود را معرفی نمایند.» درباره اینکه چنین اطلاعیه چه نتایجی داشت، در منابع موجود اطلاعاتی دیده نشد. و نکته دیگر آن است که چه طور از رسته‌های دیگر بویژه پیاده، مهندسی دعوت نشده است؟

4ـ به‌کارگیری نیروی انسانی در خارج از شغل سازمانی، در سایر فعالیت‌های جاری، صفی، ستادی، خدماتی، نگهبانی، پاسداری و غیره و اضافه بر عددسازمانی پیش‌بینی‌شده، به‌طورجدی منع و نظارت گردد.

5ـ به‌طور مستمر در مورد کاهش نفرات موردنیاز برای نگهبانی، پاسداری، دژبان، انتظامات، با افزایش و توسعه تجهیزات حفاظت فیزیکی و سایر تدابیر ممکن اقدام و مراقبت گردد.

در پادگان‌ها و مجموعه‌های ستادی، اداری، آمادی، پشتیبانی، صنایع، تعمیراتی و غیره، هر اهل‌فنی متوجه می‌شود که نیروی انسانی موجود بویژه در مورد نیازهای وظیفه و حتی در مورد نیازهای پایور، بیش از نیاز لازم و کافی می‌باشد. این وضع در هر شرایطی قابل توجیه اقتصادی نمی‌باشد. در شرایط جنگ نیز به‌مراتب خسارت‌بارتر است.

به عبارتی دیگر می‌توان گفت که اگر آن مجموعه موردنظر به‌جای آن‌که دولتی باشد، خصوصی بود و همین وظایف مجموعه را بر عهده داشت، آیا با همین تعداد نیروی انسانی و پرداخت دستمزد فعالیت می‌کرد و یا آنکه با عددی بسیار کم اجرای مأموریت می‌کرد؟

پاسخ این سؤال معلوم است. حتماً با عددی بسیار کمتر از عدد مجموعه دولتی مشابه فعالیت می‌کرد.

با توجه به شرح فوق، نیاز است در مورد کمیت نیروی انسانی تمام مجموعه‌های نیروهای مسلح، باهدف کاهش نیروی انسانی موجود و تناسب با عددسازمانی پیش‌بینی‌شده، اقدامات لازم و مستمر به عمل آید. این نوع نگاه باید به‌عنوان یک عادت و یا یک فرهنگ‌سازمانی در مجموعه نیروهای مسلح نهادینه باشد.

6ـ در مجموعه نیروهای مسلح، نیروی انسانی مجموعه‌های غیرسازمانی به‌هیچ‌وجه از مجموعه‌های سازمانی تأمین و برداشت نگردد. در نیروهای مسلح، کلیه فعالیت‌های اصلی که تعریف قانونی و مصوبه دارند در جداولی به نام جداول سازمان و تجهیزات تعریف‌شده‌اند. در این جداول، تعداد و مشاغل و درجه نفرات و نیز تجهیزات لازم مشخص گردیده‌اند. رابطه خدمتی و دستمزد و حقوق نفرات نیز بر اساس جایگاه شغلی آنان در این جداول است. اما فعالیت‌های دیگری هم در مجموعه نیروهای مسلح هستند که غیرسازمانی بوده و برای آن جدول سازمانی مصوبه موجود نمی‌باشد. از طرفی به جهت نیازهای جاری و یا جاذبه‌های دیگر، این نوع فعالیت‌ها نه‌تنها حذف نمی‌شوند بلکه روزبه‌روز هم افزایش می‌یابند. نیروی انسانی این نوع مجموعه‌های غیرسازمانی، از نیروی سازمانی مجموعه‌های سازمانی تأمین می‌گردد. در این حالت در مجموعه‌های سازمانی، نفرات کارآمد آنان به نام مأمور به مجموعه دیگر، ضمن حفظ شغل و مزایای سازمانی، اعزام و درنتیجه مجموعه‌سازمانی اصلی روزبه‌روز خالی‌تر و ناتوان‌تر می‌گردد.

بالاخره در بالادستی‌های نیروی‌های مسلح، باید برای این پدیده نادرست، تعریفی دقیق و مطمئن و قابل‌قبول قانونی تهیه و به اجرا درآید. دراین‌باره پرسش کلیدی آن است که هرکدام از این مجموعه‌های سازمانی با همان شکل و اندازه تعریف‌شده، یا درست است و یا نیاز به بازنگری دارد. آن مشاغل پیش‌بینی‌شده در جداول یا موردنیاز است و یا موردنیاز نمی‌باشد و یا می‌توان آن را کاهش داد و یا حذف نمود. پس اگر چنین است، چرا به این جداول به‌طور اساسی پرداخته نمی‌شود؟

از طرفی مجموعه‌های غیرسازمانی یا لازم هستند و یا لازم نیستند. پس تکلیف معلوم شود. اگر لازم هستند، چرا برای آنها یک تعریف مصوبه معمول نمی‌گردد. نیروی انسانی موردنیاز این مجموعه‌ها چرا با تعریف روشن معلوم نمی‌گردد. نیروی انسانی این مجموعه‌های غیرسازمانی عملاً باید از نیروی‌های غیرسازمانی و خارج از مجموعه‌ها و مشاغل سازمانی تأمین گردد و هزینه دستمزد و حقوق این نیروها نیز از همان منبع مالی مجموعه غیرسازمانی تأمین گردد و به‌هیچ‌وجه از منابع مالی سازمانی استفاده نشود. این حرفی است که قوانین جاری نیز چنین تعریفی دارند. هر رفتار دیگری خارج از این تعریف، جایگاه قانونی ندارد.

یادمان باشد که نیروهای پایور شاغل و نیروهای وظیفه برای مجموعه‌های سازمانی تعریف قانونی دارند. به‌کارگیری این نیروها در مجموعه‌های غیرسازمانی و غیر مصوبه جایگاه قانونی ندارد.

7ـ سامانه‌ای قانونی برای جذب و به‌کارگیری نیروی انسانی داوطلب بسیج در ارتش نیز به تصویب برسد. در صورت وجود چنین امکانی، نیروهای داوطلب بسیجی می‌توانند با شرایط مساوی برابر تمایل خود، ورود به سپاه یا ارتش را انتخاب کنند. این به‌مانند آن است که افراد در صورت تمایل به استخدام، به‌جایی می‌روند که تمایل دارند. با این ترتیب تمایل ملی بیشتری از داوطلبان، در سپاه و ارتش پوشش داده خواهد شد.

 توضیح بیشتر درباره نیروهای بسیج، در مسئله شماره 2 ارائه شده است.

8ـ برای افزایش توان نیروی انسانی مورد نیاز در زمان جنگ و یا تأمین نیروی انسانی لازم و کافی، سامانه فراخوانی، جذب، بازآموزی، سازماندهی و انواع اشکال به‌کارگیری نیروهای احتیاط تعریف و فعال گردد.

توضیح بیشتر درباره نیروهای احتیاط، در مسئله شماره 3 ارائه شده است.

 

تجربه معلم سخت گیری است.و او اول امتحان می کند و بعد درس می دهد.

تجربه بهترین درس زندگی است، ولی افسوس که برای آن بهای گرانی باید پرداخت.

تجربه مدرسه‌ای است که محصلین خود را با قیمتی گران به بار می‌آورد.

تجربه مدرسه‌ای است گرانبها که ارزش آن از کلیه دروس مهم اساتید عالیقدر بالاتر است.

 

 

منبع: درس­های هشت سال جنگ تحمیلی ؛ صادقی­گویا، نجاتعلی،1399 ، انتشارات سبز ایران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده