نبردهای هوایی ایران (99)
الف ـ عملیات مرصاد بعد از پذیرش قطعنامه598 توسط ایران که خطوط دفاعی نیروهای خودی در هم ریخته بود، ارتش عراق در جبهه غربی به کشورمان حمله کرد و توانست تا شرق سومار، گیلانغرب و سرپل‏ذهاب به تعاقب نیروهای ما بپردازد. لکن با طرح یک پوشش تبلیغاتی در 1/5/1367 اعلام کرد که ظرف 48 ساعت به مرزهای خود عقب‏نشینی خواهد کرد.

ارتش بعث عراق در نظر داشت در جبهه جنوب به خرمشهرحمله و آنجا را اشغال کند. لذا کلیه نیروهای ایران در جبهه جنوب مستقر شدند و فقط یک گردان از لشکر57 حضرت ابوالفضل (ع) به عنوان احتیاط در قسمت شمال شرقی گردنه پاتاق باقی ماندند. در این وضعیت نیروی زمینی، به لشکر 6 ویژه سپاه دستور داده شد که دو گردان به سمت پاتاق حرکت دهد تا بتواند جلوی دشمن را در کرند سد نماید که این عمل نیز به علت سرعت زیاد منافقین مقدور نشد. منافقین توانستند ساعت 19 به کرند و ساعت 2:30 به اسلام آباد برسند. اقدامات انجام شده، لحظه به لحظه توسط دو قرارگاه نجف اشرف از سمت باختران و نجف اشرف ازسمت سه راهی اسلام آباد با سازمان رزمی انجام گرفت که فرایند شکل‏گیری و انجام  عملیات مرصاد به شرح زیر به اختصار بیان می‏شود:

در پی پذیرش قطعنامه598، ارتش عراق پس از یک جلسه با حضور صدام با سران منافقین، در ساعت14:30 روز سوم مرداد 1367، نیروهای منافقین را طی عملیات «فروغ جاویدان» تحت پوشش هواپیماها و آتش سنگین توپخانه خود سراسیمه راهی مرزهای غربی کشور کرد. آنان با استعداد پنج هزار نفر و تجهیزات جنگی از محور سر پل‏ذهاب از داخل عراق به خاک ایران حمله کردند و با عبور از گردنه پاتاق دو ساعت بعد اسلام‏آباد را به تصرف در آوردند و در ارتفاعات این شهر مستقر شدند. در روز چهارم مردادماه، منافقین در حال عبور از تنگه چهار زبر به سمت کرمانشاه بودند که زیر بمباران هواپیماهای نیروی هوایی و آتش بالگردهای هوا نیروز و کمین نیروهای لشکر71 روح‏الله سپاه پاسداران قرار گرفتند. این عملیات که مرصاد نام گرفت، با هدایت و کنترل سرهنگ (سپهبد شهید) صیادشیرازی با اینکه مسئولیتی در ارتش نداشت، آغاز شد و در نهایت در پنجم مرداد 1367، قوای منافقین امکان عبور از تنگه چهار زبر را پیدا نکردند و اکثراً کشته، زخمی یا متواری شدند. درپی پیشروی منافقین و عبور آنها از کرند به سمت اسلام‏آباد، به دستور جانشین فرماندهی کل قوا آقای رفسنجانی، قرارگاه نجف اشرف در سمت باختران، قرارگاه مقدم نزاجا در جاده اسلام‏آباد-پل‏دختر و قرارگاه رعد در پایگاه هوایی همدان برقرار شدند و برای مقابله با منافقین، نیروهایی در چند مرحله به آنها واگذار شد.

برابر هماهنگی، حملات هوایی علیه مهاجمین از سپیده‏دم روز چهارم مرداد می‏بایست صورت پذیرد، ولی چون امکان تشخیص دقیق نیروهای خودی و منافقین برای خلبانان نیروی هوایی میسر نبود، قرارگاه رعد به پایگاه یکم تهران دستور پرواز هواپیماهای شناسایی فانتوم را صادر کرد و هواپیماهای مورد نظر، منطقه عملیات را شناسایی و نتیجه عکس‏های هوایی را بلافاصله به قرارگاه رعد ارسال داشتند. قرارگاه رعد، دستور بمباران منطقه عملیات را به هواپیماهای شکاری بمب‏افکن پایگاه‏های همدان، دزفول و تهران و همچنین بالگردهای کبری هوانیروز کرمانشاه صادر کرد و این عملیات توسط خلبانان به صورت گسترده‏ای انجام ‏شد. اما از آنجایی که ارتش عراق قول همکاری و پشتیبانی هوایی را به منافقین داده بود، حدود ساعت 09:30 روز چهارم مردادماه، هواپیماهای ارتش بعث عراق، پایگاه هوایی نوژه همدان و هوانیروز کرمانشاه را در سطح گسترده‏ای بمباران خوشه‏ای از نوع تأخیری کردند همچنین در دو نوبت رادار سوباشی همدان را که دید منطقه عملیات را به عهده داشت، با موشک‏های ضد رادار مورد هدف قرار دادند. در حمله به رادار سوباشی، 19 نفر از بهترین نفرات کنترل شکاری پدافند هوایی به فرماندهی «سرگرد شهید دستنبو»، حین انجام وظیفه به شهادت رسیدند.

این حملات ناجوانمردانه ارتش عراق باعث تأخیر در بمباران و انهدام منافقین شد، اما چند ساعتی بیشتر طول نکشید که نیروی هوایی و هوانیروز با مشقت فراوان آسیب‏دیدگی‏ها را مرتفع و اعلام آمادگی کردند و عملیات هوایی خود را شروع نمودند. همین عملیات نیروی هوایی باعث شد که منافقین تعداد زیادی از تجهیزات و نفرات خود را از دست بدهند و چون سازمان تیپ‏ها و گردان‏های منافقین به هم ریخته بود، لاجرم تصمیم به فرار گرفتند. از طرف دیگر، نیروهای سطحی خودی که از پشتیبای هوایی خوبی برخوردار شده بودند، با روحیه بهتری به انهدام و تعقیب منافقین پرداخته و در صورت نیاز طبق هماهنگی قرارگاه نجف اشرف با قرارگاه رعد، هواپیماهای نیروی هوایی و بالگردهای هوانیروز کرمانشاه عملیات پشتیبانی را انجام می‏دادند.

در برخورد اول، با توجه به این‏که ستون خودروهای منافقین با پرچم ایران در حال حرکت بودند، خلبانان عمل کننده ابتدا تصور می‏کردند که آنان نیروهای خودی درحال عقب‏نشینی می‏باشند. لیکن هدایت عالی سپهبد شهید صیادشیرازی که از طریق حضور در یک فروند بالگرد هوانیروز در صحنه نبرد صورت می‏پذیرفت، خیلی زود موجب رفع ابهام شد و با رسیدن نیروهای بسیج مردمی، ارتش به اصطلاح آزادیبخش منافقین قلع و قمع شدند. اگرچه یک فروند بالگرد کبری سقوط کرد و خلبانان آن سروان سیدداود فرهادی و محمد میلان به صورت معجزه‏آسایی نجات پیدا کردند و یک فروند جنگنده «اف4» نهاجا نیز به خلبانی جانشین فرماندهی وقت نهاجا، امیر سرتیپ اصغر سفیدموی‏آذر/سروان محمود اقبال‏خواه در آستانه عملیات نصر در یک مأموریت مسلحانه شناسایی بر فراز نیروهای منافقین در مورخ 2/5/1367 مورد هدف سامانه‏های پدافندی دشمن واقع شد و خلبانان آن موفق به ترک هواپیمای آسیب دیده شدند و سالم فرود آمدند.

به منظور پوشش هوایی منطقه نبرد و مقابله با جنگنده‏های عراق، هواپیمای «اف14» مسلح به دو تیر موشک «هاگ» از اصفهان جهت گشت رزمی مسلحانه با سوختگیری از هواپیماهای سوخت‏رسان «بوئینگ707» به پا خاستند و برای اولین بار، یک نبرد هوایی بین جنگنده «اف14» خودی به خلبانی سرگرد اسداله عادلی/سروان امیر کازرونی (شادروان) با دو فروند جنگنده بسیار پیشرفته و جدید «میگ29» دشمن تحت هدایت رادار سوباشی همدان رخ می‏دهد و خلبانان خودی اقدام به شلیک یک تیر موشک هاگ می‌کنند و متقابلاً یکی از هواپیماهای «میگ29» یک تیر موشک هوا به هوا به سو ی «اف14» پرتاب می‏نماید. درنتیجه، هواپیمای خودی آسیب جزئی دید ولی یکی هواپیمای متخاصم «میگ29» در خاک عراق سقوط کرد. در این مقطع، هواپیماهای غول‏پیکر «ب 747» نهاجا در کنار دیگر هواپیماهای «سی130» همچون دیگر عملیات‏های بزرگ اقدام به انتقال نیروهای داوطلب تا یک هزار و 500 نفر در هر پرواز کردند و در مدت کوتاهی در حدود 12 هزار نفر از رزمندگان بسیجی را به میادین نبرد ترابری نمودند. خلاصه این که جنگ ایران و عراق بعد از ناکامی ارتش بعث در حمله مجدّد به ایران و با شکست منافقین در عملیات مرصاد در جبهه شمال بعد از هشت سال به پایان رسید و در فضای سیاسی، با تلاش دبیر کلّ سازمان ملل، دولت عراق یک ماه پس از پذیرش قطعنامه598 از سوی ایران، در تاریخ 28/5/1367 آتش بس را پذیرفت و بدین ترتیب جنگ بین دو کشور عملاً در 29/5/1367، پایان یافت.

  

منبع: نبردهای هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده