توپخانه دوربرد-44
ادامه عملیات خیبر چند ماهی از عملیات پیروزمندانه فتح ارتفاعات اللهاکبر گذشته بود. پس از آن عملیات نیروهای شرکتکننده مشغول بازسازی، تحکیم مواضع و برطرف نمودن نارسائیها جهت عملیات آتی بودند. در ادامه عملیات فتح ارتفاعات اللهاکبر، طرح عملیاتی خیبر در 11 شهریور1360 با همان یگانهای عمده شرکتکننده در عملیات فتح ارتفاعات اللهاکبر در شمال و جنوب کرخه در غرب سوسنگرد به مرحله اجرا در آمد.

تیپ3 زرهی لشکر92، دو گردان از گروه جنگ‌های نامنظم شهید چمران، تیپ55 هوابرد، تیپ1 لشکر16 زرهی و حدود یک گردان از سپاه پاسداران، در عملیات شرکت داشتند و فرماندهی تیپ3 زرهی لشکر92 در شمال کرخه را جناب سرهنگ هوشنگ بهرامی عهده‌دار بود. جناب سرهنگ هوشنگ بهرامی به جای جناب سرهنگ الماسی که مجروح شده بود، به سمت فرماندهی تیپ3 زرهی انتصاب یافته بود. قرار بود یگان‌های لشکر92 زرهی در سه مرحله خاکریزهای دشمن را تصرف و خود را به شهر بستان نزدیک نمایند که همه در تب و تاب عملیات بودیم. ساعت 0300 نیمه شب با جناب سروان عباس صالحی، سرگروهبان بازیاران و رؤسای توپ در آتشبار منتظر آغاز عملیات بودیم و لحظه شماری می‌کردیم. فرمانده گردان و افسران ستاد گردان نیز سعی می‌کردند با تماس‌های تلفنی خود از آمادگی آتشبار یکم و دوم در منطقه الله‌اکبر و منطقه عمل لشکر92 زرهی و آتشبار سوم در منطقه لشکر16 زرهی در روستای متعات اطمینان حاصل نمایند و در این راستا تذکرات لازم را به فرماندهان آتشبار گوشزد می‌نمودند. توپخانه‌های دشمن در آن لحظات فعال بودند و آتش پرحجمی را نیز اجرا می‌کردند که تصور می‌کردیم دشمن از حمله ما با خبر شده است. بالأخره ساعت اجرای آتش‌تهیه فرا رسید و کلیه یگان‌ها رأس ساعت 0430 با شلیک کلیه سلاح‌هایشان آتش‌تهیه را آغاز کردند. تا ساعت 0500 کلیه توپخانه‌های خودی پیاپی شلیک می‌کردند. گلوله‌های روشن‌کننده نیز منطقه را کاملاً روشن کرده بودند و روشنایی پایداری را در خطوط درگیری شاهد بودیم. طبق گزارشات دریافتی، نفرات یگان مهندسی که مأموریت جمع‌آوری مین‌ها در میدان مین دشمن را داشتند، به علت اجرای آتش شدید دشمن نتوانسته بودند مأموریتشان را به خوبی انجام و معبری مناسب و مطمئن را برای عبور نیروهای تک‌ور باز نمایند. زیرا دشمن با هوشیاری کامل و با اجرای انواع آتش‌ها از میدان مین خود مراقبت می‌کرد. من زمانی که آتش‌تهیه خودی به اتمام رسید، مشاهده نمودم توپخانه‌های دشمن فعال هستند. لذا پی بردم که آتش‌تهیه نتوانسته دشمن را تثبیت و وضعیت تدافعی آنها را برهم بزند و احساس خطر کردم و نگرانی وجودم را فرا گرفت، نگرانی من بیشتر برای نفرات یگان‌های تک‌ور بود چون با بدتر شدن اوضاع، تلفات آنها هر لحظه بیشتر می‌شد. عملیات تا ساعت 0930 به شدت در جریان بود و متأسفانه برتری دشمن کم‌کم احساس می‌شد. اگر نیروهای دشمن بیشتر بودند، شاید خط مقدم نیروهای خودی در ارتفاعات الله‌اکبر نیز به خطر می‌افتاد و احتمال اشغال مجدد آن نیز توسط دشمن متصور بود که خوشبختانه با آتش سنگین توپخانه‌های خودی این مشکل رفع شد. بین تپه‌های شحیطیه تا شهر بستان، دشمن سه خاکریز مستحکم احداث و نیروهای دشمن هرچه به مرز نزدیک‌تر می‌شدند، بهتر می‌جنگیدند. آن روز، نبرد تا ساعت 2100 ادامه داشت و در طول روز تردد آمبولانس‌های خودی را می‌دیدیم که نگرانمان کرده بود. استوار باقرزاده راننده خودروی مهمات آتشبار ارکان گردان که از اهواز آمده بود، می‌گفت: یک دستگاه اتوبوس پر از مجروحین و شهدا را دیده است.

سرگرد منتصر فرمانده گردان261 تانک که افسر بسیار خوب و شجاعی بود، به علت مجروح شدن در بیمارستان بستری بود و به جای او سرگرد اخوان رئیس رکن3 تیپ3 زرهی، مسئولیت اداره و هدایت گردان261 تانک را در آن عملیات به عهده داشت و به علت فشار بسیار زیاد دشمن قصد عقب‌نشینی را داشت که فرمانده لشکر سرهنگ مسعود منفردنیاکی طی پیامی به او دستور داد، مقاومت کند تا چهار گردان کمکی برسد. او پاسخ داد: به علت فشار دشمن نمی‌توانیم مقاومت کنیم. مجدداً از طرف فرمانده لشکر، دستور داده شد اگر عقب‌نشینی کنید، تسلیم دادگاه صحرایی خواهید شد. به هر جهت عملیات ادامه داشت و شرایط هر لحظه سخت‌تر می‌شد و نیروهای دشمن مقاومت زیادی می‌کردند و در بعضی نقاط هم برتری محسوسی را به دست آورده بودند، زیرا شرایط منطقه نبرد کاملاً به نفع نیروهای دشمن بود و آنها در مواضع بسیار مستحکم دفاع می‌کردند. در اطلاعیه ارتش که شب ساعت2100 از طریق رادیو پخش شد اشاره‌ای به وضعیت منطقه و یگان‌ها نشد و فقط به ذکر 9 نفر اسیر و انهدام تعداد زیادی تانک دشمن اکتفا شد. البته احتمال می‌رفت که صبح روز بعد دشمن در منطقه غرب ارتفاعات الله‌اکبر پاتک نماید. آن شب با توجه به نگرانی که داشتیم، خستگی در تنمان ماند و همه نفرات با وضعیت پیش آمده از روحیه خوبی برخوردار نبودند. تا اینکه با شنیدن اطلاعیه عراق در ساعت 2130 بیشتر ناراحت شدیم، چون از منطقه سرپل ذهاب و ارتفاعات الله‌اکبر خبری را اعلام کرد که با اسارت نیروهای خودی همراه بود، چون عراقی‌ها عمدتاً از اسارت نیروهای ما کمتر حرف می‌زدند و یا اصلاً حرفی نمی‌زدند. البته با شروع آتش‌تهیه سنگینی که توپخانه‌های خودی اجرا کردند، تک نیروهای خودی در مراحل اولیه به خوبی پیش می‌رفت و تک دور گرفته بود و نیروهای خودی موفق به انهدام نیرو و تجهیزات زرهی قابل ملاحظه‌ای از دشمن شده بودند، اما بعد از حدود 5/2 تا سه کیلومتر پیشروی و عبور از مواضع یگان‌های تأمینی و برخورد به مواضع اصلی پدافندی دشمن که به نحو بسیار عالی آرایش یافته بود، دور تک کند و سپس متوقف شد و ادامه عملیات مقدور نگردید. با توجه به اینکه نیروهای خودی زمان کافی برای بازسازی خود داشتند و تلاش بسیار زیادی برای آماده‌سازی خود جهت عملیات بعدی نموده بودند، اما دشمن در آن منطقه اقدام به ایجاد میادین مین گسترده‌ای کرده بود و در قسمت‌هایی عبور از آن واقعاً غیرممکن بود. چون نیروهای تأمینی دشمن از موانع و میادین مین به خوبی مراقبت می‌کردند. واقعیت این بود که نیروهای خودی اطلاعات دقیقی از قدرت و استحکامات دشمن در آن زمان نداشتند و تصور و تجسم نیروهای تک‌کننده خودی از سنگرها و مواضع دشمن همان چیزهایی بود که قبلاً با آن مواجه شده بودند. نیروهای خودی در جنوب رودخانه کرخه نیز در اثر مقاومت دشمن به ویژه در محلی به نام ‌مگاسیس زمین‌گیر و به حالت پدافندی درآمده بودند. در حین اجرای عملیات گردان261 تانک تیپ3 زرهی لشکر92 زرهی به فرماندهی سرگرد منتصر که عملاً سرگرد اخوان آن را هدایت و فرماندهی می‌کرد، موفق به ایجاد رخنه در مواضع مستحکم دشمن یا به اصطلاح شکستن خط مقدم دشمن در نقطه‌ای در شمال این مواضع که بعدها به نام خاکریز عصا شکل معروف شد، گردید ولی به علت کمبود نیرو و مقاومت شدید دشمن نتوانستند رخنه ایجاد شده را توسعه دهند و نیروی تازه نفس و کمکی دیگری هم‌موجود نبود که این یگان را تقویت نماید و نهایتاً رخنه ایجاد شده در مواضع دشمن، توسط نیروهای دشمن ترمیم شد. به هر حال با پاتک سنگین یگان‌های زرهی دشمن، این یگان به عقب رانده شد، ولی نیروهای خودی علاوه بر اینکه حدود دو کیلومتر پیشروی کردند، در همین وضعیت توانستند یک تپه رملی کوچک به نام تپه‌سبز را در فاصله 800 متری خاکریز اصلی پدافندی دشمن در شمال رودخانه کرخه نگه دارند که این تپه رملی دید بسیار عالی روی مواضع دشمن داشت و امکان دیدبانی از نزدیک روی مواضع پدافندی عراق را برای نیروهای خودی فراهم می‌کرد.

دشمن برای پس گرفتن تپه‌سبز تلاش بسیاری نمود که هر دفعه با مقاومت شدید نیروهای تیپ3 زرهی روبه رو و عقب رانده می‌شد. انواع آتش‌های توپخانه و خمپاره و تانک مرتباً در طول شبانه‌روز روی این تپه توسط یگان‌های دشمن اجرا می‌شد و متأسفانه نیروهای خودی مستقر در تپه‌سبز تلفات قابل توجهی را متحمل می‌شدند. گردان‌های 388 توپخانه175م‌م خودکششی و 343 توپخانه130م‌م کششی گروه33 توپخانه روی این تپه دیدگاه‌هایی را احداث و دیدبانان خود را روی آن مستقر نموده بودند تا کلیه حرکات دشمن را از خط مقدم تا منطقه بستان و چزابه و آن سوی رودخانه کرخه زیر نظر داشته باشند که در این راستا بسیار موفق بودند اما چندین نفر از دیدبانان در آن محل به شهادت رسیدند. به هر جهت حفظ آن تپه برای نیروهای خودی بسیار حیاتی بود و می‌توانست مبنای خوبی برای عملیات آتی عناصر تک‌ور یگان‌های خودی باشد. البته دیگر یگان‌های توپخانه خصوصاً گردان318 توپخانه155م‌م خودکششی کمک مستقیم تیپ3 زرهی و توپخانه‌های تقویتی نیز در آن منطقه دیدبان داشتند که آن یگان‌ها هم‌متحمل تلفاتی شدند.

 

منبع: توپخانه دوربرد  در سال 1360 ؛ اصلاني، علی اکبر،1398 ، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده