توپخانه دوربرد-49
در شهریور 1360، بعد از عملیات خیبر که سومین عملیات در منطقه ارتفاعات اللهاکبر بود، به علت کشف تک نیروهای خودی توسط دشمن و استحکامات بسیار خوب دشمن، عملیات ما ناموفق بود و تلفات قابل توجهی به نیروهای خودی وارد آمد و موفقیت و پیشروی کمی حاصل گردید. در پی عملیاتهای پیاپی نیروهای خودی، چهارمین عملیات نیز با شرکت نیروهای لشکر16 زرهی و نیروهای سپاه در غرب سوسنگرد طراحی و در تاریخ 27/6/60 به مدت سه روز با رمز اللهاکبر – اللهاکبر- اللهاکبر، آغاز شد.

پیشروی عناصر لشکر16 زرهی در عملیات طراح ناقص ماند و این نقصان باعث شد که قسمتی از جناح جنوبی لشکر92 زرهی زیر آتش دیدبانی دشمن قرار گرفته و حرکات لشکر به وسیله دشمن کشف و با آتش توپخانه تلفات قابل ملاحظه به یگان‌های تیپ3 زرهی این لشکر وارد آید. به همین علت، لشکر92 زرهی از نیروی زمینی درخواست کرد تا لشکر16 زرهی در کرانه جنوبی رودخانه کرخه تا پل سابله پیشروی کند و جناح جنوبی لشکر92 را از میدان دید و تیر مستقیم دشمن خارج و تهدید این جناح را برطرف سازد. لذا در این عملیات، لشکر16 زرهی مأموریت داشت در غرب سوسنگرد تک نموده نیروهایش دشمن را در این منطقه منهدم و رودخانه نیسان را تا هورالعظیم تأمین و در شمال رودخانه نیسان به سمت جنوب پدافند کند و از رخنه دشمن به سمت شمال جلوگیری نماید.

یگان‌های شرکت‌کننده

نیروهای شرکت‌کننده در این عملیات؛ لشکر16 زرهی، تیپ55 هوابرد و عناصری از لشکر92 زرهی، گروه جنگ‌های نامنظم دکتر چمران و عناصری از سپاه سوسنگرد بودند. در این عملیات، گردان‌های 388 توپخانه175م‌م خودکششی و 343 توپخانه130م‌م گروه33 توپخانه تقویت آتش توپخانه لشکر16 زرهی را به عهده داشتند.

نتیجه عملیات

 در این عملیات، هشتاد کیلومتر مربع از خاک کشور در شمال کرخه‌کور آزاد شد و دشمن با 500 نفر کشته و 995 نفر اسیر شکست جدیدی را متحمل شد. ضمن اینکه تعداد زیادی تانک و نفربر آنان منهدم شد و تعداد زیادی نیز سالم به دست نیروهای خودی افتاد. هرچند در تمامی این عملیات‌ها تلفاتی به نیروهای خودی وارد می‌شد، اما مبنایی بود برای عملیات‌های بزرگ آینده که تسهیل کننده پیشروی نیروهای خودی بودند.

حوادث روزهای شنبه بیست‌وهشتم شهریور الی چهارشنبه یکم‌مهر 1360

ساعت 0400 روز 28/6/60، یگان‌های توپخانه دشمن فعالیت زیادی داشتند و یگان‌های ما را زیر آتش گرفته بودند که با عکس‌العمل توپخانه‌های خودی مواجه و کم‌کم از شدت آتش آنها کاسته شد. اما دشمن از ترس، هر دقیقه گلوله‌ای را به اطراف ما پرتاب می‌کرد تا از نزدیک شدن یگان‌های ما به خود جلوگیری نماید. ساعت 0700، من در داخل سنگر خودم بودم که صدای انفجار گلوله‌های توپخانه مرتب به گوش می‌رسید و هوا نیز خیلی طوفانی شده و گرد و غبار همه‌جا را فرا گرفته بود. در همین لحظات شش فروند از جنگنده‌های نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، قدرتمندانه در آسمان منطقه ظاهر شدند. به سرعت از سنگر برای مشاهده قدرت‌نمایی جنگنده‌های خودی بیرون آمدم. مشاهده کردم عراقی‌ها چندین موشک به طرف آنان شلیک کردند که خوشبختانه هیچ‌کدام از موشک‌ها به هواپیماهای خودی اصابت نکرد و آنها به مأموریت خود ادامه دادند. در ساعت 0130 نیمه شب توپخانه دشمن که در منطقه بستان مستقر بود، شروع به فعالیت مجدد کرد که با آتش توپخانه‌های خودی خاموش شد. برابر گزارش‌های دریافتی، در پاتک نیروهای دشمن در جنوب کرخه به تیپ همدان و تیپ55 هوابرد شیراز، 17 نفر اسیر و پنج دستگاه تانک و یک نفربر زرهی دشمن منهدم گردید.

روز 29/6/60 نیز هوا گردوغبار و طوفانی بود که همه را آزار می‌داد، هرچند شب نسبتاً خوبی را گذرانده بودیم اما گلوله‌های روشن‌کننده زیادی از دشمن را شاهد بودیم که منطقه را روشن کرده بودند و در پناه روشنایی، تک‌تیراندازی‌هایی را انجام می‌داد. نزدیک ظهر بود که سه فروند از جنگنده‌های خودی به طرف بستان یورش برده و یگان‌های دشمن را در آن منطقه بمباران کردند که دود ناشی از بمباران و انهدام وسایل و تجهیزات دشمن به وضوح مشاهده می‌شد. در همین زمان، دو فروند از جنگنده‌های دشمن مورد اصابت پدافندهای خودی مستقر در منطقه قرار گرفته و ساقط شدند. عصر همان روز با خبر شدیم که دیدبانان گردان در منطقه شحیطیه توسط گلوله خمپاره دشمن مجروح شده‌اند که خوشبختانه جراحات وارده به آنان شدت نداشت و معالجه شدند.

روز دوشنبه 30/6/60، ستوان وظیفه سلیمانیان را به جای ستوان خطایی که زخمی شده بود به دیدگاه اعزام کردیم. ساعت 1100، هواپیماهای دشمن در آسمان منطقه ظاهر شدند که بلافاصله با آتش پرحجم پدافندهای منطقه مواجه و متواری شدند. بعد از صرف ناهار ناگهان منطقه ناآرام شد و دشمن دست به یک حمله همه جانبه زد. توپخانه‌های دشمن با شدت تمام تیراندازی می‌کردند و گلوله‌های دشمن منطقه را فرا گرفته بود. تمام آتشبارهای گردان ما و دیگر توپخانه‌های خودی در منطقه زیر آتش دشمن بودند. در موضع ما و اطراف آن، مرتب گلوله‌های دشمن بعد از اصابت به زمین منفجر می‌شد. بعد از دقایقی، واکنش توپخانه‌های خودی شروع شد و با شدت تمام با دشمن درگیر شدند. درگیری تا یک ساعت با شدت ادامه داشت و نیروهای در خط نیز در برابر گستاخی دشمن مقاومت و حملات آنان را دفع می‌کردند. به مرور شدت آتش توپخانه دشمن تحلیل رفت تا اینکه قطع شد و دشمن با به جا گذاشتن تلفات قابل توجهی عقب نشست. عصر همان روز جنگنده‌های خودی مواضع دشمن را در منطقه هویزه بمباران کرده و به آتش کشیدند که تلفات و ضایعاتی را برای دشمن به همراه داشت.

روز 31/ 6/60 نیز با درگیری‌های پراکنده توپخانه آغاز شد و طرفین مواضع یکدیگر را زیر آتش داشتند. اما نیروهای خودی برتری کامل را نسبت به دشمن داشتند و خیلی زود مانع حرکات دشمن می‌شدند. در آن روز نیز جنگنده‌های نیروی هوایی ارتش مواضع دشمن را در نقاط مختلف منطقه بمباران کردند که عصر همان روز اثرات بمباران‌ها را که برخاستن دود ناشی از آتش‌سوزی و انفجار مهمات بود را می‌دیدیم. به گونه‌ای که از غرب سوسنگرد تا کرخه‌کور پر از دود غلیظی بود که از کیلومترها دورتر دیده می‌شد. در حملات جنگنده‌های خودی، پنج انبار مهمات دشمن به کلی نابود شده بود که انفجار مهمات برای یگان‌های در خط خصوصاً دیدبانان کاملاً مشهود بود و آنان مرتب در گزارش‌های خود نتیجه بمباران‌ها را اعلام‌می‌کردند و خیلی خوشحال بودند. ساعت 2400 من و سرگروهبان الماس بازیاران روی نفربر پست فرماندهی شنی‌دار نشسته بودیم و صحبت می‌کردیم. منطقه پر از گلوله‌های روشن‌کننده بود که پیاپی توسط دشمن شلیک می‌شد. از منطقه سوسنگرد تا ارتفاعات الله‌اکبر گلوله‌های روشن‌کننده دشمن منطقه را روشن کرده بود که نشان از ترس و وحشت او از حمله رزمندگان اسلام داشت. سرگروهبان بازیاران از من پرسید: جناب سروان، نوری که در قسمت جنوب سوسنگرد دیده می‌شود، چیست؟ از روی پست فرماندهی با دقت به آن منطقه خیره شدم، نور مربوط به انفجاراتی بود که پیاپی صورت می‌گرفت، دریافتم مربوط به انفجار مهمات است. انبار مهمات دشمن که توسط جنگنده‌های خودی مورد هدف قرار گرفته و به آتش کشیده شده بود، تا آن زمان در حال انفجار و سوختن بود. دشمن در آن بمباران‌ها به قدری صدمه دیده بود که به عرض پنج کیلومتر آتش ناشی از انفجارات دیده می‌شد و این انفجارها تا صبح ادامه داشت. البته روز بعد دیدبانان گردان، مستقر در منطقه لشکر16 زرهی نیز انفجار انبار مهمات دشمن را تأیید کرده بودند.

روز 1/7/60، مجدداً دشمن در جبهه غرب سوسنگرد و آبادی‌های سویدانی که به تصرف نیروهای خودی درآمده بود، دست به حمله زد که عملیات دشمن با هوشیاری یگان‌های مستقر در منطقه دفع گردید و چهار دستگاه تانک دشمن منهدم و بیش از پنجاه نفر از نیروهای دشمن کشته و 12 نفر نیز به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند. واقعاً نیروهای لشکر16 زرهی و تیپ55 هوابرد و دیگر مدافعان در جنوب رودخانه کرخه و در منطقه عمومی سوسنگرد در برابر حملات پیاپی دشمن مردانه ایستادگی می‌کردند. در آن روز هواپیماهای دشمن در چندین نوبت به مواضع یگان‌های مستقر در منطقه حمله کردند که تلفاتی در بر نداشت و با آتش پرحجم پدافندهای منطقه متواری می‌شدند.

 

منبع: توپخانه دوربرد  در سال 1360 ؛ اصلاني، علی اکبر،1398 ، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده