نبردهای هوایی ایران (92)
شرح یکی از خاطرات پروازی جنگنده «اف14» در خلیج فارس در مورخ 28/8/1366، نگارنده (سروان حسین خلیلی) به اتفاق ستواندوم علیرضا جراح (فارغ‏التصیل دانشکده خلبانی، امیر بازنشسته کنونی) در ساعت 15:30 با صدای اسکرامبل با هواپیمای «اف14» از زمین برخاستیم و بلافاصله با یک حمله گسترده دشمن مواجه شدیم. لحظاتی پس از بلند شدن، عراقی‏ها با موشک‏های رادارزن «مارتل» فرانسوی رادار بوشهر را از کار انداختند و ما برای حراست از خارک به عنوان مأموریت اصلی اقدام و از بمباران خارک جلوگیری کردیم، لیکن دشمن در آن روز تلخ به نیروگاه بوشهر و حتی برخی تأسیسات نفتی همزمان یورش برد. بعد از این واقعه تلخ، شهید اردستانی به منطقه آمد و مجوز ضمنی درگیری با هواپیمای دشمن را خارج از منطقه تعیین شده «دلفین» صادر کرد.

عراق تلاش‏های زیادی از جمله در روزهای 27 و 28 آبان برای انهدام این نیروگاه بکار بست. درخصوص مهماتی که نیروی هوایی عراق برای نفوذ در اعماق گنبدهای بتون آرمه به‏کار گرفته شده بود، باید توضیح داد که برابر اعتراف خلبانان و افسران عراقی که در این عملیات نقش داشتند، این بمب‏ها از طریق منابع رژیم صهیونیستی و از طریق واسطه‏های اسپانیایی به سهولت در اختیار ارتش عراق قرار داده شده‏ بودند و قدرت نفوذی بیش از شش متر در سطوح بتون‏آرمه را داشتند و پس از عبور در استحکامات بر روی دستگاه‏ها منفجر شده و ایجاد تخریب اساسی می‏کردند.

درگیری‏های هوایی دیگری با هواپیماهای عراقی به اتفاق خلبانان جوان در دفاع از تأسیسات نفتی در خلیج فارس انجام دادم که همگی مانع دسترسی دشمن و خسارات به زیرساخت‏های کشورمان شد. تا این که در روز 20 بهمن 1366، در دو پرواز با موشک‏های سایدوایندر حرارتی به لطف الهی و الهام از آیات نورانی قران کریم (آیات 42-38 سوره توبه) به اتفاق ستواندوم مصطفی قیاسی توانستیم در دو مأموریت جداگانه به فاصله یک ساعت، دو فروند میراژ دشمن را سرنگون و در همین روز به دو فروند دیگر نیز دو تیر موشک راداری «اسپارو» شلیک کنیم که به گزارش «ف.ا.ش.ا» یک فروند از آنها سرنگون شد.

در آن روز، خبر سرنگونی سه فروند میراژ دشمن به صورت گسترده در محافل داخلی و جهانی بازتاب داشت به طوری که ارتش بعثی اعلام کرد که دو فروند از جنگنده‏های عراقی حین درگیری به هم خورده‏اند و ایران تنها یک فروند از جنگنده‏های عراق را سرنگون کرده است. به هر روی، به دنبال این عملیات که سراسر با فضل و یاری الهی توأم بود، چنان طراحان و گردانندگان نیروی هوایی عراق را مات و متحیر کرد که آنها تا 29 اسفند همان سال، جرأت طراحی و حمله به تأسیسات اقتصادی کشورمان را در خلیج فارس پیدا نکردند. در این روز تاریخی (29/12/66) نیز نگارنده (سروان حسین خلیلی) به اتفاق یکی دیگر از دلاورمردان جوان و فارغ‏التحصیلان دانشکده خلبانی نهاجا به نام ستواندوم مهیار امینی‏نسب توانستند در حمله‏ای که در پگاهان روز ملی شدن نفت علیه شناورهای ایرانی تدارک دیده شده بود و خلبانان عراقی قصد داشتند حتی به تأسیسات خارک حمله کنند؛ بلافاصله پس از بلند شدن با شلیک دو تیر موشک «اسپارو» یک فروند دیگر از جنگنده‏های دشمن سرنگون شد.

بر اثر این ضربات، نیروی هوایی عراق تا رویارویی مستقیم ناوگان آمریکا با نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در 29 فروردین 1367، جرأت و مجال حمله به شناورها و تأسیسات نفتی ایران در خلیج فارس را پیدا نکرد. از آن تاریخ به بعد نیز طراحان عملیاتی و خلبانان عراقی ترجیح دادند تا بیشتر از سواحل امن کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس و خارج از حوزه استحفاظی جنگنده‏های «اف14» بوشهر برای انجام مأموریت‏های خود اقدام کنند.

در فرایند جنگ نفتکش‏ها، طبق اخبار شرکت کشتیرانی «لویدز» لندن، به طور کلی در طی 95 ماه جنگ، بیش از 500 فروند کشتی آسیب دیدند که تنها در سال 1987، شمار 178 فروند مورد حمله قرار گرفتند.

 بر اثر مشکلات اقتصادی ایجاد شده، درآمدهای نفتی ایران در سال‏های 1365 و 1366 به شدت کاهش یافت. در طی این مدت، قیمت نفت از 28 دلار در زمستان 1364 به 10 دلار در بهار 1365 و به کمتر از هفت دلار در هر بشکه در تابستان همین سال کاهش یافت. این درحالی بود که مشکلات صدور نفت و آسیب‏های جدّی به زیرساخت‏های کشور بر اثر جنگ اقتصادی نیز میزان صدور نفت ایران را بسیار محدود کرده بود و این وضعیت رو به وخامت می‏گرایید، به گونه‏ای که اغلب مسئولان اقتصادی کشور (حتی در سال 1365) معتقد بودند که درآمدهای کشور توان خدمت‏رسانی به مردم را همزمان با جنگ ندارد!

دکتر محمود علیزاده طباطبایی (از همافران پیشتاز انقلاب اسلامی در نهاجا) که در آن زمان در سازمان برنامه و بودجه بود، در مصاحبه‏ای ‏گفته است: «ما سالی هفت میلیارد دلار درآمد ارزی داشتیم….، سه میلیارد دلار آن تحت نظر شورای عالی دفاع به جنگ و سه میلیارد دلار به کالاهای اساسی اختصاص می‏یافت. یک میلیارد دلار می‏ماند که با آن باید کشور را اداره می‏کردیم».  

خلاصه این که درآمد نفت ایران از 5/20 میلیارد دلار در سال 1362 به 9/5 میلیارد دلار در سال 1365 و 9 میلیارد در سال 1366 رسید[1]. ضمن این که با به بن‏بست رسیدن عملیات‏ها، مسئولان ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز این احساس را می‏کردند که امکان اجرای عملیات آفندی بزرگ به دلیل نبود جنگ‏افزارها و تجهیزات مناسب و نیز عدم امکان جذب نیروی مورد نیاز داوطلب بسیجی عملاً وجود ندارد و محدودیت‏های وسیع موجود در ارتش و کشور، عملاً اجرای طرح‏های عملیاتی موفق در برابر ارتش عراق را با ابهام مواجه ساخته بود. با این وجود، دلایل اعتقادی هم‏چنان ادامه جنگ تا احقاق حقوق حقه ایران را تحت تأثیر قرار داد و چنین به نظر می‏رسید که در آن هنگام کشور نتوانسته بود به یک همدلی و هم‏نظری بین مسئولین مختلف در مورد راهبرد واحد برای نحوه استمرار و یا خاتمه جنگ برسد

 

منبع: نبردهای هوایی ایران، سرتیپ2 خلبان حسین خلیلی، 1398، ایران سبز، تهران


[1]– یزدان‏فام، محمود «نگاهی سیستمی به بر تأثیر اقتصاد بر پایان جنگ»، فصلنامه مطالعات جنگ عراق و ایران: پژوهشنامه دفاع مقدس، شماره چهاردهم، تابستان 1394، صص 139-137.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده