توپخانه دوربرد – 6
در اوایل جنگ، ارتش عراق تودهای عظیم از تانک و سایر وسایط موتوری زرهپوش را به راه انداخت که توسط نیروی هوایی متجاوز پشتیبانی میشدند. جنگندههای عراق ناگهان بر سر نیروهای مدافع ایرانی و مردم ساکن مناطق مرزی فرود میآمدند و با بمبارانهای هوایی از قوای زمینی پشتیبانی میکردند. بدین ترتیب، در صفوف نیروهای مدافع که استعداد و امکانات کمی داشتند، شکاف ایجاد میکردند و تانکها و زرهپوشهای آنها وارد شکاف ایجاد شده میشدند، سپس پیاده نظام و نیروهای موتوری به پشت و پهلوهای مدافعین میتاختند و پس از محاصره، آنها را به شهادت رسانده و یا اسیر میکردند.

هم‌زمان بمب‌افکن‌های دشمن شهرها، فرودگاه‌های کشور، خطوط ارتباطی و مناطق تجمع نیروها، کارخانه‌ها و دیگر تأسیسات مهم کشور را بمباران می‌کردند که با توجه به عدم آمادگی تمامی نهادها و دستگاه‌های اجرایی کشور، بیمارستان‌ها و… مشکلات عدیده‌ای برای مقابله با آنهمه تلفات و خسارات به وجود آمده بود، که مرتفع نمودن آنها با توجه به تلفات روزافزون در سراسر استان‌های درگیر جنگ کار بسیار دشواری بود.

 ما در جنگ به واسطه اتخاذ سیاست‌های غلط در خصوص نقل و انتقالات نفرات ارتش بعد از انقلاب، بویژه یگان‌های زرهی ارتش، فاقد نیروی زرهی مناسب بودیم. از طرفی، از موجودیمان هم به واسطه مشکلات آن زمان نمی‌توانستیم استفاده نماییم، زیرا تانک‌ها و نفربرهای زرهی ما به علت عدم تعمیر و نگهداری و نداشتن قطعات یدکی زمین‌گیر شده بودند. لذا نیروهای مدافع عمدتاً یگان‌های پیاده بودند که در چنین شرایطی مقابله با دشمن کاملاً متحرک مشکل بود و تلفات نیروی انسانی ما روز به‌روز بیشتر می‌شد، که برای یگان‌های درگیر رزم و فرماندهان مسئله‌ساز و مشکل‌آفرین بود. در چنین وضعیتی، ما در جنگ قادر به تک به عمق دشمن نبودیم.

معمولاً تاکتیک نیروی زرهی بر پایه سرعت متکی است تا قدرت آتش، زیرا با تشدید هر چه بیشتر اختلال و آشفتگی در آرایش دشمن و رخنه به مواضع آن، از نقاط مقاومت دشمن، مناطق مستحکم، مواضع ضدتانک و موانع دوری کرده و فرماندهان یگان‌ها در جستجوی یافتن راه‌هایی هستند که از کمترین مقاومت برخوردار بوده و به عقبه دشمن منتهی گردد و با استفاده از موفقیت، پیشروی در عمق به سرعت صورت گیرد و برای جلوگیری از تهدیدات دشمن نیروی هوایی با ضربات کوبنده دشمن را از کار انداخته تا پیشروی یگان‌های زرهی را تسهیل نماید، سپس نیروهای پیاده مأموریت می‌یابند مقاومت‌های به جامانده دشمن را از بین ببرند و شکاف حاصل از پیشروی سریع نیروهای زرهی را بپوشانند.

در چنین حالتی، همکاری بین نیروی هوایی و زرهی می‌بایست در حد بسیار خوبی باشد و توپخانه‌های خودکششی و یا کششی نقش عمده‌ای را در میدان نبرد ایفا می‌نمایند. با داشتن چنین امکاناتی می‌توان به عمق دشمن دست یافت، نه اینکه یگان‌های پیاده را در مقابل تانک قرار داد زیرا هیچ‌گاه قادر به پیشروی سریع نخواهند بود. اگر هم چنانچه از نیروی پیاده به واسطه محدودیت‌ها استفاده شود، لازم است آن نیروی پیاده، مکانیزه گردد، چون بحث سرعت و دستیابی به عمق دشمن مطرح است، بویژه در زمین‌های باز همانند دشت خوزستان. متأسفانه ما از هسته اصلی تشکیل‌دهنده یگان‌های تک‌ور، یعنی یگان‌های زرهی در عملیات‌ها، آنچنان بهره‌مند نبودیم. از طرفی، ضعف مهم ما در اوایل جنگ و عدم وجود خطوط پدافندی مناسب در طول مرزهای کشور بود، که به واسطه غافلگیری نظام سیاسی کشور رخ داده بود، ضمن اینکه ارتش ایران با توجه به شرایط دوران انقلاب اصلاً برای جنگ آمادگی نداشت و نمی‌توانست با توجه به آمادگی رزمیش از مرزهای کشور که بیش از 1000 کیلومتر با کشور متجاوز بود، پدافند مؤثری نماید. در چنین شرایطی، یگان‌های ارتش ایران مستقر در مرزها دو راه برای پدافند از مرزها را داشتند:

1- دفاع در مرز

 2- عقب‌نشینی و پدافند در مناطق مناسب

عدم وجود هرگونه خطوط پدافندی مناسب در مرزها باعث بروز مشکلات بسیاری گردید و با توجه به عدم آمادگی رزمی یگان‌های ارتش برای دفاع، مع‌الوصف نیروهای ارتش تا آخرین نفس در طول مرزهای کشور با نیروهای متجاوز در شرایطی بسیار نابرابر جنگیدند. اما در عقب‌نشینی‌های اجباری زیر فشار سنگین حملات دشمن مواضع پدافندی مناسبی را اشغال و از آنها پدافند نمودند، که مبنای عملیات‌های بعدی و پیروزی‌های رزمندگان اسلام گردید.

 هرچند پدافند خطی در مقابل تک‌های مکانیزه دشمن کارایی ندارد و مواضع پدافندی خواه متکی بر مواضع مستحکم یا تعجیلی باشد، قابل نگهداری نیست، زیرا همین که توسط نیروهای مکانیزه دشمن شکافته شد، برای پدافند کنندگان امکان تمرکز نیرو برای اجرای پاتک مقدور نیست. با توجه به اصولی که بیان گردید، نیروهای ارتش زیر ضربات سنگین دشمن مواضع پدافندی تعجیلی را سازماندهی نمودند، ولی از همان مواضع که مستحکم هم نبودند به خوبی و با فداکاری تمام در برابر حملات پیاپی دشمن مقاومت نمودند، تا قوای کمکی به یاریشان شتافت. در نهایت، با تمامی کاستی­ها و نارسایی‌ها، ارتش جمهوری اسلامی ایران در نیمه دوم سال 1359 در زمین­گیر کردن و عقب راندن ارتش عراق در بعضی از مناطق و ناکام گذاشتن دشمن در دستیابی به اهداف شومش، با تمامی مشکلاتی که بر ارتش تحمیل شده بود، بسیار سریع با نیروهای آموزش‌دیده، زبده و متخصص، توانمند و باایمان، همچنین سلاح‌های مدرن موجود در ارتش، در جبهه­ها عرصه را بر متجاوزین تنگ کرد و به مرور با ارتقاء آمادگی رزمی یگان‌ها، نبردهایی را انجام دادند که در تاریخ کشور برای همیشه ماندگار خواهند ماند.

 

منبع: توپخانه دوربرد در سال 1360 ؛ اصلاني، علی اکبر،1398 ، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده