توپخانه دوربرد-3
بررسی شرایط روزهای آغازین جنگ در همان هفته اول تجاوز ارتش عراق، ما را به درک و فهم عمیقتری از واقعیتها می­رساند. از آن دوران در خاطرات و تحلیلها بسیار سخن گفته شده است که در سرنوشت جنگ تأثیرگذار بود. اما برخلاف تمامی محاسبات و انتظارات ستاد کل فرماندهی ارتش عراق، یگانهای ارتش جمهوری اسلامی ایران خصوصاً یگانهای لشکر92 زرهی، که گردان388 توپخانه مأمور به لشکر92 بود، با استعداد رزمی ناکافی خود شجاعانه در مقابل نیروهای عراقی ایستادگی نمودند؛ لذا ارتش عراق مجبور شد نیروهای بیشتری را جهت از میان برداشتن یگانهای لشکر92 زرهی وارد خوزستان کند.

امیر سرتیپ ناصر محمدی‌فر فرمانده اسبق نیروی زمینی ارتش ج.ا.ا می‌گوید:

" این لشکر92 زرهی بود که باعث کند شدن حرکت یگان‌های عراق در جنوب شد و در این راه بسیاری از افسران، درجه­داران و سربازان خود را به همراه تانک‌هایش از دست داد. لشکر92 زرهی اهواز جزو برگزیده­‌ترین نیروهای ایران در قبل از انقلاب بود و به اذعان کارشناسان اگر در آمادگی کامل بود، به تنهایی از پس سه لشکر مشابه خود برمی‌آمد. کارکنان این لشکر بعضاً همان افرادی بودند که دو ماه قبل از آغاز جنگ در لیست سیاه کسانی بودند که به کودتا کمک کرده بودند و اینک با فراموش کردن آن حوادث سینه به سپر تانک‌های عراقی گذاشتند و مانع دستیابی دشمن به اهدافش می‌شدند.[1]"

*****

نحوه عملکرد گردان388 توپخانه175م‌م در دشت آزادگان، سال1359

گردان388 توپخانه، در تاریخ 30/6/1359 با یک آتشبار تقویت شده (شش عراده توپ175م‌م خودکششی) وارد منطقه دشت آزادگان گردید. صبح همان روز، حمله زرهی ارتش عراق به پاسگاه‌‌های مرزی فکه تا سوبله آغاز شد و پنج پاسگاه ایران به اشغال نیروهای عراقی درآمده بود. گردان388 توپخانه، به محض ورود به منطقه در نیمه شب 31/6/1359 با دشمن درگیر شد و به شدت نیروهای دشمن را زیر آتش گرفت. این گردان در شرایطی بسیار دشوار و نابرابر از نظر استعداد نیروهای خودی با دشمن و هجوم همه‌جانبه نیروهای دشمن به پاسگاه‌‌های مرزی و نبودن یک سازمان رزمی منسجم و هماهنگ بین نیروهای مدافع وارد منطقه بستان شد و در منطقه عمل تیپ3 زرهی لشکر92 زرهی، عملیات خود را آغاز نمود و به همراه یگان‌های تیپ3 زرهی در تمامی عملیات‌های شمال و جنوب کرخه تا پایان سال 1359 شرکت داشت. علاوه بر این گردان388 توپخانه، پشتیبانی آتش نیروهای ژاندارمری، سپاه پاسداران، گروه جنگ‌های نامنظم دکتر چمران و نیروهای مردمی را در پاسگاه‌‌های مرزی و در شمال و جنوب رودخانه کرخه با تمام توانش انجام داد و در منطقه دشت آزادگان در مراحل مختلف جنگ، از عملیات تأخیری و پدافندی تا بیرون راندن دشمن از شهرهای حمیدیه، سوسنگرد و عملیات‌های پدافندی از شهرها و همچنین، شرکت در عملیات‌های آفندی در منطقه دشت آزادگان و نهایتاً تلاش در مواضع پدافندی و پدافند در شرق ارتفاعات الله‌اکبر به همراه یگان‌های تیپ3 زرهی تا پایان سال1359، با شرکت بسیار فعال، توانست نقش بسیار مهم و کلیدی را در کلیه عملیات‌ها در دشت آزادگان ایفا نماید. در مجموع، اهم اقدامات گردان388 توپخانه در سال 1359 در دشت آزادگان به اختصار به شرح زیر بود:

1- به علت اینکه در اوایل جنگ، یگان‌های تیپ3 زرهی با توجه به شرایط موجود به صورت پراکنده در پاسگاه‌های مرزی به عنوان نیروی پوشش وارد عمل شده بودند، با هجوم یگان‌های زرهی دشمن در سی و یکم شهریور در وضعیت مناسبی قرار نداشتند و از طرفی، تلفات نیز متحمل شده بودند. آتشبار یکم گردان388 توپخانه175م‌م به محض ورود به منطقه بستان، بلادرنگ تیراندازی‌های خود را بر اساس درخواست‌‌ها و گزارش‌های سرگرد صفوی، سرپرست تیپ3 زرهی و دیدبانان گردان318 توپخانه155م‌م خودکششی کمک مستقیم تیپ3 زرهی، روی نیروهای در حال پیشروی متجاوز آغاز کرده و کلیه نقاطی که دشمن در آن منطقه مستقر بود را زیر آتش شدید قرار داد و با شلیک‌های پیاپی آتشباری، روح تازه‌ای به نیروهای مدافع تیپ3 زرهی و نیروهای ژاندارمری، گروه جنگ‌های نامنظم چمران، سپاه پاسداران منطقه و نیروهای مردمی منطقه دشت آزادگان دمید، تا در ادامه نبرد با روحیه بهتری با دشمن مقابله نمایند.

2- با توجه به عدم توازن و تعادل بین نیروهای تیپ3 زرهی و دیگر مدافعان در پاسگاه‌‌های مرزی با نیروهای دشمن و همچنین، افزایش لحظه به لحظه نیروهای زرهی و پیاده دشمن، به علت ناتوانی رویارویی نیروهای تیپ3 زرهی و مدافعان نیروهای ژاندارمری و سپاه پاسداران و دیگر مدافعان با نیروهای دشمن، صبح روز یکم ‌مهرماه، نیروهای دشمن بعد از تصرف پاسگاه‌‌های مرزی با استفاده از جاده ارتباطی پاسگاه‌‌های مرزی، ادوات زرهی و توپخانه‌های خود را در شمال روستای ابوچلاچ در شمال بستان متمرکز نموده و از همان محل شهر بستان را هدف قرار دادند. رسیدن به روستای ابوچلاچ از جاده‌ای صورت می‌پذیرد که از پاسگاه صفریه، سوبله و تنگ چزابه می‌گذرد. تصرف روستای ابوچلاچ به مفهوم تهدید جدی شهر بستان است. دشمن چون از طریق تنگ چزابه به واسطه کم بودن تعداد مدافعان با مقاومت جدی روبه رو نشد، برای اشغال شهر بستان اقدام نمود. بدین ترتیب بود که با توجه به کمبود و ضعف نیروهای مانوری، نبرد یگان‌های توپخانه در آن منطقه به صورت یک عنصر بسیار مهم و حیاتی جلوه‌گر شد. البته این شرایط در تمامی جبهه‌ها به وجود آمده بود. طبیعی بود که اهداف ارتش عراق در آن زمان، ابتدا انهدام یگان‌های توپخانه بود تا به هر وسیله ممکن، بتواند پیشروی خود را به خاک ایران سرعت بخشد. به همین منظور، نیروی هوایی ارتش عراق بمباران و نابودی توپخانه‌های ارتش ایران را در اولویت خود قرار داده بود. در همین راستا، آتشبارهای گردان318 توپخانه155م‌م، کمک مستقیم تیپ3 زرهی و آتشبار یکم گردان388 توپخانه175م‌م در همان روزهای آغازین جنگ در منطقه بستان به شدت توسط توپخانه و جنگنده‌های دشمن گلوله‌باران و بمباران هوایی می‌شدند.

3- دشمن بعد از تصرف جاده تنگ چزابه ـ بستان، در حاشیه آن جاده، سنگرهای تجهیزات زرهی، توپخانه و نفرات خود را مستحکم و برای اشغال شهر بستان نیروهای خود را به دو بخش تقسیم کرد و مقاومت نیروهای مدافع را با ضربات بسیار سنگین در هم شکست و شهر را از سه ناحیه زیر مورد هجوم قرار داد:

 الف- ناحیه رمیم، غرب و جنوب شهر بستان.

 ب- ناحیه ابوچلاچ، شمال شهر بستان.

 ج- ناحیه ملاعب، روستای عبیات و شماریه (شمال رودخانه کرخه).

تنها مسیر عبور یگان‌های زرهی دشمن، یعنی جاده صفریه به تنگ چزابه، به طول 20 کیلومتر بود و دشمن تلاش بسیاری می‌نمود تأمین جاده را حفظ و نگهداری کند، زیرا تنها راه عبور و مرور دشمن از العماره عراق به دشت آزادگان بود. در حالی که آتشبارهای گردان‌های 318 توپخانه155م‌م و 388 توپخانه175م‌م مستقر در منطقه، لحظه‌ای آتش خود را روی یگان‌های دشمن در این محور قطع نمی‌کردند و با شلیک‌های پیاپی و دقیق و آتش‌های پرحجم، مانع پیشروی نیروهای دشمن می‌شدند. در صورتی که اگر آن آتش‌های سنگین و پرحجم اجرا نمی‌شد، قطعاً سرعت پیشروی دشمن بیشتر می‌شد و تلفات مدافعین و مردم بومی و ساکن منطقه افزایش می‌یافت.

4- در روز سوم ‌مهرماه، نیروهای دشمن با فشار فزاینده‌ای از هوا و زمین و بمباران‌های شدید و گلوله‌باران منطقه، بعد از عبور از تنگ چزابه و محاصره شهر بستان، به دو قسمت تقسیم شدند.

 یک قسمت از نیروهای دشمن در جنوب رودخانه کرخه، عملیات خود را ادامه دادند، قسمت دیگر از یگان‌های دشمن که عمدتاً زرهی بودند، در شمال رودخانه کرخه با نیروهای تیپ3 زرهی شدیداً درگیر و در زمینی مسطح وارد نبردی سنگین شدند. در منطقه شمال رودخانه کرخه، تیپ3 زرهی با آتش گردان318 توپخانه155م‌م به عنوان توپخانه کمک مستقیم تیپ و آتشبار یکم گردان388 توپخانه175م‌م به عنوان تقویت آتش گردان318 توپخانه155م‌م خودکششی عملیات تأخیری را ادامه داد، هرچند این تیپ در جنوب رودخانه کرخه نیز یگانی را در حد یک گروهان اعزام نموده بود، اما آن یگان در حدی نبود که بتواند با تعداد زیاد نیروهای دشمن مقابله نماید و متأسفانه تمامی آن گروهان در رویارویی با نیروهای دشمن منهدم گردید. لذا در جنوب رودخانه کرخه، بیش‌ترین تلاش برای جلوگیری از نفوذ دشمن به عمق منطقه، به نیروهای ژاندارمری، عناصری از سپاه پاسداران استان خوزستان، گروه جنگ‌های نامنظم چمران و نیروهای مردمی محول گردیده بود و متأسفانه آن نیروها هم ‌متحمل تلفات سنگینی شدند. اما در شمال رودخانه کرخه، فقط یگان‌های تیپ3 زرهی لشکر92 عمل می‌نمودند و فاقد هرگونه نیروی کمکی بودند. گردان‌های 318 توپخانه155م‌م و 388 توپخانه175م‌م در شمال رودخانه زیر انواع بمباران‌ها و گلوله‌باران‌های توپخانه دشمن، به شدت نیروهای دشمن را در شمال و جنوب رودخانه کرخه زیر آتش خود داشتند و برای جلوگیری از انهدام توپ‌های خود و پشتیبانی مؤثر از نیروهای مدافع، به طور مداوم تغییر موضع می‌دادند و بیش‌ترین بار مسئولیت حفاظت از منطقه و نیروهای مدافع و پشتیبانی آتش از آن نیروها بر عهده این یگان‌ها بود، خصوصاً آتشبار یکم گردان388 توپخانه175م‌م خودکششی، زیرا توپ‌های آن آتشبار برد بیشتری داشت و قادر بودند نیروهای دشمن را در عمق منطقه، با اجرای آتش‌های دور برد تا 48 کیلومتر هدف قرار دهند.

ما نزدیک‌ترین نیروی دفاعی به چرخ‌ها و شنی‌های پولادین ماشین جنگی ارتش کاملاً مسلح ارتش عراق بودیم و می‌بایست با استقامت و ایثار، فداکاری و شجاعت خود، آن چرخ‌ها و ماشین جنگی را از حرکت بازمی‌داشتیم، تا دیگر نیروهای مدافع کشور به مرور به ما ملحق شده و میدان‌های نبرد را برای دشمن تبدیل به جهنم و گورستان نماییم. در این روز، نیروهای زرهی دشمن با فشار بسیار شدیدی بر روی یگان‌های تیپ3 زرهی، با وارد نمودن تلفات سنگین آنها را وادار به عقب‌نشینی نمودند و حتی سعی داشتند توپخانه‌های موجود در منطقه را نیز منهدم کرده و یا تجهیزات آنها را سالم به غنیمت گرفته و نفرات آنها را نیز به اسارت درآورده و عملیات تهاجمی خود را در آن محور تمام و تکمیل نمایند، زیرا عناصری از یگان‌های زرهی دشمن خود را به توپخانه‌ها رساندند و ما در آن روز به مرحله تیر مستقیم با تانک‌های دشمن رسیدیم و شدیداً در برابر حملات آنها با شجاعت و فداکاری تمام ایستادیم و ضربات سنگینی را به آنان وارد کردیم و تسلیم نشدیم. بالأخره عصر همان روز یگان‌های تیپ3 زرهی و توپخانه‌های گردان388 و 318 خودکششی با تحمل تلفات زیاد برای حفظ موجودیت خود و قرار گرفتن در موقعیت بهتر و مواضعی مناسب‌تر در منطقه و ادامه نبرد و جلوگیری از پیشروی دشمن در آن منطقه، تا ارتفاعات الله‌اکبر عقب‌نشینی نمودند.

5- در روز چهارم مهرماه، دشمن با نیروهای زرهی، مکانیزه و کماندویی با پشتیبانی جنگنده‌ها و بالگردهای رزمی خود، فشار زیادی را در منطقه بستان وارد و شهر را اشغال نمود. در آن روز، جنگ سختی در منطقه بستان درگرفت و اجرای آتش شدید و بلاانقطاع توپ‌های آتشبار یکم گردان388 توپخانه175م‌م خودکششی در شرق ارتفاعات الله‌اکبر، تلفات زیادی را به نیروهای دشمن وارد کردند. در این روز، تیپ3 زرهی با عقب‌روی روز گذشته به روی ارتفاعات الله‌اکبر از سمت شمال به جنوب، یعنی از ارتفاعات الله‌اکبر تا جنوب ارتفاعات و تا حاشیه شمالی رودخانه کرخه، یک خط پدافندی را برای سد پیشروی نیروهای دشمن ایجاد و سازماندهی کرده و مواضع خوبی را نیز اشغال نموده بودند، اما نیروهای دشمن عصر همان روز سنگین‌ترین حمله و یورش خود را جهت اشغال ارتفاعات الله‌اکبر به اجرا درآوردند، تا با وارد نمودن ضربات مهلک و پیاپی به نیروهای مدافع، ارتفاعات الله‌اکبر را اشغال نمودند تا به منطقه شمال رودخانه کرخه اشراف کامل یابند. در آن روز فراموش نشدنی و حیاتی برای کشور و مردم منطقه، افسران، درجه‌داران و سربازان شجاع تیپ3 زرهی مردانه جنگیدند و نمایشی از استقامت، ایثار و فداکاری را در تاریخ کشور به گونه‌ای ثبت کردند که هیچ‌گاه فراموش نخواهد شد. آتشبار یکم گردان388 توپخانه175م‌م خودکششی نیز اگر نگویم بینظیرترین، شاید کم‌نظیر‌ترین عملیات خود را در زیر سنگین‌ترین بمباران‌های هوایی و گلوله‌باران توپخانه و تانک‌های دشمن به اجرا درآورد و نفرات به گونه‌ای جنگیدند که شاید کمتر یگان توپخانه‌ای قادر به انجام آنچنان عملیاتی باشد. تمامی شاهدان آن نبرد کم‌نظیر در دشت آزادگان به رشادت و پایمردی آن قهرمانان واقعی کشور در خاطرات خود اذعان نموده‌اند. در آن نبرد، فرمانده گردان در شرایطی سخت و بحرانی به عنوان دیدبان توپخانه روی ارتفاعات الله‌اکبر انجام وظیفه می‌کرد و تمامی نفرات با چشم‌های گریان می‌جنگیدند و از کشورشان دفاع می‌کردند. شدت تیراندازی توپ‌های گردان318 توپخانه155م‌م خودکششی کمک مستقیم تیپ3 زرهی نیز به قدری زیاد بود که مهماتشان تمام شده بود و موجی از نگرانی را بین نیروها ایجاد کرده بود. نفرات گردان318 توپخانه پس از دریافت مهمات، که بسیار هم به موقع توسط رکن چهارم لشکر92 زرهی ارسال شده بود، مجدداً به شدت اجرای آتش نمودند و با تیراندازی‌های پیاپی به کمک آتشبار یکم گردان388 توپخانه شتافته و هر دو یگان توپخانه با اجرای آتش‌های دیدبانی شده توسط افسران و درجه‌داران بسیار توانمند و متخصص و با مهارت، مانع نفوذ نیروهای دشمن به ارتفاعات الله‌اکبر شدند و تلفات سنگینی را به دشمن وارد کردند. نیروهای دشمن در غروب آن روز با تاریک شدن هوا و با مقاومت و پایداری و شجاعت دلیرمردان تیپ3 زرهی و آتش‌های سنگین توپخانه، بدون کسب موفقیتی با تحمل تلفات بسیار زیاد، که فرماندهان دشمن نیز اعلام کردند و از طریق پست‌های شنود مکالمات آنان شنیده می‌شد، ناگهان هفت کیلومتر عقب‌نشینی کردند.

6- در روز پنجم ‌مهرماه، از ساعت 0530 درگیری‌ها مجدداً آغاز شد و نیروهای متجاوز یورش جدیدی را برای تصرف ارتفاعات الله‌اکبر تدارک دیده بودند، که مجدداً با واکنش آتش توپخانه‌های تیپ3 زرهی مواجه شدند، اما متأسفانه روی ارتفاعات الله‌اکبر به واسطه تلفات روز گذشته و کمبود تجهیزات و نیروی انسانی، دیگر نیروی زیادی برای تیپ3 زرهی باقی نمانده بود تا بتواند در منطقه نبرد اعمال نفوذ کرده و پیشروی دشمن را سد نماید. از طرفی، نکته بسیار مهم و حیاتی در آن شرایط این بود که نیروهای دشمن از منطقه طراح در جنوبغرب اهواز و جنوب شهر حمیدیه، خود را به حمیدیه و اهواز خیز به خیز نزدیک می‌کردند که شرایط را برای ما در ارتفاعات الله‌اکبر سخت‌تر مینمود. لذا طی پیامی برای جلوگیری از محاصره شدن نیروهای تیپ3 زرهی، از طریق فرمانده لشکر به یگان‌های مستقر در شمال رودخانه کرخه ابلاغ گردید؛ تا پادگان دشت آزادگان در آن سوی رودخانه کرخه عقب‌نشینی و از آن منطقه، در برابر هجوم و حملات نیروهای دشمن، از شهر حمیدیه و جاده حمیدیه ـ اهواز محافظت نمایند. به نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز دستور داده شده بود نیروهای دشمن واقع در غرب رودخانه کرخه را بمباران نمایند.

 

منبع: توپخانه دور برد، اصلانی، علی اکبر، 1399، ایران سبز، تهران

 

نویسنده کتاب در کنار یک عراده توپ 175 میلی متری خود کششی


[1]. مصاحبه امیر سرتیپ ناصر محمدی‌فر، فرمانده اسبق نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، روزنامه ایران، 6 مهر 1382.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده