توپخانه دوربرد-17
حوادث روز پنجشنبه 24 الی چهارشنبه 30 اردیبهشتماه در تاریخ 24 و 25 اردیبهشتماه درگیریها در منطقه دهلاویه همچنان ادامه داشت در ساعت 01:30نیمه شب بیست و پنجم اردیبهشتماه دشمن در منطقه سیداحمد به گروه چمران که از رودخانه گذشته و جاده سوسنگرد به بستان را تهدید میکرد، تک نمود که با آتش سریع و شدید یگانهای توپخانه خصوصاً آتشبار130مم مواجه گردید و با 160 کشته و تعدادی مجروح مجبور به عقبنشینی شد. تلفات نیروهای خودی در این عملیات سه شهید و دو مجروح بود.

 در تاریخ 26/2/60 قرارگاه توپخانه لشکری در محلی که سه ماه پیش ما در آن جا موضع داشتیم، مستقر شده بودند. منطقه بسیار خوب و مناسبی بود و دارای ارتفاع و بریدگی‌های بسیار مناسبی بود. یک توپ پدافند از گردان388 توپخانه برای پدافند از تأسیسات توپخانه لشکری توسط سرگرد قاسمی و ستوان‌یکم انوری (ایشان بعداً در کردستان در گردان قدس پیاده گروه33 به درجه شهادت نائل شدند) ساعت 19:00 به آنجا فرستاده شد و ساعت 21:00 استقرار توپ 23م‌م پدافند در قرارگاه توپخانه لشکری پایان یافت.

ساعت 06:30 روز 27/2/60 کلیه یگان‌های توپخانه موجود در منطقه، مواضع دشمن در منطقه بستان، فنیخی، سابله، دهلاویه، شحیطیه و الله‌اکبر را به شدت زیر آتش گرفتند و تلفات و خسارات جانی و مالی بسیاری به دشمن وارد آمد و سپس هوانیروز وارد عمل شد و هدف‌های مورد نظر در منطقه دشمن را زیر آتش گرفت. چندین انبار مهمات دشمن بر اثر آتش توپخانه در آتش سوخت که انفجار و دود آنها در منطقه دشمن به وضوح دیده می‌شد. در ساعت 11:00 برابر درخواست دیدبانان گردان روی منطقه فنیخی حوالی بستان و در 27 کیلومتری ما آتش گشوده شد و تلفاتی به دشمن وارد آمد. مجدداً در ساعت 21:30 روی هدف‌های فنیخی اجرای آتش شد. آتش‌های مختلفی روی دشمن اجرا می‌شد تا عکس‌العمل دشمن در این مناطق مشخص شود. آخرین محل مواضع دشمن در این تیراندازی‌ها مشخص می‌شد و محل آنها در طرح‌ریزی‌های آتش منظور می‌گردید. ما کم‌کم آماده عملیاتی بزرگ می‌شدیم تا در این منطقه درس خوبی به دشمن داده و انتقام خون شهدای عزیزمان را که در ماه‌های قبل در این منطقه به شهادت رسیده بودند را از دشمن بگیریم.

روز 28/2/60 تک تیراندازی‌هایی در منطقه انجام ‌می‌شد اما به واسطه قریب‌الوقوع بودن عملیات، توپخانه‌های خودی به خاطر فریب دشمن فعالیت چندانی نمی‌کردند. فرمانده گردان، فرماندهان آتشبار را در ساعت 09:00 احضار و دستوراتی جهت عملیاتی که قرار بود به زودی شروع شود، صادر کرد. برای اطمینان، فرمانده گردان ساعت 17:30 و 18:00 و 19:00 از آتشبارهای گردان بازدید به عمل آورد. همه در جریان عملیات قرار گرفته بودند و روحیه همه نفرات عالی بود. اما نفرات کمی هم ‌مردد بودند زیرا حدود دو ماه بود که صحبت‌هایی در مورد عملیات الله‌اکبر می‌شد و مرتب عملیات به تعویق می‌افتاد. تمام نیروها در این منطقه بسیج شده بودند، منطقه عملیات، منطقه حساسی بود. ارتفاعات الله‌اکبر، بستان، هویزه و طراح شاهرگ حیاتی منطقه بود. دشمن در این مناطق به اندازه کافی نیرو داشت و از منطقه محافظت می‌کرد. بنابراین، طرح‌ریزی‌ها می‌بایست منطقی و با دقت کامل انجام می‌گرفت. تمام تمرینات لازم نیز انجام گرفته بود. دشمن هم متوجه تحرکات ما شده بود و مرتب یگان‌های ما را در مناطق مختلف منطقه، زیر آتش می‌گرفت تا سازمان رزمی یگان‌ها را به هم بزنند.

 از ساعت 0135 دقیقه روز 29/2/60 دشمن یگان‌های مستقر در منطقه طراح را زیر آتش شدید توپخانه قرار داد و در ساعت 0150 دقیقه نیمه شب یگان‌های پیاده دشمن اقدام به پیشروی کردند که با وارد عمل شدن احتیاط یگان مستقر در مواضع پدافندی و با اجرای آتش ضد آتشبار توپخانه کمک مستقیم و توپخانه‌های عمل کلی آتش دشمن پس از نیم ساعت خاموش شد. اما عملیات تا ساعت 0320 دقیقه ادامه داشت و تک دشمن دفع گردید. لشکر16 زرهی قزوین مستقر در طراح از توپ‌های دوربرد ما نیز تقاضای آتش کرد که به آنها پاسخ مثبت داده شد. طراح در ضلع جنوب شرقی مواضع ما بود و حدود 10 کیلومتر با ما فاصله داشت. فاصله مواضع ما تا الله‌اکبر و سوسنگرد 5/1 تا سه کیلومتر و در شرق ارتفاعات الله‌اکبر مستقر بودیم. ساعت 05:00 روز 29/2/60 ستوان‌دوم روئین‌فر به منطقه دیدبانی در ده سیدخلف در شمال‌غربی سوسنگرد جهت عملیات آتی اعزام گردید.

اندیشه و تفکر تصرف ارتفاعات الله‌اکبر بدین صورت بود که از اواخر اسفند 1359، بر اساس تدبیر شهید سرلشکر فلاحی جانشین ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران و اصرار شهید دکتر چمران فرمانده نیروهای نامنظم تصرف تپه‌های الله‌اکبر برای دستیابی به موقعیت و مواضع پدافندی بهتر و تسهیل عملیات‌های آتی را در این منطقه با توجه به عامل دید و تیری که این ارتفاعات روی منطقه اطراف خود و شهر سوسنگرد و حتی تنگ چزابه داشت، در دستور کار قرارگاه نیروی زمینی ارتش در جنوب قرار گرفت و لشکر92 زرهی طرحی به نام «طرح عملیاتی مهدی(عج)» با هدف تصرف ارتفاعات الله‌اکبر تهیه نمود و به علل مختلف از جمله کمبودهای لجستیکی و نظریه تاکتیکی سرتیپ ظهیرنژاد فرمانده وقت نیروی زمینی که معتقد بود با اجرای چنین عملی، احتمال دارد عراق در منطقه طراح اقدام به تک نموده و با قطع جاده اهواز – حمیدیه، عقبه نیروهای تک‌ور خودی را بسته و در واقع آنها را محاصره نماید. البته این نظریه در آن زمان دیدگاه خوبی بود و حمله ارتش عراق در منطقه طراح هر زمان متصور بود و در صورت قطع جاده اهواز- حمیدیه کلیه یگان‌های مستقر در منطقه الله‌اکبر به محاصره می‌افتادند. لذا اجرای طرح عملیاتی مذکور موکول به بررسی و مطالعه دقیق‌تر و بیشتر شد. سرتیپ ظهیرنژاد فرمانده نیروی زمینی، به تک در منطقه جنوب اهواز به منظور دور کردن نیروها و تهدید دشمن از اهواز اولویت قائل بود. به هر حال اجرای طرح یاد شده تا اردیبهشت 1360 معوق ماند. اما روح تهاجمی و میل به آفند از اوایل سال1360 به طور بارزی تقویت شده بود. حالت نه جنگ و نه صلح همه را خسته کرده بود و همه می‌خواستند تحرکی در جبهه‌ها ایجاد شود و دشمن را از حالت استراحت و تثبیت وضعیت خارج سازند. لذا با بررسی‌های صورت گرفته، فرماندهان رده بالای ارتش به این نتیجه رسیده بودند که با توجه به گسترش لشکرهای 16 و 92 زرهی دو عنصر عمده توان رزمی نیروی زمینی در منطقه سوسنگرد، حمله به ارتفاعات الله‌اکبر و تصرف آن مناسب‌ترین منطقه برای تعرض به دشمن می‌باشد.

مسئله‌ای که در عملیات الله‌اکبر حائز اهمیت و حتی نگران‌کننده بود، تأمین بود. ما از ابتدای استقرارمان در شرق ارتفاعات الله‌اکبر نگران همین موضوع بودیم، زیرا هیچ‌گونه تأمینی نداشتیم. کم بودن نیروهای مدافع و پوشش منطقه توسط تعداد کمی نیرو این نگرانی را به وجود آورده بود که چنانچه دشمن موفق شود در یک منطقه به خطوط دفاعی ما رخنه کند، ما به سختی قادر خواهیم بود رخنه دشمن را سد کنیم. چون خطوط دفاعی ما کاملاً فاقد عمق بود و در اغلب مناطق دفاعی فقط یک خط پوشش بود. گسترش دفاع در عمق برابر روش‌های کلاسیک که باید حداقل در سه رده، شامل: دفاع مقدم، تثبیت کننده و احتیاط باشد وجود نداشت. تقریباً در هیچ منطقه رده تأمینی نداشتیم و احتیاط نیز به طور محدود در لشکر وجود داشت. تیپ‌ها و گردان‌ها غالباً فاقد احتیاط بودند، در بعضی مواقع فرماندهان قبول خطر می‌کردند و عناصری را از خط مقدم دفاع به عقب می‌بردند و به صورت احتیاط نگه می‌داشتند تا امکان تعویض واحدها را داشته باشند. البته عناصری از سپاه پاسداران و نیروهای بسیج مردمی و نیروهای نامنظم هم در مناطق یگان‌های ارتش مستقر بودند ولی استعداد آنها در حد قابل ملاحظه‌ای نبود و همچنین سازمان رزمی مناسبی نداشتند. از طرفی فاقد سلاح‌های لازم برای مقابله با دشمن نیز بودند و از نظر آموزش هم در سطح مناسبی قرار نداشتند. اما روحیه جنگی و ایمان بالایی داشتند و کسی هم آنان را مجبور به جنگ نکرده بود و تنها عامل حضور آنها در میادین جنگ، ایمان قلبی خود آنها برای دفاع از حیثیت و شرف جمهوری اسلامی ایران بود که می‌بایست این پتانسیل به آموزش‌های رزمی آمیخته می‌شد تا اثرات مطلوبی را در جنگ شاهد می‌شدیم که به مرور این مهم صورت می‌پذیرفت.

منطقه عملیات الله‌اکبر که در طرفین رودخانه کرخه بود، در جنوب رودخانه کرخه به صورت یک رخنه عمیق وارد منطقه اشغالی دشمن می‌گردید که جناح چپ (جنوبی) این رخنه در امتداد رودخانه کرخه‌کور و نیسان مورد تهدید جدی دشمن بود و دشمن می‌توانست در این جناح، حدود 40 کیلومتری که فقط با تیپ3 لشکر16 زرهی آن هم بااستعداد ضعیف پوشش می‌شد، خطوط مواصلاتی یگان‌های لشکر16 زرهی را قطع کند و موجودیت این لشکر را به خطر اندازد و در صورت بروز چنین اتفاقی، دفاع از کل جبهه اهواز به طور جدی به خطر می‌افتاد. این موضوع حساس از دید فرماندهان پوشیده نبود و در طرح‌های عملیاتی توجه خاصی به حفظ مواضع پدافندی موجود شده بود و هدف اصلی از اعزام تیپ2 لشکر92 زرهی به منطقه الله‌اکبر این بود که چنانچه حمله تیپ3 زرهی با موفقیت توأم نگردد و دشمن مواضع دفاعی موجود لشکر92 یا 16 زرهی را به خطر اندازد، این تیپ که تنها نیروی احتیاط در منطقه اهواز بود، برای مقابله با تهدیدهای جدی وارد عمل گردد. ضمناً به تیپ1 لشکر92 زرهی و تیپ3 زرهی لشکر16 زرهی مأموریت داده شده بود با مراقبت شدید در مناطق مربوطه که جناح چپ محور پیشروی را می‌پوشاندند، دفاع نمایند. به علاوه، برای اینکه بیش از حد معقول قبول خطر نشده باشد، عمق هدف کمتر انتخاب شد و در حقیقت هدف اصلی انهدام نیروهای خط مقدم دشمن انتخاب گردید تا هرچه سریع‌تر موفقیت‌های به دست آمده تثبیت شود و برای مقابله با وارد عمل شدن احتیاط دشمن نیروهای تک‌کننده آمادگی کامل را داشته باشند. البته وضعیت یگان‌های دشمن هم از نظر نیروی انسانی مناسب نبود و تا آن زمان نتوانسته بود تلفات وارده به یگان‌های خود را جبران کند و در صورت جبران نیروهای از دست داده، نیروهای جایگزین از آموزش خوبی برخوردار نبودند که این مسئله به نفع نیروهای ما بود اما دشمن در تجاوز اولیه خود موفق شده بود قسمت زیادی از خاک کشورمان را اشغال و وضعیت خود را تثبیت کند، ولی وظیفه نیروهای ما این بود که به هر طریقی که شده دشمن را از خاک کشور بیرون برانند. به هر جهت تمامی یگان‌های مستقر در منطقه الله‌اکبر و سوسنگرد برای دستیابی به پیروزی در تلاش بودند.

 

منبع: توپخانه دوربرد  در سال 1360 ؛ اصلاني، علی اکبر،1398 ، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده