نبردهای هوایی ایران (100)
ب ـ مداخله مستقیم آمریکا و پیامدهای آن در پذیرش قطعنامه598 در ‏سال هفتم جنگ، همان گونه که در مباحث پیشین اشاره شد، حملات هوایی و موشکی عراق به مراکز اقتصادی ایران و حمله به نفتکش‏ها در خلیج فارس و کاهش صدور نفت ایران، همراه با پایین آمدن قیمت آن تا زیر 10 دلار تشدید شد و جمهوری اسلامی ایران هم به تلافی، با شلیک موشک به سمت بغداد اغلب پاسخ حملات عراق را می‏داد. این امر باعث کاهش حملات موشکی عراق شد، ولی هر از چند گاهی ادامه پیدا می‏کرد که مهمترین آنها حمله هوایی به مجتمع پتروشیمی شیراز در تاریخ 6/8/1366 و حمله هوایی به نیروگاه اتمی و رادار بوشهر در 27/8/1366 بود، تداوم این حملات هوایی به نیروگاه سد «دز» و سد «شهید عباسپور» و پست سی کیلو واتی «آران» در نهاوند (مورخ 8/9/1366) بود که موجب افزایش خاموشی‏ها در کشور شد.

علاوه بر این، تهاجم به نفتکش‏ها هم در خلیج فارس بیشتر از گذشته شد و هواپیماهای میراژ عراقی حمله به نفتکش‏ها و پایانه‏های نفتی ایران از فروردین سال 1367، با توجه به حضور وسیع ناوگان دریایی آمریکا که آسمان امنی را برای آنها فراهم می‌کرد، با شدت بیشتر استمرار یافت، به طوری که میانگین حملات هوایی این کشور به کشتی‏ها در ماه‏های آخر جنگ به طور متوسط در هر شش روز به یک کشتی رسید. به هر ترتیب در آستانه سال هشتم جنگ، نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا رسماً در خلیج فارس با جمهوری اسلامی ایران وارد جنگ شد. به این صورت که در تاریخ 30/6/1366، دو فروند بالگرد آمریکایی از عرشه «فریگیت» کلاس «چارت» به پرواز درآمدند و کشتی لجستیکی هشتصد تنی «ایران اجر» وابسته به نداجا را در فاصله صد کیلومتری شمال‏شرق بحرین، مورد حمله قرار دادند که پنج نفر از ملوانان آن به شهادت رسیدند و دو نفر هم مفقودالاثر شدند. آمریکا در نهایت این کشتی را همراه با 26 نفر از کارکنان و خدمه آن توقیف کرد[1] و پنج روز بعد به عنوان هشدار به ایران، آن را در تاریخ 3/7/1366 در آبهای خلیج فارس منفجر و غرق کرد. در همین روز قایق‏های تندرو، به تلافی آن، نفت‏کش انگلیسی «جنتل» در خلیج فارس را به رگبار بستند. در مورخ 16/7/1366، دو فروند بالگرد آپاچی آمریکا به سه فروند قایق تندرو دریایی سپاه پاسداران در اطراف جزیره فارسی حمله کردند که یک فروند بالگرد آمریکایی هدف یک فروند موشک استینگر[2] دوش‏پرتاب برادران سپاه قرار گرفت و سرنگون شد. به دنبال این رویداد، مجدداً پنج فروند بالگرد آمریکایی به قایق‏های سپاه حمله کردند و تعدادی را شهید کردند. جمهوری اسلامی ایران هم در واکنش، دو فروند نفت‏کش و کشتی تحت حمایت این کشور را با موشک کرم ابریشم هدف قرار داد[3]. این رو در رویی ایران و آمریکا ادامه داشت اما دو طرف از 16 آبان 1366 تا فروردین 1367 خویشتن‏داری نشان دادند و برخورد دیگری پیش نیامد. مجدداً در 29 و 30 فروردین 1367، ایالات متحده آمریکا، آشکارا با ایران در خلیج فارس وارد جنگ شد و ناوهای نداجا و به سکوهای نفتی غیرنظامی ایران ازجمله: نوروز، ابوذر و… در خلیج فارس حمله کرد. به این ترتیب با ورود آمریکا در جنگ، نیروی هوایی عراق حمله به کشتی‏ها را با اطمینان خاطر بیشتری ادامه می‏داد و جنگنده‏های عراقی به تاسیسات نفتی جزایر سیری و لارک یورش بردند و فروش نفت را برای ایران با مشکل جدی و بحران روبرو ساختند. ضمن این‏که اغلب حملات هوایی و موشکی به تهران ادامه داشت، به طوری‏که تنها در تاریخ 11/12/1366، شمار 12 فروند موشک به تهران پرتاب شد و شهر مقدس قم هم مورد هدف حملات موشکی قرار گرفت. با تکرار حملات موشکی عراق به تهران، عملاً حمله به پایتخت‏های دو کشور بار دیگر آغاز شد و ایران روزانه سه فروند موشک به سمت بغداد شلیک می‌کرد و جنگ شهرها به اوج خود رسید. در چنین وضعیت پیچیده نظامی و تنگناهای اساسی اقتصادی، یورش سنگین نیروی زمینی عراق برای بازپس‏گیری سرزمین‏های خود با پشتیبانی سنگین هوایی در جبهه‏ها افزایش یافت و با توجه به دریافت اطلاعات دقیق نظامی از آمریکا، عراق با بمباران‏های شیمیایی توانست شبه جزیره فاو را از تصرف نیروهای ایرانی خارج نماید و… . در ادامه به هنگامی که جنگنده‏های «اف14» برای مقابله با تهاجمات عراق در غرب خلیج فارس در پایگاه نهم شکاری بندرعباس گسترش یافته بودند؛ ناو آمریکایی «وینسنس» به بهانه سرنگونی هواپیمای «اف14» نهاجا، هواپیمای مسافربری ایرباس شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران را در آب‏های خلیج فارس در 12 تیر 1367 با 290 مسافر با شلیک موشکی سرنگون کرد و به نوعی دولت آمریکا اخطار جنگ به ایران داد و با تحت فشار قرار گرفتن ایران از نظر کمبود بودجه، که درآمد نفتی آن از 15 میلیارد دلار به کمتر از شش میلیارد دلار کاهش یافته بود و همچنین کاهش پروازهای رزمی هواپیماهای نهاجا، به نوعی دشمن توانست «برتری هوایی» را در جبهه‏ها بدست آورد، اگرچه روند کسب برتری هوایی عراق از سال سوم جنگ آغاز شده بود. چنین روندی عملاً این امکان را میسر ساخت که از بهار سال آخر جنگ، ارتش عراق پیروز میدان نبرد در زمین، هوا و حتی دریا با استفاده از قدرت هوایی خود باشد! بدین ترتیب، پشتیبانی فراوان از صدام و سکوت دول غربی در برابر جنایات رژیم عراق در جنگ علیه نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران چنان گسترده و عمیق بود که وی پس از جنگ در یک اقدام گستاخانه با دستگیری، محاکمه و اعدام یک روزنامه ‏نگار غربی به نام «فرزال بَزُفت» گزارشگر مجله «آبزِروِر» که از برنامه‏های غیرمجاز وی انتقاد کرده بود، موجبات مخالفت تمام جهان از جمله اعتراض مارگارت تاچر و ریگان را فراهم ساخت. او با یک تغییر عمده در سیاست خارجی خود بر نارضایتی دول غربی افزود و برای تأمین هزینه‏ها و بدهی‏های خود در جنگ با ایران، دو سال بعد (اوت 1990، تابستان 1369)، به کویت حمله کرد.

صدام، به هنگام حمله به ایران (سپتامبر 1980) هرگز تصور نمی‏کرد که زیان این جنگ به مراتب بیشتر از سود آن باشد، اما دو سال بعد آن را به نیکی دریافت و با حمایت‏ و وابستگی به کشورهای جنوبی خلیج فارس مشکلاتش بیشتر شد و بعد از جنگ انتظار داشت که این کشورها تا ابد قدرشناس او باشند![4] که چنین نشد! «فاعتبروا یا اولی‌الابصار»

 

منبع: نبردهای هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران


[1]– رونالد ریگان رئیس جمهور وقت امریکا بلافاصله بعد از این اقدام طی سخنانی در مجمع عمومی سازمان ملل در همان روز ادعا کرد که کشتی ایران اجر در حال مین‏ریزی بوده است.

[2]–  این موشک دوش پرتاب سبک ساخت امریکا بود که از طرف این کشور در اختیار مجاهدین افغان قرار گرفته بود. تا علیه ارتش روس در جریان اشغال افغانستان استفاده کنند. سپاه پاسداران شش قبضه از این موشکها را در 16 فروردین 1366 از مجاهدین افغان خریداری کرد و آنها را به کار گرفت.

[3]– نفت‏کش امریکایی «سانگاری» در تاریخ 23/7/1366 و نفتکش «سی‏اویل‏سیتی» متعلق به کویت که پرچم امریکا روی ان نصب بود در تاریخ 24/7/1366 مورد حمله قرار گرفتند و سه روز بعد به تلافی آنها، امریکا تأسیسات نفتی دو سکوی نفتی «رشادت و رسالت» ایران در خلیج فارس را منهدم کرد.

[4] – کبکان، جان­(2004)­«جنگ عراق» ترجمه نجله خندق، تهران: انتشارات دانشگاه امام حسین، چاپ اول-1386،ص­101

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده