توپخانه نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در هشت سال دفاع مقدس – بخش چهارم
اشاره : در بخش سوم این مقاله عنوان شد که توپخانه ارتش جمهوری اسلامی ایران از از دقت تیر بهتر و دقیق­تری نسبت به ارتش بعثی برخوردار بود که این خود ناشی از رعایت نکات آموزشی، انضباط آتش و دانش بالای افسران و کارکنان کارآزموده، خلاق و شجاع توپخانه می باشد. بعلاوه در تایید این موضوع نظرات تعدادی از فرماندهان ارشد نظامی نیز بیان شد. و اینک ادامه مقاله:
  • نقش توپخانه و تعاملات فی‌مابین ارتش و سپاه

در دوران دفاع مقدس به لحاظ فرماندهی و مسئولیت عملیات‌ها و تعاملات فی‌مابین ارتش و سپاه به عبارت جامع‌تر، مدیریت عملیات‌ها، سه دوره مطرح است. در این نوشتار می‌خواهیم عملکرد و نقش توپخانه نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران را در این دوران بررسی کنیم.

  • دوره اول زمانی که ارتش در جنگ تنها بود: ( سال اول جنگ)

در این دوره، به‌خصوص در آن روزهای آغازین جنگ که سپاه با بحران‌های داخلی درگیر بود و هنوز برای دفاع انسجام نیافته بود، گروهان و گردانی نداشت و هنوز اعلام بسیج عمومی نشده بود؛ ارتش جمهوری اسلامی ایران مسئولیت مستقیم فرماندهی و اداره امور جنگ و هدایت عملیات در صحنه‌های نبرد را عهده‌دار بود و می‌توان گفت حساس‌ترین ایام جنگ نیز مربوط به این دوره زمانی است که به‌رغم همه محدودیت‌ها نیروهای سه‌گانه ارتش، نیروی زمینی، هوایی و دریایی در برابر دشمن ایستادگی کردند و اولین شهدا و اسرا را تقدیم انقلاب کردند.

در زمین بار مسئولیت سنگین بر عهده نیروی زمینی ارتش بود. کارکنان پایور و وظیفه اعم از سربازان، درجه‌داران و افسران در همه رسته‌های پیاده، زرهی و توپخانه و… بودند که به جبهه‌ها شتافته و همواره در خط مقدم تیر به سینه دشمن می‌زدند. به‌جرئت می‌توان گفت که این نیرو، با نیروهای توپخانه و هوانیروز خود در طول هشت سال دفاع مقدس، حتی لحظه‌ای استراحت و آرامش نداشت و توانست دشمن را زمین‌گیر و عملیات‌های محدودی را نیز در این مرحله از جنگ اجرا کند.

  • توپخانه در دوره اول

نبرد نابرابری که نیروی زمینی ارتش در آغاز جنگ با آن روبه‌رو شد، همانا مقابله با تجاوز ارتش رژیم بعثی عراق- که در قالب سه سپاه و با استعداد ۱۲ لشکر و همچنین ۱۵ تیپ مستقل و سایر یگان‌های پشتیبانی‌کننده- به خاک کشور عزیزمان بود. اوضاع به‌این‌ترتیب بود که نیروی زمینی به خاطر ناهماهنگی‌های ناشی از پیروزی انقلاب، ازنظر تجهیزات و بخصوص نیرو به‌شدت در مضیقه بود. نیروهای موجود فقط می‌توانستند نقش نیروی پوششی را ایفا کنند و این در حالی بود که در پشت سرشان نیروی قابل‌ملاحظه‌ای که عهده‌دار دفاع از مواضع اصلی باشد، وجود نداشت. بنابراین مجبور بودند که کمبود توان رزمی خود را با حداکثر استفاده از قدرت آتش یگان‌های توپخانه موجود جبران کنند.

به همین دلیل، به‌ناچار مهمات بیشتری مصرف می‌شد. درنتیجه مشکل کمبود مهمات و تدارک مجدد آن به وجود می‌آمد. با توجه به اینکه یگان‌ها و لشکرهای نیروی زمینی در جبهه وسیعی گسترش‌یافته بودند، رساندن به‌موقع مهمات در مدت‌زمان کوتاه کار ساده‌ای نبود. وسعت گسترش یگان‌ها با توجه به کمبود یگان توپخانه و همچنین قطاع آتش محدود جنگ‌افزارهای توپخانه، طرح‌ریزی و پوشش آتش را مشکل‌تر می‌کردکه با درایت و دانش بالای افسران غیور و شجاع توپخانه و تلاش و همت والای همه توپچی‌ها، بر همه این مشکلات و کمبودها فائق آمده و با تهیه و اجرای آتش پشتیبانی از رزمندگان در زمان عملیات‌ها علیه دشمن مانند استفاده از پشتیبانی هوایی توسط نیروی هوایی ارتش و هوانیروز و استفاده از آتش گردان‌های توپخانه پشتیبانی آتش حداکثری را برای نیروها فراهم آوردند.

حماسه‌های این دوره یادآور این نکته است که:

تا زمانی که دانشجویان دانشکده افسری در کنار رزمندگان ازجان‌گذشته لشکر۹۲ زرهی اهواز و نیروهای مردمی ۳۴ روز در برابر سه لشکر عراق در خرمشهر مقاومت کردند، تا زمانی که گردان۱۴۴ پیاده از تیپ1 لشکر۲۱ حمزه سیدالشهدا در پنج کیلومتری آبادان خود را فدا کرد، تا نیروهای لشکر۷۷ برسند و مانع از سقوط آبادان شوند، تا زمانی که هواپیماهای نیروی هوایی ارتش خلاف کلیه دستورالعمل‌های رایج با رساندن خود به ارتفاع ۱۰ تا ۲۰ متری زمین واحدهای زرهی عراق را به مسلسل می‌بستند تا رزمندگان زمینی به جای عقب‌نشینی مقاومت کنند؛ تا مقابله با ارتشی که در تعداد هواپیماهای جنگی، در تعداد جنگ‌افزار زرهی و توپخانه و… از برتری بر ما برخوردار بود. همه نشان‌دهنده یک‌چیز بود و هست و آن اینکه ایران و ایرانی جنگ نمی‌خواهد اما اگر جنگی آغاز شود، دشمن سالم از مهلکه بیرون نخواهد رفت.

  • دوره دوم- زمانی که ارتش و سپاه باهم عملیات می‌کردند( مهرماه سال ۱۳۶۰ تا پایان ۱۳۶۳)

در روز هفتم آبان 1360، یعنی یک روز قبل از اجرای عملیات طریق‌القدس طی امریه‌ای که فرماندهی نیروی زمینی ارتش و قرارگاه عملیاتی کربلای1 ابلاغ کرد، مسئله هماهنگی مشخص شد. این دوره است که تقریباً برای مدت سه تا سه سال و نیم، در مدیریت دفاعی و عملیاتی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ((الگوی دو فرماندهی)) حاکم بود، که چگونگی انجام این الگو، تأثیرات مثبت و منفی آن، و بحث رعایت اصل وحدت فرماندهی و… لازم و ضروری است و نیاز به بحث تخصصی دارد و مجالی دیگر.

به‌منظور تعامل و هماهنگی بین ارتش و سپاه در دوران دفاع مقدس قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا حضوری فعال داشت و در مواقع لزوم به ارتش جمهوری  اسلامی ایران و سپاه پاسداران دستور می‌داد که در خصوص موضوعات مختلف، به یکدیگر کمک کنند و این کمک‌ها نیز صورت می‌گرفت. به‌هرحال، در این دوره به‌ویژه در سال دوم جنگ عملیات‌های پیروزمند چهارگانه شامل عملیات ثامن‌الائمه(ع)،طریق‌القدس، فتح­المبین و بیت‌المقدس به‌طور مشترک توسط رزمندگان ارتش و سپاه پاسداران اجرا شد.

  • آتش پشتیبانی رزمندگان بر عهده توپخانه ارتش

همان‌طور که می‌دانیم تا قبل از عملیات بیت‌المقدس برخی از یگان‌ها مانند مهندسی، توپخانه و… هنوز در سپاه تشکیل نشده بود و یا در مرحله ابتدایی شکل‌گیری بود. در عملیات بیت‌المقدس، سپاه با استفاده از تعدادی عراده توپ غنیمت گرفته‌شده از عملیات‌های طریق‌القدس و فتح‌المبین، ۱۰ آتشبار چهار توپی تشکیل و در این عملیات شرکت داد. اما به‌رغم تلاش عزیزانمان در سپاه، با آن استعداد اندک، قادر به پشتیبانی مؤثر از یگان‌های تک­ور نبودند. ازاین‌رو می‌توان نتیجه گرفت، که اجرای آتش پشتیبانی رزمندگان، در زمان عملیات‌های آفندی و به هنگام پدافندها بر عهده توپخانه نیروی زمینی ارتش بوده است.

نکته دیگر اینکه، بر اساس یکی از اصول کاربرد توپخانه مبنی بر اینکه ((توپخانه در احتیاط قرار نمی‌گیرد))، فراهم نمودن پشتیبانی آتش مداوم، و تحت هرگونه شرایط جوی و زمین، همواره نصب­العین فرماندهان توپخانه بوده و در دوران دفاع مقدس با تلاش بی‌وقفه و اجرای آتش‌های به‌موقع، نزدیک و دقیق روی نیروها و تأسیسات دشمن، یگان‌های رزمی را پشتیبانی می‌کرده‌اند.

 

منبع: مجله صف شماره 359، مهر 1389، ساعس اجا، ص139ش

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده