هوانیروز و حماسه بزرگ خیبر-بخش سی و یکم
خلبان قاسم دژستان را باید در ردیف قدیمیترین خلبانهای بالگرد شینوک هوانیروز قرار داد که تمام مدارج این حرفه را تا سراستاد خلبان طی کرد. استاد دژستان را اگر بگوییم بالاترین ساعت پرواز و بیشترین مأموریت را بهویژه در دوران ۸ سال دفاع مقدس با بالگرد شینوک انجام داده است، گزاف نگفتهایم.

این استادخلبان، سابقه‌ی انجام خطرناک‌ترین مأموریت‌ها را با حمل حدود ۱۲۰ نفر نیرو (سه برابر ظرفیت بالگرد شینوک در یک سورتی پرواز داشته است! او نیز از خلبانان ماهر و شجاع هوانیروز است که در اکثر عملیات‌های غرب و جنوب و حتی برون‌مرزی نیز حضور مستمر داشته است. گذشته از انجام مأموریت‌های جنگی، در امور امدادرسانی و کمک‌های مردم یاری، در اتفاقات غیرمترقبه نیز به‌کرات پیش‌قدم بوده است. گوشه‌ای از خاطرات او را در عملیات خیبر می‌خوانیم. در تاریکی شب با شش فروند بالگرد شینوک به‌سوی جنوب پرواز کردیم. هم پرواز من در آن عملیات، خلبان شایستهپور بود که همین اواخر به رحمت خدا رفت.

ما آن شب به استقبال انجام دادن عملیاتی می‌رفتیم که هیچ‌گونه اطلاعاتی درباره‌ی محل و زمان و نام آن نداشتیم. در ارتفاع ۱۳۰۰۰ پایی بالای زرد کوه، فکر می‌کنم روی شهرستان ایذه بودم که یکی از دستگاه‌های هیدرولیک رفت (از کار افتاد). در آن تاریکی مطلق، نه جایی را می‌دیدم و نه حق روشن کردن چراغ داشتم و نه نور چراغی می‌دیدم که فرود بیایم. اگر دست و پایم را گم و کوچکترین اشتباهی می‌کردم، سقوط بالگرد و کشته شدن افراد داخل آن و از بین رفتن بالگرد صددرصد بود. با استفاده از تجربیات پروازهایی که تا آن شب به جنوب و خوزستان داشتم، با همان نقص به پرواز ادامه دادم. به آسمان اهواز که رسیدیم، آنجا هم به علت وضعیت قرمز در تاریکی مطلق فرورفته بود. در همان موقع، دومین سیستم هیدرولیک بالگرد هم از کار افتاد و چراغ‌خطر آن سیستم هم روشن شد. خوشبختانه ارتفاعم زیاد بود و همان ارتفاع بالا باعث نجات ما از سقوط شد. بالگرد را با استفاده از تجربه‌ای که برای این نقص داشتم، تا ارتفاع ۳۰۰ پایی زمین پایین آوردم و با هر زحمتی که بود در گوشه‌ای از فرودگاه به زمین نشاندم. سالم فرود آمدن بالگرد و زنده ماندن سرنشینان را در آن تاریکی شب با آن عیب معلوم، فقط از فضل و کرامت پروردگار می‌دانم که در چنان شرایطی کمکم کرد. پنج فروند بالگرد دیگر هم مثل من به‌سلامت در فرودگاه فرود آمدند. فردا صبح که به کنار بالگرد آمدم، نقص هر دو سیستم هیدرولیک به‌وسیله نیروهای فنی برطرف شده بود. همان موقع هم دستور رسید که به‌سوی منطقه‌ی جفیر پرواز کنیم که به فاصله‌ی ۲4 ساعت بعد، عملیات خیبر هم آغاز شد. اولین پرواز را با شش فروند بالگرد شینوک با نیروها و مهمات همراه به سمت جزایر مجنون شروع کردیم. یک برابر و نیم ظرفیت بالگرد" 60 نفر" نیروی پیاده همراه با کلی مهمات داخل هر بالگرد بودند که در تاریکی شب پرواز می‌کردیم. همان ۳۶۰ نفری که ما در پرواز اول در داخل هور پیاده کردیم، سرآغاز تصرف جزیره مجنون و عامل مهمی برای پیشروی نیروهای بعدی شدند. در عملیات خیبر، ما به همراه دیگر بالگردهای هوانیروز، آن‌قدر پرواز می‌کردیم که متوجه نمی‌شدیم چه موقع شام و نهار و صبحانه می‌خوریم. بارها و بارها با هواپیماهای دشمن مواجه شدیم. بالگرد شینوک به علت جثه‌ی بزرگی که دارد، هدف بسیار خوبی برای هواپیما می‌باشد و هواپیما قادر است به‌آسانی آن را هدف قرار دهد. هرچند بالگردهای كبرا، فرصت نزدیک شدن آنها را به بالگردهای ما نمی‌دادند؛ اما آنها از راه دور اقدام به شلیک به‌سوی ما می‌کردند که مجبور می‌شدیم با هر ترفندی که شده از مقابل موشک‌های آنها فرار کنیم. با ارتفاع بسیار پایین و سرعت‌بالا که گاه بیشتر از ۲۰۰ کیلومتر می‌شد در بین نیزارها پرواز می‌کردیم و نیرو و آذوقه و مهمات در داخل جزیره پیاده می‌کردیم. عملیات خیبر یکی از شگفت‌انگیزترین عملیات‌های آبی – خاکی در سطح جهان بود. خلبان‌های بالگرد هیچ کشوری جرئت ندارند چنین کارهایی که خلبانان بالگرد ما می‌کنند، انجام دهند.

 

منبع: هوانیروز و حماسه بزرگ خیبر؛ سلطانی، مرتضی،1398 ، سوره سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده