مرد روزهای نبرد
بخش نهم – پیشبینی آینده کرهشمالی امیر غضنفر آذرفر- 18 بازهم اگر برگردیم به گذشته و مبحث تاریخ را بررسی کنیم و نظری بیندازیم به آن، کشوری مانند شوروی لنینی با آن قدرت و جبروتی که داشت به مرحله فروپاشی رسید و دیوارهای آهنینی که دور خود کشیده بود فروریخت. هر کشوری ازجمله کشور ما، هراندازه که قوی باشد نمیتواند دائم در جنگ و ستیز با کشورهای همسایه باشد. همانطور که در جنگ با عراق به مرحلهای رسیدیم که خستهکننده و به مرز فرسایشی رسیده بود.

کشور بزرگی مانند آمریکا که ادعای کدخدایی جهان را دارد در مقابل کشورهای کوچک در مقیاس جهانی مانند کره شمالی، در حال حاضر کم آورده است؛ اما می‌خواهم درباره کره شمالی اقدام به پیشگویی

کنم

ا گرچه در جهان سیاست هیچ‌چیز قابل پیش‌بینی نیست و به‌اصطلاح می‌گویند سیاست پدر و مادر ندارد، نمی‌توان به‌یقین پیش‌بینی کرد چه اتفاقی در آینده رخ خواهد داد؟ روسیه‌ای که قسمت اعظمی از شرق کره زمین را به‌عنوان هم‌پیمان پشت سر داشت با تغییراتی که ازنظر ایدئولوژی در افکار عمومی مردمش به وجود آمد، از هم پاشید و به چندین سال جنگ سرد دوران اول بین شوروی و آمریکا پایان داده شد.

بسیاری از کشورهای متحد و هم‌پیمانش جدا شدند و به استقلال فکر کردند. البته سختی‌های خودش را داشت اما درنهایت موفق شدند.

در همین کشور خودمان شخص اول مملکت با عنوان شاهنشاه چنان به خود غره بود گویی تا ابد در این مقام باقی خواهد ماند. از حركات و وجناتش می‌شد این را فهمید. وقتی در مراسم حضور پیدا می‌کرد چنان تفاخری در رفتارش مشاهده می‌شد که تصور می‌کردی ابرقدرت جهان است، درحالی‌که با آن شوکت و جبروت به مرحله‌ای رسید که در برابر خواسته ملت تسلیم شد و صلاح کار را در این دید که کشور را ترک کند.

با رفتن او جمهوری اسلامی شکل گرفت؛ و در این کشور دوران سلسله شاهنشاهی مانند هخامنشی، اشکانی و آخرین آن سلسله شاهنشاهی پهلوی پایان گرفت.

اسلام ۱۴۰۰ سال در این کشور قدمت داشت. چطور شد که در این برهه از زمان بر دولت شاهنشاهی که قوی‌ترین ارتش را در خاورمیانه داشت چیره شد و آن را ساقط کرد؟ این‌ها دلایلی دارد و آن تغییر نگرش مردم نسبت به حکومت شاهنشاهی و گرایش شدید به مذهب بود. علاوه بر این‌ها داشتن رهبری اسلامی بود که مردم را هدایت می‌کرد.

وقتی مردم به کسی اعتقاد قلبی داشته باشند ممکن است به جنبه‌های دیگر چندان توجهی نکنند. ای‌بسا با خطراتی هم مواجه شوند؛ اما از اول مسیر را انتخاب کرده‌اند و سختی‌هایش را هم به جان خریده‌اند.

برای اینکه از بحث اصلی دور نشویم برمی‌گردم به موضوع کره شمالی، این کشور هراندازه سماجت کند و بخواهد دیواری مانند شوروی سابق دور خود بکشد، یک روز مردمان خودش خسته شده خواهان تغییراتی در نحوه حکومت خواهند شد. خواهان روابط با کشورهای غیر خواهند شد. به خاطر منافع خود با روش‌های مخصوص تغییراتی در داخل حکومت به وجود خواهند آورد.

این دیگر وظیفه سیاستمداران کشورهاست که با اداره کشور با دیپلماسی سیاسی از درگیری نظامی جلوگیری کنند. کره شمالی هم مجبور خواهد شد با همسایگان سازش کند. در غیر این صورت مجبور است برای بقا، خود را در دامن ابرقدرت‌های بلوک شرق بی اندازد تا از درگیری‌های نظامی در امان بماند.

بالاخره چنگ و دندان نشان دادن به حریف، روزی کار خود را خواهد کرد و دو طرف گلاویز خواهند شد. مسلم است در این درگیری ضعیف‌تر بیشتر صدمه خواهد دید. روسیه رقیب دیرین آمریکا به‌شدت به گندم آمریکا نیازمند است. این‌ها حقایقی هستند که نمی‌شود کتمان کرد. پیش‌بینی می‌کنم کره شمالی مجبور می‌شود خود را به دامان چین یا شوروی بیندازد، یا با آمریکا سازش کند.

 

 

منبع: مرد روزهای نبرد ؛ عابد ساوچی، عباس،1398 ، آتشبار، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده