توپخانه دوربرد-43
به جای آقای محمد ذاکری، فردی بسیجی به نام آقای کریم محیط که حدود 40 سال سن داشت، به عنوان راننده تانکر آب به آتشبار ما واگذار شد. او مردی استثنایی بود و قدرت بدنی فوقالعادهای داشت و در امر آبرسانی به آتشبار و گردان تلاش بسیار چشمگیری داشت. او در حین انجام وظیفه از روی تانکر آب به زمین پرتاب شد و استخوان ترقوهاش شکست اما با توجه به شکستگی استخوانی که داشت، با یک دست دنده ماشین بنز تانکر ده تنی را عوض میکرد و در آن شرایط آبرسانی را انجام میداد.

 او وظیفه‌اش را به نحو بسیار مطلوبی انجام می‌داد. من، به واسطه مجروحیتی که داشت، خیلی به او اصرار می‌کردم که استراحت کند و یا به مرخصی برود ولی هیچ‌گاه نپذیرفت و همچنان بکار خود ادامه می‌داد که برخورد او در آن شرایط گرما و مشکلی که برایش ایجاد شده بود، واقعاً من و دیگر هم‌رزمانم را متعجب کرده بود. بعد از عملیات طراح درگیری‌های توپخانه در منطقه به صورت معمول ادامه داشت و طرفین مواضع یکدیگر را شب‌ها زیر آتش می‌گرفتند، زیرا شدت گرما در طول روز به اندازه‌ای بود که نیروها قادر به جابه‌جایی و یا انجام عملیات نبودند در این مدت ما سعی کردیم نارسایی‌های آتشبار را مرتفع نماییم. به علت گرمای شدید گلوله‌های توپ را ایستاده در کنار توپ‌ها قرار داده بودیم تا آسیبی نبینند و از انفجار احتمالی آنها به دلیل گرمای زیاد جلوگیری کرده باشیم، خصوصاً در نگهداری خرج‌های توپ که در داخل محفظه فلزی قرار داشتند، دقت بیشتری می‌کردیم زیرا احتمال آتش گرفتن آنها در گرما بسیار زیاد بود، لذا سعی می‌کردیم با احداث سایه‌بان و یا قرار دادن آنها در سنگرهای مسقف از خرج‌ها محافظت و نگهداری نماییم. در آن ایام حاضر به کاری توپ‌ها و خودروهای آتشبار در گرمای سوزان توسط درجه‌داران تعمیرکار متعهد آتشبار و گردان صورت می‌گرفت. درجه‌دارانی همچون گروهبان حق‌پناه، گروهبان زودخیزی، گروهبان اسدالله برمر (ایمانی‌فر) و دیگر تعمیرکاران آتشبارها و گردان در حاضر به کاری خودروها و توپ‌ها و مهمات‌برها نقش بسزایی داشتند تا در عملیات‌های بعدی قادر به انجام‌مأموریتمان باشیم. اقدامات بعدی ما آموزش سربازان جدیدالورود بود که می‌بایست به هر نحوی که شده آنان را از نظر آموزشی در سطح مناسبی قرار می‌دادیم تا در حین عملیات‌ها مشکلی نداشته باشیم. ادامه این روند تا شهریور 1360، به طول انجامید ضمن اینکه مأموریت‌های محوله را که پشتیبانی آتش یگان‌های در خط بود را نیز انجام‌می‌دادیم که جز مسائل تکراری، مورد خاصی نداشتیم. ادامه جنگ به شهریور ماه کشانده شد و خود را برای عملیات بعدی که صحبتش را می‌کردند، آماده می‌کردیم.

حوادث روزهای یکشنبه هشتم الی سه‌شنبه دهم شهریورماه 60

روز یکشنبه 8/6/60، معاون فرمانده گردان سروان غلامرضا علمی و سروان حسین خواجوی که به قرارگاه تیپ3 زرهی رفته بودند، می‌گفتند عملیاتی در آینده پیش روی داریم که فرمانده لشکر؛ جناب سرهنگ مسعود منفردنیاکی عملیات تیپ3 زرهی را هدایت خواهد نمود. زیرا فرمانده تیپ3 زرهی؛ سرهنگ هوشنگ بهرامی به تازگی به سمت فرمانده تیپ انتصاب یافته است. در آن روز اطلاع یافتیم که توپخانه‌های دشمن روز گذشته توسط هواپیماهای نیروی هوایی ارتش بمباران شده و خسارات زیادی را متحمل شده‌اند که باعث خوشحالی ما شد. تعدادی از یگان‌های نیروی زمینی ارتش نیز برای عملیات آینده وارد منطقه شده بودند. از جمله دو گردان توپخانه105م‌م کششی و توپخانه203م‌م خودکششی و کاتیوشا که می‌توانستند در پیشبرد عملیات مؤثر باشند.

 شب مورخ 7/6/60، تیمسار فلاحی در تلویزیون اعلام کرده بود؛ حمله سراسری نزدیک است و خبرهای پیروزی رزمندگان اسلام به مردم اطلاع داده خواهد شد. سروان غلامرضا علمی و سروان حسین خواجوی اظهار داشتند که عملیات به زودی انجام خواهد شد و آتش‌تهیه ساعت 0430 دقیقه صبح اجرا می‌شود و ساعت شروع عملیات ساعت 0500 صبح می‌باشد. قرائن و شواهد نشان می‌داد که تک ما به دشمن در غرب ارتفاعات الله‌اکبر یعنی در شمال رودخانه کرخه و به صورت تک جبهه‌ای انجام خواهد گرفت که این روش جنگیدن بسیار سخت می‌باشد. با توجه به تجربیات به دست آمده از نبردهای گذشته با دشمن، اجرای این مانور جبهه‌ای همواره با مشکلات و دشواری‌های فراوان و تحمل تلفات سنگین همراه شده و اغلب هم نیروها با عدم‌موفقیت مواجه گردیده بودند، زیرا دشمن با اتکا به مواضع پدافندی مستحکم و آرایش یافته (زمین آرایش یافته و میدان‌های مین و سیم‌خاردار) و پشتیبانی آتش سنگین توپخانه موفق شده بود تلاش آفندی ما را خنثی نموده و مانع از سقوط خطوط پدافندی خود شود. البته در آن زمان امکان احاطه و تهدید جناح و عقبه دشمن وجود نداشت که به ناچار فرماندهان تک جبهه‌ای را برای عملیات انتخاب کرده بودند تا با رخنه به مواضع دشمن، آنها را منهدم و به اهدافشان دست یابند. ساعت 2000 اخبار سراسر رادیوی ایران اعلام کرد؛انفجار عظیمی در نخست وزیری رخ داده است. رئیس‌جمهور، آقای رجایی و نخست‌وزیر، آقای باهنر به بیمارستان انتقال یافته‌اند. ساعت2030 باخبر شدیم برنامه حمله، با حادثه رخ داده به هم خورده و به تعویق افتاده است.

روز 9/6/60، ارتفاعات الله‌اکبر و شرق آن توسط توپخانه‌های دشمن گلوله‌باران شد. آن شب‌ها همانند شب‌های قبل از گلوله‌های روشن‌کننده آنچنان خبری نبود. ما هر روز به فکر عملیات بعدی بودیم و خودمان را برای نبردی دیگر آماده می‌کردیم. بالأخره ساعت 0700 صبح خبر ناگوار شهادت آقای رجایی و باهنر و تعدادی دیگر را از طریق رادیو شنیدیم که بسیار متأثر شدیم. در آن روز خودروهای خراب و تعمیری را به پادگان دشت آزادگان تخلیه نمودیم تا تعمیر شوند. البته با به تعویق افتادن عملیات در شمال کرخه، عملیات جنوب رودخانه کرخه که لشکر16 زرهی قرار بود هم‌زمان با عملیات شمال کرخه انجام دهد نیز به تعویق افتاده بود. ساعت 0345 روز10/6/60 در منطقه طراح-کرخه‌کور، منطقه ناگهان ناآرام شد و توپخانه‌های دشمن شروع به تیراندازی کردند. درگیری بین طرفین شدت گرفت و توپخانه‌های طرفین مواضع یکدیگر را زیر آتش گرفته بودند که صدای شلیک و انفجار گلوله‌های توپخانه منطقه را فرا گرفته بود. مطلع شدیم که آتشبار سوم گردان به شدت زیر آتش توپخانه دشمن قرار گرفته و چهار نفر از سربازانش مجروح شده‌اند.

سروان مهدی دامغانیان (سرتیپ2 بازنشسته) در دفتر ثبت روزانه خود از حوادث روز سه‌شنبه دهم شهریورماه 60 نوشته است:

به محض اطلاع از وضعیت آتشبار سوم گردان، من به همراه ستوان‌سوم رحیم حسین‌نژاد به آتشبار سوم رفتیم که مشاهده نمودیم ستوان‌یکم حسین اعتمادی و نفراتش در حال تیراندازی هستند و درگیری شدیدی در جریان است که بلافاصله مجروحین آتشبار را به بیمارستان شرکت نفت در اهواز تخلیه کردیم و ستوان داود صادقی را مأمور کردیم تا به بیمارستان شرکت نفت برود و از وضعیت سربازان آگاهی یابد. ساعت 1100 به توپخانه لشکر16 زرهی رفتم، سروان سامی و ایمانی را دیدم که عملیات را هدایت می‌کردند. ساعت 2200 خبر دادند حدود 50 نفر از نیروهای دشمن کشته و حدود60 نفر از آنها نیز به اسارت در آمده‌اند. البته به نیروهای ما نیز تلفاتی وارد شده بود که ناراحت‌کننده بود.

 

منبع: توپخانه دوربرد  در سال 1360 ؛ اصلاني، علی اکبر،1398 ، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده