نبردهای هوایی ایران (95)
ب ـ وضعیت نیروها و نبردهای ایران و عراق در سال پایانی جنگ دولت عراق از شروع سال هفتم تا پایان جنگ، راهبرد نظامی خود را در جنگ براساس دو گام مهم قرار داد.

1ـ جلوگیری از موفقیت و پیروزی عملیات‏های بزرگ ایران که معمولاً سالی یک بار اجرا می‏شد.

2ـ کسب آمادگی لازم برای خارج شدن از مرحله تدافعی به مرحله تهاجمی در زمان موردنظر و باز پس‏گیری مناطق از دست داده. بالطبع، برای رسیدن به این دو گام نیازمند تقویت تجهیزات و افزایش توان رزمی خود بود، از این رو کیفیت و سازمان رزم ارتش بعث در همه زمینه‏ها افزایش یافت که می‏توان به اختصار به برخی از آنها اشاره کرد.

(1) افزایش استعداد گارد ریاست جمهوری از شش تیپ به 16 تا 17 تیپ؛ (2) کاهش سن افراد ورود به خدمت وظیفه از 19 سال به 17 سال. به این طریق، جذب نیروی انسانی عراق سه برابر شد، به طوری که نیروی زمینی از 36 لشکر در سال 1365، به 52 لشکر در سال 1367، افزایش یافت. (3) تحول در آموزش همه یگان‏ها: با توانمندی‏ها و رویکردهای جدید، تهاجم جنگنده‏های عراقی به شناورهای نفتکش و تلمبه‏خانه‏های نفتی و انهدام زیرساخت‏های صنعتی کشورمان با شدّت بیشتری ادامه یافت و به دلیل آسیب رسانی جدّی به پایانه‏های نفتی خارک و شناورهای عظیم نفتکش، صدور نفت ایران با مشکلات عدیده‏ای مواجه شد.

  با کاهش صدور نفت، مشکلاتی اساسی برای آحاد افراد جامعه که بزرگترین پشتیبان جنگ و نیروهای مسلح بودند، ایجاد شد. در حالی که نیروی هوایی عراق حمله به اهداف در عمق خاک ایران را ادامه می‌داد، به طور مثال در 23 مهر به پایگاه هفتم شیراز حمله کرد و دو فروند هواپیمای «بوئینگ707» سوخت‏رسان را در رمپ پرواز مورد اصابت قرار داد و به دنبال آن تاسیسات برق آبی سد دز (شهید عباسپور) بین مسجد سلیمان و اندیمشک و در روز بعد سکوی نفتی رشادت و سلمان و ایستگاه پمپاژ نفت نزدیک گچساران و بهبهان مورد حمله واقع شدند، حمید شعبان فرمانده نیروی هوایی عراق اعلام کرد: «این حملات در راستای برنامه هماهنگ برای توقف صادرات نفت و کاهش توان رزمی ایران است، تا زمانی که ایران بر سر میز مذاکره با عراق ننشیند، تشدید خواهد شد». به این ترتیب، تغییر وضعیت «برتری هوایی» به سود دشمن از یک سو و دریافت اطلاعات دقیق از وضعیت جبهه‏ها و هواپیماهای گشت رزمی ایران از طریق ارتباطات مستقیم آمریکا به آژانس اطلاعات دفاعی در بغداد که تا قبل از آن از طریق عربستان یا اردن صورت می‏گرفت، این قابلیت را به دشمن داد تا با قدرت بیشتری روی اهداف مورد نظر ظاهر شود. عراق در چنین شرایطی به لحاظ پشتیبانی آشکار آمریکا و دیگر هم‏پیمانانش از این کشور علاوه بر کاربرد تسلیحات شیمیایی با بهره‏گیری از میراژهای «اف1» مدل EQ-5 که قادر به سوخت‏گیری هوایی بود، حمله به اهدافی در عمق خاک ایران؛ مانند پالایشگاه نفت اصفهان، تبریز، تهران، مجتمع پتروشیمی ماهشهر و در نهایت پایانه نفتی «لارک» را در پیش گرفت و موفق شد حتی چندین فروند کشتی نفتکش را حتی در کنار اسکله‏های نفتی مورد اصابت قرار دهد و حتی در آخرین عملیات نیروگاه برق «نکا» در بهشهر را نیز هدف قرار داد؛ اگرچه در اجرای این حمله‏ها، عراق بیش از ده فروند از جنگنده‏های خود را از دست داد.

با افزایش قدرت هوایی عراق، متقابلاً جمهوری اسلامی ایران در سال هفتم جنگ با ساختن مواضع متعدد موشک‏های ضدکشتی کرم ابریشم چینی موسوم به «اِچ.وای–2» از خود ایستادگی نشان داد که موجب واکنش عراق و حمله به شناورها در خلیج فارس شد. لیکن با مورد اصابت قرار گرفتن اشتباهی ناو آمریکایی «یو.اس.اس.استارک» به جای ناو ایرانی، توسط یک فروند هواپیمای میراژ عراقی، شرایط منطقه پیچیده‏تر شد[1] و درنتیجه دفاتر اطلاعاتی ایالات متحده به صورت آشکار حضور دائمی پیدا کردند و روابط تنگ‏تری برای تبادل اطلاعات با نیروی هوایی عراق برقرار ساختند تا مانع از حملات هوایی عراق علیه شناورهای کشورهای دوست آمریکا شود، ضمن این که خلبانان عراقی را هم از موقعیت دقیق جنگنده‏های نهاجا آگاه می‏ساختند و بدین طریق جان تعداد زیادی از خلبانان عراقی را نجات دادند و اعتماد به نفس آنان را به طور چشم‏گیری بالا بردند. با دخالت ناوگان دریایی آمریکا در منطقه، این کشور به نوعی خود را درگیر جنگ با جمهوری اسلامی ایران کرد و هواپیماهای شناسایی "U2-R" و "SR-71" این کشور از مواضع موشک کرم ابریشم ایران مستقر در فاو و قشم و دیگر نقاط ساحلی خلیج فارس عکس‏برداری کردند و در مورد هدف قرار دادن ناوهای کویتی به ایران هشدار داد و برای واکنش سریع در مقابل اقدامات ایران در خلیج فارس نیروهای گروه ضربت خود را در بحرین مستقر نمود تا ایران وادار به پذیرش قطعنامه598 نماید که شرح آن ارائه شد.

با چنین روندی، سال هفتم جنگ نیز با یک وضعیت ابهام‏آمیز به پایان رسید. در این مقطع، توان رزمی نهاجا نسبت به نیروی هوایی عراق کاهش چشمگیری پیدا کرد و در مقابل، عراق با جایگزینی هواپیماهایی همچون انواع «میراژ، میگ25، سوخو24» و حتی «میگ29» و ادامه مستمر آموزش‏های خلبانان شکاری به منظور افزایش مهارت‏های رزمی و بیش از همه توان طرح‏ریزی عملیات‏های هوایی راهبردی، توان رزمی خود را چنان افزایش داده بود به گونه‏ای که در سال هشتم جنگ، بیش از 525 فروند از انواع هواپیماهای جنگی (دو برابر نهاجا) و 700 خلبان شکاری در اختیار داشت.

 

منبع: نبردهای هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران


[1]– احمد سالم، نام مستعار خلبان عراقی بود که برای حفظ هویت وی انتخاب شد وی تجربه پرواز با هواپیماهای هانتر و میگ21 را داشت و در 15 عملیات ضد کشتی شرکت کرده بود در این حمله به گفته وی ناو آمریکایی را با ناو ایرانی اشتباه گرفته و دو موشک به سوی آن شلیک کرده که اولین موشک عمل نکرده و اگزوسه بعدی با اصابت به عرشه ناو منفجر که منجر به کشته شدن بیش از 37 ملوان آمریکایی و مجروح شدن 11 نفر دیگر می‏شود. هرچند نداجا ادعا کرد با استفاده از تکنیک جنگ الکترونیک موجبات گمراهی هواپیمای میراژ عراق و شلیک به ناو آمریکایی را فراهم کرده است.a

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده