مرد روزهای نبرد
بخش هشتم –مرور تاریخ جهان امیر غضنفر آذرفر- 17 بدون آنکه قصد داشته باشم راجع به دیگران صحبت کنم، گاهی لازم است در حین صحبت از کسانی نام ببرم که ناخودآگاه و لازم میشود. اگر از آنها نام برده نشود یا اشارهای به آنها نشود نمیتوانم حق مطلب را آنگونه که لازم است ادا کنم.

در این سال که تابستان ۱۳۹۶ است و هم‌زمان با ثبت خاطرات من، بیشتر آن افرادی که در زمان‌ها و مکان‌های مختلف با من خدمت می‌کردند هنوز زنده هستند و مانند من نفس می‌کشند. شاید خواندن بعضی مطالب را به دل بگیرند که چرا چنین و چنان مطالبی درباره آنها گفته‌شده است. شاید اگر همین مطالب در سخنرانی‌ها گفته شود هرگز به گوش آنها نرسد اما ممکن است کتاب به دستشان برسد مطالعه کنند و دلخور شوند.

درحالی‌که به‌هیچ‌وجه قصد ندارم از کسی بدگویی کنم یا درباره کسی اغراق کنم. همان‌طور که دیگران درباره من بیشتر از خودم گفته و می‌گویند و خیلی از آنها به گوشم می‌رسد، گاهی تعریف از من است و گاهی هم ایراد گرفته شده است. کسی که تعریف و تمجید را می‌پذیرد باید تحمل شنیدن نقد را هم داشته باشد.

بارها پیش آمده از نهادهای گوناگون برای مصاحبه با من پیش‌قدم شده‌اند و من پذیرفته‌ام. در فواصل برنامه متوجه شده‌ام آنها باهدفی آمده‌اند و قصد دارند از زبان من برای شخص خاصی، شخصیت‌سازی و تبلیغ کنند و او را توسط من بالا بکشند؛ درحالی‌که شخص موردنظر آنها ازنظر من آن‌طور که می‌خواستند از زبان من بیرون بکشند قابل‌تعریف و تمجید نبوده است.

همین دوگانگی افکار من و آنها باعث شده مصاحبه را نیمه‌کاره بگذارم و از آنها عذر بخواهم. البته به این سادگی دست‌بردار نبودند..

اصرار می‌کردند به من بقبولانند که ایشان در فلان عملیات کنار شما بوده و پا به‌پای شما در عملیات شرکت کرده چرا از گفتن درباره او امتناع می‌کنید؟ جا دارد از ایشان به‌خوبی یاد کنید و غیره.

برای آنها توضیح می‌دادم، ایشان با ما بوده اما در حاشیه بوده. تفاوت زیادی هست میان او که در ستاد ما بود و با نقشه سروکار داشت با آن رزمنده‌ای که در خط مقدم جان و تفنگ در دست گرفته با دشمن می‌جنگید. آیا صحیح است در مورد این دو نفر یک نوع قضاوت و برداشت کنیم؟ مصاحبه را قطع کرده می‌گفتم، شما این مصاحبه را می‌برید به اسم من هر جور دلتان خواست ردیف می‌کنید خوب و بد را به اسم من تمام می‌کنید.

به مراسمی که دعوت می‌شوم به این مسائل دقت می‌کنم و با فرماندهان قسمت‌ها درباره‌اش صحبت می‌کنیم. تیپ‌ها کم‌کم گردان می‌شوند و لشگرها تیپ. شاید ازنظر موقعیت جغرافیایی تغییر نکرده باشند اما ازنظر پرسنل و تجهیزات نظامی و کاربری تغییر کرده‌اند. از تعداد به‌شدت کاسته شده است. این سیاستی است که من نمی‌توانم در ریشه و علت آن صحبت کنم و نظر بدهم.

من به تاریخ علاقه فراوانی دارم. از هر فرصتی برای مطالعه در مورد تاریخ بهره می‌گیرم. تاریخ فتوحات و شکست کشورها و ارتش‌ها را در جهان مطالعه می‌کنم. دلايل سقوط امپراتوری‌ها و روی کار آمدن سلسله‌ها را چه در ایران و چه در کشورهای دیگر مطالعه می‌کنم.

در همین کشور خودمان هشت سال جنگ به ما تحمیل شد. می‌دانیم و همه کارشناسان سیاسی و نظامی جهان هم این را پذیرفته‌اند که یک ملت در مقابل جهان ایستاد و هشت سال با اتحاد میان ارتش و بسیج و سپاه، برگ زرینی را رقم زد که تحلیل گران جهان را شگفت‌زده کرد؟

اگر این شگفتی‌ها توسط رزمندگان گفته نشود و توسط نویسندگان هم‌وطن نوشته نشود، توسط بیگانگان و به‌صورت مغرضانه نوشته می‌شود. در آن صورت تاریخ ما درباره هشت سال دفاع مقدس تحریف می‌شود، چون بیگانگان که عزت ما را نمی‌خواهند، چیزهایی خواهند نوشت که خودمان هم انگشت ندامت بگزیم؛ اما دیگر آب‌رفته به جوی بازنخواهد گشت. باید در این موارد سرمایه‌گذاری کرد و به نویسندگان بها داد چه ازنظر اجتماعی و چه ازنظر معیشتی تا با آسایش خیال با تحقیق و تفحص پیگیر باشند و بنویسند. با مطالعه در تاریخ، از شکست‌ها و پیروزی‌ها عبرت می‌گیریم و تجربه کسب می‌کنیم جنگ‌ها تاریخ را می‌سازند؛ اما آن را نویسندگان با نوشتن و ثبت ماندگار می‌کنند. اگر تاریخ خوانده باشیم قدرت تجزیه‌وتحلیل مسائل سیاسی هم بالا می‌رود. دیگران با سلیقه و باب میل خود هر طور که می‌خواهند تاریخ را می‌نویسند و آن را تحریف می‌کنند.

تاریخ داستان‌پردازی نیست که از روی تخیل نوشته شود. تاریخ را همان‌طور که رخ‌داده است باید نوشت. در شرایط کنونی تاریخ هشت سال جنگ را با همه زیروبم‌هایش می‌خواهیم ثبت کنیم تا آیندگان در جریان کامل آن قرار بگیرند. دست نویسنده باید باز باشد تا حقایق را بنویسد نه آنکه در دست گروهی باشد که هرچه دیکته می‌کنند و خوشایند آنهاست نوشته شود.

این افتخار نصیب من شده بود که از طرف ارتش مجوز حضور در کتابخانه‌ها و دانشگاه‌ها و منابع تاریخی را داشته باشم که از همه آنها استفاده کنم. تجربیات زیادی درباره تاریخ ایران و جهان به‌خصوص ارتش‌های جهان کسب کرده‌ام اما هرگز فرصت استفاده از آنها به من داده نشد.

 

 

منبع: مرد روزهای نبرد ؛ عابد ساوچی، عباس،1398 ، آتشبار، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده