هوانیروز و عملیات بزرگ فاو – بخش پنجم
افسران رابط یکی از مشکل­ترین وظایف را در مأموریتهای جنگی هوانیروز، افسران رابط به عهده داشتند. این افراد که با همراهی یک یا دو درجهدار مخابرات و خودرو و دستگاههای گیرنده، فرستنده و استراق سمع به مأموریت اعزام میشدند، میبایست در نزدیکترین نقطه به دشمن مستقر و تحت سختترین شرایط جنگی انجاموظیفه میکردند.

مهارت، آگاهی و داشتن تخصص از اولین فاکتورهای یک افسر رابط است که می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در شکست یا پیروزی یک عملیات داشته باشد. وظایف افسران رابط به شرح زیر می‌باشد:

  • آشنایی کامل با منطقه و نقاط استقرار دشمن
  • جمع‌آوری اطلاعات از دشمن و انتقال به یگان‌های خودی
  • زیر نظر داشتن نقل و انتقالات نیروهای دشمن و انتقال به یگان‌های خودی
  • گرفتن پیام‌های احتیاجات نیروهای درگیر از قرارگاه‌ها و انتقال به یگان‌های تأمین‌کننده
  • ارتباط با منبع و تیم‌های اعزام شوند و هدایت آن‌ها به نقاط موردنظر
  • آگاهی دادن به تیم‌های عملیاتی در رابطه با وضعیت منطقه، هواپیماهای دشمن، پایگاه‌های موشکی و موانع طبیعی و مصنوعی
  • انعکاس و گزارش دستاوردها و ضایعات نیروهای دشمن و خودی در هر عملیات

امیرسرتیپ2 خلبان سید رضا پور غلامی معاونت عملیات اطلاعات هوانیروز در این رابطه عنوان می‌کند:

در اوایل جنگ نیروهای زمینی اطلاعات کاملی از مقدورات، کارایی و  نوع تاکتیک و مأموریت هوانیروز نداشتند و تیم‌های مأموریتی ما اکثراً براثر اطلاعات ناقص آن‌ها، و یا نیروهای سپاه دچار مشکل می‌شدند. به‌کرات اتفاق می‌افتاد که در اثر اطلاعات و راهنمایی ناقص، بالگردها و نیروهای هوانیروز دچار سانحه شدند و شهید شدند. بر همین مبنا بود که هوانیروز تصمیم گرفت خود نسبت به اعزام رابط به مناطق جنگی اقدام کند که این مأموریت به افسران کارآزموده محول می‌شد.

افسران رابط در مرحله اول  حتماً باید از دانش نظامی بالا که آشنایی با فنون شناسایی کالک، نقشه‌خوانی، جسارت و شهامت، تجزیه‌وتحلیل موقعیت نیروهای خودی و دشمن، طرح‌های عملیاتی و تصمیم‌گیری به‌موقع برخوردار باشند. وظایف افسران رابط با مرگ و زندگی و شکست و پیروزی همراه بود که اگر صحیح اجرا می‌کردند نتیجه درخشان می‌شد. در عملیات‌های 8 سال دفاع مقدس و بخصوص والفجر8، تلفاتی که هوانیروز به دشمن وارد می‌کرد گذشته از اینکه توان او را پایین می‌آورد، باعث می‌شد که توان نیروهای ایران افزایش یابد. شور و شوقی که از مشاهده‌ی بالگردهای هوانیروز در وجود نیروهای زمینی بخصوص سپاه و بسیج در جبهه به وجود می‌آمد غیرقابل‌توصیف است. در عملیات والفجر8، مأموریتی را به هواناوهای که مجهز به موشک ماوریک بودند واگذارشده بود که ناوهای عراق را هدف قرار دهند.

آن‌ها از هوانیروز به‌عنوان پشتیبانی و نجات کمک خواستند که در این رابطه یک بالگرد کبری و یک بالگرد 214 اعزام شدند. نیروهای ایران بندر فاو را تصرف کرده بودند و قصد پیشروی به‌سوی بندر ام­القصر را داشتند که شناورهای عراقی برای آن‌ها مزاحمت ایجاد می‌کردند. انجام عملیات در غروب آفتاب و منطقه موردنظر نیز بسیار نامناسب بود. به خاطر اینکه نور آفتاب اذیتمان نکند مجبور شدیم از طریق جزیره بوبیان کویت خود را به هدف نزدیک کنیم . پرواز ما روی آب بود و بالگرد هواناو جلوتر از ما پرواز می‌کرد. در حین پرواز به‌یک‌باره متوجه شدم پرنده‌ای بالای سر ایشان در حال پرواز است. سریع با او تماس گرفتم و گفتم ( فکر می‌کنم بالای سرت هواپیما باشد). ایشان به هشدار من توجه نکرد و گفت ( خیر، هواپیما نیست پرنده است). و هم‌زمان تیراندازی به‌سوی او شروع شد. نزدیک‌تر که شدیم یک فروند هواپیمای (7-سی-پی) دشمن را دیدیم که پی‌درپی به‌سوی او تیراندازی می‌کند. با ورود ما به صحنه ، هواپیما اقدام به فرار کرد. خوشبختانه بالگرد هواناو باوجوداینکه از چندین قسمت هدف قرارگرفته بود سقوط نکرد و توانستیم با پشتیبانی او را به منطقه المهدی که محل استقرار هوانیروز بود برسانیم.

بالاترین حجم پروازهای هوانیروز در آن عملیات در دریاچه نمک و مناطق اطراف آن بود. نیروهای هوانیروز از یک‌سو با دشمن می‌جنگیدند و از سوی دیگر تدارک رسانی و تخلیه مجروح انجام می‌دادند. خوشبختانه به علت باتلاقی بودن منطقه اکثر ترکش بمباران‌های دشمن جذب زمین می‌شد، هرچند که بالگردهای ما هم بی‌نصیب نماندند اما آسیب‌دیدگی جزئی بود و در همان منطقه توسط تیم‌های تعمیراتی هوانیروز به‌سرعت برطرف می‌گردید.

 

منبع: هوانیروز در عملیات بزرگ فاو؛ سلطانی، مرتضی،1382 ، نشر شهید سعید محبی، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده