توپخانه دوربرد-34
در ساعت 19:30 از منطقه به محل پاسگاه فرماندهی تیپ3 زرهی رفتم و با جناب سرهنگ الماسی در مورد عملیات و وضع منطقه که شخصاً شاهد بودم، صحبت کردم. ایشان از عملیات نیروهای گروه چمران بسیار ناراضی بود و به خاطر کمک به آنها از صبح پای بیسیم بود تا شرایط میدان نبرد را به گونهای تغییر دهد. اکثر شبها شاهد بودهام که تا صبح این مرد نمیخوابید و 24 ساعته به طور مداوم تلفن و بیسیم دم گوشش بود. ایشان اظهار داشت: به علت عدم هماهنگی، مجدداً سروان رستمی دست به این کار زده و تعدادی به شهادت رسیدهاند.

به او پیشنهاد کردم و گفتم: چاره کار این است که در تاریکی شب، سروان رستمی و نیروهایش را به عقب بکشیم تا از تلفات بیشتر و در محاصره قرار گرفتن آنها جلوگیری نماییم. متأسفانه در آن زمان لشکر16 زرهی نیز قادر به پشتیبانی از سمت جاده سوسنگرد نبود، زیرا هفت کیلومتر به طرف غرب سوسنگرد لشکر16 زرهی با نیروهای عراقی در مقابل یکدیگر درگیر بودند. سرهنگ الماسی فرمانده تیپ3 زرهی گفت: "امشب آنها را به هر ترتیبی که شده نجات خواهم داد ولی همیشه اعتقاد و نصیحت من این است که باید عملیات منظم و نامنظم نیروها در اختیار فرماندهان ارتش باشد و به کسی هم اجازه ندهیم تا بدون هماهنگی و خودسرانه عملیاتی را شروع نماید که جبران خسارات مشکل و رنج‌آور و غم‌انگیز است. من تعجب می‌کنم، مگر این‌ها نمی‌خواهند از تجارب گذشته خودشان که بیهوده به محاصره نیروهای عراقی در جبهه‌ها درآمدند پند و درس بگیرند. تا کی باید شاهد اینگونه بی‌نظمی‌ها باشیم؟"

روز 27/3/60، هنوز اطلاعات از منطقه دهلاویه مبهم بود. تیراندازی‌های طرفین کاهش یافته و در بعضی از ساعات قطع شده بود. در ساعت 11:30 ستوان غفور عظیم‌زاده به همراه استوار نوری جهت دریافت آخرین اطلاعات به منطقه دهلاویه اعزام شدند. سرهنگ مسعود منفردنیاکی فرمانده لشکر92 زرهی در منطقه سیداحمد و سیدخلف واقع در شمال رودخانه کرخه از نزدیک از یگان درگیر در دهلاویه بازدید و نیروهای کمکی از طریق لشکر16 و لشکر92 زرهی به منطقه درگیری اعزام شدند. از ساعت 14:00 وضعیت در منطقه دهلاویه حدوداً به وضع تثبیت مبهم درآ مد.

سرهنگ مسعود منفردنیاکی، فرمانده لشکر92 زرهی در این روز در پاسگاه فرمانده تیپ3 زرهی از من، فرمانده گردان388 توپخانه175م‌م خودکششی، به پاس زحمات نفرات گردان و رضایت از اجرای انواع آتش توپخانه در پشتیبانی از یگان‌ها تشکر و قدردانی کردن. نیروهای کمکی در منطقه دهلاویه بنا به دستور جهت یاری رساندن به نیروهای درگیر وارد عمل شده بودند، ولی اوضاع تا آن زمان هنوز به صورت نیمه تثبیت باقیمانده بود.

مجدداً در ساعت 21:30 درگیری‌ها در منطقه دهلاویه شروع شد. حداکثر پشتیبانی توسط یگان‌های توپخانه موجود انجام شد و تا ساعت 23:30 عملیات ادامه داشت و از این ساعت به بعد وضعیت نسبتاً آرام بود.

وضعیت منطقه در روز 28/3/60 از طلوع صبح تا ساعت 12 ظهر آرام بود، ولی در بعدازظهر، فرمانده تیپ3 زرهی سرهنگ الماسی در حین بازدید از منطقه سیدخلف و سیداحمد در قسمت شمال کرخه و دهلاویه از یگان‌های درگیر مورد اصابت ترکش گلوله قرار گرفت و به سختی مجروح شد که بلافاصله جهت عمل جراحی به اهواز تخلیه گردید. این بزرگ‌ترین ضایعه برای تیپ3 زرهی بود، چون ایشان در مدت پنج ماه خدمت در تیپ3 زحمات بسیار زیادی را کشید و توانست تیپ3 زرهی منهدم شده را به صورت یک تیپ رزمی بسیار فعال که شاهد عملیات‌های آن بودیم، نماید. ایشان به صورت شبانه‌روز تلاش کرد. در آزادسازی ارتفاعات الله‌اکبر – شحیطیه بزرگ‌ترین مانع پیروزی در منطقه را از پیش روی برداشت. در آزادسازی سوسنگرد نیز زحمات بسیاری را متحمل شد. شجاعت، مردانگی، جسارت و دلاوری‌های وی برای همیشه در خاطره نفرات تیپ3 زرهی و دیگر هم‌رزمانش خواهد ماند، زیرا یکی از چهره‌های ماندگار دفاع مقدس بوده و خواهد بود.

روز 29/ 3/60، از حال فرمانده تیپ3 سرهنگ الماسی که در شحیطیه مجروح گردیده بود، جویا شدم، ایشان در بیمارستان هتل نادری اهواز مورد جراحی قرار گرفته و حالش خوب و بستری بود. ساعت 06:00 به همراه رئیس رکن سوم تیپ3، سرگرد اخوان و ستوان وظیفه سلیمانی دیدبان گردان و سرباز بیل‌کار و سرباز غرائیان پس از طی دَه کیلومتر به پاسگاه فرماندهی گردان293 زرهی سرگرد صفوی رسیدیم. به علت اینکه شب‌ها بیدار بود، خوابیده بود. بیدارش کردیم و پس از احوال‌پرسی به خط جلو که شش کیلومتر فاصله داشت رفتیم. البته از روی جاده‌ای که عراقی‌ها ساخته بودند، وقتی که عراقی‌ها در مواضع الله‌اکبر مستقر بودند، این جاده را از بستان به الله‌اکبر ساخته بودند. جاده خوبی برای جابه‌جایی نیروها بود و تسهیلات خوبی را برای عملیات نظامی فراهم می‌نمود.

 در مختصات (07 – 25) و (09- 29) منطقه، یک خاکریز بلند به طول تقریبی چهار کیلومتر (جنوبی شمالی) به وسیله لودر احداث شده بود که نیروهای جنگ‌های نامنظم در آن قسمت موضع گرفته بودند. ساعت 08:00 به آنجا رسیدیم همه در خواب بودند، چون شب‌ها را بیدار بودند. با یکی دو نفری که بیدار بودند، صبحت کردیم و از اوضاع منطقه باخبر شدیم. در فاصله بین دو خاکریز، سنگرهای قبلی عراقی‌ها و وسایل به جامانده آنها دیده می‌شد، یک درخواست آتش از گردان انجام شد و با شلیک یک گلوله در مختصات (14- 28) عراقی‌ها در سنگرهای خود پناه گرفتند. آن روز بررسی جامعی را روی منطقه لجمن (لبه جلویی منطقه نبرد) انجام دادیم. تمامی نقاط خط را به دقت با رئیس رکن سوم تیپ3 زرهی مورد بررسی و توجه قرار داده و با یک تجزیه تحلیل جامع به قرارگاه تیپ3 زرهی برگشتیم. از این بررسی، اطلاعات کافی از مواضع دشمن به دست آوردیم که برای عملیات‌های آتی و آرایش حفظ خطوط مقدم بسیار حیاتی بود، زیرا با توجه به علاقهمندی نیروها در مورد بیرون راندن دشمن از خاک کشورمان که روزانه چندین نفر شهید و یا مجروح می‌شدند، بسیار مؤثر بود. در این روز، ساعت 20:00 رادیو اعلام کرد ناآرامی‌هایی در تهران به وقوع پیوسته که باعث کشته شدن بیش از ده نفر و در حدود 200 نفر نیز زخمی و تعدادی خودرو به آتش کشیده شده است که واقعاً در روحیه نفرات که با دشمن شبانه‌روز در ستیز و از همه چیز خود گذشته بودند، تأثیر می‌گذاشت. چون امید ما به آرامش داخلی بود، ولی گویا این وضعیت سربازان را در جبهه که مردانه می‌جنگیدند، ناراحت می‌کرد. ادامه عملیات از ساعت 23:00 با اجرای آتش کلیه سلاح‌های دشمن در منطقه دهلاویه شروع شد و یگان‌های نامنظم و منظم در این عملیات بلافاصله وارد عمل شدند و تا ساعت 01:00 نیمه شب 31/3/60 عملیات ادامه داشت. کلیه توپ‌های موجود در منطقه بکار گرفته شد. مجدداً عملیات از ساعت 03:00 صبح شروع و سرپرست جنگ‌های نامنظم سروان رستمی زخمی شد و به علت جراحات زیاد در ساعت 04:00 صبح 31/3/60 متوجه شدیم که به شهادت رسیده است. شهادت این جنگجوی مبارز، همه هم‌رزمانش و ما را متأثر نمود. البته عملیات دهلاویه که در اثر بی‌تجربگی و عدم هماهنگی از تاریخ 23/3/60 از طریق گروه جنگ‌های نامنظم از طریق عبور از رودخانه انجام شده بود و بدون اطلاع یگان‌های عمده ارتش صورت گرفت، با تمامی تلاش‌هایی که برای موفقیت این عملیات انجام شد، به جز به شهادت رسیدن 30 تن و سه دیدبان توپخانه و مجروح شدن فرمانده تیپ3 زرهی و دیگر نظامیان و مصرف مقدار زیادی مهمات و آسیب دیدن تجهیزات و وسایل، منطقه‌ای تصرف نشد و اهدافی نیز تأمین نگردید و متأسفانه سروان ایرج رستمی نیز به شهادت رسید.

 

منبع: توپخانه دوربرد  در سال 1360 ؛ اصلاني، علی اکبر،1398 ، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده