نبردهای هوایی ایران (93)
«گزارش رسیده از منطقه عملیاتی غرب کشور حاکیاست؛ دلاورمردان نزاجا به منظور پاکسازی غرب کشور از لوث وجود صدامیان کافر، شب گذشته عملیات «نصر6» را در منطقه عملیاتی میمک آغاز کردند که با درهم کوبیدن یگانهایی از ارتش بعثی موفق شدند بر کلیه ارتفاعات راهبردی و حساس منطقه مستقر شده و مواضع به دست آمده را مستحکم کنند. بر اساس این گزارش، رزمندگان اسلام در منطقه عملیاتی میمک توانستند ارتفاع 620 (معروف به شهداء) را به تصرف کامل خود درآورند و ضمن به هلاکت رساندن تعداد کثیری از مزدوران بعثی، باقیمانده نفرات دشمن را نیز نابود کنند و مواضع خود را در ارتفاعات یادشده تحکیم بخشند. در عملیات «نصر6»، 122 نفر از افراد دشمن از جمله چندین افسر عالیرتبه به اسارت درآمدند.

5ـ عملیات‏های «نصر6»، «نصر7» و چگونگی شهادت شهید بابایی

در روز شنبه دهم مرداد 1366، خلبانان هواپیماهای «اف5» از پایگاه دوم شکاری تبریز که با هواپیماهایشان به منظور تأمین پشتیبانی آتش برای عملیات «نصر6» به استعداد یک گردان در پایگاه سوم شکاری گسترش یافته بودند، به تناوب در شش نوبت مواضع دشمن را بمباران کردند و خلبانان هواپیماهای فانتوم آن پایگاه نیز در دو نوبت، پی‌درپی به بلندی‌های میمک یورش بردند و از یگان‌های نیروهای ارتش عراق را در آنجا بمباران کردند و در پی آن، رزمندگان نزاجا اجرای عملیات «نصر6» را با رمز مقدس «یا ابا‌عبد‌الله الحسین(ع)» در منطقه عملیاتی میمک در تاریکی شب آغاز کردند و توانستند ضربات مهلکی را بر پیکر ارتش بعث وارد کنند. درپی آن، روزنامه اطلاعات روز 11 مرداد شماره 18236 با انتشار این خبر چنین نوشت:

«گزارش رسیده از منطقه عملیاتی غرب کشور حاکی‌است؛ دلاور‌مردان نزاجا به منظور پاکسازی غرب کشور از لوث وجود صدامیان کافر، شب گذشته عملیات «نصر6» را در منطقه عملیاتی میمک آغاز کردند که با درهم کوبیدن یگان‌هایی از ارتش بعثی موفق شدند بر کلیه ارتفاعات راهبردی و حساس منطقه مستقر شده و مواضع به دست آمده را مستحکم کنند. بر اساس این گزارش، رزمندگان اسلام در منطقه عملیاتی میمک توانستند ارتفاع 620 (معروف به شهداء) را به تصرف کامل خود درآورند و ضمن به هلاکت رساندن تعداد کثیری از مزدوران بعثی، باقیمانده نفرات دشمن را نیز نابود کنند و مواضع خود را در ارتفاعات یادشده تحکیم بخشند. در عملیات «نصر6»، 122 نفر از افراد دشمن از جمله چندین افسر عالی‌رتبه به اسارت درآمدند.»

حال مشخص شد؛ پروازهایی که از پایگاه سوم شکاری با هواپیماهای جنگنده بمب‌افکن «اف4» و «اف5» انجام می‌شد، همگی در راستای فراهم آوردن آتش پشتیبانی برای نبرد «نصر6» بود.

از بامداد یازدهم مرداد 1366، نیز بمباران بلندی‌های میمک، در دو نوبت توسط «اف4» و چهار نوبت توسط «اف5» از سر گرفته شد، به این ترتیب نبردهای هوایی توسط پایگاه سوم شکاری در این ایام که مصادف با (یکشنبه ششم- ذی‏حجه در عربستان) روز برائت از مشرکین و دو روز مانده به شروع مناسک حج بود که در این مراسم کشتار بیرحمانه حاجیان شرکت کننده به ویژه حجاج ایرانی توسط سعودی‏ها صورت گرفت. در پگاهان روز بعد نیز دو فروند هواپیمای «اف4» در دو نوبت به صورت تک فروندی از پایگاه سوم شکاری به بلندی‌های میمک یورش بردند و یگان‌های ارتش عراق را با این دو پرواز درهم کوبیدند. در یکی از مأموریت‏های یادشده، خلبانان یکی از هواپیماهای «اف4» تک‏ور دچار نارسایی‌هایی شدند که خلبان کابین عقب به نام خسرو ادیبی در منطقه نبرد بیرون پرید و به اسارت دشمن درآمد و خلبان کابین جلو (سروان جعفر عزیزی) به پرواز ادامه داد و در پایگاه هوایی همدان به سلامت فرود آمد. البته در ساعت 10:30 همین روز، دو فروند جنگنده ارتش عراق منطقه‏ای را در 12 کیلومتری «صالح‌آباد» و نزدیک ایلام بمباران کردند.

در این روز (12/5/1366)، روزنامه اطلاعات طی شماره 18237 براساس گزارش سرویس سیاسی، بمباران شیمیایی شهرستان سردشت[1]را به این صورت عنوان نمود: «سازمان ملل دیروز (11 مرداد) بنا به درخواست ایران یک سری اسناد شامل 20 صفحه عکس مربوط به زنان و کودکان مجروح بمباران شیمیایی سردشت را منتشر کرد. به گزارش خبرگزاری رویتر در نامه‌ای که همراه این عکس‌ها از سوی سعید رجایی خراسانی نماینده ایران در سازمان ملل انتشار یافت، گفته شد؛ کسانی که عکس‌های آنان منتشر شده از میان بیش از دو هزار قربانی حملات هوایی عراق در اواخر ماه ژوئن (اوایل تیر ماه) علیه شهر سردشت انتخاب شده‌اند.»

در روز سه شنبه 13 مرداد، به گفته امیر پردیس و امیر باهری از فرماندهان پایگاه سوم، شهید بابایی برای اطلاع از نحوه بیرون پریدن خلبان کابین عقب و نظارت بر حسن اجرای عملیات به پایگاه سوم آمده بود، در حالی که نگران حال همسر و همرزمانش نظیر شهید اردستانی و شهید صیادشیرازی، شادروان امیر دادپی در مکه بود و از آنجا عازم پایگاه دوم شکاری تبریز برای طرح‏ریزی‏های نبردهای روزهای آتی شد. در روز چهارشنبه 14 مرداد، شهید بابایی مثل همیشه و بدون اطلاع رسمی، وارد پایگاه دوم شکاری تبریز شد و برای بررسی نبردهای آتی (عملیات نصر7) در جبهه‏های شمالی با تعدادی از فرماندهان، خلبانان و دوستان خود از جمله سرهنگ خلبان حسن بختیاری و علی‏محمد نادری دیدار و گفتگو کرد و مانند همیشه، در ظهر روز پنجشنبه 15 مرداد، مصادف با عید سعید قربان با یک فروند جنگنده «اف5اف» دو کابینه به اتفاق هم‏رزمش سرهنگ علی محمد نادری از پایگاه تبریز برخاستند و پس انجام مأموریت شناسایی مسلح و حین بازگشت در حوالی سردشت، هواپیما مورد اصابت یک تیر گلوله 23 م.م ضد هوایی قرار می‏گیرد و برحسب اتفاق یکی از گلوله‏ها کاناپی را شکافته و وارد کابین عقب می‏شود و با اصابت به کابین عقب، خلبان درون هواپیما حین پرواز در دم به شهادت می‏رسد!

شهید بابایی که ترجیح داده بود در کربلای ایران بماند و عازم حج نشود و در حالی که همسر و یاران و دوستان او در کنار خانه خدا انتظارش را می‏کشیدند، دیگر روح بلندش در این جسم خاکی نگنجید و برای همیشه به سوی ملکوت اعلی تا بی‏نهایت عروج کرد و خلبان کابین جلو سرهنگ خلبان علی‌محمد نادری با خاموش شدن صدای تیمسار بابایی هواپیمای آسیب دیده را در پایگاه تبریز و با درگیر شدن با باریر تور به زمین نشانید. در روز جمعه شانزدهم مرداد 1366، آیت الله موسوی اردبیلی خطیب نماز جمعه تهران خبر شهادت نخستین تیمسار (امیر) و سرتیپ خلبان بعد از انقلاب اسلامی را اعلان کرد و به این ترتیب حزن، ماتم و اندوه سراسر ارتش و نهاجا را در بر گرفت.

در روز شنبه هفدهم مرداد 1366، چگونگی شهادت تیمسار بابایی در روزنامه اطلاعات به این شرح منشر شد:

«تیمسار سرلشکر بابایی ظهر روز پنج‌شنبه پانزدهم مردادماه، در جریان یک عملیات متهورانه به شهادت رسید. فرماندهی قرارگاه خاتم‌الانبیا(ص) ضمن عرض تبریک و تسلیت به مناسبت شهادت سردار رشید اسلام تیمسار سرلشکر شهید عباس بابایی، امت حزب‌الله را برای شرکت در مراسم ویژه‌ای که برای تشییع و تجلیل از مقام والای او دعوت کرد.»

حال موضوع شهادت این امیر بی‏نظیر نهاجا را با فرمایشات حضرت آیت‏الله خامنه‏ای در آن روز تاریخی به پایان می‏بریم:

«این شهید عزیزمان انسانی مومن و متقی و سربازی عاشق و فداکار بود و در طول این چند سالی که او را می­شناختم، همیشه بر همین خصوصیات پا برجا بود. او هیچگاه به مسایل خود فکر نمی‏کرد و همواره مسایل سازمان و انقلاب و اسلام را مد نظر داشت. فرمانده‏ای بود که با زیردستان بسیار فروتن و صمیمی بود، اما در مقابل اعمال بد و زشت خیلی بی‏تاب و سخت‏گیر بود. این شهید عزیز، یک انقلابی حقیقی و صادق بود و من به حال او حسرت می‌خورم و احساس می‏کنم که در این میدان عظیم و پر حماسه از او عقب مانده‏ام.»

پس از شهادت شهید بابایی، یکی از خلبانان انقلابی دیگر نهاجا به نام سرگرد علی اصغر بهنیا در حالی که برای انهدام هدفی همراه با سروان احمد مهرنیا پرواز می‏کرد، در مسیر بازگشت و پس از انهدام هدف، هواپیمایش مورد اصابت پدافند دشمن واقع شد و او در مورخ 12/6/1366، به شهادت رسید. امیر مهرنیا در خصوص شهادت این خلبان رشید که از افسران خوب شهربانی بود و در سال 1354، به رسته خلبانی آمده بود، می‏گوید: «پنجشنبه دوازدهم شهریور 1366، روزِ تعطیل و مصادف با تاسوعای حسینی بود و شهید بهنیا به عنوان لیدر و من شماره دو داوطلبانه مأموریت داشتیم که شهرک نظامی ـ صنعتی العماره را بمباران کنیم. شوربختانه، حین اجرای مأموریت و نزدیک هدف، هواپیمای لیدر دسته سقوط کرد و او به شهادت رسید[2]».

یکی دیگر از سوانح نهاجا در این سال، سقوط یک فروند هواپیمای «اف5ئی» به هنگام مأموریت برون مرزی در خاک دشمن بود، این هواپیما به خلبانی سروان غلامرضا پیرزاده در مورخ 28/8/1366 در منطقه شمال عراق توسط دشمن رهگیری و سرنگون شد و خلبان آن به اسارت دشمن درآمد و رنج سه سال اسیری را تحمل کرد.

 

منبع: نبردهای هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران


[1]– شهرستان سردشت در روزهای  هفتم تیرماه و پانزده مرداد 1366، به دستور صدام بمباران شیمیایی که منجر به کشتار جمعی از اهالی بی‏گناه سردشت شد.

[2]– مهرنیا، احمد (1393) «ستاره‌های نبردهای هوایی»، تهران: انتشارات سوره مهر، جلد دوم، چاپ اول، ص 101. 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده