توپخانه دوربرد-4
بدین ترتیب، عملیات تأخیری تیپ3 زرهی که از تاریخ 25/6/1359 از پاسگاههای مرزی سوبله و صفریه با ملحق شدن آتشبار یکم گردان388 توپخانه175مم در تاریخ 30/6/1359 به آن تیپ آغاز شده بود، تلفات بسیاری را به دشمن کاملاً مسلح و آماده وارد کرد و تمامی نیروهای تیپ3 و گردانهای 318 و 388 توپخانه خودکششی با کلیه امکانات و توان موجود خود، توانسته بودند حرکات دشمن را تا تاریخ 6/7/1359 تا ارتفاعات اللهاکبر به تأخیر اندازند و به دشمن ثابت نمودند که به راحتی نمیتواند به اهداف تجاوزکارانه خود در خاک ایران دست یابد. البته یگانهای تیپ3 زرهی و توپخانههای آن تلفات قابل توجهی را نیز متحمل شده بودند که در کاهش آمادگی رزمی و توان مقابله با نیروهای دشمن تأثیر زیادی گذاشته بود.

7- تیپ3 زرهی با توجه به وجود رودخانه کرخه در منطقه، مجبور بود ضمن اینکه تلاش اصلی خود را در خطرناک‌ترین معبر، یعنی تنگ چزابه و شمال شهر بستان معطوف و بکار برد، می‌بایست از منطقه جنوب رودخانه کرخه و کرخه‌کور، یعنی شهرهای بستان، سوسنگرد، حمیدیه، هویزه و روستاهای آن منطقه نیز مراقبت می‌کرد، تا نیروهای دشمن از آن منطقه وارد شهرهای هویزه، حمیدیه و سوسنگرد نشوند، که این مأموریت بسیار سخت و مشکلی برای تیپ3 زرهی با توجه به استعداد و آمادگی رزمی آن تیپ و توپخانه‌های آن بود، که پشتیبانی آتش آنها را فراهم ‌می‌نمودند. پوشش و دفاع در آن منطقه، یعنی از جنوب حمیدیه تا تنگ چزابه که حدوداً 80 کیلومتر عرض دارد، به سادگی برایش ممکن نبود، اما از تاریخ 6/7/1359، با باقیمانده نیروهایش به همراه توپخانه‌های خود در جنوب رودخانه کرخه در شهرهای حمیدیه و سوسنگرد نیز وارد عمل شد. البته توپخانه‌های موجود در شمال رودخانه کرخه تا آن تاریخ آتش بسیار زیاد و مؤثری را در جنوب رودخانه کرخه با توجه به درخواست دیدبانان خود اجرا می‌کردند و در آن زمان، هیچ یگان توپخانه‌ای در جنوب رودخانه کرخه در منطقه دشت آزادگان مستقر نبود و پشتیبانی آتش نیروهای مدافع در جنوب کرخه با گردان318 توپخانه155م‌م خودکششی و آتشبار یکم گردان388 توپخانه175م‌م خودکششی بود، که بیش‌ترین آتش را در جنوب رودخانه کرخه آتشبار یکم گردان388 توپخانه به واسطه برد زیادش اجرا می‌کرد و اگر این حمایت و پشتیبانی آتش از نیروهای مدافع خودی در جنوب رودخانه کرخه نبود، مطمئناً شرایط آن نیروها بسیار ناگوارتر می‌شد و تلفات آنان نیز افزایش می‌یافت و سرعت پیشروی دشمن هم بیشتر می‌شد.

8- آتشبار یکم گردان388 توپخانه175م‌م خودکششی، با استقرار در حوالی پادگان دشت آزادگان، به علت برد زیاد توپ‌های خود به گونه‌ای در مواضع متوالی مستقر میشد و عمل می‌نمود که هم در شمال رودخانه کرخه یعنی تنگ چزابه، شمال شهر بستان، ارتفاعات الله‌اکبر و همچنین در جنوب رودخانه کرخه از شهر بستان تا حمیدیه و جنوب شهر حمیدیه، شبانه‌روز با اجرای آتش‌های ممانعتی، اولاً نیروهای مدافع را حمایت و پشتیبانی می‌نمود، در ثانی با اجرای آتش‌های پرحجم، مانع پیشروی دشمن می‌گردید و با اجرای انواع آتش‌های پدافندی، عملیات نیروهای مانوری ارتش، سپاه، ژاندارمری، گروه جنگ‌های نامنظم دکتر چمران و نیروهای مردمی را پشتیبانی می‌نمود، تا تلفات کمتری به آن نیروها وارد و با اجرای آتش‌های دیدبانی شده تلفات زیادی را به دشمن وارد نماید. بالاخره شجاعت، ایثار و ازخودگذشتگی رزمندگان اسلام در آن منطقه با حمایت و پشتیبانی آتش‌های سنگین توپخانه در منطقه نبرد، باعث شد تا دشمن در تاریخ 9/7/1359 در شهر حمیدیه و اطراف آن شکست سنگینی را متحمل شود و با به جا گذاشتن تعداد زیادی ادوات زرهی، کشته، مجروح و اسیر، از آن منطقه عقب‌نشینی نماید. متأسفانه در آن نبرد از نقش توپخانه ارتش و نیروهای تیپ3 زرهی در کتب مختلف کمتر یاد شده است، در صورتی که آتش‌های سنگین گردان‌های 318 و 388 توپخانه خودکششی دشمن را به نابودی نزدیک نمود، آنگاه نیروهای پیاده توانستند تانک‌های دشمن را شکار کنند.

9- آتشبار یکم گردان388 توپخانه خودکششی بعد از شرکت فعال و مؤثر در عملیات افتخارآفرین شهر حمیدیه و شکست سنگین نیروهای متجاوز در آن منطقه، با تلاش و پیگیری سرگرد زین‌العابدین آجوری فرمانده گردان، افسران ستاد گردان، و فرمانده آتشبار ستوان‌یکم عباس صالحی و نفرات آتشبار، اقدام به بازسازی خود نمود و خیلی سریع نواقص، نارسایی‌ها و کمبودهای ناشی از تلفات وارده در پشتیبانی از عملیات تأخیری تیپ3 زرهی را برطرف نمو د و با ارتقاء آمادگی رزمی خود در بیرون راندن دشمن از شهر سوسنگرد و پدافند از آن شهر در نیمه دوم مهر و آبان، با تقدیم تعدادی شهید افسر، درجه‌دار و سرباز، توانست برگ زرین دیگری به افتخارات قبلی خود و ارتش جمهوری اسلامی ایران اضافه نماید.

لازم به ذکر است که گردان388 توپخانه خودکششی، علاوه بر انجام وظایف سازمانی خود، با تشکیل گروه‌های شکار تانک از نفرات داوطلب گردان و آموزش‌های ویژه در خصوص جنگ‌های پیاده نظام و مسلح نمودن آنان به موشک‌انداز ضد تانک آرپی‌جی7، تیربار و دیگر سلاح‌ها و در اختیار گذاشتن آنان به گروه جنگ‌های نامنظم دکتر چمران، نیروهای سپاه خوزستان و یگان‌های ژاندارمری در جنوب رودخانه کرخه جهت اجرای عملیات‌های شبانه و به ستوه آوردن دشمن نیز شرکت فعال داشت و رزمندگان اسلام را در جنوب رودخانه کرخه، هم به صورت پیاده و هم با اجرای انواع آتش‌های توپخانه، پشتیبانی می‌نمود که متأسفانه این عملکرد آتشبار یکم گردان388 توپخانه خودکششی نیز تا کنون جزء ناگفته‌های جنگ باقیمانده است.

10- گردان388 توپخانه خودکششی پس از استقرار در خطوط دفاعی تیپ3 زرهی و تثبیت آن خطوط در شرق ارتفاعات الله‌اکبر با حضور فعال و مؤثر خود در عملیات نصر در 15 دی 1359 شرکت و نفرات گردان با تلاش بی‌وقفه شبانه‌روزی خود تا مرز شهادت، ایستادگی و پایداری نمودند. قدرت آتش توپ‌ها و ایثارگری‌های تمامی نفرات گردان در منطقه به گونه‌ای زبانزد فرماندهان و تمامی رزمندگان اسلام در نیروهای مستقر در منطقه شده بود که همانند نگینی در دشت آزادگان می‌درخشید و نفرات گردان با تلاشی وصف‌ناپذیر در حمایت از تمامی رزمندگان اسلام در آن منطقه همچون شمعی می‌سوختند، تا مردم منطقه و رزمندگان اسلام در خطوط مقدم از نور آنان بهره‌مند شوند.

11- بعد از عملیات نصر، گردان388 توپخانه خودکششی با کلیه آتشبارهای خود به منظور حفظ خطوط پدافندی شرق ارتفاعات الله‌اکبر و جنوب و غرب شهر سوسنگرد، مواضعی را در شرق ارتفاعات الله‌اکبر اشغال و با اجرای انواع آتش‌های پدافندی و آفندی یگان‌های تیپ3 زرهی لشکر92 و لشکر16 زرهی و نیروهای جنگ‌های نامنظم گروه چمران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مستقر در جنوب رودخانه کرخه را تا پایان سال 1359، پشتیبانی نمود.

هنر ما در آن زمان به غیر از جنگیدن در برابر دشمنی کاملاً آماده و مسلح این بود که زیر مرگبارترین آتش‌ها، یگان را بازسازی نموده و نفرات خود را به خوبی آموزش دادیم و همچنین، نفرات زیادی را در دیگر نیروها همانند سپاه پاسداران و نیروهای بسیج و مردمی که از آموزش‌های خوبی بهره­مند نبودند، آموزش دادیم. ما در زیر ضربات سنگین دشمن تبدیل به یگانی شدیم که از نظر آمادگی رزمی در حد و قواره­های ممتازی قرار گرفتیم و توانستیم با دشمن کاملاً مسلح رویارویی نماییم. ما در آن زمان حدود 100 دستگاه وسیله نقلیه از قبیل توپ، مهمات‌بر شنی‌دار، نفربر پست فرماندهی شنی‌دار و انواع خودروهای چرخ‌دار و فرسوده در اختیار داشتیم، که حاضر بکار نمودن آنها در عملیات‌ها کار بسیار سخت و دشواری بود و افکار ما را درگیر نموده بود و در جابه‌جایی‌ها واقعاً مشکل داشتیم، که از تحرک و سرعت عمل ما می‌کاست. به هر جهت، در اوایل جنگ با آغاز تهاجم سراسری ارتش عراق به خاک جمهوری اسلامی ایران، افسران، درجه‌داران و سربازان یگان‌های توپخانه ارتش در نیروی زمینی در سرتاسر مناطق درگیری توانستند با دلاوری و ایثارگری‌های خود شبانه‌روز با گلوله­باران کردن یگان‌های در حال پیشروی دشمن متجاوز، عرصه را بر آنان تنگ نموده و ضایعات و تلفات سنگینی را بر آنها وارد نمایند.

 

منبع: توپخانه دور برد، اصلانی، علی اکبر، 1399، ایران سبز، تهران

 

نویسنده کتاب در کنار یک عراده توپ 175 میلی متری خود کششی

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده