هوانیروز و عملیات بزرگ فاو – بخش نهم
سرهنگ خلبان بهرام کاظمی عملیات والفجر8 در جنوب آبادان انجام شد. در آن عملیات، هوانیروز در مناطق مختلفی مثل دارخوین، چنانه، عین خوش، اهواز، باغچه­های یک الی شش مستقر بودند. محل استقرار ما با دو فروند بالگرد شینوک و دو فروند ۲۱۹ و چهار فروند کبرا در پارسیان علی بن ابیطالب (ع) بود. وظیفه ما روزها حمل و ترابری نیرو و مهمات و آذوقه به جنوب آبادان بود و در بازگشت تخلیه مجروحین و شهدا را به بیمارستان الزهرا و دیگر بیمارستانهای شهرهای اهواز و دزفول انجام میدادیم. در منطقهای که ما عملیات داشتیم همهجا را آبگرفته بود. آب شبها با جزر بالا میآمد و روز با مد پایین میرفت. دیدبانهای دشمن بدون استثنا پروازهای ما را به علت وجود دشت صاف میدیدند. هرچقدر هم که در سطح پایین پرواز میکردیم بازهم از دید آنها مخفی نبودیم.

شروع پرواز ما هر صبح مصادف می‌شد با گزارش دیدبان‌های دشمن و فعال شدن توپخانه و هواپیماهایشان. اما چون منطقه آب و لجن می‌گردید و باتلاقی بود انفجار توپ و موشک هواپیما فقط موجب پراکندن آب و لجن، و ترکش‌ها جذب زمین می‌شدند.

در آن عملیات مجروحین و شهدا را از خط مقدم به عقب می­آوردند و پس از مداوای اولیه در بیمارستان علی بن ابی‌طالب (ع)، توسط بالگردهای ما به بیمارستان شهید بقایی در اهواز تخلیه می‌شدند. یک روز در حین اجرای مأموریت بودیم که اطلاع دادند بیمارستان الزهرا هدف بمباران شیمیایی واقع‌شده و تعدادی از نیروها مسموم شده‌اند. باوجوداینکه ماسک همراه نداشتیم سریع خود را به بیمارستان رساندیم. می‌دانستیم که بیمارستان بخش شیمیایی ندارد و اگر دیر برسیم فاجعه به بار می‌آید.

وقتی رسیدیم مجروحین زیاد بودند و درنگ جایز نبود. تا پای از غروب در پروازهای متعدد مجروحین را تخلیه کردیم. شب همان روز این بلا به سرخودمآن‌هم نازل شد. در سنگر بودیم که با انفجار شدید بیرون آمدیم. با استشمام فهمیدیم که بمباران شیمیایی بوده است. در بمباران آن شب من و تعدادی از نیروهای هوانیروز شیمیایی شدیم.

ج- حملات هوایی

نیروی هوایی دشمن از بعدازظهر روز سوم برای جبران شکست‌ها و جلوگیری از پیشروی نیروهای ایران مبادرت به حملات هوایی پی‌درپی و بمباران‌های مداوم می‌کند. این حملات در روز چهارم بیشتر و گذشته از بمباران‌های شیمیایی، به بمباران پل‌های جزیره آبادان نیز منجر و تا ۸ روز ادامه پیدا می‌یابد. آرایش مناسب پدافند هوایی نیروهای خودی باعث می‌شوند روزانه سه تا چهار فروند از هواپیماهای آن‌ها ساقط شود. با سقوط پی‌درپی هواپیماها، وحشت زیادی در دل خلبان‌های دشمن ایجاد می‌شود به‌طوری‌که وقتی وارد آسمان منطقه نبرد می‌شوند به خاطر گریز از گلوله‌ها و موشک‌های پدافند، اقدام به ریختن بمب‌های خود در بیابان می‌کنند. و این رعب و وحشت آن‌قدر تأثیرگذار می‌شود که یک‌بار پس از اصابت یک موشک ایرانی به یکی از هواپیماها، خلبان هواپیمای دیگری با اطمینان از اینکه مورد اصابت قرار خواهد گرفت از هواپیما به بیرون می‌پرد.

د- آتش توپخانه و هوانیروز

در عملیات والفجر ۸، آتش توپخانه و ضربات کوبنده هوانیروز به حدی سنگین روی نیروهای دشمن ریخته می‌شود که یکی از فرماندهان تیپ‌های عراق در گزارشی به رده‌های بالا چنین عنوان می‌کند.

« آتش توپخانه دشمن (ایران) وسیع و بسیار سنگین و مؤثر است. تعداد 6 دستگاه تانک ازکارافتاده است. توان رزمی ما بشدت پایین آمده که براثر درگیری و آتش سه روز گذشته می‌باشد. توپخانه‌های دشمن (ایران) آزاد است. خواهش ما این است که آتش متقابل روی منابع آتش دشمن زیاد شود تا از حجم آن‌ها کاسته شود». مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، در جلد دوم کتاب (سیری در جنگ ایران و عراق) صفحه ۱۵۱ الی ۲۵۰ را اختصاص به چگونگی عملیات والفجر۸ از شروع تا پایان داده است. محققین در این کتاب سعی نموده‌اند که محتویات را در كل اختصاص به عملکرد نیروهای (سپاه پاسداران) دهند، و اگر هم اشاره‌ای به حضور نیروهای ارتش کرده‌اند بسیار مختصر و گذرا می‌باشد. اما همان چند سطر نیز که نگاشته شده برای کارشناسان امور نظامی گویای مسائل مهمی است که‌ای کاش به این امر بیشتر بها می‌دادند و با ذکر عملکرد نیروهای ارتش و بخصوص هوانیروز که بیشترین ساعات پرواز و بالاترین حجم مأموریت را در عملیات والفجر ۸ داشت بر ارزش کتاب و تحقیقاتشان می‌افزودند. در صفحات ۱۹۰ و ۲۰۸ این کتاب اشارات مختصری به حضور هوانیروز شده است که به صفحه ۱۹۰ مبنی بر تشکیل قرارگاه هوانیروز (شهید سلیمان خاطر) اشاره گردید. دومین نوشته در صفحه ۲۰۸ با عنوان زیر درج گردیده است. ((قابل‌ذکر است که در مقابله با پاتک‌های دشمن در محور ام القصر و کارخانه نمک جنگنده‌های نیروی هوایی و بالگردهای هوانیروز نقش مؤثری ایفا کردند، به صورتی که بمباران عقبه‌های دشمن در محور جاده دوم و سوم، و شکار تانک‌های آنان، تلفات سنگینی را به دشمن وارد ساخت. تیم‌های آتش هوانیروز در یک تلاش چشمگیر در بالای سر دشمن حاضر می‌شدند و با شروع هر حمله از جانب دشمن آن‌ها نیز با شجاعتی تحسین‌برانگیز به اجرای مأموریت می‌پرداختند)). سرهنگ خلبان محمد رجبی که در عملیات والفجر۸ حضورداشته مشاهدات مستقیم خود را در رویارویی خلبانان هوانیروز با دشمن چنین عنوان می‌کند. در آن عملیات، محل استقرار ما در دارخوین قرار داشت و سرپرست تیم ما سرهنگ پرویز اشرفیان آذر بود. با شروع عملیات مأموریت‌های ما هم شروع شد. بالگردهای کبرا در پروازهای جنگی بودند و ما با شینوک و ۲۱۹ حمل نیرو و تخلیه مجروح داشتیم. مسیر ما از بیمارستان الزهرا نزدیک چویبده آبادان به بیمارستان اهواز بود. پروازها را در دشتی انجام می‌دادیم که مثل کف دست صاف بود و هیچ‌گونه تپه‌ماهوری برای پناه بردن از حمله هواپیماهای دشمن نداشتیم. پرواز در یک متری زمین درحالی‌که با خطرات هواپیما، کابل‌های برق فشارقوی و اصابت به زمین همراه باشد بسیار نگران‌کننده است.

یک روز با همراهی خلبان غلامرضا تائیدی­فر در حال پرواز از دارخوین به چوبیده بودم. در مسیر طبق معمول هواپیماهای دشمن در تعقیب ما بودند و موشک بود که رها می‌کردند. با داشتن ۳۹۰۰ لیتر بنزین در باک‌های شینوک، کافی بود که مورد اصابت یکی از آن‌ها قرار گیریم، که اگر با موشک هلاک نمی‌شدیم با آتش بنزین جزغاله می‌شدیم. خوشبختانه زمین رملی (شن) بود و موشک‌ها مثل خودکار به زمین فرومی‌رفتند و منفجر نمی‌شدند. ما هم به‌ظاهر می‌خندیدیم که ترس خود را نشان ندهیم. نزدیک چویبده که رسیدیم یک‌باره مواجه با فریادهای مسئول مخابرات شدیم که پی‌درپی می‌گفت: (شینوک نیا، شینوک برگرد).

نه راه بازگشت داشتیم و نه مانعی که به آن پناه ببریم، تنها امیدمان به سنگرهای کنار بیمارستان بود که بعد از نشستن حداقل خود را نجات دهیم. با هر مشکلی بود فرود آمدیم و به یکی از سنگرها پناه بردیم که متأسفانه آن‌هم بی‌سقف بود. نگاهمان با ترس‌ولرز به آسمان و مانور 8 فروند هواپیمای دشمن‌روی قرارگاه و بیمارستان بود که چرخ می‌زدند پرواز آن‌ها در شعاع نور خورشید بود که پدافند نتواند آن‌ها را هدف قرار دهد. بااین‌وجود دو فروند از آن‌ها سقوط کردند. هواپیمای اول بدون اصابت گلوله انگار که در حال نشستن باشد با کف به زمین اصابت کرد و متلاشی شد، اما هواپیمای دوم را شاهد بودیم که براثر آتش پدافند دود غلیظی از آن بیرون زد و با سر در دویست متری ما سقوط کرد. با فرار بقیه هواپیماها، مجروحین را سوار و پرواز کردیم. در مسیر هواپیمای اول را دیدیم که روی یک تریلر گازوئیل سقوط کرده و دود و آتش ناشی از سوختن هر دو وسیله فضا را سیاه کرده بود. خلبانان هواپیما و سرنشینان تریلر همه جزغاله شده بودند.

ه-تیم‌های نجات هوانیروز

در عملکرد هوانیروز باید به نقش تیم‌های نجات مستقر در بالگردهای نجات (رسکیو) در ایام ۸ سال دفاع مقدس اشاره‌ای داشته باشیم که وجود و حضور آن‌ها در هر پرواز و عملیاتی الزامی بود. حضور بالگرد نجات و امداد گران نقاط عطفی بر دلگرمی اعضای تیم عمل‌کننده، نجات خلبانان و خدمه در سوانح، اقدامات اولیه، مداوای مجروحین و تخلیه شهدا و مجروحین بود. پرونده خدمتی اعضای تیم‌های نجات هوانیروز، سرشار از خاطرات ریزودرشت در پروازهای مأموریتی می‌باشد. بی‌شمار خلبانان و نیروهایی از هوانیروز و نیروی هوایی و زمینی ارتش و سپاه و بسیج در سوانح میدان جنگ با این نفرات مواجه بوده‌اند. این نیروها شاهدان زنده­ای از میدان‌های جنگ هستند که به‌وسیله تیم‌های نجات هوانیروز از میان شعله‌های آتش و آهن‌آلات درهم‌شکسته مجروح و خونین بیرون کشیده شده و نجات‌یافته‌اند. نجات جان مصدومین در زیر آتش بمباران هواپیماها و توپخانه دشمن، خطرات صد درصد انفجار موشک‌های باقیمانده و انفجار سوخت بالگرد سانحه دیده، کشته و اسیر به‌وسیله دشمن، شهادت در اثر سانحه و سقوط بالگرد و خیلی موارد دیگر در پرونده خدمتی این امدادگران به‌کرات دیده می‌شود.

اعضای تیم‌های نجات هوانیروز که در عملیات والفجر۸ شرکت مستقیم داشتند:

 

ردیف

اسم و شهرت

سمت

ستوانیار

هوشنگ فرجی

سرپرست تیم

ستوانیار

عباس شکروی

پزشکیار

استوار

داوود امیدی­نژاد

پزشکیار

استوار

علیرضا امیدی

پزشکیار

استوار

خسرو توکلی

پزشکیار

استوار

رضا چهچه

پزشکیار

استوار

حسن حسن­پور

پزشکیار

 

 

اقدامات این افراد در والفجر ۸ شامل موارد زیر بود:

١- مداوای اولیه سه نفر از خلبانان ستوانیار حسین وکیلی، سرگرد ابوالفضل پناهنده، سروان حمید بردبار در اثر بمباران شیمیایی و انتقال آن‌ها به بیمارستان اهواز.

۲- مداوای اولیه و انتقال تعدادی از نیروهای هوانیروز در اثر موج گرفتگی بمباران به عقب

٣- نجات خلبان حسین وکیلی به علت سانحه بالگرد در منطقه دشمن

4- مداوای اولیه و انتقال دو نفر از نیروهای هوانیروز (خلبان اسماعیل صحتی، استوار محمد طارمی) به علت بمباران در منطقه فاو، که خلبان اسماعیل صحتی یک چشم خود را از دست می‌دهد.

۵- همراهی با تیم‌های عملیاتی، ترابری هوانیروز در کلیه پروازها با مسئولیت تیم نجات.

6- تأمین بهداشت و ضدعفونی مناطق استقرار تیم‌های هوانیروز در مناطق عقاب، المهدی، شهید سلیمان خاطر، چنانه و دارخوین

۷- نجات دو نفر از خلبانان هوانیروز در دریاچه نمک در اثر سانحه بالگرد

۸- تأمین داروهای موردنیاز مأموریت

9-کمک در مداوای اولیه مجروحین در تخلیه از مناطق جنگی (۱۹۰۰ مجروح)

۱۰- مداوا و نجات تعدادی از خلبانان عراقی در اثر سانحه و انتقال آن‌ها به بیمارستان‌های اهواز و ماهشهر

 

منبع: هوانیروز در عملیات بزرگ فاو؛ سلطانی، مرتضی،1382 ، نشر شهید سعید محبی، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده