هلی کوپتر شکاری
سرتیپ خلبان محمد عتیقهچى در سال 1356 بهعنوان مأمور به پایگاه سوم شکاری همدان منتقل و ازآنجا در تاریخ 14 شهریور 1356 برای راهاندازی و سازماندهی گردان91 شکاری بندرعباس به پایگاه9شکاری بندرعباس همراه با دیگر دوستان اعزام شد.با شروع جنگ تحمیلی سرتیپ خلبان محمد عتیقهچى بال در بال دیگر هم پروازان به دفاع از ایران پرداخته و از پایگاههای مختلفی چون دزفول، همدان و بوشهر بهصورت مأمور اقدام به پرواز میکند. در ادامه به گوشههایی از رشادتهای سرتیپ خلبان محمد عتیقهچى اشارهشده است:

در تاریخ ششم اردیبهشت سال 1360 یک فروند فانتوم مسلح به‌قصد گشت هوایی و پوشش لازم به نیروهای زمینی، از پایگاه سوم شکاری همدان به پرواز درآمد. خلبان این هواپیما سروان محمد عتیقه‌چی و کابین عقب ستوان حسین صادقی بودند.مدت‌زمان زیادی از پرواز نگذشته بود که عتیقه‌چی متوجه یک هدف ناشناس می‌شود، او بلافاصله با رادار تماس می‌گیرد که ثانیه‌هایی بعد رادار، هواپیما را یک میگ21 عراقی معرفی می‌کند که گویا هدفی را در کشور بمباران کرده و در حال بازگشت می‌باشد.خشم و نفرت تمام وجود خلبانان را فراگرفته بود که چرا باید عراق بدون هیچ دلیلی به ایران حمله کند و چون توان مبارزه با نیروهای نظامی ایران را ندارد، مردم بی‌گناه را هدف قرار دهد؟

عتیقه­­چی تصمیم می‌گیرد به هر طریق ممکن میگ عراقی را سرنگون کند. بلافاصله به کمکش می­گوید که به‌دقت از طریق رادار هواپیمای عراق را زیر نظر داشته باشد و به‌محض این‌که در تیررس موشک قرار گرفت، به او اطلاع دهد. محمد با هماهنگی با رادار دور موتور را افزایش می­دهد و با تغییر سمت به‌طرف میگ عراقی حرکت می­کند.لحظاتی بعد خلبان عراقی از طریق رادار متوجه می­شود که یک هواپیمای ایرانی در تعقیب اوست. خلبان بخت‌برگشته عراقی که در روزهای گذشته خود و دیگر دوستانش طعم آرامش را در آسمان نچشیده بودند، هواپیمای خود را در حالت پس‌سوز قرار می‌دهد و پا به فرار می‌گذارد و ثانیه‌هایی بعد از مرز عبور می‌کند. او به خیال خود موفق شده بود از دست فانتوم ایرانی فرار کند.

عتیقه­چی بدون هیچ هراسی از مرز عبور می­کند و به تعقیب ادامه می­دهد. سرانجام لحظه شلیک فرامی‌رسد در عمق 30 مایلی خاک عراق، خلبان کابین عقب به عتیقه­چی اطلاع می­دهد که هواپیمای عراقی در تیررس قرار دارد و محمد نیز یک تیر موشک راداری به سمت او رها می­کند. لحظاتی بعد موشک با برخورد به میگ عراقی آن را به تلی از آتش تبدیل می­کند. درنگ جایز نبود. امکان رهگیری فانتوم وجود داشت. عتیقه‌چی با گردشی سریع به سمت مرز بازمی‌گردد. دیگر بنزین هواپیما برای گشت و یا درگیری هوایی کفاف نمی­داد. پس او هواپیما را به سمت پایگاه هدایت می‌کند و به زمین می‌نشاند.

میگ 21 دوم و برخورد با کوه

در تاریخ چهارم خرداد سال 1360 یک فروند فانتوم مسلح به خلبانی سروان محمد عتیقه­چی و کمک "جمشید فرقدان" از پایگاه سوم شکاری به پرواز درمی‌آیند. هدف گشت هوایی و جلوگیری از نفوذ هواپیماهای دشمن بود. نیروی هوایی عراق با طرح‌های جدید قصد، سرنگون کردن هواپیماهای ایرانی را داشت. آن‌ها بدین شکل عمل می­کردند که دسته‌های چهار فروندی خود را در ارتفاع بالا از مرز عبور می­دادند که در این حالت رادار مرزی ایران بلافاصله آن‌ها را شناسایی می­کرد و جنگنده‌ها را برای مقابله با آن‌ها به منطقه هدایت می‌کرد؛ در این هنگام یک فروند هواپیمای شکاری را نیز در زیر چهار فروند دیگر در ارتفاع کم از مرز عبور می­داد و وقتی هواپیمای ایرانی برای درگیر با میگ‌ها ارتفاع می­گرفت، آن‌یک فروند او را دور زده و مورد هدف قرار می‌داد.

یک روز قبل از این ماجرا، عراقی‌ها یک فروند هواپیمای فانتوم ایرانی را به خلبانی سروان "نقدی بیگ" مورد هدف قراردادند که قسمت عقب هواپیما از بین رفت ولی نقدی بیگ که یکی از برجسته‌ترین خلبانان نیروی هوایی بود، موفق شد هواپیما را به زمین بنشاند.عتیقه­چی هم با دانستن این موضوع به پرواز درآمد. در حال گشت هوایی محمد متوجه پنج هواپیمای دشمن روی رادار هواپیمایش می­شود. بلافاصله به رادار اطلاع می­دهد که رادار جواب می­دهد ما آن‌ها را نداریم شما مراقب باشید. لحظاتی بعد رادار با هواپیمای فانتوم تماس می­گیرد و اعلام می­کند 4 فروند میگ-21 عراقی به فاصله کم در پشت سر شما قرار دارند.

محمد که می­داند درصورتی‌که گردش کند به سمت آن‌ها توسط هواپیمای پنجم که در ارتفاع پایین پرواز می­کند هدف قرار می­گیرد. بلافاصله قدرت موتور را افزایش می­دهد و به سمت سنندج گردش می­کند. در همین زمان ارتفاع خود را به بیش از 20000 پا می‌رساند. لحظاتی بعد عتیقه‌چی دو فروند هواپیمای دشمن را در پشت سر خود می­بیند. فاصله آن‌ها به‌قدری کم بود که هر آن می­توانستند او را هدف قرار دهند. در این زمان عتیقه­چی تقریباً روی سنندج قرار داشت که تنها راه فرار یک مانور خاص به نام "اسپیلت اس" بود.

عتیقه‌چی بدین شکل مانور را انجام داد که بلافاصله هواپیما را وارونه کرد و درحالی‌که شروع به کم کردن ارتفاع کرد، به‌شدت به سمت دشمن گردش نمود. هواپیمای عتیقه­چی روی سد سنندج با ارتفاع بسیار کم در حال پرواز بود که هر آن احتمال برخورد آن با کوه می­رفت که رادار اطلاع می­دهد که چهار فروند هواپیمای عراقی در حال بازگشت هستند. محمد پیش خود فکر می‌کند چرا چهار فروند؟ او به سمت پایگاه حرکت می‌کند و به‌سلامت به زمین می‌نشیند. بلافاصله توسط فرمانده پایگاه احضار می­شود. وی به عتیقه­چی ایراد می‌گیرد که چرا از داخل تونل ماشین‌رو جاده سنندج عبور کرده است؟ که محمد پاسخ می‌دهد این کار را انجام نداده و شرح ماجرا را برای فرمانده پایگاه بازگو می­کند، که ایشان به محمد اطلاع می­دهد در تعقیب و گریز، خلبان عراقی که مهارت کمی در اجرای مانورها داشته، با انجام مانور خواسته محمد را هدف قرار دهد که موفق به اجرای مانورهایی که محمد کرده است نشده و در ورودی تونل با کوه برخورد کرده و منهدم شده است.

دومین سانحه و هدایت هواپیما روی زمین

چندین روز قبل از شروع رسمی عملیات فتح‌المبین، پروازهای نیروی هوایی برای زدن عقبه عراق شروع‌شده بود. دریکی از این پروازها در دوم فروردین‌ماه سال 1361 یک دسته چهار فروندی به فرماندهی سرگرد خلبان محمد عتیقه­چی و کمک شهید ستوان "سرابی" که یکی از خلبانان بسیار خوب نیروی هوایی بود، از پایگاه شکاری همدان به‌قصد زدن عقبه عراق به پرواز درآمدند. هدف کمی دورتر از نوار مرزی بود. هرکدام از جنگنده­ها مجهز به چهار تیر بمب 750 پوندی بودند. عتیقه­چی که لیدر دسته بود، در بریف قبل از پرواز از کلیه خلبانان خواسته بود سکوت رادیویی را رعایت کنند. عتیقه‌چی تأکید می­کند هنگامی‌که باید بمب رها شود، نگاه به جنگنده او کنند که وقتی کمی بال سمت راست را تکان داد یعنی موقع پرتاب بمب است و کسی زودتر بمب را رها نکند که در غیر این صورت بمب بر روی نیروهای خودی می­خورد.

مدتی از پرواز گذشت و تا لحظاتی دیگر جنگنده­ها به نقطه پرتاب بمب می­رسیدند که ناگهان شهید سرابی به محمد اطلاع می­دهد که یک تیر موشک سام3 به سمت آن‌ها شلیک‌شده است. عتیقه‌چی لحظاتی بعد در سمت چپ جنگنده خود دود نارنجی‌رنگ موشک را می‌بیند. درنگ جایز نبود. بلافاصله به سمت چپ گردش می­کند. در همین هنگام موقع رها کردن بمب­ها بود که جنگنده­ها بمب­های خود را رها می­کنند که همگی آن‌ها در میان جبهه دشمن برخورد می‌کند ولی عتیقه­چی فرصت رها کردن بمب­ها را پیدا نمی­کند.

موشک در فاصله 30 پایی منفجر می‌شود و قطعاتی از آن به جنگنده برخورد می‌کند. سپس موشکی دیگر از سمت راست می‌آید که با انفجار آن قطعاتی دیگر به هواپیما برخورد می‌کند. هواپیما دچار نشت بنزین شده بود که عتیقه‌چی با رها کردن بمب بدون فیوز انفجار، موفق می‌شود هواپیمای بدون بنزین را در کرمانشاه به زمین بنشاند که براثر سرعت زیاد چرخ‌ها کنده می­شوند ولی او موفق می­شود هواپیما را از حرکت باز ایستاند. هواپیما بعد از چندین ماه عملیاتی شد و توسط خود او از کرمانشاه انتقال یافت.

سومین سانحه، فتح‌المبین

سومین سانحه در عملیات فتح‌المبین اتفاق افتاد. عتیقه­چی به همراه یک فانتوم دیگر در تاریخ نهم فروردین‌ماه سال 61 به‌قصد پوشش هوایی به پرواز درمی­آید و پس‌ازآن که یک فروند میگ-23 عراقی را سرنگون می‌کند، بر روی پادگان حمید هدف قرار می­­گیرد و خود و کمکش مجبور به اجکت می­شوند.

 

مجله زندگینامه دفاع مقدس / نهادها و تجهیزات دفاعی ایران /

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده