نبردهای هوایی ایران (94)
6ـ تشدید جنگ شمیایی، جنگ اقتصادی و عملیات‏های سال هشتم جنگ درپی عملیات پرفروغ «والفجر8» در بهمن 1364 و «کربلای5» در دیماه 1365، رزمندگان ایرانی بهرغم حمایت‏های آشکار آمریکا از ارتش عراق (بعد از افشای ماجرای مک‏فارلین و دادن اطلاعات لحظه‏ای از طریق ماهواره‏ها به عراق) به نزدیک بصره رسیدند، با تهدید بندر بصره، توازن سیاست بین‏المللی به نفع کشور عراق متمایل شد و خطر پیروزی ایران در جنگ، متحدان عراق را بر آن داشت تا با حمایت بیشتر از این کشور از ادامه پیروزی‏های ایران ممانعت به عمل آورند.

در این مقطع، از بهار سال 1366، توجه به جبهه شمال و امید کشانیدن عمده قوای عراقی به شمال، مد نظر فرماندهان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت و سپاه پاسداران با تشکیل قرارگاه «رمضان» عملیات‏های دیگری ازجمله عملیات «والفجر10» را از اواخر دی‏ 1366، در منطقه سد دربندی‏خان با هدف تصرف شهر سلیمانیه طراحی کرد. این عملیات در ساعت 02:00 بامداد 23 اسفند 1366، با رمز یا رسول‏الله آغاز و تا 5 فروردین 1367، ادامه داشت و فرایند آن به نوعی برای عراق غافلگیرانه بود و منطقه وسیعی به وسعت هزار کیلومتر مربع شامل سه شهر و بالغ بر 70 روستا تصرف شدند. نهاجا نیز در مراحل مختلف عملیات، در زمینه بمباران مواضع ارتش عراق و پشتیبانی از رزمندگان خودی، بسیار فعال عمل کرد. به طوری که بلافاصله پس از دستور فرماندهی، جنگنده‏های نیروی هوایی بر فراز آسمان منطقه عملیات ظاهر شدند و اهداف مورد نظر را در مرحله نخست بمباران کردند.

در مرحله دوم، خلبانان نهاجا از ساعت 08:55 صبح تا 18:15 عصر، در 15 نوبت مواضع و محل تجمع نیروهای عراقی را در منطقه عملیاتی والفجر10 بمباران کردند؛ در مرحله سوم عملیات پس از 48 ساعت، از غروب 22 اسفند 1366 با هدف محاصره دشت حلبچه و باز کردن محور بیاره-نوسود (نگین ایران س 40) آغاز شد. تا پایان مرحله سوم، بالغ بر پنج هزار و 250 نفر از دشمن و ضد انقلاب اسیر شدند؛ و در مرحله چهارم، بمباران مواضع دشمن در طول یک روز عملیاتی به طور پی در پی و با درخواست فرماندهی عملیات انجام می‏گرفت و در برخی موارد مهم و حساس، سرهنگ مصطفی اردستانی فرمانده عملیات نیروی هوایی ارتش شخصاً مواضع دشمن را بمباران می‏کرد. (طبق گزارش عملیات والفجر10 – یدالله ایزدی)

در این عملیات، سپاه پاسداران مجموعاً با استعداد 10 لشکر و 9 تیپ که حدود 50 درصد ظرفیت سازمانی نیرو داشتند در قالب سه قرارگاه، قدس، ثامن‏الائمه و فتح عمل کرد. عملیات مزبور در نوع خود از نظر نظامی موفق بود و سد دربندی‏خان و شهر حلبچه و مناطق اطراف آن به تصرف نیروهای ایران در آمدند. اگرچه منجر به تصرف شهر سلیمانیه که از دیگر اهداف این عملیات بود، نشد. عراق به علت عدم موفقیت در باز پس‏گیری مناطق پیش گفته، با استفاده از سلاح‏های شیمیایی و قوای محلی و بخشی از نیروهای سپاه یکم، با تهاجم ایران مقابله کرد و در واکنش به استقبال مردم کرد از رزمندگان ایرانی، شهر هفتاد هزار نفری حلبچه و روستاهای آنرا در تاریخ 25 اسفند 1366، (روز سوم عملیات) به شدت و به صورت بی‏سابقه‏ای بمباران شیمیایی کرد که بیش از ده هزار تن شهید و مجروح شدند و درنتیجه نیروهای ایران مجبور به عقب‏نشینی شدند.

به هنگام عقب‏نشینی رزمندگان ایرانی در مورخ چهارم فروردین 1367، یک فروند هواپیمای «اف4» نهاجا مورد هدف پدافند هوایی دشمن واقع شد و آسیب جدی دید و خلبانان این هواپیما سرهنگ ایرج عصاره (معاونت لجستیکی وقت نهاجا) و سرهنگ رضا پردیس (فرمانده وقت پایگاه سوم شکاری)، هواپیمای آسیب دیده را به داخل کشور هدایت کردند و اما به دلیل نداشتن کنترل مجبور به ترک هواپیما در حوالی شهر مرزی مریوان شدند و خوشبختانه با چتر سالم فرود آمدند.

الف ـ اوجگیری جنگ شیمیایی و روند محکومیت عراق

از نظر سابقه، عراق در جنگ برای اولین‏بار در 23 دی‏ 1359، در عملیات خوارزم که برای بازپس گیری ارتفاعات میمک در حوالی «نی‏خزر» از توابع شهرستان ایلام انجام می‏شد، مخفیانه از گاز تهوع‏آور «کلرو پیکرین» به صورت محدود استفاده کرد.

ارتش عراق برای بار دوم، به هنگام عملیات والفجر2 که در تیرماه 1362، در منطقه شمال غرب کشور به منظور پیشروی در خاک عراق و تصرف پادگان حاج‌عمران و ارتفاعات حساس منطقه به اجرا درآمد، پس از نا امید شدن در باز پس‌گیری مناطق از دست رفته اقدام به پرتاب بمب‌های شیمیایی از طریق هوا کرد که در جریان آن تعداد قابل توجهی از رزمندگان ایرانی مصدوم شدند.

در جریان عملیات خیبر، عراق با وجود تلاش‏های فراوان نتوانست جزایر مجنون را بازپس گیرد. این بار به صورت علنی و به طور وسیع به استفاده گسترده از جنگ‏افزار شیمیایی روی آورد که این اقدام بعد از جنگ جهانی اول (1918-1914) بی‏سابقه بود.

جنگ‏‏افزار شیمیایی در زمره سلاح‏های غیرمجاز و بدنام جنگی می‏باشد و پرتاب آنها بادقت، بسیار مشکل است و پس از پرتاب، تأثیرگذاری آن منوط به تغییرات غیرقابل کنترل آب و هوایی محلی (رطوبت کم، جهت وزش باد و…) می‏باشد.

در پی شکایت ایران در مارس 1984 (نوروز 1363)، تیمی از بازرسان بین‏المللی به ایران آمدند و نقض مصوبات سازمان ملل از سوی عراق را ‏مورد تأیید قرار دادند و صدام به ظاهر مدتی استفاده از آن را به صورت آشکار متوقف ساخت، ولی در نبردهای بعدی، این عمل ضدبشری را به صورت گسترده‏تری در سال‏های بعد تداوم بخشید. البته در خلال این سال‏ها، شهرت صدام به استفاده از جنگ‏افزارهای شیمیایی از منظر خارجی به صورت رفتار تهدیدآمیز دشمنان وی، در ایران و برخی دیگر از کشورهای خاورمیانه نمایان شد. در سال پایانی جنگ، پس از سردشت، هواپیماهای عراقی شهر حلبچه و روستاهای اطراف آن را در مورخ 26 اسفند 1366 در ابعاد وسیعی چنان بی‏پروا بمباران شیمیایی کردند که حتی هواپیمای ساقط شده عراقی که مسلح به بمب‏های شیمیایی بود، پس از اشغال عراق توسط آمریکا در سال 1382 از زیر آوارها بیرون کشیده شد و از طریق رسانه‏های گروهی در معرض دید جهانیان قرار گرفت[1]!

در این عملیات ننگین که هدایت آن بر عهده علی حسن المجید پسردایی صدام، معروف به «علی شیمیایی» بود، دست کم پنج هزار نفر از اهالی بی‏گناه حلبچه در دم جان باختند و تعداد کثیری نیز مصدوم شدند[2].

 

منبع: نبردهایa هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران


[1]– برای آگاهی بیشتر بنگرید به: رفیعی، علی‏محمد (1386) «آخرین ترفند» تهران: مرکز انتشارات راهبردی نهاجا

[2] – کبکان، جان (2004) «جنگ عراق» ترجمه نجله خندق، تهران: انتشارات دانشگاه امام حسین، چاپ اول-1386، صص 95-92

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده