هوانیروز و حماسه بزرگ خیبر- بخش هفتم
تصرف جزایر مجنون راوی: سرهنگ خلبان رضا پیران­نژاد پس از عملیات بزرگ فتحالمبین، چند عملیات دیگر ازجمله والفجر-4 در شمال غرب کشور، در امتداد مریوان انجام شد و جبهه­های غرب و جنوب، برای مدتی در حدود یک سال در آرامشی نسبی فرورفته بودند. درگیری­ها ادامه داشت؛ اما نه بهصورت حمله­های گسترده و مداوم؛ بلکه در شلیک­های مقطعی توپخانه­های دو طرف و یا شبیه­خوان­های گاهوبیگاه خلاصه میشد. پروازهای هواپیماها و بالگردهای دو طرف هم تااندازهای فروکش کرده بودند.

بعضی مواقع پیشروی و عقب‌نشینی‌های محدودی هم در بعضی نقاط و محورها انجام می‌شد.این سکون و آرامش که آتش زیر خاکستر بود، در عملیات بزرگ خیبر فوران کرد. سرهنگ پیران­نژاد در رابطه با عملیات خیبر عنوان می­کند:

در تاریخ 28/11/1362، اولین پرواز ناوبری شب را در حدود ساعت 23 شب از اصفهان به اهواز، با اتفاق 6 فروند بالگرد شینوک انجام دادیم. از وجود حمله و نحوه عملیات و مکان آن، هیچ‌گونه خبری نداشتیم و کسی تصور نمی‌کرد که حمله‌ای در کار باشد. آن پرواز را هم به‌حساب آمادگی بیشتر برای پروازهای شبانه تصور می‌کردیم. سرپرست تیم در آن پرواز، سرگرد مهدی نکویی بود. بالگردها به دنبال بالگرد فرمانده تیم، با نظم خاصی پرواز می‌کردند. در فاصله 15 دقیقه به اهواز بودیم که فرمانده از طریق رادیوی اف-ام، به خلبان بالگردها اعلام کرد:

((نزدیک فرودگاه اهواز هستیم. کلیه چراغ‌ها را خاموش‌کنید!))

در زمان جنگ به علت وجود ستون پنجم، مسئولین مملکت و فرماندهان حتی­الامکان سعی می‌کردند تا پرواز و ورود بالگردها به مناطق جنگی به‌صورت محرمانه باشد. البته این تجربه را پس از چند بار تحمل خسارت و ضرر و زیان کسب کرده بودند.

با دستور سرپرست تیم، خلیان های بالگردها بدون هیچ سؤالی، دستور را اجرا و چراغ‌ها را خاموش کردند. آسمان و زیمن فرودگاه و شهر اهواز به علت وضعیت قرمز، در تاریک مطلق فرورفته بود. چراغ‌های بالگردها که خاموش شدند،بلافاصله از یکدیگر فاصله گرفتیم. در آن تاریکی ظلمانی، کوچک‌ترین بی‌دقتی، موجب برخورد بالگردها به هم می‌شد و چه‌بسا فاجعه‌ای بزرگ به بار می‌آمد که قابل جبران نبود. خوشبختانه خلبانانی که آن شب با آن 6 فروند شینوک پرواز می‌کردند، همه از خلبانان ورزیده‌ی هوانیروز بودند. بااینکه سیستم‌های ارتباطی فرودگاه خاموش بودند و هیچ‌گونه ارتباط و راهنمایی برای فرود نداشتیم؛ اما با استفاده از مهارت‌های پروازی و روشنایی شعله‌های آتش چاه‌های نفت- که در قسمت جنوب فرودگاه قرار داشتند- هر یک درجایی سالم فرود آمدیم. از بالگردها ک پیاده شدیم، با یک دستگاه اتوبوس به هتل آستوریا(قیام) منتقل شدی و شب را در آن هتل خوابیدیم.

29/11/1362

صبح با سروصدای زیادی از خواب بیدار شدیم. پس از نماز و صرف صبحانه، به سالن هتل رفتیم. تعدادی از خلبانان بالگرد نیروی هوایی و نیروی دریایی را در سالن دیدیم. از مشاهده­­ی آن‌ها، یکه خوردیم و حدس و گمان‌ها از همان لحظه شروع شد. گرم صحبت درباره­ی علت حضور آن‌ها در جمع خلبان­های هوانیروز بودیم که سرهنگ محمدحسین جلالی( فرمانده وقت هوانیروز) وارد سالن شد و مستقیم پشت تریبون رفت و گفت:

((در آینده­ای نزدیک، مأموریت مهمی انجام خواهیم داد که محل آن را من هم نمی­دانم؛ اما ابتدا باید یک فیلم ویدیویی را تماشا کنیم.))

و تأکید کرد: ((این فیلم به‌صورت محرمانه و پنهانی توسط یکی از رزمندگان تهیه‌شده و دیدن آن برای شما، مهم و ضروری است. فیلم در رابطه با موقعیت یک جزیره است. جزیره به‌وسیله تعدادی از نیروهای عراق و چند قبضه توپ ضد هوایی، حفاظت می‌شود. شما باید شبانه به این جزیره،نیرو و مهمات ببرید. اولین پرواز هم با بالگردهای شینوک که دیشب از اصفهان به اهواز آمده­اند، انجام خواهد شد.))

تازه آن موقع بود که فهمیدیم آن پروازهای شبانه که روی باتلاق گاوخونی انجام داده بودیم، برای چه هدفی بوده‌اند. بااین‌همه بازهم کسی از محل انجام مأموریت کوچک‌ترین خبری نداشت.

3/12/1362

بعدازظهر سوم اسفندماه ۱۳۶۲، دوباره به سالن هتل آستوریا(قیام) احضار و توجیه شدیم. البته این توجیه، خیلی کامل‌تر از توجیه چند روز قبل بود. یکی از خلبانان نیروی دریایی ارتش که در قرارگاه خاتم‌الانبیاء (ص) بود، حین نمایش فیلم مسیر پرواز بالگردها را که بر روی یک کانال آب در میان نیزارهای هور بود برای ما تشریح کرد و گفت:

((مسیر پرواز شما توسط چند عدد چراغ‌دستی باطری دار مشخص‌شده است. در کنار هر چراغ یک قایق خودی پارک شده که داخل هر قایق یک نفر برای هدایت شما جهت رفت و بازگشت به جزیره وجود دارد. به‌محض شنیده شدن صدای بالگرد چراغ‌ها روشن و مسیر برای دیدن و فرود شما به‌طور کامل مشخص است. سقف ارتفاع پرواز بالگرد در جزیره، نباید بیشتر از ۱۵۰ پا باشد، در غیر این صورت، طعمه­ی موشک‌های پدافند بصره خواهید شد. تا می‌توانید باید در ارتفاع پایین پرواز کنید. در وسط جزیره یک جاده خاکی به طول تقریبی دو کیلومتر وجود دارد که این جاده به‌وسیله پدافند دشمن محافظت می‌شود. نیروها و نگهبان‌های جزیره به‌وسیله بالگردهایشان تغذیه و تعویض می‌شوند که این بزرگ‌ترین شانس برای شماست که خود را به‌جای بالگردهای دشمن جا بزنید و با نیروهایتان در داخل جزیره فرود بیاید. پرچم روی بالگردهای شما در زمان پرواز به جزیره با گل پوشانده می‌شود تا نیروهای دشمن نتوانند بالگردها را شناسایی کنند و مشکل‌ساز شوند.))

پس از خاتمه سخنان خلبان نیروی دریایی ارتش به‌سوی منطقه جفیر که محل استقرار بالگردهای هوانیروز بود حرکت کردیم و پس از چند دقیقه، در قسمت شمال غربی جفیر روی جاده آسفالت فرود آمدیم. در منطقه جفیر نیروهای بسیاری از ارتش و سپاه و بسیج، با مقدار زیادی مهمات برای حمله و گرفتن جزایر مجنون آماده‌شده بودند. ساعت ۸ صبح شش فروند بالگرد شینوک هم به بالگردهای منطقه جفیر پیوستند. اولین قافله پرواز به جزیره همان شش فروند بودند. ساعت ۸ شب بود که دستور سوارشدن نیروهای پیاده صادر شد. داخل هر بالگرد غیر از سرنشینان اصلی ۶۰ نفر نیروی رزمنده با تجهیزات کامل نشسته بودند. زمان موعود که رسید بالگردها استارت زدند و با رمز " یا رسول‌الله(ص)" به‌سوی جزایر مجنون پرواز کردند. عملیات جفیر در طول هشت سال دفاع مقدس تنها حمله­ای بود که آغاز آن با پرواز بالگردهای شینوک هوانیروز انجام گرفت.

سرپرست تیم پروازی، خلبان عبدالحسین پور و کمک‌خلبان او، سرگرد داریوش امین طاهری بود. من و خلبانی دیگر، خلبان بالگرد سوم بودیم. بالگردها باابهت خاصی به دنبال هم پرواز می‌کردند. نگاه خلبانان در تاریکی شب با دقت به نور تنها چراغ دم بالگرد جلو دوخته‌شده بود. دل توی دل هیچ‌کدام از ما نبود. هم خوشحال بودیم و هم نگران. خوشحال از این‌که پس از یک سال رکود در جبهه‌ها، اولین پیش‌قراولان حمله بزرگی هستیم و نگران از اینکه یک موقع هدف قرار بگیریم و به نیروهای داخل بالگرد آسیب وارد شود.

بالاخره پس از چهارده دقیقه پرواز دلهره‌آمیز به جزایر مجنون رسیدیم. جزیره غرق تاریکی بود، اما خدا به کمک ما آمد. لحظه‌ای که به آسمان جزیره مجنون رسیدیم یک گلوله منور در ارتفاع بالا منفجر شد. برای ثانیه‌هایی همه‌جا را مثل روز روشن کرد .روشنایی همان نور کمک کرد که در یک‌لحظه به‌خوبی بتوانیم جاده خاکی را که باید روی آن فرود می‌آمدیم ببینیم. همه بالگردها سالم روی آن جاده فرود آمدند. نیروها ۱۰ ثانیه فرصت داشتند تا از بالگردها پیاده شوند. این آموزش را در جمع به ما خلبانان و نیروهای پیاده داده بودند. آخرین نفر که از بالگرد خارج شد، از روی جاده بلند شدیم و در همان زمان بود که دشمن تازه متوجه شد بالگردهایی که نیرو پیاده کردند ایرانی بودند. دستپاچه و بی‌هدف شروع به تیراندازی کردند اما بالگردها از مسیر تیراندازی آن‌ها دور شده بودند و مرغ از قفس پریده بود. پس از ۱۴ دقیقه در میان شور و شادی نیروها در جفیر فرود آمدیم.

۳۶۰ نفری که ما در جزیره پیاده کرده بودیم در مدت دو ساعت موفق شدند نیروهای دشمن را خلع سلاح کنند و تمام جزیره را به تصرف خود درآوردند. حمله خیبر، آن­چنان غافلگیرکننده بود که سران و فرماندهان دولت و ارتش عراق تا بیش از دو روز خبر نداشتند که جزیره مجنون به دست نیروهای ایران تصرف‌شده است. رئیس‌جمهور آن موقع که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و رهبر انقلاب امروز هستند، در نماز سیاسی عبادی جمعه به تصرف جزایر مجنون به دست رزمندگان ایران اشاره کردند.  بازتاب پیروزی نیروهای مسلح ارتش جمهوری اسلامی ایران در حمله خیبر و تصرف جزایر مجنون موفقیت بزرگی برای ایران و سرشکستگی بزرگ‌تری برای عراق در سطح دنیا داشت. پس‌ازآن پرواز موفقیت‌آمیز، رزمندگان با قایق‌های تندرو بر روی آب و بالگردهای هوانیروز به‌خصوص شینوک و ۲۱۴، از هوا فعالیتشان چند برابر شد. بالگردهای شینوک به‌صورت دو فروندی، یکسره از صبح تا شب و از شب تا صبح نیرو و مهمات به جزیره می‌بردند و پیاده می‌کردند. آن روز یک فروند از بالگردهای شینوک که خلبانان آن داریوش امیرطاهری و غلام خدادادگان بودند؛ هدف اصابت گلوله نیروهای دشمن قرار گرفتند. آن تیراندازی منجر به ازکارافتادن یکی از سیستم‌های فرامین بالگرد شد، اما خلبان آن بالگرد توانست آن را بامهارت به خاک میهن پرواز دهد و از سقوط آن در جزیره جلوگیری کند ولی هنگام فرود آمدن به علت همان نقص به‌شدت با زمین برخورد کرد و متأسفانه ۳۵ نفر از سرنشینان آن‌که از نیروهای بسیج بودند، به شهادت رسیدند، خلبانان آن بالگرد هم در اثر آن سانحه مجروح شدند که به‌وسیله‌ی یکی از بالگردها از منطقه خارج و به بیمارستانی در اهواز منتقل شدند. علت آن سانحه را باید در فعالیت بیش‌ازحد خلبانان آن بالگرد در پرواز و رساندن نیرو و مهمات به جزیره جستجو کرد. آن دو خلبان بیش از ۲۴ ساعت بود که نخوابیده بودند و کمترین استراحتی نداشتند. آن‌ها مسیر پرواز را در روز با استفاده از دید چشم و عوارض زمین انجام می‌دادند و به سیستم‌های جهت‌نما و زمان توجهی نمی‌کردند. این عدم توجه و خستگی مفرط باعث به وجود آمدن آن سانحه گردید. همان‌طور که در سطور قبل اشاره شد، حمله آن‌چنان برق‌آسا انجام شد که دشمن تا سه روز در بهت فرورفته و تردید داشت که جزیره مجنون به دست نیروهای ایران تصرف‌شده باشد تا اینکه از طریق نماز جمعه ایران و امامت آن‌که صحت آن را اعلام کرد از تردید بیرون آمد و متوجه از دست دادن جزایر خود شد. رئیس‌جمهور وقت در نماز جمعه تهران اعلام کردند: ((رزمندگان توانمند ایران جزایر استراتژیک عراق را گرفته­اند و به تصرف خود درآورده‌اند.))

 

منبع: هوانیروز و حماسه بزرگ خیبر؛ سلطانی، مرتضی،1398 ، سوره سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده