ارتش در دفاع مقدس-2 (انتشار مجدد)
سرتیپ2 ستاد مسعود بختیاری پژوهشگر هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی نقش ارتش در دفاع مقدس موضوعی است که مورد علاقه آحاد مردم شریف ایران اسلامی و به ویژه تحلیلگران، محققان و پژوهشگران عرصۀ دفاع مقدس و 8 سال حماسه های آن می باشد. به همین جهت در اینجا مقاله جامعی که توسط امیر بختیاری از اساتید پیشکسوت دانشکدۀ فرماندهی و ستاد ارتش و از طراحان عملیاتهای دوران دفاع مقدس که البته از اساتید و پژوهشگران هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی نیز می باشند.

به رشتۀ تحریر در آمده را در چند قسمت تقدیم حضور نمائیم، به امید آنکه مورد استفاده و بهره برداری قرار گیرد.

قسمت دوم:
    به اعتقاد رهبر معظم انقلاب و فرماندهی کل قوا، در اوایل انقلاب سه فشار متضاد در آن واحد روی ارتش جمهوری اسلامی ایران اقرار داشت(خطبه های نماز جمعه فروردین ماه 1365).
    یکی فشار گروه های چپ که با اصل  بودن  این ارتش مخالف بودند و همت گماشته بودند که بهر وسیله ای آنرا منهدم و متلاشی کنند و علت معلوم بود، این ها میدانستند که بدنه ارتش از همین توده مردم و از همین ملت هستند. در خانواده های مؤمن پرورش پیدا کرده اند. مادرهای مؤمن آنها را بزرگ کرده، اینها دل و روحشان مسلمان و مؤمن است.
    گروه های چپ می خواستند این ارتش نباشد و در عین حال خباثت و رذالت آن ها مانع از این نبود که در داخل همین ارتشی که شعار انحلال آنرا سرداده بودند نفوذ های خودشان را وارد کنند و عناصری را فریب دهند.
    یک فشار دیگر از طرف گروه ها و عناصر دست راستی و وابسته به رژیم ساقط شده گذشته وارد می آمد که به وسایل گوناگون ارتش را به جدا شدن از مردم و انقلاب تحریک می کرد.
    و بالاخره یک فشار هم از سوی عناصر ناباب و فرصت طلبی بود که در داخل ارتش خرابکاری و تحریک می کردند.
    این فشار های درونی و بیرونی و فشار روانی ناشی از ایراد اتهامات اهانت آمیز و سنگینی مانند وطن فروشی و نوکری بیگانه توسط عناصر و گروه های خود فروخته، به ارتشی که خود را وظیفه شناس و وطن دوست می دانست پایه و اساس ارتش را که همانا انضباط است متزلزل نموده و یک حالت تردید، نگرانی، سراسیمگی و آشفتگی را بر ارتش حاکم نموده و وضع بهم ریخته ای را بوجود آورده بود.
    علاوه بر مسئله تزلزل انضباط و روحیه، که آمادگی رزمی ارتش را کاهش می داد اقدام غیر منتظره وزیر دفاع وقت در زمینه کاهش مدت خدمت پرسنل وظیفه به یکسال (آن هم در ارتشی که بیش از 60 درصد پرسنل آنرا افراد وظیفه تشکیل می دادند.) و مواردی دیگر به کاهش هر چه شدیدتر توان رزمی ارتش منجر شد.
    در اوایل سال 1358 امام راحل(ره) با صدور فرمان خردمندانه و تاریخی خود مشروعیت ارتش را بیان نموده و اعلام داشتند که، ارتش مورد حمایت شخص رهبر بوده و ارتش جمهوری ارتشی سلامی متعلق به مردم ایران است، این حمایت ارزشمند و بموقع رهبری انقلاب روحیه ارتش را بالا برد، اما فشار نیرو های ضد انقلاب روی ارتش با هدف فروپاشی آن،کماکان ادامه داشت.
    علیرغم وضعیت بحرانی و خرد کننده ای که ارتش با آن مواجه بود بمحض بلند شدن نغمه های شوم، ارتش جمهوری اسلامی ایران بنا به اعتقاد به اهداف انقلاب اسلامی و علائق میهن پرستی به منظور جلوگیری از تجزیه کشور، حفظ و صیانت از انقلاب و تأمین امنیت ملی، مردانه پا در رکاب کرد و وارد میدان شد هنوز یک ماه از پیروزی انقلاب نگذشته بود که ارتش در جبهه گسترده ای در غرب کشور با ضد انقلاب درگیر گردید.
    بررسی تاریخی انقلابات در جهان نشان می دهد که انقلابیون چه در روند شکل گیری انقلاب و براندازی رژیم حاکم، و چه پس از کسب پیروزی و برپایی یک نظام تازه تا مدتها ناگزیر از مقابله درگیری و رزم با عناصر نیروهای مسلح وابسته به رژیم سابق بوده اند که یا مستقیماً و یا در کنار سایر عناصر و گروه های ضد انقلابی به ستیز و رویارویی با انقلاب برخاسته اند.
    اما بدنه مردمی ارتش ایران یکی از استثنایی ترین وضعیت ها در تاریخ انقلابات در جهان بوجود آورد و ارتش ایران بجای رودررو و قرار گرفتن با انقلاب، به دفاع از آن و مقابله با تجزیه طلبان داخلی و متجاوزان خارجی برخاست و نیرو های مردمی را که حفظ و حراست از دست آورد های انقلاب را بر خود واجب دانسته و به صحنه های پیکار شتافته بودند در کنار خود گرفت.
    7- با به غرش در آمدن طبل های جنگ توسط عراق، ارتش جمهوری اسلامی ایران که بیش از نیمی از توان خود را در مناطق آشوب زده کردستان و آذربایجان غربی به کار گرفته بود با سرعت و دلاورانه به مقابله با تجاوز عراق شتافت و در بحبوحۀ بحران و شرایط بسیار ناگوار فرماندهی و کنترل، با استفاده از امکانات باقیمانده، به بازسازی خود و تقویت جبهه ها برخاست، لشگر های 77 و 21 پیاده (که گردان هائی از آنان نیز در کردستان بودند) و تعدادی از گردان های توپخانه و هوانیروز تنها یگانهایی بودند که نیروی زمینی می توانست در کمک به یک جبهه یکهزار کیلومتری که دو لشگر زرهی 81 و 92 در آن درگیر شده بودند وارد عمل نمایند، این نیروها به سرعت به پای کار آمدند، لشگر 77 مانع از سقوط آبادان گردید و لشگر 21 پیشروی عراق را به سوی اهداف استراتژیک در شمال خوزستان متوقف کرد، آتش باری گردان های توپخانه و پرواز هلی کوپترهای مسلح در سراسر جبهه ها، برای در هم کوبیدن یگان های در حال پیشروی متجاوز، قطع نمی شد. نه تجاوز عراق و اشغال سرزمین های مقدس میهن اسلامی برای ارتش و مردم ایران قابل تحمل بود و نه امام راحل(ره) با آن روحیه ظلم ستیزی حاضر به مصالحه و سازش با متجاوز.
    هنوز چند روزی از آغاز تهاجم برق آسای زمینی و هوایی عراق علیه ایران نگذشته بود که متجاوز دریافت که برخلاف تصور و برآورد او، ارتش جمهوری اسلامی ایران، علیرغم نا برابری توان رزمی نه تنها از میدان بیرون رفتنی نیست، بلکه سودای به شکست کشاندن استراتژی تجاوز را نیز در سر دارد.
فردای روز اول جنگ، هجوم شکاری بمب افکن های نیروی هوایی (که صدام آن را مرده می پنداشت) به اهداف تاکتیکی و استراتژیکی در داخل خاک عراق و ادامه این حملات، خواب را از چشم متجاوز پراند. روز ششم جنگ، تیپ زرهی دزفول با همه مشکلات خود در منطقه تپه های علی گره در دشت عباس آفندی را علیه را علیه متجاوز سازمان داد.
    نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران نیروی دریایی عراق را در سواحل عراق و کانال خور عبدالله محبوس کرد ودر تدارک حمله به پایانه های البکر والامیه عراق برآمد.
    از همان روزهای آغازین جنگ، مردم برای یاری ارتش مشتاقانه به جبهه ها شتافتند این حرکت و حضور، به ارتش روحیه و قوت قلب داده و آن را  در پایداری هر چه بیشتر در مقابل دشمن ترغیب و تشجیع می نمود و پشتیبانی  مردم از جنگ که یکی از اساسی ترین عوامل موثر در پیروزی نهایی است اکنون به عالی ترین و ایثارگرانه ترین شکل خود متجلی شده بود که در طول تاریخ نظامی ایران و جهان سابقه نداشت. ولی در آن موقع و تا ماه ها پس از آن، این رزمندگان از جان گذشته و فداکار عمدتاٌ به علت عدم تشکل سازمانی و نداشتن آموزش، فاقد کارایی لازم بودند و نمیتوانستند در سرنوشت کلی جنگ و جبهه ها تاثیر تعیین کننده داشته باشند، اگر چه بایستی تا حدودی گروه جنگ های نا منظم شهید دکتر چمران را با استعدادی در حدود 200 رزمنده داوطلب که توسط عناصر تیپ نیرو های مخصوص ارتش جمهوری اسلامی آموزش میدیدند از این امر مستثنا کرد.  سپاه پاسداران هم در طول یکسال اول جنگ بصورت یگان های کوچک در پاره ای جبهه ها حضور داشت، بنی صدر علاقه و اعتقادی به حضور و مشارکت سپاه نداشت و با این ترتیب در متوقف کردن متجاوز و جلوگیری از پیشروی دشمن، ارتش جمهوری اسلامی ایران محور و ستون اصلی دفاع مقدس بود.
    در طول سال 58  و نیمه اول سال 59 – در حالیکه 3 لشگر از مجموع 6 لشگر نیروی زمینی همراه با بخشی از یگان های توپخانه، هوانیروز و نیروی هوایی در کردستان و آذربایجان غربی با ضد انقلاب به سختی درگیر رزم و ستیز شده بودند تجاوزات زمینی هوایی عراق به محدوده پاسگاه های مرزی ایران در طول مرزهای مشترک در استان های کرمانشاه، ایلام و خوزستان(طول تقریبی 1000 کیلومتر) تهدید جدیدی برای جمهوری اسلامی ایران بوجود آورد و ارتش ناگزیر گردید در پاسخ به درخواست ژاندارمری، لشگر های 81 و 92 زرهی خود را در طول نوار مرزی سه استان یاد شده برای حمایت از پاسگاه های ژاندارمری گسترش دهد. با این ترتیب ارتش جمهوری اسلامی ایران یک ماه پس از انقلاب در شمال غرب، چند ماه بعد در پاسگاه های مرزی، و بالاخره با تهاجم عراق به ایران در شهریور ماه 1359 درگیر عملیات رزمی شد که تا اعلام آتش بس در جبهه های جنگ در سال 1367، به مدت 9 سال مستمر ادامه یافت.
    به سبب مشکلات گفته شده و همچنین درگیری در شمال غرب  و نوار مرزی و محاصره اقتصادی و تسلیحاتی ایران، در حالیکه روز به روز توان رزمی ارتش کاهش می یافت، ارتش عراق با برنامۀ از پیش طرح ریزی شده ای به تقویت بنیه نظامی و توسعه و تجهیز خود پرداخته بود، به نحوی که در اوایل سال 1359 نیروی زمینی آن کشور حداقل دارای 2 لشگر پیاده، 6 لشگر زرهی و 4 لشگر کوهستانی(جمعاً 12 لشگر) و حدود 30 تیپ مستقل بود و به این ترتیب آن تعادل و توازن قوای طرفین بر هم خورده و به شدت به سود عراق تغییر یافته بود از سوی دیگر آمادگی رزمی همان نیروهای موجود ارتش جمهوری اسلامی نیز به سبب انبوهی از مشکلات گوناگون پرسنلی، درگیری در مناطق آشوب زده و تزلزل سیستم فرماندهی و کنترل به کمتر از 50 درصد تنزل پیدا کرده بود، به کونه ای که می توان گفت که عراق در آغاز تهاجم به ایران از برتری توان رزمی حداقل 8 به 1 برخوردار بود.
    در 31شهریور 1359 هنگامی که ارتش عراق تنها در استانهای کرمانشاه، ایلام و خوزستان با وارد عمل کردن حدود 7 لشگر مجهز پیاده و زرهی خود جبهه ای به طول 1000 کیلومتر برای ایران گشود، نیروی زمینی ارتش ایران فقط لشگرهای 81 و 92 زرهی و تیپ 84 پیاده و گروه رزمی 37 زرهی( آن هم با کمتر از نصف استعداد سازمانی) را در این جبهه ها در مقابل متجاوز داشت، اما همین عناصر قلیل به آنچنان مقاومت دلیرانه ای در مقابل دشمن دست زدند که حدوداًَ ظرف هفته اول از آغاز تهاجم، ارتش متجاوز عراق از ادامه پیشروی بیشتر باز مانده و به جز در محدوده خرمشهر و سوسنگرد که به حملات خود ادامه می داد و در سایر نقاط جبهه های ناگزیر از توقف و اتخاذ حالت دفاعی گردید.

 

 

ادامه مطلب را در قسمت بعدی مطالعه کنید.

منبع: شخص امیر بختیاری و روزنامه اطلاعات مورخ 1377/6/31

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده