هوانیروز و حماسه بزرگ خیبر- بخش بیستم و چهارم
جزیره راوی: سرهنگ خلبان اسدلله نصر من و چند نفر از نیروهای سپاه در شط علی بهعنوان افسر رابط نیروها مستقرشده بودیم. نیروهایی که بالگردها در آن نقطه پیاده میکردند، بهوسیله ما گروهبندی و به نقاط موردنیاز اعزام میشدند.

یک روز که درگیری خيلی شدید بود و ما یقین کردیم که نیروهایمان محاصره‌شده‌اند، با یک قایق توانستیم از محاصره خارج شویم. اما ۱۱ ساعت روی آب بودیم تا توانستیم خود را به نیروهای ایرانی برسانیم و نجات پیدا کنیم. در آن درگیری، جیپ ما به‌وسیله‌ی بمباران هواپیماها منهدم شد. منطقه بسیار وسیع بود و دشمن هم با امکانات وسیع و آشنایی کاملی که به منطقه و خاک خودش داشت، نهایت بهره‌برداری را از هواپیماهایش می‌کرد. نیروهای ما حتی توانستند با پیشروی منطقه‌ای به نام عزیف را هم که در کنار رودهای دجله و فرات قرار داشت، به تصرف خود درآورند و با قطع کردن جاده، با تیراندازی‌های مداوم، بین نیروهای دشمن پراکندگی به وجود بیاورند.

مؤلف * * *

مورد بسیار مهم در عمليات خيبر، حضور نیروهای جان‌برکف بسیج بود. این نیروهای مردمی که وجودشان که وجودشان بزرگ‌ترین موهبت برای نیروهای مسلح ارتش جمهوری اسلامی ایران است، جان‌برکفانی هستند که هیچ مانعی در مقابل آنها نمی‌تواند تاب مقاومت داشته باشد. در ایام ۸ سال دفاع مقدس و بدون استثنا در تمام عملیات‌ها، حضور ثابت این ایثارگران بی‌مزد و منت را شاهد بودیم که چه جان‌فشانی‌ها و رشادت‌هایی در مناطق جنگی از خود نشان دادند و از کیان مقدس این سرزمین اسلامی دفاع کردند. این نیروها در عملیات خیبر حضوری چشمگیرتر و رزمی دلاورانه‌تر داشتند. تشویق و تحسین‌های بی‌ریای آنها در مصافحه با خلبانان بالگردها و دیگر نیروهای هوانیروز را هیچ زبان و قلبی نمی‌تواند توصیف کند. نیروهای هوانیروز خاطرات تلخ و شیرینی از بودن با آن جان‌برکفان در عملیات‌ها و به‌خصوص در عملیات خیبر و جزایر مجنون و نیزارهایش دارند. شهادت و مجروح شدن و شیمیایی گشتن یک نوجوان و پیر بسیجی آنان را آن‌چنان منقلب می‌کرد که گویی برای برادر تنی خود دگرگون‌شده‌اند. خلبانان هوانیروز قوانین و استاندارهای بسیاری را در پرواز با بالگردها به خاطر نجات این نوجوانان رشيد و مؤمن شکستند و زیر پا گذاشتند.

 

منبع: هوانیروز و حماسه بزرگ خیبر؛ سلطانی، مرتضی،1398 ، سوره سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده